سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher
سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher

ریابکوف: اراده کافی برای رسیدن به توافق هسته‌ای وجود دارد - نقل از خبرگزاری فارس

ارسال به دوستان
ریابکوف: اراده کافی برای رسیدن به توافق هسته‌ای وجود دارد

معاون وزیر خارجه روسیه روز پنج‌شنبه گفت: اطمینان دارد که همه شرکت‌کنندگان در مذاکرات هسته‌ای، اراده کافی برای رسیدن به توافق هسته‌ای را دارا هستند.

خبرگزاری فارس: ریابکوف: اراده کافی برای رسیدن به توافق هسته‌ای وجود دارد

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، معاون وزیر خارجه روسیه در سخنانی از تلاش مسکو در کمک به حل موضوع هسته‌ای مورد بحث ایران با قدرت‌های جهانی در آخرین دور از مذاکرات هسته‌ای تا تاریخ 24 نوامبر خبر داد.

«سرگئی ریابکوف» در این زمینه روز گذشته (پنجشنبه) در گفت‌وگو با خبرگزاری «ریا نووستی» اظهار داشت: «ما تعهد خود به این گفت‌گو‌ها و شرکت‌کنندگان آن نشان داده‌ایم و من معتقدم می‌توانیم به راه حلی در این زمینه دست یابیم.»

ریابکوف که در وین و به منظور هماهنگی مدیران سیاسی کشورهای عضو گروه موسوم به 1+5 حضور داشت، در ادامه اظهار داشت: «علائمی را که ما در روزهای اخیر از تهران، واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی دریافت کردیم حکایت از این دارند که گفت‌وگوها در سطح نازل آغاز خواهند شد و سپس شتاب خواهند گرفت.»

وی در ادامه گفت: «بی‌شک آن‌ها با اراده و عزم سیاسی برای یافتن راه حل در این زمینه تا زمان تعیین شده در مذاکرات حاضر خواهند یافت.»

این خبرگزاری در خاتمه نوشت: غرب و اسرائیل ایران را در تلاش جهت ساخت جنگ افزار هسته‌ای متهم می‌کنند در حالیکه تهران تاکید دارد برنامه‌های هسته‌ایش اهداف صلح آمیز دارند.

گفتنی است که قرار است مذاکرات هسته‌ای ایران هفته آینده در عمان از سر گرفته شود.

انتهای پیام/ق

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930816000068#sthash.yrw7Zq1c.dpuf

نقل از سایت تیک-هشدارهای ضدجاسوسی وزارت اطلاعات



تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۵
منبع:
http://tik.ir/fa/news/61553/
سایت خبری وزارت اطلاعات در یادداشتی کوتاه که شماره اول آن منتشر شده ، به بیان برخی هشدارهای ضدجاسوسی پرداخت. متن این یادداشت به شرح ذیل است:

سازمان های اطلاعاتی با استفاده از شیوه ها و شگردهای نوین سعی در کسب اطلاعات محرمانه در ابعاد مختلف را داشته و از آن در راستای ضربه زدن به کشور بهره برداری می نمایند.

علیرغم پیشرفت های گوناگون و خیره کننده ای که در ابزار و ادوات جاسوسی بدست آمده ، سرویس های اطلاعاتی بر این باورند که نیروی انسانی مطمئن ترین و کارآمدترین سرمایه برای دستیابی به اطلاعات پنهان می باشد. لذا به حیله های گوناگون سعی در نزدیک شدن به نخبگان ، متخصصین و عناصر علمی و دانشگاهی کشور را داشته و نسبت به جذب و جاسوس کردن آنها اقدام می نمایند.

در این میان افرادی که مستقیم یا غیر مستقیم ، بالفعل یا بالقوه از قابلیت و میزان دسترسی بالایی در پروژه های استراتژیک و محیط های تحقیقاتی و علمی برخوردارند مورد نظر سازمان های جاسوسی قرار گرفته و توسط آنها با پوشش های مختلف و به ظاهر عادی شکار می شوند.

شکارگاه ها یا کمین گاه های جاسوسی

جاسوسان در عملیات جمع آوری اطلاعات ، از هر امکانی بهره برداری می نمایند که مهم ترین آنها عبارتنداز:

1- دیپلمات ها

2- شرکت های خارجی

3- کارشناسان خارجی

4- توریست ها و مسافران زیارتی و سیاحتی و درمانی

5- تردد در مرزها

6- تحقیق، تحصیل و مطالعات علمی و پژوهشی

7- هیات های علمی و فنی و صنعتی و تجاری

8- همایش ها و مذاکرات موضوعی

9- سفرها و مأموریت‌های خارج از کشور

10- دوره های آموزشی و تبادل علمی و فنی

11- شکار متقاضیان ویزا و اقامت در کشور های غربی با پوشش مصاحبه

خطر سازمان های اطلاعاتی فقط عملیات جاسوسی و جمع آوری اخبار و اطلاعات نیست، بلکه نفوذ و تأثیر گذاری در فرآیند تصمیم گیری و مسائل اجرایی کشور از دیگر برنامه ها و نیازمندی آنها می‌باشد.

سازمان های جاسوسی می خواهند:

الف- اطلاعات و اخبار مورد نیاز خود را جمع آوری کنند.

ب- نقاط ضعف کشور را شناسایی و آنها را تشدید نمایند.

ت- نقاط قوت کشور را شناسایی و آنها را تضعیف نمایند.

ث- در توانایی ها و مقدورات ما نفوذ و آنها را مورد تهاجم قرار دهند.

ج- انگیزه های ملی، میهنی و ارزشی ما را تخریب نمایند. 

وال استریت ژورنال مدعی شد - رئیس جمهور آمریکا نامه ای محرمانه به (حضرت) آیت الله خامنه ای رهبر ایران نوشت


وال استریت ژورنال مدعی شد که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا نامه ای محرمانه به آیت الله خامنه ای رهبر ایران ارسال کرده و در آن تاکید کرده است که دو کشور منافع مشترکی در مبارزه با داعش دارند.

به گزارش سرویس بین الملل «تیک» Tik.ir، در این نامه که در اواسط ماه اکتبر ارسال شده، آمده است که همکاری میان امریکا و ایران برای مبارزه با داعش به توافق هسته ای میان ایران و پنج بعلاوه یک، گره خورده است.


یک مقام آمریکایی در گفتگو با رویترز ارسال چنین نامه ای را تکذیب نکرد.

این نامه، چهارمین نامه ای است که اوباما تاکنون به آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب ایران نوشته است.

در همین حال، جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید در جلسه ی مطبوعاتی امروز خود در پاسخ به سئوالی در مورد گزارش وال استریت ژورنال گفت: من در جایگاهی نیستم که در مورد مکاتبات محرمانه بین رئیس جمهور و یکی از سران جهان سخن بگویم.

وی افزود: سیاست آمریکا در قبال ایران تغییر نکرده است و ما همچنان خواستار تعامل با این کشور بر سر برنامه هسته ای هستیم.

ارنست اضافه کرد: ما همچنین به دنبال تعامل با ایران در خصوص داعش در حاشیه مذاکرات هسته ای هستیم.

الحیات: توافق ایران و آمریکا علیه داعش: آسمان برای واشنگتن و زمین برای تهران!


لحیات نوشت: ایران در حمایت کردستان عراق هیچ تردیدی به دل راه نداد. بارزانی نیز اعلام کرد که تهران به آنها تسلیحات ارائه کرده است. 

به گزارش سرویس بین الملل «تیک» Tik.ir، در یمن، آیا می‌توان به جامعه بین المللی امید کمک هایی از جنس ایران را داشت؟ به عبارت بهتر، آیا می‌توان انتظار داشت کشورهای بزرگ در حمایت از توافقنامه صلح و شراکت و پیش از آن، طرح شورای همکاری خلیج فارس موضع گیری کنند؟ این کشورها تا کجا از توافقنامه صلح و شراکت حمایت خواهند کرد؟ ناظران نیازی به مراجعه به گذشته دور ندارند. همچنان صحنه‌های سوریه و عراق در مقابل چشم ما است. 

در عراق، هماهنگی آمریکا و ایران به روشنی دیده می‌شود: آسمان برای ما و زمین برای شما؛ و شبه نظامیان مورد حمایت ایران جولان می‌دهند. حتی در رسانه‌های غربی به اقدامات آنان اشاره نمی‌شود. آیا این وضع شبیه به آنچه در یمن روی می‌دهد نیست؟ نمی‌توان موضع واشنگتن و متحدان اروپای غربی آن را در خصوص حوادث یمن، ضعف آنان توصیف کرد، بلکه آنان بی‌اعتنا هستند و این خطرناک‌تر است.

برخی می‌گویند یمن دامی است که ایران در آن افتاده است. یمن کشوری مشکل‌دار است و قبایل آن مسلح هستند و پیش بینی می‌شود تهران در این کشور با نبرد فرسایشی مواجه شود. ولی نمی‌توان به این مسئله اعتماد کرد. قبایل یکدست نیستند. علاوه بر این، مهار سیاسی یا طایفه‌ای در زمان آشوب و هراس، بیشتر از زمان صلح نتیجه می‌دهد.

ایران با استفاده از اقلیت‌ها یا احزاب مسلح توانست بر کشورهای عربی سیطره سیاسی پیدا کند. تهران از طریق توافق با احزاب حاکم -مانند مورد سودان- در کشورهای عربی جولان می‌دهد. ایران نیازی به اشغال شمال یمن و جنوب آن از طریق حوثی‌ها یا دیگران ندارد. فقط برای این کشور کافی است که بر تصمیم گیری‌های سیاسی در این کشور سیطره پیدا کند و به این ترتیب، نیروهای خود را در همه سمت‌های کلیدی یمن مستقر کند. 

زندگینامه حضرت ابوالفضل -نقل از سایت بیتوته


زندگینامه حضرت ابوالفضل


 

عباس،فرزند علی و امّ البنین، در روز چهارم شعبان سال 26 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.مادرش فاطمه، دختر حزام بن خالد بود که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند.

 

امام علی( ع ) ده سال پس از وفات حضرت فاطمه ، با امّ البنین ازدواج کرد. خواستگاری این ازدواج را برادرش عقیل انجام داد .

 

می گویند هنگام ورود امّ البنین به خانه علی (ع) امام حسن و حسین بیمار بودند و او از آنان پرستاری کرد تا خوب شدند.امّ البنین اجازه نمی داد که اورا فاطمه صدا کنندزیرا می ترسید یاد غم های فاطمه برای علی و فرزندانش زنده شود و باعث ناراحتی آنان شود .

 

ثمره ازدواج علی(ع) با فاطمه بنت حزام،چهار پسر به نام های عباس،عون ، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود.فاطمه را به علت داشتن این چهارپسر،امّ البنین(مادر پسران) نامیده اند.امّ البنین آن چنان به امیرالمؤمنین وفادار بودکه پس از شهادت آن حضرت ، شوهر دیگری اختیارنکردبا آن که بیش از بیست سال پس از آن حضرت زنده بود .

 

وقتی عباس به دنیا آمد،امام علی(ع) در گوش او اذان و اقامه خواند،نام خدا و رسول را به گوش او خواند و نام او را عباس نهاد . امام گاه گاهی قنداق عباس را در آغوش می گرفت، بازوانش را می بوسید و گریه می کرد .روزی امّ البنین علّت این گریه را پرسید ؛ امام در جواب فرمود : این دست ها در راه کمک به حسین قطع خواهند شد .

 

عباس در خانه علی و در دامان مادری با ایمان و وفادار و در کنار حسن و حسین (ع) رشد کرد واز این خاندان پاک درس های بزرگ انسانیت، شهادت و صداقت آموخت .

 

روزی حضرت علی (ع) ، عباس خرد سال را در کنار خود نشاند و به او گفت : بگو یک . عباس گفت : یک . امام فرمود : بگو دو . عباس از گفتن خودداری کرد. وقتی امام علت را جویا شدجواب داد : شرم می کنم با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ام ، دو بگویم .

 

عباس نه تنها در قامت رشید بود،بلکه در خِرَد برتر و در جلوه های انسانی هم رشید بود.او به یقین می دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده و می دانست که برای عاشورا به دنیا آمده است .

 

عباس در سنین دوازده تا چهارده سالگی،زمانی که علی ( ع ) با دشمنان درگیر بود،در برخی از جنگ ها شرکت داشته و با آن که زیاداجازه جهاد به اوداده نمی شد،ولی درهمان نوجوانی حریف قهرمانان نامی عرب بوده است:

 

در یکی از روزهای جنگ صفّین،نوجوانی نقابدار از سپاه علی (ع) به میدان آمد.ترس و دلهره  سپاه معاویه رادربرگرفت.هر کس ازدیگری می پرسید این نوجوان کیست که این طورشجاعانه  پابه میدان جنگ نهاده است ؟ از سپاه معاویه کسی جرأت نکرد پا به میدان بگذارد.معاویه به سردار نامی خود،ابن شعثاء،دستور داد تا به جنگ این نوجوان برود؛ ابن شعثاء در جواب گفت: مرا حریف ده هزار نفردرجنگ می دانند،چگونه مرا به جنگ با کودکی می فرستی؟بهتر است یکی ازپسرانم رابرای کشتن او بفرستیم.معاویه قبول کردو ابن شعثاء فرزند بزرگ خود را برای جنگ بااین نوجوان به میدان فرستاد.امّا او دریک چشم به هم زدن به دست این نوجوان کشته شد.ابن شعثاء فرزنددوم خودرا فرستاد،او نیز کشته شدو به این ترتیب هرهفت پسراو کشته   شدندوخود اوبا عصبانیّت پا به میدان گذاشت وبه آن نوجوان دلاور گفت:تو پسران مرا کشتی ، به خدا قسم پدر و مادرت را به عزایت خواهم نشاند.ولی خوداونیزدرمدّت کوتاهی به پسرانش پیوست.همه با تعجّب به این نوجوان شجاع نگاه می کردند. امام(ع) اورا پیش خودخواندونقاب او را برداشت وپیشانی اورا بوسید.همه با تعجّب دیدند که او عباس پسر امیرالمؤمنین است.

 

همچنین درجنگ صفین،زمانی که سپاه معاویه راه آب رابه روی امیرالمؤمنین و سپاهش بسته بودند؛امام (ع) جمعی رابه فرماندهی امام حسین (ع) جهت باز کردن راه فرستادکه عباس هم در آن جمع حاضر بوده و در رکاب برادرش جنگیده است .

 

عباس چهارده ساله بودکه پدرش درواقعه محراب خونین کوفه دررمضان سال چهلم هجری به  شهادت رسید.او با چشمانی اشکبار و خاطری اندوهگین،شاهد دفن شبانه و پنهانی پدرش بوده است.او هرگز توصیه ای راکه پدرش در شب 21 ماه رمضان در آستانه شهادتش به عباس کرد ، از یاد نبرد . آری امام از او خواست که در عاشورا و در کربلا برادرش حسین را تنها نگذارد.

 

پس از شهادت امام علی (ع) عباس سال های تلخ امامت برادرش حسن (ع) را هم تجربه کرد.

 

سالهایی که حیله گری های معاویه و ستم های امویان اوج گرفته بود و بسیاری از یاران وفادار امام علی و امام حسن (ع)،از جمله حجر بن عدی و عمرو بن حمق به شهادت رسیدند.دورانی که وعّاظ در منبر ها معاویه را مدح و به علی (ع) ناسزا می گفتند .

 

وقتی امام حسن(ع) مسموم و شهید شد . عباس24 سال داشت.شهادت امام حسن بار دیگر بنی هاشم راسوگوار کرد عباس نیز به همراه خاندان پیامبر در غم واندوه ازدست دادن برادرش متأثّر و اندوهگین شد . عباس چند سال بعد از شهادت پدرش ، در سن هیجده سالگی با لُبابه دختر عبداللّه بن عبّاس ازدواج کرد . عبداللّه راوی حدیث و از شاگردان لایق و برجسته علی (ع) بود و لبابه در محیطی عرفانی و مذهبی تولدو رشد یافته بود.حاصل ازدواج عباس بالبابه دو فرزند به نامهای عبیداللّه و فضل بود.میگویند بعد از تولد فضل به عباس لقب ابوالفضل (پدر فضل ) دادند. امّا برخی دیگر عقیده دارند عباس به خاطر فضل بی پایانش به این لقب خوانده می شود .

 

عباس درهمه دوران زندگی اش،همراه برادرش امام حسین(ع) بود.او جوانی خودرا صرف خدمت به امام حسین (ع) کرد.او درمیان جوانان بنی هاشم شکوه و احترام خاصّی داشت و آنان مانند پروانه هایی برگرد شمع عباس حلقه ای از عشق و وفا به وجود آورده بودند.آنان حدودسی نفر بودند و در رکاب امام حسن و حسین (ع) همواره آماده شهادت و حماسه بودند .

 

پس از مرگ معاویه،هنگامی که حاکم مدینه امام حسین رابه دارالإماره دعوت کردتاپیام یزید را به او تسلیم نماید،عباس به همراه این سی نفردر بیرون ازدارالإماره حاضر بودندو ترس ازحضور آنان باعث شد که در آن روز هیچ خطری امام را تهدید نکند.

 

عباس سرپرستی قافله امام حسین را در کوچ به کربلا بر عهده داشت .او در کربلا حماسه ای آفرید که تاریخ نظیر آن را در برگ های خود ندارد . او با پس زدن امان نامه امویان بزرگترین درس وفاداری به معشوق را در جامعه انسانی به یادگار گذاشت .

 

در روز عاشورا و در صحرای سوزان کربلا ، عباس با دیدن لبهای خشکیده و چشمان اشکبار  فرزندان امام (ع) ، بی اختیار مشک آب را بر دوش گرفت و رفت تا بزرگترین امتحان زندگی اش را پس دهد . اورفت و با شجاعت صف دشمن را شکست،خود را به آب فرات رساند، مشک را پر کرد و با لبهایی تشنه به آب ضلال فرات نظاره کرد،جرأت نکرد جرعه ای بنوشد.چون حسین و فرزندانش تشنه بودند و شایسته نبود او قبل از آن ها خود را سیراب کند .

 

دشمن خوب می دانست که تا بازوان عباس بر تن اوست،توان برابری با او را ندارند.به همین علّت بازوان عباس هدف قرار گرفت.عباس برای حفظ آب دو دست خود را از دست دادوبا ضربه های دشمنان از اسب به پایین افتاد .امام حسین(ع)خود را به بالین عباس رساندواو در آغوش برادر به دیدار محبوب شتافت و امام را با کوله باری ازغم و اندوه درکربلا تنها گذاشت.عباس در موقع شهادت 35 سال داشت .

 

امام سجّاد (ع) درباره عمویش عبّاس چنین می فرماید:خداوند،عمویم عباس را رحمت کند که درراه برادرش ایثارو فداکاری کرد و ازجان خود گذشت.چنان فداکاری کردکه دو دستش قطع شد.

 

خداوند نیز به او همانندجعفر بن ابی طالب،درمقابل آن دو دست قطع شده،دو بال عطا کردکه با آن ها در بهشت با فرشتگان پرواز کند.عباس نزد خدا، مقام و منزلتی داردبس بزرگ،که همه شهیدان در قیامت به مقام والای او غبطه می خورند و رشک می برند .


===

http://www.beytoote.com/religious/bozorgan-din/ablofazl-baha-biography.html-نقل از بیتوته-

زندگینامه حضرت امام حسین "ع"نقل از موسسه حضرت ولی عصر "عج"

زندگینامه امام حسین (ع)
 
دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچه ای سپید (2) (س ) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول یا هفتمین روز


 ولادت با سعادتش ، امین وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسین ) خوانده می شود نام بگذار. (4)برای  موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پیغمبران هستی .

و به این ترتیب نام پرعظمت "حسین " از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای  کشت ، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.

 
حسین (ع ) و پیامبر (ص )

از ولادت حسین بن علی (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز می داشت ، به بزرگواری  و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوی  خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو


 بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان ، (8) قائم ایشان (امام زمان "عج ") می باشد.

انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری ، فرمود:

بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد و (9) حسن و حسین را، (10) آنان را می بویید و می بوسید. ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عین حال اعتراف می کند که : "رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه های  خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد، وقتی به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا


 دوست (11) داشته ، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است .
عالی ترین ، صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله رسول گرامی  اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسین از من و من از (12) حسینم 


حسین (ع ) با پدر


شش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپری شد، و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت ، مدت سی سال با پدر زیست . پدری که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگی  نگذرانید، جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت . پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند،همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند.

 در تمام این مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد، و در چند سالی که حضرت علی (ع ) متصدی خلافت ظاهری شد، حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامی ، مانند یک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش می کوشید، و در جنگهای  "جمل "، "صفین " و "نهروان " شرکت و به


 این ترتیب ، از پدرش امیرالمؤمنین (ع ) و دین خدا حمایت کرد و (13) داشت . حتی گاهی در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد.

در زمان حکومت عمر، امام حسین (ع ) وارد مسجد شد، خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن می گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: "از منبر (14) پدرم فرود آی ....



امام حسین (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت علی (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع )مامت و رهبری شیعیان به حسن بن علی (ع )، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع )، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) که دست پرورد وحی محمدی و ولایت علوی بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح


 اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتیها را تحمل نماید، امام حسین (ع ) شریک رنجهای برادر بود و چون می دانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین معاویه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش را به بدگویی  نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود، امام

 حسین (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوی  معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش را به کنارش بگذارد، ولی امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسین (ع ) پذیرا شد و به جایش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاویه (15) برآمد، و با بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .


امام حسین (ع ) در زمان معاویه


چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنیا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن علی (ع ) امامت و رهبری شیعیان به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید. امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده ، سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی  و قوانین خداوند است ، و از این حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج می برد، ولی نمی توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامی پایین بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نیز وضعی مشابه او داشت .


امام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگی قدرت بپردازد، پیش از هر جنبش و حرکت مفیدی به قتلش می رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پیشه ساخت که اگر برمی خاست ، پیش از اقدام به دسیسه کشته می شد، و از این کشته شدن هیچ نتیجه ای گرفته نمی شد.

بنابراین تا معاویه زنده بود، چون برادر زیست و علم مخالفتهای بزرگ نیفراخت ، جز آن که گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی  که معاویه از مردم برای ولایت عهدی یزید، بیعت می

 گرفت ، حسین به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولی عهدی او را نپذیرفت و حتی گاهی  (16) سخنانی  تند به معاویه گفت و یا نامه ای کوبنده برای او نوشت .
معاویه هم در بیعت گرفتن برای یزید، به او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت ...

قیام حسینی
یزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند،و برای این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند، مصمم شد برای نامداران و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور، نامه ای به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که برای من از حسین (ع ) بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم این خبر را

 به امام حسین (ع ) رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود:

"انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل (17) یزید آن گاه که افرادی چون یزید، (شراب خوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتی  ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند، باید فاتحه اسلام را خواند. (زیرا این گونه زمامدارها با نیروی اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بین می برند.)

امام حسین (ع ) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است ، اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفی از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید، در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت ، و این خبر تا به کوفه هم رسید. کوفیان از امام حسین (ع ) که در مکه بسر می برد دعوت کردند تا به سوی آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل ، پسر عموی خویش را به کوفه فرستاد تا

 حرکت و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت کردند، و مسلم هم نامه ای  به امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فوری امام (ع ) را لازم گزارش داد.


هر چند امام حسین (ع ) کوفیان را به خوبی می شناخت ، و بی وفایی  و بی دینی شان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد، و لیکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوی کوفه حرکت کند.
با این حال تا هشتم ذی حجه ، یعنی روزی  که همه مردم مکه عازم رفتن به "منی " بودند و هر کس

 در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه (18) برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی با اهل بیت و یاران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت ، یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ، بلکه علیه او قیام کرده است .


یزید که حرکت مسلم را به سوی کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود، ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنی امیه بود) به کوفه فرستاد. ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهایی با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگی دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهید شد.

(سلام خدا بر او باد). و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت ، و کار به جایی رسید که عده ای از همان کسانی که برای امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسین (ع ) از همان شبی که از مدینه بیرون آمد، و در تمام مدتی که در مکه اقامت گزید، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهی به اشاره ، گاهی به اعلان می داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی یزید و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی هدفی ندارم .

و این مأموریتی بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتی اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیری خانواده اش اتمام پذیرد. رسول گرامی (ص ) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع ) پیشوایان پیشین اسلام ، شهادت امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند. حتی در هنگام ولادت امام حسین (ع )، و خود امام حسین (ع ) به (19) رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.

علم امامت می دانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد، ولی او کسی نبود که در برابر دستور آسمانی  و فرمان خدا برای جان خود ارزشی قائل باشد، یا از اسارت خانواده اش واهمه ای  به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدی خدا بر او باد) .

خبر "شهادت حسین (ع ) در کربلا" به قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته ، از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن علی (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدینسان حرکت امام حسین (ع ) با آن درگیریها و ناراحتیها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشدید کرد. بویژه که خود در طول راه می فرمود: "من کان باذلا فینا مهجته (20) و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.


هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بیاید. و لذا در بعضی از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر منصرف سازند.
غافل از این که فرزند علی  بن ابی طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر، و از دیگران به وظیفه خویش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشید.
باری امام حسین (ع ) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد، و کوچکترین خللی در تصمیمش راه نیافت .


سرانجام ، رفت ، و شهادت را دریافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر یک ستاره ای درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهایشان شنهای گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقی مانده بسترهای  گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نیست ، و اساسا اسلام از بنی امیه و بنی امیه از اسلام جداست . 


راستی هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) به وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند، و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوترانیهای او و عمالش را می شنیدند، چقدر از اسلام متنفر می شدند، زیرا اسلامی که خلیفه پیغمبرش یزید باشد، به راستی نیز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت را به گوش مردم برسانند. و شنیدیم و خواندیم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید، هماره و همه جا دهان گشودند و فریاد زدند، و پرده زیبای  فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنی امیه برداشتند و ثابت کردند که یزید سگ باز وشرابخوار است ،


 هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریکه ای که او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست . سخنانشان رسالت شهادت حسینی را تکمیل کرد، طوفانی  در جانها برانگیختند، چنان که نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستی و رذالت و دناءت گردید و همه آرزوهای طلایی و شیطانیش چون نقش بر آب گشت . نگرشی  ژرف می خواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت .


از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شیعیانش ، و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتیدنش را، سالروز قیام و شهادتش را با سیاه پوشی  و عزاداری محترم می شمارند، و خلوص خویش را با گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز می دارند. پیشوایان مآل اندیش و معصوم ما، هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنایتی خاص داشتند. 
غیر از این که خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند، در فضیلت عزاداری و محزون بودن برای آن بزرگوار، گفتارهای متعددی ایراد فرموده اند. ابوعماره گوید: "روزی به حضور امام


 ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم ، فرمود اشعاری در سوگواری حسین برای ما بخوان . وقتی شروع به خواندن نمودم صدای گریه حضرت برخاست ، من می خواندم و آن عزیز می گریست ، چندان که صدای گریه از خانه برخاست .

بعد از آن که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام (21) حسین (ع ) مطالبی بیان فرمود و نیز از آن جناب است که فرمود: "گریستن و بی تابی کردن در هیچ مصیبتی شایسته (22) نیست مگر در مصیبت حسین بن علی ، که ثواب و جزایی گرانمایه دارد.

باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که یکی از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شیعیان ما بگویید که به زیارت مرقد حسین بروند، زیرا بر هر شخص باایمانی که (23) به امامت ما معترف است ، زیارت قبر اباعبدالله لازم می باشد.

امام صادق (ع ) می فرماید: "ان زیارة الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال . (24) همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیده ای ارزش و فضیلتش بیشتر است .
زیرا که این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است که به جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویی  روح را به سوی ملکوت خوبیها و پاکدامنیها و فداکاریها پرواز می دهد. هر چند عزاداری و گریه بر مصایب حسین بن علی (ع )، و مشرف شدن به زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و

 حماسه ساز کربلایش ارزش و معیاری والا دارد، لکن باید دانست که نباید تنها به این زیارتها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد، بلکه همه این تظاهرات ، فلسفه دین داری ، فداکاری و حمایت از قوانین آسمانی را به ما گوشزد می نماید، و هدف هم جز این نیست ، و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینی آموختن انسانیت و خالی بودن دل از هر چه غیر از خداست می باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر

 قضیه بپردازیم ، هدف مقدس حسینی به فراموشی می گراید.

اخلاق و رفتار امام حسین (ع )
با نگاهی  اجمالی به 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجویی  حسین (ع )، درمی یابیم که هماره وقت او به پاکدامنی  و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهیم عمیقی والاتر از درک و دید ما گذشته است . اکنون مروری  کوتاه به زوایای زندگانی آن عزیز، که پیش روی ما است :


جنابش به نماز و نیایش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیاری  و حتی در آخرین شب (25) داشت . گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز می گزاشت .
زندگی دست از نیاز و دعا برنداشت ، و خوانده ایم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خدای

 خویش به خلوت بنشیند. و فرمود: "خدا می داند که من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم  (27) حضرتش بارها پیاده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثیر در کتاب "اسد الغابة " می نویسد: "کان الحسین رضی الله عنه فاضلا کثیر الصوم و الصلوة و


 الحج و الصدقة و افعال (28) الخیر جمیعها. حسین (ع ) بسیار روزه می گرفت و نماز می گزارد و به حج می رفت و صدقه می داد و همه کارهای پسندیده را انجام می داد.
شخصیت حسین بن علی  (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتی با برادرش امام مجتبی (ع ) پیاده به کعبه می رفتند، همه بزرگان و شخصیتهای اسلامی به (29) احترامشان از مرکب پیاده شده ، همراه آنان راه می پیمودند.


احترامی که جامعه برای  حسین (ع ) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگی  می کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمی جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان دیگران از مواهب و مصائب یک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ایمان بی تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و یاور مردم ساخته بود.


و گرنه ، او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمی بستند، و حرم رسول الله (ص ) را برای او خلوت نمی کردند... این روایت یک نمونه از اخلاق اجتماعی اوست ، بخوانیم :

روزی از محلی عبور می فرمود، عده ای از فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی  می خوردند، امام حسین (ع ) می گذشت که تعارفش کردند و او هم پذیرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت : "ان الله لا یحب المتکبرین "، خداوند متکبران را دوست نمی دارد. (30)

پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنید. 
آنها هم دعوت آن حضرت را پذیرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدین ترتیب پذیرایی گرمی  (31) هر چه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند، از آنان به عمل آمد، و نیز درس تواضع و انسان دوستی را با عمل خویش به جامعه آموخت .

شعیب بن عبدالرحمن خزاعی  می گوید: "چون حسین بن علی (ع ) به شهادت رسید، بر پشت مبارکش آثار پینه مشاهده کردند، علتش را از امام زین العابدین (ع ) پرسیدند، فرمود این پینه ها اثر کیسه های  غذایی است که پدرم شبها به دوش می کشید و به خانه (32) زنهای  شوهرمرده و کودکان یتیم و فقرا می رسانید.

شدت علاقه امام حسین (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمایت از ستم دیدگان می توان در داستان "ارینب وهمسرش عبدالله بن سلام " دریافت ، که اجمال و فشرده اش را در این جا متذکر می شویم : یزید به زمان ولایت عهدی ، با این که همه نوع وسایل شهوترانی و کام جویی و کامروایی از قبیل پول ، مقام ، کنیزان رقاصه و... در اختیار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوی شوهردار عفیفی دوخته بود.


پدرش معاویه به جای این که در برابر این رفتار زشت و ننگین عکس العمل کوبنده ای  نشان دهد، با حیله گری  و دروغ پردازی و فریبکاری ، مقدماتی فراهم ساخت تا زن پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش یزید بکشاند. حسین بن علی (ع ) از قضیه باخبر شد، در برابر این تصمیم زشت ایستاد و نقشه شوم معاویه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از یکی از قوانین

 اسلام ، زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدی و تجاوز یزید را از خانواده مسلمان و پاکیزه ای قطع نمود و با این کار همت و غیرت الهی اش را نمایان و علاقه مندی خود را به حفظ نوامیس جامعه مسلمانان ابراز داشت ، و این رفتار داستانی شد که در مفاخر آل علی (ع ) و دناءت و ستمگری بنی امیه ، برای همیشه در تاریخ به یادگار (33) ماند.




علائلی در کتاب "سمو المعنی " می نویسد:

"ما در تاریخ انسان به مردان بزرگی برخورد می کنیم که هر کدام در جبهه و جهتی  عظمت و بزرگی خویش را جهان گیر ساخته اند، یکی در شجاعت ، دیگری در زهد، آن دیگری در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگی امام حسین (ع ) حجم عظیمی است که ابعاد بی نهایتش هر یک مشخص کننده یک عظمت فراز تاریخ است ، گویا او جامع همه (34) والاییها و فرازمندیها است .


 آری ، مردی که وارث بی کرانگی  نبوت محمدی است ، مردی که وارث عظمت عدل و مروت پدری چون حضرت علی  (ع ) است و وارث جلال و درخشندگی فضیلت مادری چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والای عظمت انسان و نشانه آشکار فضیلتهای خدایی نباشد. درود ما بر او باد که باید او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهیم .

امام حسین (ع ) و حکایت زیستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه یک بزرگ مرد تاریخ را برای ما مجسم می سازد، بلکه او با همه خویشتن ، آیینه تمام نمای فضیلتها، بزرگ منشیها، فداکاریها، جان بازیها، خداخواهیها وخداجوییها می باشد، او به تنهایی  می تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشریت را ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنویت و فضیلتهای انسان را ارجمند نمود.

پی نوشتها:
در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع ) اقوال دیگری هم گفته شده است ، ولی  (1)
ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم . ر. به . ک . اعلام الوری طبرسی ، ص .213
احتمال دارد منظور از اسما، دختر یزید بن سکن انصاری باشد. ر. به . ک . اعیان (2)
الشیعه ، جزء ,11 ص .167

امالی شیخ طوسی ، ج 1، ص .377 (3)
شبر بر وزن حسن ، و شبیر بر وزن حسین ، و مبشر بر وزن محسن ، نام پسران هارون (4)
بوده است و پیغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام
نامیده است - تاج العروس ، ج 3، ص ,389 این سه کلمه در زبان عبری همان معنی را
دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد - لسان العرب ، ج ,66 ص .60
معانی الاخبار، ص .57 (5)

در منابع اسلامی درباره عقیقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسیار (6)
مؤثر دانسته شده است . ر. به . ک . وسائل الشیعه ، ج ,15 ص 143به بعد.
کافی ، ج 6، ص .33 (7)

مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 146- کمال الدین صدوق ، ص .152 (8)
سنن ترمذی ، ج 5، ص .323 (9)
ذخائر العقبی ، ص .122 (10)
الاصابه ، ج ,11 ص .30 (11)
سنن ترمذی ، ج 5، ص 324- در این قسمت روایاتی که در کتابهای اهل تسنن آمده (12)
است نقل شد تا برای آنها هم سندیت داشته باشد.
الاصابه ، ج 1، ص .333 (13)

تذکرة الخواص ابن جوزی ، ص 34- الاصابه ، ج 1، ص ,333 آن طور که بعضی از (14)
مورخین گفته اند این موضوع تقریبا در سن ده سالگی امام حسین (ع ) اتفاق افتاده
است .
ارشاد مفید، ص .173 (15)
رجال کشی ، ص 94- کشف الغمة ، ج 2، ص .206 (16)
مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 184- لهوف ، ص .20 (17)
روز هشتم ماه ذیحجه مستحب است که حاجیها به "منی " بروند، و در آن زمان به (18)
این حکم استحبابی عمل می کردند، ولی در زمان ما مرسوم شده است که از روز هشتم
یکسره به عرفات می روند.
کامل الزیارات ، ص 68به بعد - مشیر الاحزان ، ص 9. (19)
لهوف ، ص .53 (20)
کامل الزیارات ، ص .105 (21)
کامل الزیارات ، ص .101 (22)
کامل الزیارات ، ص .121 (23)
کامل الزیارات ، ص .147 (24)
عقد الفرید، ج 3، ص .143 (25)
ارشاد مفید، ص .214 (26)
مناقب ابن شهرآشوب ، ج 3، ص 224- اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (27)
اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (28)
ذکری  الحسین ، ج 1، ص ,152 به نقل از ریاض الجنان ، چاپ بمبک ی ، ص 241- (29)
انساب الاشراف .
سوره نحل ، آیه .22 (30)
تفسیر عیاشی ، ج 2، ص .257 (31)
مناقب ، ج 2، ص .222 (32)
الامامة والسیاسة ، ج 1، ص 253به بعد. (33)
از کتاب سمو المعنی ، ص 104به بعد، نقل به معنی شده است . (34)
==
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=93

پاسخ بنده به نامه اخیر معلم امریکایی

TO : MY NICE AND KIND TEACHER IN USA

PLEASE READ CAREFULLY AND JOIN ME ! DO NOT  HESITATE PLEASE !


At the digital age,the geographical distances between people of the world, become very short,as far as you may not feel them.for example,you may be in USA and me in IRAN,the official policy of USA introduces IRAN as "axis of evil" !, while,the official policy of IRAN, shows USA as "great Satan",meanwhile,the age of digital shows 


and proves that one teacher citizen of USA and another citizen in IRAN CAN SIMPLY PASS THE OFFICIAL POLICY BY USING INTERNET CHATTING,when both CITIZENS in USA and IRAN exchanging their views to each other, they find this fact out that all differences are only between governments not both countries nations,IT 


MEANS that several media and extremists in both states try to make a fake and artificial  enmity between both sides.in fact , new area can help people and citizens all states of the world also IRAN AND USA to make peace 


between their governments by mediate and reconciling both governments that officially have not any kind of relations, be making a deal of  great ties between themselves by using internet tools to avoid more 


misunderstandings and clean all differences for beginning a full friendship relations between both people and governments.

for getting this goal, me "Said Shogaiee Saadi" from SHIRAZ,IRAN, have tried to do the best and useful attempts since 9 yrs ago by establishing about 30 weblogs in PERSIAN AND ENGLISH on internet also at global internet 


social networks.i hereby  invite all peace activists and lovers to join me not only in IRAN AND USA BUT ALL PARTS OF THE WORLD,FOR MAKING A GLOBAL HUMAN CHAIN TO SHOW ALL GOVERNMENTS OF 


THE WORLD THAT WE NEED PEACE NOT WAR,WE NEED CULTURAL TIES NOT ENMITY,WE NEED A CLEAR AND SAFE ALSO CONSTRUCTIVE FUTURE FOR OUR CHILDREN NOT  DEMOLISHING  AND DESTROYING OF THEIR FUTURE.therefor,we can say the digital age is ultimate progress in human being life.


:RESULT:


HOW DO YOU FIND MY INTERNET WEBLOGS AND PAGES ON SOCIAL NETWORKS:

SIMPLY YOU CAN SEARCH MY FULL NAME 'SAID SHOGAIEE SAADI" ON 

YOUR BROWSER.THANKS,SAID SHOGAIEE SAADI,SHIRAZ,IRAN.OCT. 29, 

2014

نامه معلم و استاد امریکایی به بنده سعید شجاعی سعدی.وقتی منطق و زبان فرهنگ درست بکار گرفته شود نتیجه می شود امثال این نامه مهم.


نامه یک معلم و استاد امریکایی به بنده 


 در مورد فعالیتهای فرهنگی و صلح طلبانه و ضد جنگ و تجاوز حقیر


و نیز اشاره به موضوعات مهم مورد مناقشه و اختلاف ایران و امریکا و مشکلاتی نظیر جنایات داعش و دیگر موضوعات


(بنده این نامه را بعنوان مشت نمونه خروار تقدیم می نمایم).

----

باشد تا تنگ نظرانی که بجز خود حاضر نیستند به کسان دیگر(بدلایل حقیقی یا ساختگی) اجازه فعالیت دهند بخود آیند و بدیگرانی که توان و انگیزه و اخلاص  لازم را دارند برای تامین هرچه بیشتر عزت ملت بزرگ و منافع و امنیت ملی و نظام رخصت دهند.خدا را شکر ملت و دولت بزرگ ایران قدرتمندند اما خطرات دور بر ما  آنقدر برزگ و جدی هستند که نباید منافع جناحی و اغراض شخصی و مانند آنها را در حذف و یا نادیده گرفتن توان بالای دیگرانی بکار گیرید

----

 که بصورت بالقوه و بالفعل می توانند در کاهش این خطرات برای میهن بزرگ و نظام  مفید باشند آنهم کسانی که سر سوزنی نه به ثروت و نه شهرت و نه قدرت نظر دارند همه این سه مبارک عاشقان سینه چاکش باد!. عزیزان فقط بیایید ایران عزیز را (خدای ناکرده ) بدون تجزیه شدن و نابود شدن زیر ساختها یش و نفوسش در جنگ نابرابر - قدرتمند و پیشرفته تر و با عزت تر از پیش به دست نسلهای آتی بسپاریم . من شکی ندارم با رهبری شجاعانه و جامع نگر رهبر معظم انقلاب و قدرت ملت و نیروهای مسلح  ارتش دلاور و سپاه شجاع و آمادگی دیگر نیروهای امنیتی و انتظامی چنین هم خواهد شد.   

----

مقدمه:

بارها قبلا بنده ی بی ادعا  سعید شجاعی سعدی بعنوان یک پژوهشگر حوزه فرهنگ و رسانه و روابط بین الملل و یک برنامه ریز اجتماعی و وبلاگنویس دو زبانه در شبکه های مختلف اینترنتی داخلی و مهم خارجی با نزدیک به سه دهه تجربه کاری عرض کرده بودم که دستگاه تبلیغاتی ما بشدت فرسوده و زنگ زده و کم اثر شده است  و احتیاج به یک بازنگری و تجدید اهداف و برنامه و اشخاص بصورت فوری و همه جانبه دارد (مصداق مشخص آن صدا و سیمای

-----

 ما است که در کمیت برنامه و ایجاد شبکه گل کاشته است اما متاسفانه  در کیفیت گل بخودی زده و اکثرایرانیها را ناخواسته بسمت ماهواره های -کشورهای مدعی ما فرستاده است) .دستگاهای تبلیغاتی بیگانه متاسفانه بشدت در تلاس است تا چهره ای داعشی از جمهوری اسلامی ایران بجهانیان ارایه دهند تادر نتیجه نهایتا اتحادی از ناتو و حامیانش درآینده  وادار شوند به ایران حمله همه جانبه نمایند خرابکاری در مذاکرات هسته ای و تلاش گسترده برای جلوگیری از کسب توافق هسته ای با ایران دقیقا برای بستر سازی لازم  و آماده سازی افکار و فضای عمومی صورت می پذیرد.

-----

بهر حال بنده ی بی ادعا سعید شجاعی سعدی با درک این واقعیت از حدود 9 سال قبل بی آنکه کسی از من خواسته باشد و یا ریالی مزد و مواجب گرفته باشم برای حفظ هرچه بیشتر  تمامیت ارضی و منافع و امنیت ملی بعنوان یک شهروند ساده وبی ادعا دست بکار شدم ضمن رعایت قانون و شرع و مصلحت با بکار گیری تمام تجربه و توان علمی و امکانات ضعیف  شخصی برای خنثی کردن و یا دستکم کم اثر کردن ثبلیغات جنگ طلبانه و تجاوز کارانه ضد ملت بزرگ ایران با حدود هفت هزار سال تمدن انسانی وآسمانی  اقدام

-----

 به نگارش صدهها تحلیل و مطلب وانتشار آنها در شبکه های داخلی و بین المللی نمودم . نامه زیر به بنده توسط یکی از شهروندان تحت تاثیر قرار گرفته امریکایی همین فعالیتهای حقیر نوشته شده فقط گوشه ای از اثرات فعالیتهای بنده ی بی ادعا  بوده است.بدلیل تعاریف مستقیم و یا غیر مستقیمی که بعضا از بنده در متن آمده با اجازه شما آنرا ترجمه نمی کنم و برای شما خوانندگان فهیم همین قدر عرض کنم که ایشان در تایید نظرات بنده ضمن اعلام وفاداری به ملت امریکا و ابراز علاقه اش به کشورش دو رییس جمهور اخیر امریکا را بشدت مورد انتقاد قرار داده و از اعمال کشورش در مورد منطقه و جهان ما بشدت ابراز ناراحتی نموده است.

----

متاسفم که برخی افراد تندرو و کسانی که  فکرمیکنند امثال بنده برای منافع آنها خطرناک هستیم و بهمین دلیل بنظر میرسد متاسفانه چشم دیدن حقیربی ادعا را ندارند و لذا نه درکار بزرگ فرهنگی و صلح طلبانه بین المللی مرا یاری دادند و نه در تاسیس مرکز مرتبط با همین فعالیتهایم مجوز صادر نمودند حتی بنظر می رسد در حال پرونده سازی و ایجاد دردسر های جدیدی(علاوه بر قبلی ها  که با نهایت بی شرمی برایم ساخته بودند) میباشند.اگر چنین باشد اعمال مسخره آنها اصلا برایم مهم نیست .برایم حفظ مال و جان و ناموس و خاک ایران اسلامی از تجاوز و دستبرد بیگانگان 

-----

وحشی و بی رحم (چه نوع داعشی و یا نوع غربی و عربی و ترکی و اسراییلی آن باشد) برایم اهمیت دارد و لاغیر . دعامی کنم کسانی که کور قدرت و ثروت و شهرت و شهوتند تا دیر نشده از خواب بیدار شوند چرا که منطقه ما  احتمالا در آینده نه چندان دور  آبستن حوادث بسیار خطرناک است.اگر مذاکرات هسته ای شکست بخورد تردید ندارم عربستان و اسراییل و ترکیه و امارات و غیره بلافاصله دست بکار می شوند تا با جوسازیهای خود بر علیه جمهوری اسلامی ایران نهایتا به بهانه دخالت جمهوری اسلامی در یمن و سوریه وعراق و بحرین و ساخت بمب اتمی و اشغال جزایر سه گانه ایرانی ! و دارا بودن منش داعشی (بلانسبت نظام ) فضایی را در منطقه و افکار عمومی جهان بوجود آورند که خدای ناکرده نهایتا ایران مورد شدیدترین حملات نظامی حدود 100 کشور عضو ناتو و یا حامیانشان قرار گیرد.نباید چون بحمدالله سپاه و ارتش قوی داریم بی توجه شویم.سرنوشت عراق

-----

 و لیبی و سوریه ویمن و اوکراین و کمی دور تر یوگسلاوی و شوروی سابق باید برای ما یک هشدار و درس عبرت تاریخی  باشد. در حال حاضر شکی وجود ندارد که غرب در تنگنا ترین شرایط ممکن تاریخی قرار دارد همه راههای ممکن را آزموده و اکنون در صدد است تا با نزدیکی به نظام و کشور ما مشکلاتش را حل کند برای همین بنظرمن آماده دادن امتیازاتی است که حتی  در تصورمان هم نمی آید.به این دلیل است که عرض می کنم دستگاه تبلیغاتی ما بشدت باید برای شرایط جدید تجدید سازمان یابد تا بهترین استفاده ممکن از وضعیت فعلی را بنماید.بنده سعید شجاعی سعدی چند سالی است فضای جدید را احساس نموده و برای کمک به اهداف مقدس کشور و نظام تصمیم به ایجاد دفتر مطالعات راهبردی را گرفتم اما ابدا مورد استقبال قرار نگرفت که هیچ غیر مستقیم متهم به عبور از خط قرمز نیز قرار گرفتم.با همه این اوصاف اصلا نا امید نیستم و دلم خوش است که رهبر فرزانه انقلاب بخوبی شرایط بحرانی منطقه و جهان را مد نظر دارند و بهمین دلیل با روی کار آمدن دولت دکتر روحانی به تیم مذاکره کننده ایشان اجازه مذاکرات برای احقاق حق ایران اسلامی و نیز جلو گیری از شرارت آنها را صادر نمودند.

والسلام-سعید شجاعی سعدی-شیراز  93/8/5

=====

I understand that you are married, and that you are in Iran.. I was touched by your words, and that is how I feel in many ways... I hate what is happening in our world today.. I have had many people touch my heart from all over the world... I have also learned about the corruption of the American government... I realize and am not blind to all the things that our government has done to other nations. But in the same sense, I love my country, and the people here. We are lied to by our media, and many people are totally innocent to the real truth that is going on.... Obama is such a joke, and totally incompetent... Bush hurt so many people with his greed, but I have to say that he cared about our military, and the safety of our people... so I have to give him that... I think it is wrong for all the greedy bastard billionaires in the US and around the world that want control of the middle east just for the oil rights.. But Obama, wants to destroy our country from the inside out.... I believe that everyone has the right to worship in what they believe... without forcing it on others such as the ISIS bastards that are killing women, children, mutilating young girls, stoning victims of rape by saying they commited adultery, and beheading people and posting a video of the murder on You Tube in the name of Allah... I thought Muslim was about peace and love... These people need to be eliminated from the face of the earth. Our military have fought in many wars, but except for a handful of freaks, they are not out to kill women children and post a video on the net.. I have several Muslim friends, and I truly believe they represent the true Muslim religion... There are many evil Christian people that are out for their own personal gain, and sexual gratification... I was touched by your words... I am only on Tagged for friends and nothing else.. Thank you for your time.. and I sincerely wish you the best that life has to offer you.. Sincerely,