سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher
سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher

نامه به وزیر امور خارجه امریکا خانم کلینتون hillary clinton

نامه سر گشاده به خانم کلینتون

 TO  America's Minister of Foreign Affairs
Hello
Its my important political viewponts & notices and also suggestions about last night   America's Minister of Foreign Affairs Mrs hillary clinton as an openning letter to her ! with my heartly hope for peace and freindship between I.r. of iran and the west people and govts. A WISH WHICH I HAVE BEEN TRYING TO REACH IT SINCE 6 YEARS AGO FOR AVIODING ABOUT DESTORYING  WAR WHICH SIMPLY MAY LEAD TO THE THIRD WORLD WAR!.
SAID SHOGAIEE SAADI-IRAN-SHIRAZ OCT.27,2011
=======

 خانم کلینتون وزیر محترم امور خارجه امریکا
سلام

 بنده سعید شجاعی سعدی  بعنوان  یک شهروند ساده و بی ادعای  ایرانی و یک وبلاگنویس سیاسی و تحلیلی در اینترنت  و یک شخصی که نهایت ارزویش استقرار  عدالت و صلح و ثبات و دوستی و پیشرفت برای مردم ایران و ملل منطقه و غرب و جهان است  ! در شب گذشته مورخ بوقت ایران مصاحبه شما با  تلوزیون بی بی سی فارسی و صدای امریکا را شنیدم.بسیار متاسفم شدم وقتی که دیدیم شما بنا به ضرورت سیاستهای انتخاباتی و دیگر مسایل داخلی

 امریکا اول به دنبال ساختن یک دشمن خارجی هستید تا ضعف ها و نارسایی های  اقتصادی و سیاسی و اجتماعی دولت امریکا را برای فریب افکار عمومی امریکا و غرب  به گردن ان بیندازید و دوم ایران و مردم متمدن و با فرهنگ ان را با تقریبا حدود ده هزار سال تاریخ موثر در اقتصاد و فرهنگ و صنعت و سیاست و حقوق بشر جهان و نیز سابقه  تمدن سازی بزرگ و باورنکردنی در تاریخ و تمدن بشر با مردم شریف کشور دوست و برادر لیبی مقایسه می کنید که  هم اکثرا قبیله نشین هستند  و نزدیک به چهل سال تحت ستم  و فقر تحمیلی توسط قذافی مستبد و دیوانه بودند ونیز

 از استقلالشان  هم بیشتر از چند دهه نمی گذرد . جای تاسف بیشتر انکه از مردم شریف و متمدن و با غیرت و شناخت و با سواد  ایران می خواهید تا در اینده از ناتو بخواهند به ایران بزرگ  حمله نظامی کنند و تمامی زیر ساختهای علمی و صنعتی و حیاتی خود را بنابودی بکشانند و دهها میلیون نفر انسان بیگناه در ایران و منطقه و جهان کشته شوند و خطر بروز یک جنگ جهانی که می تواند به نابودی بخش عمده ای از کره زمین و جمعیت ان منجر شود را بجان بخرند!!!.
----
خانم کلینکتون: ایا بهتر نیست شفاف و روشن به مردم امریکا و غرب و جهان اعلام کنید غرب و بخصوص امریکا در بخش های اقتصادی و اجتماعی  ناشی از هزینه های چند هزار میلیاردلاری  حملات نظامی به سایر کشوره !  دچار بحران های بسیار شدید شده است و برای حل و فصل انها بجای فرافکنی از جهانیان  یاری بطلبید؟!
----
خانم کلینتون  شیک پوش :
چرا فکر می کنید شما هروقت و هر کجا و در مورد هرکشوری که  اراده کنید می توانید جنگ داخلی و کشتار و برادر کشی راه بیندازید  و کنار بنشینید ومنافع و لذتش را ببرید و مهمتر ان چرا فکر می کنید قدرت دفاعی و همبستگی دولت و مردم سرفراز ایران انقدر ضعیف است که شما و همپیمانانتان براحتی افغانستان و عراق و لیبی و یوگسلاوی و غیره به ان حمله می کنید (که هم اکنون در حال فراهم کردن پیش نیازهای قانونی در شورای امنیت و افکار عمومی بوسیله وارد کردن اتهامات بسیار مسخره و ساختگی نظیر ساخت بمب اتم و قصد ترور سفیر عربستان و غیره هستید) در ان جنگ داخلی و کشتار و برادر کشی راه می اندازید  و اصطلاحا اب هم از اب تکان نمی خورد. ایا جان  و مال  مردم و سربازان امریکا و ناتو برایتان اهمیت ندارد . ایا نمی دانید در صورت حمله به ایران همه منطقه به اتش کشیده می شود و دامنه اتشی که خودتان روشن کرده اید به اروپا و امریکا هم خواهد رسید؟!.

خانم کلینتون  خوش بیان :

  ایا درک این مطلب سخت است که دول عربستان و پاکستان و اردن و دول خلیج فارس  و نظیر انها بخوبی می دانند که نهایتا طرح سرنگونی انها دیر یازود توسط دولت امریکا برای حفظ نفوذ و منافع دراز مدت امریکا و غرب  در انجا به  اجرا در خواهد امد و لذا در هر حمله احتمالی به ایران با شما همکاری نکنند؟  و همچنین ایا روسیه و چین نمی دانند که اگر برفرض محال شما ایران اسلامی را از سر راه خود بردارید نوبت به تجزیه و نابودی انها توسط غرب فرا خواهد رسید و لذا در مقابل شما از هم اکنون به احتمال زیاد خواهند ایستاد؟!.

خانم کلینتون  کلی گو:
ایا بهتر نیست با  پایان دادن به جنگ روانی مسخره و بی حاصل و پذیرش اشتباهات بسیار هزینه دارتان در مورد ملت و دولت ایران و عذر خواهی رسمی وپایان دادن به دخالتهای زشتتان در امور داخلی ایران و پس دادن اموال بلوکه شده ایران در غرب ضمن برقراری دوباره رابطه سیاسی و غیره سیاسی که خودتان ان را حدود سی سال قبل قطع کردید  فصل جدیدی را در تاریخ ایران و غرب و جهان رقم بزنید و از منافع بسیار زیاد سیاسی و اقتصادی و امنیتی دوستی با ایران اسلامی نظیر حل و فصل مسایل و مشکلاتی که در منطقه با ان روبرو هستید(مثل مسئله فلسطین و عراق و افغانستان و غیره) بهره مند گردید؟!.
----
در پایان اگررسما دعوت کنید حاضرم  بعنوان یک شهروند ساده و یک تحلیلگر و وبلاگنویس سیاسی و تحلیلی در امریکا رو در رو مسایل گفته شده در این نامه را با منطق و تحلیل  و توضیح کامل تر به بحث گذاشته و به اثبات برسانم. بدیهی است بعد از کسب موافقت مسئولین ذی ربط این کار را انجام خواهم داد.
با احترام - سعید شجاعی سعدی-شیراز - ایران
5 ابان 1390 برابر با 27 اکتبر 2011   
 
   


تجاوز و قتل کودک ایرانی توسط ۱۱ افغانی!


خبر زیر( نقل از سایت خبری عبرت نیوز - مورخ 90/8/2)انقدر گویا و زشت و کثیف و غیر انسانی و  وحشیانه ونیز مصداق خیانت مهمانان به صاحبخانه (ایران و ایرانی) است که به انها پناه و کار  و غذا و امکانات زندگی و امنیت! داده است !  که جای هیچ تحلیل و توصیفی را باقی نمی گذارد. فقط این سئوال عذاب اور برای  بنده و شاید شما خواننده عزیز پیش می اید که ایا این است سزای محبت و ایثار و مهمانوازی ایرانیان شرافتمند و با غیرت به برداران! افغانی و یا پاکستانی و غیره؟!.خبر را شما هم بخوانید شاید با دعای همگی فرجی برای جلوگیری از ورود برادران افاغنه و غیره به این سرزمین پاک و مقدس حاصل شد ! بدیهی است نمی توان گناه جنایتکاران زیر را به



همه افاغنه مقیم ایران گسترش داد اما می توان چشمها و گوشهای مردم و بخصوص مسئولین محترم سه قوه  را بیشتر  نسبت به وضعیت مهاجرین (چه قانونی و چه غیر قانونی ) باز کرد تا قبل از وقوع چنین فجایعی از انها جلوگیری بعمل اورد و در دادگاه چنان با این 11 نفر برابر قانون و حکم شرعی اسلامی برخورد و اعمال قانون گردد که دیگر شاهد چنین رفتار وحشیانه نباشیم. بدون تردید حساب این جنایتکاران حیوان صفت از مردم فهیم و مومن کشور دوست و برادر و  همزبان افغانستان سوا است.

 =====
قتل کودک‌کار توسط 11 مرد متجاوز افغانی

شامگاه روز شنبه هفته جاری تماس تلفنی فردی ناشناس با مرکز فوریت‌های پلیسی از وقوع یک جنایت پرده برداشت. این مرد آدرس ساختمانی نیمه‌کاره در منطقه پردیس را داد و اعلام کرد در زیرزمین آنجا جنازه یک پسربچه رها شده است.


دقایقی بعد ماموران کلانتری 207 تهران به محل اعلام‌شده رفتند و در زیرزمین با دنبال کردن ردی از خون به یک تیرک چوبی رسیدند که جنازه پسری نوجوان به آن بسته شده بود. آنها قبل از هر اقدامی بازپرس ویژه قتل را از ماجرا باخبر کردند و به دستور او تیمی از کارآگاهان جنایی موظف به تحقیق در این رابطه شدند.


کارآگاهان از زیرزمین مخوف چند لباس زنانه پیدا کردند و در برابر این احتمال قرار گرفتند که شاید این پسر نوجوان تنها قربانی نباشد و افراد دیگری نیز در این محل به کام مرگ کشانده شده باشند، البته جست‌وجوهای مقدماتی در این زمینه به کشف جسدی دیگر منجر نشد.


افسران جنایی در گام بعدی فهمیدند نگهبان این ساختمان نیمه‌کاره مردی افغان به نام غدیر است که فراری شده. به این ترتیب تلاش‌ها برای دستگیری وی آغاز شد. همزمان با این اتفاق کارآگاهان هویت قربانی را نیز فاش کردند و فهمیدند او نوجوان 15 ساله‌ای به نام سعید است. پدر سعید چهار روز قبل گم شدن او را به پلیس گزارش داده و تحقیقاتی نیز برای یافتن وی صورت گرفته بود. کارآگاهان در حالی به بازجویی از پدر سعید پرداختند که خود این مرد نیز از طریق یک تماس تلفنی ناشناس در جریان کشف جسد فرزندش قرار گرفته بود.

او به ماموران گفت: «به خاطر مشکلات مالی پسرم به من در تامین هزینه‌های زندگی کمک می‌کرد و معمولا هر روز وقتی از دبیرستان به خانه برمی‌گشت، بساطش را برمی‌داشت و در خیابان‌ها سبزی می‌فروخت.

هیچ‌وقت هم مشکلی پیش نیامده بود تا اینکه سه‌شنبه‌شب هر چه منتظر شدیم، سعید به خانه برنگشت. برای همین از پلیس و بسیج کمک خواستیم و ماموران دنبال پسرم گشتند، ولی نتوانستند او را پیدا کنند و از آن به بعد از سعید خبری نبود تا اینکه فردی با تلفن همراهم تماس گرفت و با دادن نشانی ساختمان نیمه‌کاره گفت جسد سعید آنجاست.»کارآگاهان در ادامه تحقیقات‌شان فهمیدند همان شامگاه سه‌شنبه فردی سعید را مشاهده کرده و موضوع را به پلیس اطلاع داده بود. او به ماموران گفته بود پسر نوجوان را در حال مشاجره با چند مرد افغان دیده و مشاهده کرده است افاغنه او را به زور به ساختمانی نیمه‌کاره بردند، اما ماموران ساختمان موردنظر را اشتباه گرفتند و به مکانی دیگر رفتند. آنها چند افغان را نیز بازداشت کردند اما چون مدرکی علیه‌شان وجود نداشت، آنها را آزاد کردند. با افشای این موضوع، شاهد حادثه بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و اطلاعاتی را به پلیس ارایه داد که به سرنخی برای دستگیری متهمان تبدیل شد و کارآگاهان در دو روز گذشته توانستند 10 نفر را در این خصوص دستگیر کنند، اما از غدیر ردپایی به دست نیامد.

این 10 افغان که از کارگران غیرمجاز هستند، در بازجویی‌ها اعتراف کردند پسر نوجوان را به قصد تعرض ربودند و دسته‌جمعی به وی تجاوز کردند و این پسر ناگهان از حال رفت و فوت شد. متهمان ادعا کردند جسد را در یک پتو پیچیدند و در زیرزمین خانه پنهان کردند.


در همین حال متخصصان پزشکی قانونی با انجام معاینه و آزمایش‌های تخصصی علت مرگ سعید را تجاوز دسته‌جمعی اعلام کردند. بنا بر این گزارش در حال حاضر تلاش‌ها برای دستگیری غدیر در حالی ادامه دارد که بازجویی‌ها از 10 متهم دیگر هنوز به پایان نرسیده است و با توجه به البسه کشف‌شده در قتلگاه این احتمال که زنانی نیز قربانی جنایت‌های این گروه شده باشند، پابرجاست.
منبع :   شرق 1390/8/2

توضیح طنز سیاسی با یک طنز سیاسی دیگر!

ای بابا ! چقدر بگم ! وجدانا  ان مطلب فقط یک طنز بود (اگر میپرسید کدام مطلب و طنز !  همین طنز پایین این مطلب را میگم!) .
عزیزانی در مدت یک ماهی که از قرار دادن این طنز در وبلاگهایم میگذرد  بدجوری به تکاپو افتاده اند و ظاهرا  ارام و قرارشان  سلب شده است چرا ! که در این  طنز اشاره به کاندید شدن  احتمالی برای نمایندگی مجلس  و نیز واگذاری احتمالی مسئولیت  به بنده شده بود  و همین بعضی ها را نگران و بی خواب و خوراک کرده بود ! از انجا که من نازک دل و حساسم ! برای جلوگیری از وخامت حال ان عزیزان تصمیم گرفتم با این مطلب طنز الود !به همه  ان گرامی مضطربان!  اطمینان بدهم  که خیالتان راحت ! به دلایل زیر نه قصد کاندید شدن دارم و نه قبول مسئولیت!


 ا- اگر کاندید شوم بنده فقط پنجاه هزارتومان برای تبلیغات مجلس شورای اسلامی

 بیشتر قصد هزینه ندارم !( باز هم می پرسید چرا اینقدر کم ! میگم هرچند افتخار خدمت به خدا و مردم و نظام در مجلس ارزش معنوی و اجر اخروی فراوان دارد اما ارزش مقام و موقعیت اداری  ان برایم همین پنجاه هزار تومان بیشتر نمی ارزد! باز اگه بپرسید پس چرا بعضی ها میلیاردها تومان حاضرند هزینه کنند تا وارد انجا شوند. مگه انجا چی خیر میکنند؟! میگم بهتر برید از خودشان بپرسید ! چرا که من فقط یک شهروند ساده و بی ادعا و کم اطلاعم  و نه بیشتر! )
------------

2- بنده  اصولا نمی توانم وامدار کسی باشم  (تا  مثلا هزینه تبلیغات مرا بدهد و بعد باج خواهی و گرو کشی سیاسی و غیره کند!)و نیز  از انجا که تبلیغات مجلس گاه تا یک میلیارد تومان و بیشتر مایه ! می خواهد و نیز بدلیل انکه تقریبا با سن  خیلی بالای بنده (تازه نود را رد کرده ام!)و نا پختگی و بی تجربگی و کم سوادی شدید! توان پذیرش هیچ مسئولیت احتمالی  را هم ندارم و تازه برو بچ هم سفت و سخت فعال شده اند تا به وظیفه وتکلیف شرعی!!!خود عمل کنند!.لذا عزیزان فوق الذکر را توصیه به خواب و خوراک و ارامش کامل می کنم ! عزیزان مضطرب! سکته روی کار  و مد روز است ! خدای ناکرده از  فشار و استرس و اضطراب زیادی بیمار  و زمینگیر شده و کار دست خودتان می دهید و انوقت ان همه پولهای را که با

------------

 بیل زدن فراوان بدست اورده اید! را یا باید خرج دوا و دکتر نمایید و یا وارثین ترو فرز و  اماده ! همه را صرف عشق و حال نموده و کیفش را ببرند! ( ای! رودل و دل پیچه  برای  کسی که بگوید شما این پولها را از بیت المال کش رفته اید و مال مردم خوری و رانت خوری و اختلاس و زدوبند کرده اید! و اب هم از اب تکان نخورده است !)و بقبر شما پیام بفرستند بابا جان ایول! الحق که برای ما فرزندان اند مرام و معرفت بودی با هزاران مشقت چه ها که نکردی و حق چند صد هزار تا چند میلیون هموطن را نخوردی  تا این همه ثروت حرام ! نه ببخشید حلال و ناشی از بیل زدن! را برایمان نگذاشتی !ولی اقا جان حالا که اینقدر در زندگی بلدوزر ! و خوش اشتها بودی ! چرا چند صد میلیارد بیشتر  جمع نکرده و برایمان به ارث نگذاشتی!.

--------------
پس به دلایل بالا رسما اعلام می کنم که نه قصد کاندید شدن دارم و نه پذیرش هیچ مسئولیتی!. حالا که خیالتان راحت شد بروید حال این خبر خوش را ببرید!.انوقت هی بگید فلانی  مزاحم و موی دماغ  و کله شق  و نساز است!.
===========
طنز سیاسی مهم !
شما در پایین این طنز می توانید سوابق کاری و تجربی و تحصیلی بنده را نیز مطالعه فرمایید
----------

“قدر ان شیشه بدانید که هست"---- نه بهنگامی که افتاد و شکست"

=======

افراد  صلحجو و متفکر و اندیشمند و طراح در حوزه های علمی و فرهنگی و هنری و سیاسی  علاوه بر انکه به اب و خاک و کشور خود تعلق دارند همچنین بعنوان بخشی از سرمایه بشری  و جهانی نیز  بحساب می ایند.

=======

اقا اگه احتمالا  در اینترنت و غیر ان زاغ سیاهت را چوب بزنند چه می کنید و برداشت شما چیست؟ا

======

همین اول کاری بگم که بجان همین وبلاگم اصلا این طنز مصداقش خودم نیستم که اگه باشم الهی این وبلاگ حذف و یا نابودگردد!

-----

فکر کنم بخاطر چای و لیموی بود که دیشب خوردم! تا  نزدیکی های صبح خواب بچشم نیامد و یکی دوساعتی هم که خوابیدم خواب وحشتناک! زیر را دیدم که در کلاس درس سه واحدی سیاسی  نشسته بودم و استاد مرتبا از دانشجویان سئوال و جواب می کرد.

-------------

استاد: کی می تونه بگه اگر زاغ سیاه یک نفر  را چوب بزنند علتش چه بوده و ان بخت برگشته !چه می تواند بکند؟

-------------

دانشجوی شوخ اولی گفت اقا طرف حتما زبون و قلم لق بوده و نباید ها را نوشته و باندی هم نبوده و در مدت خدمتش نه دزدی کرده و نه خیانت و مدیر دلسوز و اینده و اخرت بین و  با سواد  طراح بوده  و حتما موی دماغ خیلی ها هم بوده  زرق و برق دنیا و شهرت و شهوت و ثروت و قدرت چشمش را نگرفته خدا و مردم و نظام بین بوده فعالیت اینترنتی و پژوهشی صلح طلبانه او  و دیدگاهایش در نهایت بی ادعایی در سطح ملی و منطقه ای و جهانی (در حد وسع و امکانات و رعایت موازین قانونی و شرعی) مفید و موثر بوده !پس می خواهند  یا اورا مثل خودشان کنند

 

(که حتما نتونستند که حالا می خواهند اشی براش بپزند که بجای یک وجب ده وجب روغن رویش باشد!) و یا بکل اقا از قیافه او بدشان می اید می خواهند قانونا بی ریختش کنند! و در کل حالش رابگیرند بعلاوه استاد بگمانم  او عملا پا جای سید جمالدین اسد ابادی گذاشته با این تفاوت که سید بزرگوار و ان روحانی متفکر و اندیشمند و بزرگ فردی  مدعی پر حرارت اصلاح حکام  و ملل وقت برای بازگشت به اسلام واقعی و ریشه های ملی با نگاهی به پیشرفت مادی و صنعتی ملل غرب بود و باتکیه و استناد به قران مجید و احادیث و فقه حاکمان و روسای حکومتهای وقت منطقه و جهان معاصر خود را مورد خطاب قرار میداد .اما شخص مورد نظر ما از دیدگاه تحلیل و مشاوره و ارایه طرح و پیشنهادات سازنده و در نهایت بی ادعایی و ساده گی و صبر و بردباری محض عمل می نماید بهمین دلیل بدخواهان از این جنبه نیز دل پرخونی از طرف مورد بحث مادارند چرا که نه تنها برنامه ریزی و پرونده سازی کثیف انجام داده بودند تا او به ابدیت بپیوند! بلکه حتی اسمش هم در خاطره کسی باقی نماند اما حالا 180 درجه برعکس شده است و مکر و حیله دسیسه انها بی اثر و به فرصت های بزرگ برای طرف مورد بحث ما تبدیل شده است.و این ارام و قرار را از انها گرفته است و تلاش می کنند با ایجاد گرفتاریهای شیطانی جدید کار طرف ما را یکسره کنند.

=======

دانشجوی دوم فورا اضافه کرد اقا ممکنه طرف مغ(کی میره این همه راه رو) ! علمی و سیاسی  و فرهنگی و پژوهشی  غیره بوده و دیگرانی که وجود او را برای منافع ناصواب خود نامناسب دیدند قبلا تا توانسته اند برایش بافته اند! و حالا اگر طرف زندگی  سالم  و ساده و  فعالیت علمی و فرهنگی و پژوهشی راهگشا  و پر محتوا و مفید بحال کشور و نظام  و امنیت و منافع

 

ملی و منطقه و جهان داشته باشد معنیش انست که هرانچه قبلا برایش بافته اند از سر  کینه و غرض و مرض و حاصل حسادتهای کودکانه  شخصی بوده است و پس بافندگان نه تنها رسوا که سنگ روی یخ می شوند (که شده اند!) !. بهمین دلیل زاغ سیاه طرف را چوب می زنند تور می گذارند بصورت برنامه ریزی شده  در شرایط هوس انگیز  تا هول انگیز ! قرارش می دهند تا

بلغزد و مچش را بگیرند ضد حال ابدی نثارش کنند! راستی استاد : این رفتارها کودکانه  نیست؟

=======

دانشجوی سومی بلند شد گفت اقا من فکر می کنم می خواستند در گذشته و یا حال مسئولیتی (در حوزه داخلی و خارجی)به او بدهند مغرضین و بدخواهان و تنگ نظران ! دست بکار شده اند که با مورد سازی و پیدا کردن وا واویلایی از شنودهایش طرف را  خراب که بدتر از ان !  خانه نشین و منزویش کنند تا اورا عنصر نامطلوب و هولناک و غیر خودی جلوه دهند و مانع خدمت رسانی او شوند

.

هم جامعه و نظام را از خدمات مدیریتی  و استعداد و دانش  و صداقت و دست و چشم پاکی او محروم کنند و هم کسی پیدا نشود بپرسد شما با این همه امکانات و فرصتهای که نظام در اختیارتان قرار داده ! بجز پر کردن جیب خود و اطرافیانتان و سوی استفاده شرم اور  از فرصتهای متعلق به نظام و مردم برای رفع عقده های درونی و نیز  تامین نیازهای شخصی و باندی و خانوادگی و همچنین  بجز حیف و میل کردن اموال عمومی  و هدر دادن منابع و  سوزاندن فرصتها و کنار زدن اشخاصی که مفید به حال ولایت و کشور و جهانند چه گلی سر ولایت و کشور و اسلام  زده اید؟!

=======

دانشجوی چهارمی گفت اقا طرف حتما وبلاگنویس و تحلیلگر بی ادعای بوده که از قضا تحلیل و نظراتش خیلی ! مفید و راهگشا بوده پس حتما چنین شخصی برای منافع خیلی ها خطرناک است چرا که اگر تحلیلهای امثال او نبود حتما در دوران بوش و اوباما بین ایران و غرب جنگ در می گرفت و بازار سوئ استفاده بی حساب و کتاب  بقیمت جان میلیبونها نفر فراهم می گردید! و شاید هم نوشته هایش دل هموطنان مقیم خارج را به دل مسئولین و مردم و  داخل نزدیکتر کرده و همین هم مشکل بالا تری  برای افراد بی کفایت و کم سواد و مغرض  بیمار پدید اورده باشد البته

 اقا حتما طرف برای مشکلات منطقه و جهان در حد وسع و امکانات و تجربیات و شناخت خودش  و در چارچوب مصالح و قوانین و مقرارت کشور طرح و راه حل پیشنهاد کرده تا هم صلح و امنیت منطقه و جهان بخطر نیفتد و هم نظام و کشور سربلند تر گردد و هم منافع ملی و منطقه و جهان بیشتر تامین ! گردد پس بهمین دلیل مواظب اویند  تا مچش را با عوامل  داخلی و خارجی توطئه گر  و نیز فتنه گر بگیرند!

=======

دانشجوی پنجمی بلند شد گفت اقا :من فکر می کنم طرف می خواهد برای مجلس و غیره کاندید شود و بهمین دلیل دنبالشند تا نگذارند اول دست به این جنایت! بزرگ بزند و دوم خدای ناکرده !  جای یکی از خدمتگزاران مخلص و باسواد خودی در مجلس  اینده کم شود.برای همین موضوع میخواهند تا زیرابش را هرچه بیشتر  و سریعتر بزنند! تا نه تنها به این فکرهای خطرناک نیفتد بلکه از کشور برود! و یک مزاحم سمج  (که با فعالیتهای اموزشی و پژوهشی-تحلیلی و اینترنتیش موی دماغ ما شده است  )کم شود هرچند این اقا با وجود دریافت اینترنتی سه دعوتنامه گرین کارت امریکا که برای هر کسی در دنیا اخر ارزو است!  مانده و به هر سه ان دعوتنامه ها هم محل نگذاشته است

=======

استاد در اینجا گفت افرین بر همه شما دانشجویان متفکر و تحلیلگر حقا که باید سیاستمدار هم می شدید که در اینده خواهید شد! و بعد ادامه داد خوب اگر نظرات شما درست باشد برای انکه طرف را کلافه کنند تا واکنش  احساسی و ایضایی نشان دهد و برایش بسازند انچه را نکرده! و تااورا به خوردن اب خنک  و یا اقامت زودهنگام ! در بهشت مفتخر کنند !و یا مجبور به کوچش کنند!شما بگویید مغرضین  کینه ورز و  تنگ نظر چه سیاستی و در کل  چه بلاها و چه چیزهایی باید بسرش بیاورند تا به هدف خود برسند؟

=======

دانشجوی ششمی فورا بلند شد گفت اقا مثلا اگر طرف خواست بعد از سی سال اجاره نشینی صاحب خانه شود اول برخلاف قوانین باید شهرداری منطقه را وا داشت تا هزینه پروانه  او را چند برابر گرداند بنحوی که دیگر پول ساخت زمین را  نداشته باشد! و بانک را توجیه کرد که مرتبا بگوید وام مسکن مهر به زمین شما (باوجود داشتن مجوز اوقاف و پروانه ساختمانی ) تعلق نمی گیرد و نیز  راه درامد او را کاملا بست! تا مجبور شود مغازه و زمین را بفروش و اقساط تحمیلی شهرداری را بدهد ! و نیز همان شهرداری را وادار کرد تا زمین در مسیر خیابان قرار گرفته  دیگرش  را بدلیل اوقافی بودن !معوض و خسارت  ندهد و خلاصه

 

چنان در فشار و منگنه قرارش دهند تا بگذارد و برود و یا انقدر با فشارههای همه جانبه محسوس و نامحسوس! کلافه و گیج و دپرس و منگش نمود  تا یا دیوانه و یا مشوش و شدیدا عصبانی  ! گردد و سرانجام یا مهاجر ت کند  و یا دست بکاری زند که راست بفرستندش به سفر زودهنگام  بهشت! که در هر حال  نهایتا کارش تمام شود .اما استاد نمی فهمم با این همه ازار و اذیت ناجوانمردانه چرا طرف مورد بحث ما همه را بخشیده و حاضر نیست حتی خاری به کف پای مغرضین کینه ورز ش بنشیند و با صبر و بردباری همه ازار و اذیت را یا خنثی و یا  کم اثر نموده و

 

 یا انها را به فرصت تبدیل نموده  و یا در نهایت جوانمردی به تحمل عواقب رفتارهای کودکانه و عقده گشایی گروه مغرض و بیمار می پردازد و صدایش هم در نمی اید استاد او در طی سی سال نزدیک به 15 هزار نفر جوان مستعد ولی کم بضاعت را با اخذ مبلغ ناچیز و یا بدون اخذ حتی ریالی اموزش زبان  و سایر دروس و کامپیوتر داد و هزاران کامپیوتر نو و دست دوم را با سود کم و یا بدون ان به خانه های مردم فرستاد و مغازه و دو زمین مورد بحث از این ناحیه تحصیل شدند.

=======

دانشجوی هفتم بلند شد گفت استاد: من فکر می کنم همچین شخص قوی و پر اراده و با ایمان و بی توجه به ثروت (حرام)و شهرت و شهوت (ناحق) و قدرت (تکبر اور و کور کننده) را نمی شود با موارد گفته شده در صحبتهای دانشجوی ششم کلافه و  خسته و دپرس  و منزوی نمود ! بلکه باید گشت در صدها مقاله و پژوهش انجام شده توسط او چیز و یا چیزهای پیدا نمود و با تفسیر به رای و معادلسازی ان با قوانین کیفری !پدرش را دراورد. بعلاوه شرایط شرکت در انتخابات مجلس و غیره را چنان باید سخت و سفت و قطره چکانی نمود که حتی بقیمت پایین امدن(خدای ناکرده) مشارکت مردم و سوی استفاده قدرتهای زورگو و گستاخ چنین اشخاصی نتوانند کاندید شوند تا منافع نامشروع عزیزان! کم شود و یا به خطر بیفتد!.

=======

دانشجوی هشتم بلند شد و گفت: اقا بنظر من مطلب دوست هفتم هم صحیح نیست چرا که او (فرد موردنظر بحث ما) در نهایت ساده گی و صداقت و بی ادعایی  همه مقالات و تحلیلها و طنز های خود را در حدود شش سال فعالیت اینترنتی نه تنها با هویت واقعی (کاری که تقریبا بالای نود درصد فعالان اینترنتی انجام نمی دهند و با نام و هویت غیر واقعی فعالیت می کنند) در اینترنت قرار داده که همه انها را به احترام  جهت اطلاع  و استفاده احتمالی برای بالاترین مقام

 

 سیاسی و معنوی کشور هم فرستاده است بهمین دلیل مغرضین و شر سازان کم ایمان ! نمی توانند با تفسیر به رای خود پرونده سازی کنند! بعلاوه او همواره در اغاز هر مطلب خود جمله "این مطلب و یا مقاله و یا تحلیل نظر شخصی ولی تخصصی نویسنده است که یا درستند و یا نادرست اگر اولی گوارای وجود و اگر دومی از پیش پوزش مرا بپذیرید" را  می اورد ! پس می بینیم که نکته مورد اشاره دانشجوی هفتم تقریبا ! غیر ممکن و غیر عملی بنظر میرسد

=======.

دانشجوی نهم بلند می شود اضافه می کند استاد: من فکر می کنم فعالیت شش سال گذشته اینترنتی او چنان مفیدومستدل و  منطقی و کارکشا و راست و حسینی  بوده که گروه ناظر بر کار و فعالیت سایتها و وبلاگهای سیاسی (دستکم تا این لحظه ) همه موارد و مطالب وبلاگهایش را قانونی دانسته که معنیش انست که  همه حدود بیست وبلاگ نامبرده باز و فعالیت پژوهشی – اینترنتی او کاملا  قانونی و مورد  تایید نظام است .بعلاوه  نباید فراموش کرد نه کسی او را به نگارش و راه اندازی اینهمه سایت واداشته است و نه نامبرده ریالی از بابت فعالیتهای فوق

 

کسب در امد نکرده که هیچ ! بلکه صدها مشکل و گرفتاری و کمبود و فشارهای تحمیلی را هم که دوستان اشاره کردند را تحمل نموده و انها را پشت سر گذاشته است . لذا بهمین دلیل توطئه و دسیسه مغرضین اگر نگوییم بی اثر که کم اثر است و بنا براین مغرضین باید اگر می خواهند زیراب اورا ناگهانی و یکجا و کم خرج بزنندهمه فعالیتهای او را  به قدرتهای خارجی وابسته نمایند و چنان بلای سرش بیاورند که خودش حداقل به هزار جرم !  در مصاحبه رادیو و تلوزیونی  اعتراف کند!  هرچند اگر به ده هزار جرم اعتراف کند البته مطلوب تر  و موثر تراست!

=======

دانشجوی دهم بعنوان اخرین دانشجوی داوطلب اظهار نظر در کلاس گفت استاد

من فکر می کنم فعالیتهای او نه تنها بنفع نظام و مردم وامنیت و تمامیت ارضی و منافع ملی ایران اسلامی است که صلح و ثبات منطقه و جهان را نیز در کنار توسعه حقوق انسانی و بشر  تعمیق و گسترش داده است (صد البته در حد وسع و رعایت مصالح و محدودیتهای عرفی و قانونی)  بعلاوه او توانسته است تا حدی مانع بروز جنگ و در گیری ناخواسته بین جمهوری اسلامی ایران و غرب! و نابودی احتمالی بخش عمده ای از منطقه و جهان گردد. لذا نه تنها باید از نامبرده تقدیر گردد (او خواستار ان نبوده و نیست و در اینده هم نخواهد بود) که مغرضین و تنگ نظران و گینه ورزان کم سواد و بیمار باید بفهمند که فعالیت او نهایتا امنیت  و منافع و موقعیت های انها و خانوادهایشان را هم تامین نموده است ! پس اگر وجدان و

 

شرافت تشکر و تقدیر ندارند دستکم نبایدنامردی و  توطئه و دسیسه و خیانت  بر علیه او نمایند که این درست بمانند بریدن شاخه محکم زیر پای خود در ارتفای بالا و یا سوراخ کردن قایقی است که در رودخانه خوروشان و  نا ارام  و متلاطم است! بقولی "تقدیر و جبران و تشکر پیش کششان ضرر نرسانند و عقده گشایی نکنند" که این به نفع همه است. بنا براین استاد ! من نمی توانم راههای ضربه زدن به او را نشان دهم بلکه می گویم فعالیت و پیشنهادات و ارایه راه حل های مختلف داخلی و منطقه ای و جهانی درست بمانند تزریق خون  به رگهای خشکیده و بی رمق کالبد سیاست سالم منطقه و جهان است  که بدنبالش رویش جوانه های شادابی و زندگی و صلح

 

ودوستی و عشق و امید و وفاداری به نظام و جامعه و اصول الهی و انسانی منطقه و جهان است .استاد بنظر من کم پیدا می شود کس و یا کسانی که بدون داشتن کمترین منافع مالی و یا جناحی و یا سیاسی و یا اداری  با بخطر انداختن همه چیزش و تحمل فشارهای خردکننده  برای سربلندی کشور و نظام و صلح و ثبات منطقه و جهان گام بردارد تا منطقه به اتش کشیده نشود و دهها و شاید صدهها میلیون انسان بیگناه در یک جنگ جهانی احتمالی کشته نشوند

 

واقعا حیف است چنین افرادی اینهمه در فشار و محدودیت قرار گیرند هرچند انها زیر بار این فشارها خم به ابرو نیاورند وچنان زندگی کنند که گویی در قصر خوشبختی رویایی زندگی می کنند. بله استاد بنظر من خیلی حیف است خیلی حیف ! چرا که افراد  صلحجو و متفکر و اندیشمند و طراح در حوزه های علمی و فرهنگی و هنری و سیاسی  علاوه بر انکه به اب و خاک و کشور خود تعلق دارند همچنین بعنوان بخشی از سرمایه بشری  و جهانی نیز  بحساب می ایند.


=======

در اینجا استاد هر دو دست را بر صورت گرفته بود تو گویی نم نم اشکهایش را از دید دانشجویانش پنهان می کرد! و زیر لب زمزمه می کرد که:

"قدر ان شیشه بدانید که هست ---- نه بهنگامی که افتاد و شکست "

=======

اقا همینجا بود که با صدای موذن از خواب بیدار شدم  و دیدم چشمهای من هم از اشکهای ان استاد نم نمکی  اشک الود شده است ! فکر کنم این خواب همانگونه که اول گفتم بخاطر چای و لیموی دیشب بوده است ! شما چی فکر می کنید؟

++++++++++++


سوابق درسی و تجربی  بنده سعید شجاعی سعدی!

بعد از تقدیم طنز پایین همین مطلب عزیزانی که برای  فراگیری زبان و کامپیوتر مراجعه داشتند از سوابق تحصیلی وکاری بنده جویا شده و میشوند! و با توجه به اینکه فراوان در شش سال فعالیت وبلاگنویسی بنده دوستان خواننده وبلاگها نیز خواسته مشابه داشتند اما از انجا که قلبا علاقه ای به انجام این کار نداشتم از ان طفره می رفتم تا امروز که تصمیم گرفتم  در پاسخ به درخواستهای ان همه خواننده و هنرجویان مرکز کامپیوترم اشاره ای فهرست بار( انهم بعد از شش سال) به

تجربیات و تحصیلات خود داشته باشم . ذکر این نکته را ضروری می دانم که تحصیلات و دوره های طی شده زیر  تماما در شرایط سخت تاهل و اجاره نشینی و وظیفه تامین هزینه های  زندگی و تحصیل یک خانواده نسبتا شلوغ! و سایر مشکلهای دوره ای  نظیر مقابله با تبعات ورشکستی مالی مرحوم  پدر بزرگوارم حاج علی قاسم شجاعی" ره" (این بنده خیر و صادق و مومن و پاک و خدمتگزار  خدا و مردم که تا پای ورشکستگی هم دست از خدمت و ایثار و کمک به نیازمندان بر نداشت)انجام پذیرفته است.
=======
1-دیپلم زبان انگلیسی سال 1360

2-دیپلم دبیرستان خود را  بصورت متفرقه(یعنی بدون انکه روزانه و شبانه در 4 سال دوره دبیرستان مدرسه روم ! خودم دروس را می خواندم و در امتحانات نهایی شرکت می کردم و با این روش دیپلم خود را درسال تحصیلی  (65-64 ) با موفقیت گرفتم .

3-سال 65 به خدمت رفتم و 4 ماه بعد معاف شدم.

4- سال 67 بعنوان اولین فرد فامیل وارد دانشگاه شدم و سال 71 مدرک کارشناسی خود در رشته برنامه ریزی را اخذ نمودم.

5-در سال 70 (توام با تحصیل در دانشکاه)در امتحانات ورودی دوره عالی راهنمایان جهانگردی(داخلی و بین المللی)  شرکت و قبول و نهایتا در سال 71 دوره را با موفقیت بپایان رساندم در ان وقت مسئولان برگزاری دوره فوق ارزش استخدامی مدرک فوق را معادل فوق لیسانس اعلام کردند حالا رانمی دانم!.
6-در سال1373و 74 چهار دوره یکی در دانشکده تکنولوژی هواپیمایی کشوری با مدرک داخلی و سه دوره دیگر در مرکز اموزش بین المللی سعادت اباد تهران با مدرک سازمان هوانوردی جهانی  برای خدمات اژانس هواپیمایی و جهانگردی را به پایان رساندم.
7- در سال 77 دوره کاربرد کامپیوتر در ارسال و دریافت شبکه ای داد ه ها  را در هواشناسی کل کشور در فرودگاه مهراباد بصورت فشرده  گذراندم.

8- و بلاخره از سال 1379 تا کنون نیز در دانشگاه (!!!)مرکز کامپیوتر بوستان سعدی متعلق بخودم هم هزاران نفر را اموزش دادم و هم  در کنار ان خود (خدا ببخشد برای این ادعا!) در حد سه دوره کامل دکترای سخت افزار و شبکه و ایمنی شبکه و اینترنت  و راه اندازی و عیب بابی وتعمیر

کامپیوتر کسب تجربه و مطالعه و تحصیل نمودم. در انجام این کار علاوه بر پشتکار و  علاقه و صد البته نیاز به کار و کسب درامد حلال و پاک برای تامین مخارج خانواده  !!!  تسلط بنده به زبان انگلیسی در موفقیتم بسیار کارساز و راهگشا بود و همین امر سبب شد در 12 ابان 81 با  ابداع یک ایده بسیار ساده و ابتدایی بوسیله تلفیق دو نرم افزار با هم موفق به پدید اوردن اولین برنامه فارسی ساز(اینتر فیس) ویندوز" ایکس پی" جهان گردم بدون انکه به یک خط برنامه نویسی نیاز باشد!.
-----------
در سه مقطع زمانی هم وارد دستگاه اداری گردیدم که بالاترین مسئولیت بنده مسئول امارو برنامه ریزی اداره کل حمل و نقل استان فارس وپادوی! امور مالی هواشناسی فرودگاه شیراز  بوده است. همچنین از سال 71 تاکنون بصورت  موردی بیشتر گروههاو مهمانان اصطلاحا"وی.ای پی" که تقریبا همه از مقامات علمی و دانشگاهی و اجرایی خارجی و داخلی  بودند را در کنار راهنمایی جهانگردان و ایرانگردان عادی را نیز  عهده دار بوده ام .
------------
مهمتر از همه انچه که گفته شد  با لطف خدا و علاقه و پشتکار عزیزان هم اینک جوانان فامیل  دارای دهها فارغ التحصیل و سه استاد دانشگاه از مقطع کاردانی تا دکترای تخصصی است.اینهم نتیجه نون حلال و ایمان و خدمت مرحوم حاج علی قاسم شجاعی "ره" که اینهمه از فرزندان و نوه و نتیجه و دامادها و غیره به درجات علمی بالا برای خدمت به خدا و مردم و کشوراسلامی رسیدند
    

پیروزی انقلاب مردم لیبی مبارک! اما...

 پیروزی شادیبخش  انقلاب مردم لیبی  بدون تردید  سر اغاز تحولات عظیم اجتماعی و سیاسی در لیبی و شاخ و بدنه افریقا در اینده  است. بزرگترین عیب این انقلاب تجاوزات و برادر کشی و کشتارهای گاه بدون حساب و کتاب   ! و  اعمال شکنجه و بیرحمی در مورد اسرای طرفین درگیری بودو بدتر از همه پیروزی انقلاب برخلاف تونس و مصر تقریبا با نابودی تمام زیر ساختهای عمرانی و تاسیسات زیر بنایی لیبی همراه  بود که با پولهای مردم لیبی ساخته شده بودند.ایا مردم لیبی


 خواهند توانست حالا که سرهنگ  مستبد و خودخواه و متکبر  و توهم زده  بقتل رسیده است(هرچند سرهنگ فردی جبار و بیرحم بود اما حق نبود بدون محاکمه فردی پیر  را هرچند جنایتکار با این روش زشت و بیرحمانه و غیر قانونی و غیر انسانی کشت بدون انکه اسار جنایتها و زدوبندهای پشت پرده اش با حامیان غربی و شرقی اش  رو شود) و حکومتش سرنگون شده است با اعاده برادری  و وحدت خود نهادهای قانونی و دمکراتیک را در کشور خود ایجاد نموده و لیبی را به یک کشور قانونمند  و مدرن تبدیل کنند و یا خدای ناکرده برای منافع شخصی و سیاسی و قومی

 کشتار و برادر کشی را با تحریک خارجیان و یا بدون ان ادامه خواهند دادو جهنمی دیگر را برای خود و منطقه شاخ افریقا بوجود خواهند اورد ؟! "اینده"ی نه چندان دور  پاسخ به این پرسش را در خواهیم یافت!.
----------

طرح ترور سفیر عربستان در امریکا ! تحلیل و بررسی تبعات احتمالی ان

A very important and urgent notice to u.s.a and his allies govt. for being wise about  their sayings and actings in relavant with I.R. iran! if they are not looking for  the world war three! its my simple AND FRIENDLY  advice for you !

OCT,11,2011- SAID SHOGAIEE SAADI

-----------

از دیروز (مورخ نوزدهم مهر 90 برابر با 11 اکتبر 2011) موج رسانه ای همه جانبه  تاز ه  ای بر علیه جمهوری اسلامی ایران توسط مسئولین فعلی امریکای در استانه تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری  که در پاییز اینده در امریکا برگزار خواهد شدشروع شده است و موضوع ان هم دستگیری فردی ایرانی امریکایی است که امریکاییها می گویند قرار بوده است سفیر عربستان در واشینگتن را ترور کند!.


ادامه مطلب ...

سوابق درسی و تجربی بنده سعید شجاعی سعدی!

بعد از تقدیم طنز پایین همین مطلب عزیزانی که برای  فراگیری زبان و کامپیوتر مراجعه داشتند از سوابق تحصیلی وکاری بنده جویا شده و میشوند! و با توجه به اینکه فراوان در شش سال فعالیت وبلاگنویسی بنده دوستان خواننده وبلاگها نیز خواسته مشابه داشتند اما از انجا که قلبا علاقه ای به انجام این کار نداشتم از ان طفره می رفتم تا امروز که تصمیم گرفتم  در پاسخ به درخواستهای ان همه خواننده و هنرجویان مرکز کامپیوترم اشاره ای فهرست بار( انهم بعد از شش سال) به


تجربیات و تحصیلات خود داشته باشم . ذکر این نکته را ضروری می دانم که تحصیلات و دوره های طی شده زیر  تماما در شرایط سخت تاهل و اجاره نشینی و وظیفه تامین هزینه های  زندگی و تحصیل یک خانواده نسبتا شلوغ! و سایر مشکلهای دوره ای  نظیر مقابله با تبعات ورشکستی مالی مرحوم  پدر بزرگوارم حاج علی قاسم شجاعی" ره" (این بنده خیر و صادق و مومن و پاک و خدمتگزار  خدا و مردم که تا پای ورشکستگی هم دست از خدمت و ایثار و کمک به نیازمندان بر نداشت)انجام پذیرفته است.

=======
1-دیپلم زبان انگلیسی سال 1360

2-دیپلم دبیرستان خود را  بصورت متفرقه(یعنی بدون انکه روزانه و شبانه در 4 سال دوره دبیرستان مدرسه روم ! خودم دروس را می خواندم و در امتحانات نهایی شرکت می کردم و با این روش دیپلم خود را درسال تحصیلی  (65-64 ) با موفقیت گرفتم .


3-سال 65 به خدمت رفتم و 4 ماه بعد معاف شدم.


4- سال 67 بعنوان اولین فرد فامیل وارد دانشگاه شدم و سال 71 مدرک کارشناسی خود در رشته برنامه ریزی را اخذ نمودم.


5-در سال 70 (توام با تحصیل در دانشکاه)در امتحانات ورودی دوره عالی راهنمایان جهانگردی(داخلی و بین المللی)  شرکت و قبول و نهایتا در سال 71 دوره را با موفقیت بپایان رساندم در ان وقت مسئولان برگزاری دوره فوق ارزش استخدامی مدرک فوق را معادل فوق لیسانس اعلام کردند حالا رانمی دانم!.

6-در سال1373و 74 چهار دوره یکی در دانشکده تکنولوژی هواپیمایی کشوری با مدرک داخلی و سه دوره دیگر در مرکز اموزش بین المللی سعادت اباد تهران با مدرک سازمان هوانوردی جهانی  برای خدمات اژانس هواپیمایی و جهانگردی را به پایان رساندم.
7- در سال 77 دوره کاربرد کامپیوتر در ارسال و دریافت شبکه ای داد ه ها  را در هواشناسی کل کشور در فرودگاه مهراباد بصورت فشرده  گذراندم.


8- و بلاخره از سال 1379 تا کنون نیز در دانشگاه (!!!)مرکز کامپیوتر بوستان سعدی متعلق بخودم هم هزاران نفر را اموزش دادم و هم  در کنار ان خود (خدا ببخشد برای این ادعا!) در حد سه دوره کامل دکترای سخت افزار و شبکه و ایمنی شبکه و اینترنت  و راه اندازی و عیب بابی وتعمیر


کامپیوتر کسب تجربه و مطالعه و تحصیل نمودم. در انجام این کار علاوه بر پشتکار و  علاقه و صد البته نیاز به کار و کسب درامد حلال و پاک برای تامین مخارج خانواده  !!!  تسلط بنده به زبان انگلیسی در موفقیتم بسیار کارساز و راهگشا بود و همین امر سبب شد در 12 ابان 81 با  ابداع یک ایده بسیار ساده و ابتدایی بوسیله تلفیق دو نرم افزار با هم موفق به پدید اوردن اولین برنامه فارسی ساز(اینتر فیس) ویندوز" ایکس پی" جهان گردم بدون انکه به یک خط برنامه نویسی نیاز باشد!.

-----------
در سه مقطع زمانی هم وارد دستگاه اداری گردیدم که بالاترین مسئولیت بنده مسئول امارو برنامه ریزی اداره کل حمل و نقل استان فارس وپادوی! امور مالی هواشناسی فرودگاه شیراز  بوده است.مهمتر از همه انچه که گفته شد  با لطف خدا و علاقه و پشتکار عزیزان هم اینک جوانان فامیل  دارای دهها فارغ التحصیل و سه استاد دانشگاه از مقطع کاردانی تا دکترای تخصصی است.اینهم نتیجه نون حلال و ایمان و خدمت مرحوم حاج علی قاسم شجاعی "ره" که اینهمه از فرزندان و نوه و نتیجه و دامادها و غیره به درجات علمی بالا برای خدمت به خدا و مردم و کشوراسلامی رسیدند.         


طنز سیاسی بسیار مهم تا اخر بخوانید و راهنمایی کنید!


“قدر ان شیشه بدانید که هست"---- نه بهنگامی که افتاد و شکست"

=======

افراد  صلحجو و متفکر و اندیشمند و طراح در حوزه های علمی و فرهنگی و هنری و سیاسی  علاوه بر انکه به اب و خاک و کشور خود تعلق دارند همچنین بعنوان بخشی از سرمایه بشری  و جهانی نیز  بحساب می ایند.

=======

اقا اگه احتمالا  در اینترنت و غیر ان زاغ سیاهت را چوب بزنند چه می کنید و برداشت شما چیست؟ا

======

همین اول کاری بگم که بجان همین وبلاگم اصلا این طنز مصداقش خودم نیستم که اگه باشم الهی این وبلاگ حذف و یا نابودگردد!

-----

فکر کنم بخاطر چای و لیموی بود که دیشب خوردم! تا  نزدیکی های صبح خواب بچشم نیامد و یکی دوساعتی هم که خوابیدم خواب وحشتناک! زیر را دیدم که در کلاس درس سه واحدی سیاسی  نشسته بودم و استاد مرتبا از دانشجویان سئوال و جواب می کرد.

-------------

استاد: کی می تونه بگه اگر زاغ سیاه یک نفر  را چوب بزنند علتش چه بوده و ان بخت برگشته !چه می تواند بکند؟

-------------

دانشجوی شوخ اولی گفت اقا طرف حتما زبون و قلم لق بوده و نباید ها را نوشته و باندی هم نبوده و در مدت خدمتش نه دزدی کرده و نه خیانت و مدیر دلسوز و اینده و اخرت بین و  با سواد  طراح بوده  و حتما موی دماغ خیلی ها هم بوده  زرق و برق دنیا و شهرت و شهوت و ثروت و قدرت چشمش را نگرفته خدا و مردم و نظام بین بوده فعالیت اینترنتی و پژوهشی صلح طلبانه او  و دیدگاهایش در نهایت بی ادعایی در سطح ملی و منطقه ای و جهانی (در حد وسع و امکانات و رعایت موازین قانونی و شرعی) مفید و موثر بوده !پس می خواهند  یا اورا مثل خودشان کنند

 

(که حتما نتونستند که حالا می خواهند اشی براش بپزند که بجای یک وجب ده وجب روغن رویش باشد!) و یا بکل اقا از قیافه او بدشان می اید می خواهند قانونا بی ریختش کنند! و در کل حالش رابگیرند بعلاوه استاد بگمانم  او عملا پا جای سید جمالدین اسد ابادی گذاشته با این تفاوت که سید بزرگوار و ان روحانی متفکر و اندیشمند و بزرگ فردی  مدعی پر حرارت اصلاح حکام  و ملل وقت برای بازگشت به اسلام واقعی و ریشه های ملی با نگاهی به پیشرفت مادی و صنعتی ملل غرب بود و باتکیه و استناد به قران مجید و احادیث و فقه حاکمان و روسای حکومتهای وقت منطقه و جهان معاصر خود را مورد خطاب قرار میداد .اما شخص مورد نظر ما از دیدگاه تحلیل و مشاوره و ارایه طرح و پیشنهادات سازنده و در نهایت بی ادعایی و ساده گی و صبر و بردباری محض عمل می نماید بهمین دلیل بدخواهان از این جنبه نیز دل پرخونی از طرف مورد بحث مادارند چرا که نه تنها برنامه ریزی و پرونده سازی کثیف انجام داده بودند تا او به ابدیت بپیوند! بلکه حتی اسمش هم در خاطره کسی باقی نماند اما حالا 180 درجه برعکس شده است و مکر و حیله دسیسه انها بی اثر و به فرصت های بزرگ برای طرف مورد بحث ما تبدیل شده است.و این ارام و قرار را از انها گرفته است و تلاش می کنند با ایجاد گرفتاریهای شیطانی جدید کار طرف ما را یکسره کنند.

=======

دانشجوی دوم فورا اضافه کرد اقا ممکنه طرف مغ(کی میره این همه راه رو) ! علمی و سیاسی  و فرهنگی و پژوهشی  غیره بوده و دیگرانی که وجود او را برای منافع ناصواب خود نامناسب دیدند قبلا تا توانسته اند برایش بافته اند! و حالا اگر طرف زندگی  سالم  و ساده و  فعالیت علمی و فرهنگی و پژوهشی راهگشا  و پر محتوا و مفید بحال کشور و نظام  و امنیت و منافع

 

ملی و منطقه و جهان داشته باشد معنیش انست که هرانچه قبلا برایش بافته اند از سر  کینه و غرض و مرض و حاصل حسادتهای کودکانه  شخصی بوده است و پس بافندگان نه تنها رسوا که سنگ روی یخ می شوند (که شده اند!) !. بهمین دلیل زاغ سیاه طرف را چوب می زنند تور می گذارند بصورت برنامه ریزی شده  در شرایط هوس انگیز  تا هول انگیز ! قرارش می دهند تا

بلغزد و مچش را بگیرند ضد حال ابدی نثارش کنند! راستی استاد : این رفتارها کودکانه  نیست؟

=======

دانشجوی سومی بلند شد گفت اقا من فکر می کنم می خواستند در گذشته و یا حال مسئولیتی (در حوزه داخلی و خارجی)به او بدهند مغرضین و بدخواهان و تنگ نظران ! دست بکار شده اند که با مورد سازی و پیدا کردن وا واویلایی از شنودهایش طرف را  خراب که بدتر از ان !  خانه نشین و منزویش کنند تا اورا عنصر نامطلوب و هولناک و غیر خودی جلوه دهند و مانع خدمت رسانی او شوند

.

هم جامعه و نظام را از خدمات مدیریتی  و استعداد و دانش  و صداقت و دست و چشم پاکی او محروم کنند و هم کسی پیدا نشود بپرسد شما با این همه امکانات و فرصتهای که نظام در اختیارتان قرار داده ! بجز پر کردن جیب خود و اطرافیانتان و سوی استفاده شرم اور  از فرصتهای متعلق به نظام و مردم برای رفع عقده های درونی و نیز  تامین نیازهای شخصی و باندی و خانوادگی و همچنین  بجز حیف و میل کردن اموال عمومی  و هدر دادن منابع و  سوزاندن فرصتها و کنار زدن اشخاصی که مفید به حال ولایت و کشور و جهانند چه گلی سر ولایت و کشور و اسلام  زده اید؟!

=======

دانشجوی چهارمی گفت اقا طرف حتما وبلاگنویس و تحلیلگر بی ادعای بوده که از قضا تحلیل و نظراتش خیلی ! مفید و راهگشا بوده پس حتما چنین شخصی برای منافع خیلی ها خطرناک است چرا که اگر تحلیلهای امثال او نبود حتما در دوران بوش و اوباما بین ایران و غرب جنگ در می گرفت و بازار سوئ استفاده بی حساب و کتاب  بقیمت جان میلیبونها نفر فراهم می گردید! و شاید هم نوشته هایش دل هموطنان مقیم خارج را به دل مسئولین و مردم و  داخل نزدیکتر کرده و همین هم مشکل بالا تری  برای افراد بی کفایت و کم سواد و مغرض  بیمار پدید اورده باشد البته

 اقا حتما طرف برای مشکلات منطقه و جهان در حد وسع و امکانات و تجربیات و شناخت خودش  و در چارچوب مصالح و قوانین و مقرارت کشور طرح و راه حل پیشنهاد کرده تا هم صلح و امنیت منطقه و جهان بخطر نیفتد و هم نظام و کشور سربلند تر گردد و هم منافع ملی و منطقه و جهان بیشتر تامین ! گردد پس بهمین دلیل مواظب اویند  تا مچش را با عوامل  داخلی و خارجی توطئه گر  و نیز فتنه گر بگیرند!

=======

دانشجوی پنجمی بلند شد گفت اقا :من فکر می کنم طرف می خواهد برای مجلس و غیره کاندید شود و بهمین دلیل دنبالشند تا نگذارند اول دست به این جنایت! بزرگ بزند و دوم خدای ناکرده !  جای یکی از خدمتگزاران مخلص و باسواد خودی در مجلس  اینده کم شود.برای همین موضوع میخواهند تا زیرابش را هرچه بیشتر  و سریعتر بزنند! تا نه تنها به این فکرهای خطرناک نیفتد بلکه از کشور برود! و یک مزاحم سمج  (که با فعالیتهای اموزشی و پژوهشی-تحلیلی و اینترنتیش موی دماغ ما شده است  )کم شود هرچند این اقا با وجود دریافت اینترنتی سه دعوتنامه گرین کارت امریکا که برای هر کسی در دنیا اخر ارزو است!  مانده و به هر سه ان دعوتنامه ها هم محل نگذاشته است

=======

استاد در اینجا گفت افرین بر همه شما دانشجویان متفکر و تحلیلگر حقا که باید سیاستمدار هم می شدید که در اینده خواهید شد! و بعد ادامه داد خوب اگر نظرات شما درست باشد برای انکه طرف را کلافه کنند تا واکنش  احساسی و ایضایی نشان دهد و برایش بسازند انچه را نکرده! و تااورا به خوردن اب خنک  و یا اقامت زودهنگام ! در بهشت مفتخر کنند !و یا مجبور به کوچش کنند!شما بگویید مغرضین  کینه ورز و  تنگ نظر چه سیاستی و در کل  چه بلاها و چه چیزهایی باید بسرش بیاورند تا به هدف خود برسند؟

=======

دانشجوی ششمی فورا بلند شد گفت اقا مثلا اگر طرف خواست بعد از سی سال اجاره نشینی صاحب خانه شود اول برخلاف قوانین باید شهرداری منطقه را وا داشت تا هزینه پروانه  او را چند برابر گرداند بنحوی که دیگر پول ساخت زمین را  نداشته باشد! و بانک را توجیه کرد که مرتبا بگوید وام مسکن مهر به زمین شما (باوجود داشتن مجوز اوقاف و پروانه ساختمانی ) تعلق نمی گیرد و نیز  راه درامد او را کاملا بست! تا مجبور شود مغازه و زمین را بفروش و اقساط تحمیلی شهرداری را بدهد ! و نیز همان شهرداری را وادار کرد تا زمین در مسیر خیابان قرار گرفته  دیگرش  را بدلیل اوقافی بودن !معوض و خسارت  ندهد و خلاصه

 

چنان در فشار و منگنه قرارش دهند تا بگذارد و برود و یا انقدر با فشارههای همه جانبه محسوس و نامحسوس! کلافه و گیج و دپرس و منگش نمود  تا یا دیوانه و یا مشوش و شدیدا عصبانی  ! گردد و سرانجام یا مهاجر ت کند  و یا دست بکاری زند که راست بفرستندش به سفر زودهنگام  بهشت! که در هر حال  نهایتا کارش تمام شود .اما استاد نمی فهمم با این همه ازار و اذیت ناجوانمردانه چرا طرف مورد بحث ما همه را بخشیده و حاضر نیست حتی خاری به کف پای مغرضین کینه ورز ش بنشیند و با صبر و بردباری همه ازار و اذیت را یا خنثی و یا  کم اثر نموده و

 

 یا انها را به فرصت تبدیل نموده  و یا در نهایت جوانمردی به تحمل عواقب رفتارهای کودکانه و عقده گشایی گروه مغرض و بیمار می پردازد و صدایش هم در نمی اید استاد او در طی سی سال نزدیک به 15 هزار نفر جوان مستعد ولی کم بضاعت را با اخذ مبلغ ناچیز و یا بدون اخذ حتی ریالی اموزش زبان  و سایر دروس و کامپیوتر داد و هزاران کامپیوتر نو و دست دوم را با سود کم و یا بدون ان به خانه های مردم فرستاد و مغازه و دو زمین مورد بحث از این ناحیه تحصیل شدند.

=======

دانشجوی هفتم بلند شد گفت استاد: من فکر می کنم همچین شخص قوی و پر اراده و با ایمان و بی توجه به ثروت (حرام)و شهرت و شهوت (ناحق) و قدرت (تکبر اور و کور کننده) را نمی شود با موارد گفته شده در صحبتهای دانشجوی ششم کلافه و  خسته و دپرس  و منزوی نمود ! بلکه باید گشت در صدها مقاله و پژوهش انجام شده توسط او چیز و یا چیزهای پیدا نمود و با تفسیر به رای و معادلسازی ان با قوانین کیفری !پدرش را دراورد. بعلاوه شرایط شرکت در انتخابات مجلس و غیره را چنان باید سخت و سفت و قطره چکانی نمود که حتی بقیمت پایین امدن(خدای ناکرده) مشارکت مردم و سوی استفاده قدرتهای زورگو و گستاخ چنین اشخاصی نتوانند کاندید شوند تا منافع نامشروع عزیزان! کم شود و یا به خطر بیفتد!.

=======

دانشجوی هشتم بلند شد و گفت: اقا بنظر من مطلب دوست هفتم هم صحیح نیست چرا که او (فرد موردنظر بحث ما) در نهایت ساده گی و صداقت و بی ادعایی  همه مقالات و تحلیلها و طنز های خود را در حدود شش سال فعالیت اینترنتی نه تنها با هویت واقعی (کاری که تقریبا بالای نود درصد فعالان اینترنتی انجام نمی دهند و با نام و هویت غیر واقعی فعالیت می کنند) در اینترنت قرار داده که همه انها را به احترام  جهت اطلاع  و استفاده احتمالی برای بالاترین مقام

 

 سیاسی و معنوی کشور هم فرستاده است بهمین دلیل مغرضین و شر سازان کم ایمان ! نمی توانند با تفسیر به رای خود پرونده سازی کنند! بعلاوه او همواره در اغاز هر مطلب خود جمله "این مطلب و یا مقاله و یا تحلیل نظر شخصی ولی تخصصی نویسنده است که یا درستند و یا نادرست اگر اولی گوارای وجود و اگر دومی از پیش پوزش مرا بپذیرید" را  می اورد ! پس می بینیم که نکته مورد اشاره دانشجوی هفتم تقریبا ! غیر ممکن و غیر عملی بنظر میرسد

=======.

دانشجوی نهم بلند می شود اضافه می کند استاد: من فکر می کنم فعالیت شش سال گذشته اینترنتی او چنان مفیدومستدل و  منطقی و کارکشا و راست و حسینی  بوده که گروه ناظر بر کار و فعالیت سایتها و وبلاگهای سیاسی (دستکم تا این لحظه ) همه موارد و مطالب وبلاگهایش را قانونی دانسته که معنیش انست که  همه حدود بیست وبلاگ نامبرده باز و فعالیت پژوهشی – اینترنتی او کاملا  قانونی و مورد  تایید نظام است .بعلاوه  نباید فراموش کرد نه کسی او را به نگارش و راه اندازی اینهمه سایت واداشته است و نه نامبرده ریالی از بابت فعالیتهای فوق

 

کسب در امد نکرده که هیچ ! بلکه صدها مشکل و گرفتاری و کمبود و فشارهای تحمیلی را هم که دوستان اشاره کردند را تحمل نموده و انها را پشت سر گذاشته است . لذا بهمین دلیل توطئه و دسیسه مغرضین اگر نگوییم بی اثر که کم اثر است و بنا براین مغرضین باید اگر می خواهند زیراب اورا ناگهانی و یکجا و کم خرج بزنندهمه فعالیتهای او را  به قدرتهای خارجی وابسته نمایند و چنان بلای سرش بیاورند که خودش حداقل به هزار جرم !  در مصاحبه رادیو و تلوزیونی  اعتراف کند!  هرچند اگر به ده هزار جرم اعتراف کند البته مطلوب تر  و موثر تراست!

=======

دانشجوی دهم بعنوان اخرین دانشجوی داوطلب اظهار نظر در کلاس گفت استاد

من فکر می کنم فعالیتهای او نه تنها بنفع نظام و مردم وامنیت و تمامیت ارضی و منافع ملی ایران اسلامی است که صلح و ثبات منطقه و جهان را نیز در کنار توسعه حقوق انسانی و بشر  تعمیق و گسترش داده است (صد البته در حد وسع و رعایت مصالح و محدودیتهای عرفی و قانونی)  بعلاوه او توانسته است تا حدی مانع بروز جنگ و در گیری ناخواسته بین جمهوری اسلامی ایران و غرب! و نابودی احتمالی بخش عمده ای از منطقه و جهان گردد. لذا نه تنها باید از نامبرده تقدیر گردد (او خواستار ان نبوده و نیست و در اینده هم نخواهد بود) که مغرضین و تنگ نظران و گینه ورزان کم سواد و بیمار باید بفهمند که فعالیت او نهایتا امنیت  و منافع و موقعیت های انها و خانوادهایشان را هم تامین نموده است ! پس اگر وجدان و

 

شرافت تشکر و تقدیر ندارند دستکم نبایدنامردی و  توطئه و دسیسه و خیانت  بر علیه او نمایند که این درست بمانند بریدن شاخه محکم زیر پای خود در ارتفای بالا و یا سوراخ کردن قایقی است که در رودخانه خوروشان و  نا ارام  و متلاطم است! بقولی "تقدیر و جبران و تشکر پیش کششان ضرر نرسانند و عقده گشایی نکنند" که این به نفع همه است. بنا براین استاد ! من نمی توانم راههای ضربه زدن به او را نشان دهم بلکه می گویم فعالیت و پیشنهادات و ارایه راه حل های مختلف داخلی و منطقه ای و جهانی درست بمانند تزریق خون  به رگهای خشکیده و بی رمق کالبد سیاست سالم منطقه و جهان است  که بدنبالش رویش جوانه های شادابی و زندگی و صلح

 

ودوستی و عشق و امید و وفاداری به نظام و جامعه و اصول الهی و انسانی منطقه و جهان است .استاد بنظر من کم پیدا می شود کس و یا کسانی که بدون داشتن کمترین منافع مالی و یا جناحی و یا سیاسی و یا اداری  با بخطر انداختن همه چیزش و تحمل فشارهای خردکننده  برای سربلندی کشور و نظام و صلح و ثبات منطقه و جهان گام بردارد تا منطقه به اتش کشیده نشود و دهها و شاید صدهها میلیون انسان بیگناه در یک جنگ جهانی احتمالی کشته نشوند

 

واقعا حیف است چنین افرادی اینهمه در فشار و محدودیت قرار گیرند هرچند انها زیر بار این فشارها خم به ابرو نیاورند وچنان زندگی کنند که گویی در قصر خوشبختی رویایی زندگی می کنند. بله استاد بنظر من خیلی حیف است خیلی حیف ! چرا که افراد  صلحجو و متفکر و اندیشمند و طراح در حوزه های علمی و فرهنگی و هنری و سیاسی  علاوه بر انکه به اب و خاک و کشور خود تعلق دارند همچنین بعنوان بخشی از سرمایه بشری  و جهانی نیز  بحساب می ایند.

=======

 

در اینجا استاد هر دو دست را بر صورت گرفته بود تو گویی نم نم اشکهایش را از دید دانشجویانش پنهان می کرد! و زیر لب زمزمه می کرد که:

"قدر ان شیشه بدانید که هست ---- نه بهنگامی که افتاد و شکست "

=======

اقا همینجا بود که با صدای موذن از خواب بیدار شدم  و دیدم چشمهای من هم از اشکهای ان استاد نم نمکی  اشک الود شده است ! فکر کنم این خواب همانگونه که اول گفتم بخاطر چای و لیموی دیشب بوده است ! شما چی فکر می کنید؟

ایا ترکیه توان حذف ایران از معادلات منطقه و جهان را دارد؟!

دولت اسلامگرای ترکیه در شش ماه گذشته همکاری  و تعامل چند سال اخیر  با ایران در ایفای نقش سازنده در تحولات منطقه و جهان  را ناگهان  به رقابت شدید برای حذف نفوذ ج.ا. ایران در منطقه  و احتمالا گرفتن نقش و جایگاه ایران برای خود تبدیل نموده است . این چرخش بنظر می رسد بدلیل تحولات سیاسی و اجتماعی کشورهای عربی که به بهار عربی معروف شده است می باشد  همچنین بنظر می رسد دولت ترکیه تصور می کند ایران همچنان  دچار اختلاف بر سر انتخابات گذشته  ریاست جمهوری است و فکر می کند تشدیداختلافات داخلی در انتخابات اینده مجلس و شوراها و ریاست جمهوری  امری

 قطعی است! و  همچنین تحریمها توان و قدرت مانور سیاسی  ایران  در منطقه و جهان را بشدت کم کرده است! می ماند قدرت نظامی ان و بویژه قدرت موشکی ایران که با استقرار سیستم  رادار ناتو و احتمالا بعدا سپر موشکی ان  در خاک خود این قدرت نیز خنثی می گردد! از سوی دیگر  بنظر می رسد ترکیه بر این باور است که ایران اسلامی تا پای جنگ با غرب بر سر مواضع خود استوار می ماند و حتی اگر هم بخواهد بدلیل شعارها سی سال اخیر انقلاب اسلامی  و نیز برای جلوگیری از کاهش محبوبیت

خود بین گروههای مبارز فلسطینی و عرب و غیر عرب منطقه و جهان حتی بقیمت (خدای ناکرده)نابودی جمهوری اسلامی و تمامیت ارضی و جان و مال ملت ایران و نهایتا تجزیه  ایران بر اصول و شعارهای سیاسی و ایدولوژیکی خود اصرار می کند!و بنابراین فرصت را بنهایت  برای حذف ج.ا.ایران از معادلات منطقه مناسب می بیند و در نخستین گام  نخست وزیر اردغان فورا عازم سه کشور انقلاب زده مصر و تونس و لیبی می شود و با ترتیب دادن استقبالهای مردمی خیابانی از خود در این سه کشور دولتهای

نوپای انها را به همکاری همه جانبه و استراتژیک با ترکیه برای استقرار نظامی مشابه ترکیه فراخوانده است تو گویی این همان اقای اردغان و دولت ترکیه نبود تا همین شش ماه پیش  از دول قذافی و بشار اسد و مبارک و بن علی بشدت حمایت میکرد و سالهای سال با دولت اسراییل روابط سیاسی و نظامی و اقتصادی گسترده داشته و دارد و فقط در یک ژست سیاسی سفیر اسراییل را موقتا از انکار اخراج نمود تا مثلا  به کشتار شهروندان ترکیه توسط اسراییل در کشتی عازم غزه در سال گذشته پاسخ

دندانشکنی داده باشد!. ترکیه بر این باور است که دیر یا زود بشار اسد (چه با حمله نظامی غرب و چه با استعفا)سقوط خواهد کرد و بطبع ان حزب الله و حماس نیز یا نابود و یا بشدت ضعیف و خنثی خواهند شد و بعد از ان نوبت به حمله نظامی به جمهوری اسلامی خواهد رسید و نهایتا با سقوط ان کل منطقه بدست ترکیه خواهد افتاد و بنوعی  امپراتوری تجدید سازمان یافته عثمانی دوباره زنده و ایجاد خواهد گردید ! دوستان ترک ما سخت فراموشکار شده اند چرا که این دولت عثمانی ترکیه بود که در جریان جنگ جهانی اول و بعد از شکست کامل از غرب مجبور شد تا فلسطین و بخش عمده ای از سرزمینهای عربی را  به انگلیس و فرانسه و چند کشور دیگر واگذارد و انها هم زمینه ایجاد کشور اسراییل و فلاکت و اواره گی و کشتار فلسطینیان و شکست های خفتبار کشورهای عربی درگیر در جنگهای سال دهه پنجاه و شست و هفتاد قرن بیستم را فراهم سازند
بنابراین بنظر می رسد دولت کشور همسایه و دوست ترکیه انتظاری غیر واقعی از همکاری و جلب حمایت انی  اعراب از پیشنهاد پذیرش  سیستم حکومتی نظیر سیستم  ترکیه  کنونی را داشته باشد

همچنین بنظر می رسد دولتمردان همسایه ترک ما در این محاسبات سیاسی پیش گفته شده چند موضوع و مورد دیگر زیر را هم  فراموش کرده و یا حداقل از تحولات سریع در کشورهای عرب منطقه چنان برای کسب منافع و مقاصد همه جانبه خود ذوق زده شده اند که به این موارد بهای لازم را نداده اند.
--------------
انها یادشان رفته که امام خمینی"ره" برای حفظ نظام جمهوری اسلامی تعطیل کردن موقتی حتی  فروع دین(مثل نماز و روزه و غیره)را مباح دانسته اند(نقل بمضمون ) بنظر میرسد شاکرد و جانشین صادق ایشان مقام معظم رهبری نیز در صورت نیاز هر مانور سیاسی و غیر سیاسی لازم برای حفظ نظام و مردم و تمامیت ارضی ایران اسلامی و یا تجزیه  را مد نظر بگیرند.پس بنظر می رسد دولتمردان کشور دوست و همسایه ترکیه بشدت دچار اشتباه محاسبه سیاسی و استراتژیکی در مورد قدرت  نظامی و سیاسی و نقش  و جایگاه ج.ا.ایران در معادلات منطقه ای و جهانی گردیده اند انها باید دیدشان را در باره نظام ایران عوض کنند . نظام جمهوری اسلامی یک نظام سیاسی منجمد و متعصب و قشرگرا وجاهل نیست که اگر بود اینهمه پیشرفت علمی و تکنولوژیکی در ان پدید نمی امدو از نظر سیاسی و اجتماعی هم  بجز اجبار بودن

مسئله حجاب در ایران و ازاد بودن ان در ترکیه و بعضی مشکلات اقتصادی ایران که ناشی از تحریمهای غربی است  نه تنها ایران چیزی از ترکیه کم ندارد که از بیشتر جهات پیشرفت سیاسی و اجتماعی و علمی و تکنولوژیکی  مردم ایران واقعا و بدون تعصب خاصی در ردیف کشورهای پیشرفته جهان است و بنظر من  کشور دوست و همسایه ترکیه هنوز تا رسیدن به جایگاه ایران باید گامهای بسیاری بردارد . در بخش اقتصادی  ترکیه بدلیل ازادسازی قانونی  روابط جنسی بین جوانان و حتی  جرم ندانستن زنا و ازادی کامل حجاب وبی حجابی و حتی برپایی کلوپهای که برای ورود به انها همه زنان و
مردان باید لخت مادر زاد باشند  
توانسته دهها میلیارد دلار سالیانه از توریستهای دنبال سکس و خوشگذرانی غربی و اسراییلی و عرب و حتی ایرانی ! بدست اورد و بعلاوه دولت ترکیه چه نظامیان

سرکار باشند و چه لیبرال و اسلامگرا به اصطاح استاد تیغ زدن دول همسایه است ! در جنگ صدام با ایران اسلامی  هر دو طرف را بشدت سرکیسه کرد! و در جنگ صدام با کویت و  نیز جنگ ناتو با صدام نیز بشدت طرفین را نقره داغ نمود!. بنده بسیار بعید می دانم دستکم از این به بعد سیاست فوق در منطقه دیگر کارایی و خریداری داشته باشد و بهترین کار شاید تعامل و دوستی و همکاری دوباره بین ایران و ترکیه و سایر کشورهای منطقه باشد!
---------------------
 هر چند بنظر می رسد  ترکیه با تغییر نگرش خود سعی دارد تا اتحادیه اروپا را قانع کند او بازیگری نهایت حرفه ای است و با عضویت ترکیه در ان اتحادیه نفوذ اروپا در کشورهای اسلامی افزایش خواهد یافت پس بهتر است انها دست از مخالفت با عضویت ترکیه در ان اتحادیه بردارند و ترکیه را بعضویت خود در اورند
    اما دوستان ترک ما فراموش کرده اند که اتحادیه اروپا تحقیقا بنظر می رسد بسیار پیش از انکه علاقمند به پذیرش ترکیه  باشد بدلیل موقعیت فوق استراتژیک  و ژئو پلتیک ایران بدنبال ایجاد نوعی ارتباط اقتصادی و سیاسی و بویژه امنیتی  همه جانبه با ایران است اگر دولت ترکیه واقعیتگرا باشد در خواهد یافت که ایران یک سکوی پرش برای رسیدن به هدف دیرینه عضویت در اتحادیه اروپا است نه مانع ان.
-------------------
 همچنین بنظر می رسد ایران نیز برای کمک به کشورهای درگیر بهار عربی و گسترش و حفظ  نفوذ سیاسی  و حمایت از دول نوپا و مردم کشورهای انقلابزده و دوست خود برنامه های دارد و بعلاوه اختلافات سیاسی و جناحی در ایران اول به ان اندازه حاد و عمیق نیست که کل توجه مسئولین سیاسی کشور معطوف به ان باشدو دوم همچنین نشانه های از حل و فصل موارد مورد اختلاف مشاهده شده است که ازادسازی حدود 100 زندانی انتخاباتی و ازادسازیهای احتمالی بعدی و باز شدن هرچه بیشتر فضای رسانه ای و فراهم شدن هرچه بهتر و سالم تر و پر شورتر دو انتخاب مهم در پیش (انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و نیز انتخابات شورا و خبرگان توام با انها ) از اولین نشانه های این ادعا است
-----------------.
گفته شده است احتمال دارد در چند روز اینده دو امریکایی زندانی در ایران ازادگردند این خود شاید نشانگر ان باشد که ج.ا.ایران در حال بازنگری شرایط سیاسی و امنیتی نو و شروع سیاستی عملگرا در منطقه و جهان است و هیچ بعید نیست شاهد یک تحول اساسی در حل و فصل اختلافات سیاسی بین ایران اسلامی و غرب و بخصوص امریکا برای حفظ منافع ملی و اقتدار همه جانبه ایران و نظام اسلامی باشیم
----------------------.
بنده بعنوان یک شهروند ساده ایرانی به دولتمردان کشور دوست و  همسایه یعنی ترکیه پیشنهاد می کنم بجای تلاش برای حذف ایران از معادلات منطقه بمانند چند سال اخیر به تعامل و دوستی با ایران ادامه دهند که این هم برای منافع دو کشور و هم صلح و ثبات منطقه و جهان بسیار مفید تر و بنظر بنده در چنین صورتی ترکیه زودتر به ارزوی همیشگی خود برای پذیرش دراتحادیه اروپا نائل خواهد امد چرا که در این صورت اروپا هر امتیازی را به ترکیه میدهند تا مواضع ایران اسلامی را در مواجه با انها ملایم ترسازد
پس به امید دوستی هرچه بیشتر  مردم و دولتهای ایران و ترکیه و سایر ملل و دول منطقه.

چند پیشنهاد سیاسی و اجتماعی احتمالا راهگشای سعید شجاعی سعدی



خواهش می کنم دو مطلب مهم زیر را همه مسئولین عزیز و مردم سرفراز و متمدن و اندیشمند بعنوان پیشنهادات و تحلیل  یک شهروند دلسوز و ساده بسیار امیدوار  و بی ادعای ایرانی که تمام تاروپودش برای صلح و ثبات و پیشرفت همه جانبه مادی و معنوی نظام و مردم بزرگ ایران و ملل منطقه و جهان تلاش می کند و همه ابزار و سرمایه اش همین وبلاگهایش می باشد مورد توجه و بررسی عالمانه خود قرار دهند و اگر مفید بودعملیاتی نموده و اگر نبود به سطل اشغال بیندازند صد البته مثل همیشه یاداور می شوم این مطلب و همه مطالب وبلاگهایم نظر شخصی ولی تخصصی حقیر است که یادرستند و یا نادرست اگر اولی گورای وجودتان و اگر دومی پوزش بنده را از پیش پذیرا باشید .

---------------

مطلب و پیشنهاد یکم- پیشنهاد می کنم بجای انتصاب استانداران توسط هیئت محترم دولت انتخاب استانداران مستقیما توسط مردم انجام شود و با حکم هیئت دولت اغاز بکار نماید.بعلاوه بجای شورای عالی استانهای کنونی شورای هر استان مستقیم با رای مردم هر استان انتخاب گردند و بنده پیشنهاد می کنم برای هر صد هزار نفر جمعیت هر استان یک نماینده به شورای استان راه یابد شرح وظایف و گستره اختیارات و مسئولیتهای این دو نهاد می تواند توسط مجلس شورای اسلامی تدوین و تصویب گردد.همچنین مدیران کل استانها می توانند بعنوان اعضای دولت استانی در چهار چوب شرح وظایف خود عمل نماید .در چنین صورتی دولت استانی هم در مقابل مجلس استانی (یا همان شورای استانها)و نیز دولت مرکزی مسئول و پاسخگو است بعلاوه پیشنهاد می کنم مجلس شورای اسلامی حق برکناری دولت و مجلس استانی را در مواقع بحران و یا بی کفایتی  با دوسوم ارا و بنا به پیشنهاد دولت دارا باشد و انتخابات مجدد نیز بین سه تا شش ماه انجام شود.بدیعی است حفظ امنیت داخلی و خارجی و مسئولیت همه نیروهای امنیتی و نظامی با دولت مرکزی است و مجلس و دولت استانی بجز در مسایل امنیت ملی و سیاست خارجی حق اعمال و تدوین و اجرای هر قانونی را دارد بشرط ان که نافی قوانین مصوب ملی و برنامه های توسعه ملی و قانون اساسی نباشد.همچنین پیشنهاد می کنم یک دادگاه قانون اساسی ایجاد شود تا نه تنها اختلافات احتمالی بین دولت و مجلس استانی که هر نوع اختلاف بین سران قواه و غیره را حل و فصل نماید . این دادگاه همچنین می تواند یاور و مشاور رهبری معظم و ناظر  قانونی همه  انتخابات کشور باشد. در چنین صورتی بنظر می رسد دولت(بمعنای عام ان) کوچک تر  گردد و امور بهتر و سریعتر  و با بازدهی بسیار  بیشتر انجام پذیرند و درهزینه ها صرفه جویی  فراوان گردد و جایگاه نظام و مردم و ایران در منطقه و جهان بشدت افزایش یافته و اقتدار و امنیت ملی ما بشدت بالا رود و دسیسه ها و تهمتها و جنگ روانی بیگانگان گستاخ و زیاده خواه و زورگو بشدت کاهش یابد و تحریمها یا حذف و یا بشدت کاهش یابند . اماده ام تا در صورت نیاز طرح پیشنهادی خود را با شرح و جزییات کاملتر تقدیم نمایم

---------------

 

و اما مطلب دوم که حول محور شرایط حاضر منطقه و جهان و نیز مسایل مربوط به امنیت و منافع ملی و بحث انتخابات اینده مجلس شورای اسلامی  و چند نکته دیگر است را  نیز تقدیم می کنم

------------------

انتخابات در هر کشوری  با همه فراز و نشیب هایش به منافع ملی و جایگاه بین المللی و هویت و وحدت ملی و استقلال و تمامیت ارضی هر کشور کمک شایان می کند و بطور طبیعی  در انتخابات مجلس شورای اسلامی پیش رو (در میهن عزیز ما )نیز باید چنین شود . بعنوان یک شهروند ساده و بی ادعا یاداور می شوم که همه مابدون وابستگی ویا با هر سلیقه و وابستگی جناحی و حزبی و غیره که داشته باشیم باید چنان کنیم که عکس موارد فوق نصیبمان نگردد که در چنین صورتی همه بازنده ایم .بیگانگان بدشان نمی اید که (خدای ناکرده )در صورت کوتاهی  ومرتکب شدن احتمالی اشتباهات بسیار فاحش و فاجعه بارمان!  وضعیت عراق و افغانستان و یا لیبی را برما تحمیل کنند. هر چند توان دفاعی ایران بسیار زیاد و نابودگر است و قادر است بخش عمده ای از توان همه جانبه متجاوزین گستاخ احتمالی را نیست و نابودگرداند اما ناباید فراموش کرد که احتمالا یک شیر ژیان را هم می تواند  میلیونها مورچه  گوشتخوار ریز ولی هماهنگ و متحد از پا در اورد! .پس درک شرایط فوق حساس  کنونی منطقه و جهان باید همه را هوشیارتر و حسابگر تر و موشکافانه تر سازد که اشتباه محاسبه سیاسی و غیر ان بویژه در مورد مسایل سیاست خارجی و امنیت منطقه و جهان و عدم محاسبه و ارزیابی واقعی از موازنه قواه بین بازیگران منطقه ای و جهانی میتواند بس خطرناک باشد.

------------------------

ما ملتی با تقریبا ده هزار سال تاریخ و فرهنگ و تمدن مدون و موثر جهانی هستیم. کیست که نداند !  این ما ایرانیها بودیم که برابری حقوق بشر و حقوق زن و مرد و دموکراسی مردم سالارانه  و فلسفه یگانه پرستی و مفاهیم اسمانی و الهی نیک و بد و بهشت و جهنم  و انتظارو  غیبت منجی عالم بشریت را اول باردر جهان تدوین و اجرا نمودیم و ان را به دنیای غرب از طریق ارتباطات فرهنگی و تجاری و علمی و نظامی خود انتقال دادیم ولی متاسفانه در یک کار غیر اخلاقی انها را به خود و بویژه به  یونان منتسب نمودند و بجز چند مورخ و تحلیگر منصف و راستگو غربی تقریبا همه متفکران و مورخان  غربی منکر  یادگیری این مفاهیم الهی و بشری از ایران گردیدند !.

----------------------

 بسیار حیف و جهالت محض است اگر ما ایرانیان (ساکن در داخل و خارج ) با هر دین و دیدگاه سیاسی و وابستگی قومی که داریم ندانسته و ناخواسته  اب به اسیاب بدخواهان ایران و ایرانی بریزیم و چنان کنیم که نباید و با عمل نسنجیده خود غربیان سرمست از عملیات نسبتا موفق عراق و افغانستان و اخیرا  لیبی را  که نه تنها منجر به نابودی نظامهای سیاسی انها (چه ان نظامها خوب و چه بد و دیکتاتور و جلاد  بوده باشند) گردید که سبب نابودی تمام امکانات مدنی و زیر بنایی و کشاورزی و علمی و صنعتی انها گردید که با توجه به وسعشان  در طی تاریخ خود ایجاد کرده بودند گردید بعلاوه کشتار های بی حساب و کتاب و تجاوزات بسیار گسترده به کودکان و زنان نیروهای نظامی غربی بویژه در عراق و افغانستان و با نسبت کمتری در لیبی ویران شده از دیگر هدایا و دسته گل  سیاستمداران و نظامیان غربی برای مردمان کشورهای یادشده بوده است. ( انشالله ارزوی تحقق انرا در ایران بدخواهان با هوشیاری ما ایرانیان صاحب فرهنگ و تمدن کهن  بگور خواهند برد) .

-----------------

قطعا حسب صلاحدید مسئولین محترم  ازادسازی هرچه بیشتر زندانیان سیاسی و امنیتی دوسال  و چند ماه اخیر در کنار اسان نمودن شرایط کاندید شدن برای مجلس شورای اسلامی(به منظور جلب هرچه بیشتر مشارکت مردم) و نیز  هرچه بازشدن فضای سیاسی و رسانه ای در کنار تلطیف  شرایط همه جانبه کشور و کم کردن فضای انتظامی و امنیتی (تا انجا که مقدور است) همه می تواند بیگانگان را مایوس و  ناامید گرداند و مکر و حیله و تهاجمات رسانه ای انها را خنثی نماید و  در مقابل همبستگی و امنیت و منافع  ملی و جایگاه نظام و مردم را در در داخل و  جهان بشدت افزایش دهد.
ادامه مطلب
نویسنده : سعید شجاعی سعدی : ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٦       نظرات (0)      لینک دائم


سه مقاله بسیار مهم اخیر بنده بی ادعا و کوچک سعید شجاعی سعدی


بنام خداوند بخشنده و مهربان


همیشه انسان به ارزوهایش نمیرسد!. واقعا چرا؟



THE HUMAN BEING MAY NOT REACH OF ALL HIS HOPES FOR EVER!.

THIS ARTICLE TRYING TO SHOW WHY!!!?(AT LEAST ABOUT MY UNREACHIBLE HOPES)

--------------

ظاهرا همیشه انسان به همه ارزوهایش هرچند انسانی و الهی و خیرخواهانه و عام المنفع هم که باشد نمی رسد و من هم از این رسم دنیایی و تحمیلی نانوشته استثناء نیستم.
!. بنده سعید شجاعی سعدی خدمتگزار بی ادعا و بی مزد و مواجبی که نه بدنبال قدرت است و نه شهرت و نه ثروت و شهوت بی حساب و کتاب و ناروا و و کثیف ! چرا که با نگر و گذر به احوال همه انهایی که در گذشته وحال  به دنبال چنین پدیده هایی رفته اند در می یابیم که همه چیزشان را دادند تا پولدار شوند  و قوی! حالا نه قوی هستند و پول هم بجای مرحم زخم بلای جانشان شده است و در حسرت یک لحظه اسایش و ارامش شب و روز ندارند! صدها دارو و دکتر افاغه نمی کند و مضطرب و نگرانند که دنیا و اخرت خود را با خیانت به بیت المال و حق الناس و حق کشی و خراب کردن و باصطلاح زیر اب زنی دیگران !  خراب کرده اند و نه ابرویی برایشان مانده و نه عیش و نوشی! هزاران شهوترانی با پولهای باداورده می کنند و صدهها نوع غذای رنگارنگ می خورند اما دریغ از یک لحظه حس لذت و عیش و اسایش و ارامش!  همه چیز دارند اما هیچ چیز ندارند ! ظاهرا سالمند اما هزاران درد و مرض دارند که روزشان را به شب سیاه تبدیل کرده است دایما در شناورند و به این سو و ان سوی می روند امروز با اینند و فردا با دیگری تا مگر ارامششان بازگردد و منافعشان هم حفظ گردد !

----------------
 اما درونشان اتشی جهنم گونه شعله ور استو تمرکز ندارند و به همین دلیل گاه این حرف و گاه دیگری را می زنند و گاه این موضع و گاه 180 درجه مخالف ان موضعگیری می کنند - بگذریم بنده با احترام فراوان  از انها که توصیفشان رفت و هم از همه شما خواننده  همه وبلاگیم  دعوت می کنم تا با صبر و بردباری همه این مقاله سه گانه را که یکجا با ویرایش مجدد تقدیم می نمایم مطالعه و روی ان وقت و فکر لازم را بگذارید و اگر مطالب را مفید یافید عمل کنید و دیگران را هم تشویق به خواندن و عمل به ان نمایید که بنیاد عمر سخت بر باد است حیف این عمر کوتاه انسان که صرف امور مسخره و شناور و بی بنیاد و قوام و دوام گردد.عمری که می تواند با وجود کوتاهیش مفید به حال خود و خانواده و جامعه باشد و خیر و برکت و انسانیت و نورانیت و صفا و وفا و لذت معنویی و دنیای و ارامش و اسایش و سلامتی  روح و روان از ان پدید اید . امید که چنین باشد . امین رب العالمین.
----------------
سعید شجاعی سعدی بی ادعا!-
شیراز-30 تیر 1390
--------------

ارزوی اولم این بود و هست که یک بانک ازدواج دایر کنم که با سرمایه مردم و شاید هم کمک دولت فقط برای ازدواج فعالیت نماید و به جوانان و ازدواج اولی ها ! وام حتی بدون یک ریال کارمزد و یا سود و بهره! به انها بدهد و در مرحله بعد به زنان و مردان مطلقه و یا بیوه که قصد ازدواج دارند وام اهدا کند و در مرحله سوم به انهایی که قصد ازدواج موقت را دارند وام ارایه نماید
----------------

شما خواننده گرام این سطور شاید این سئوال برایتان پیش امده باشد که اگر بانک بدون کارمزد و سود به متقاضی وام دهد ورشکست خواهد شد پاسخ بنده ان است که این فرض کاملا درست است اما من بر این باورم کلیه کسانی که تا دیروز اه در بساط نداشته اند که با ناله سودا کنند! و امروز بلطف رانت خواری و زدو بند و رشوه و خیانت به بیت المال غیره به ثروتهای باداورده رسیده اند و هم اکنون در سنین چهل تا نود سالگی بسر می برند و به هزار مرض و بیماری روحی و روانی و مسایل و مشکلات حاد خانوادگی دچار شده اند برای فرار نسبی از خشم و انتقام خدا ! اشکار و پنهان احتمال دارد مبالغی قابل توجه را یا به چنین بانکی هدیه نمایند و یا اگر اخر خسیسی بودند! مبالغی را به امانت در بانک  بگذارند تا صرف اهدای وام به سه گروه فوق گردد.در این صورت شاید حداقل در درون! چنین افرادی کمی به ارامش برسند.

در چنین صورتی چقدر می توانست از فساد و فحشا و ناهنجاری های فرهنگی و اجتماعی و بزهکاری در جامعه کم گردد.

------------------

ارزوی دومم ان بود و هست که بتوانم یک بنیاد صلح و دوستی ملل را در ایران و با محوریت میهن عزیز و اسلامیمان ایجاد کنم تا بعنوان یک

NGO

جهانی بتواند ضمن گسترش روابط علمی و فرهنگی و مردمی بین مردم بزرگ و نظام دین محور ایران اسلامی با سایر ملل و دول همچنین دسیسه های جنگ طلبانه قدرتهای بزرگ را در حد وسع و امکانات خنثی و از بروز جنگ و خونریزی و تهاجم رسانه ای که نهایتا بصورت بالقوه می تواند جنگ جهانی سوم را در پی داشته باشد جلوگیری بعمل اید. در 6 سال گذشته بدون ایجاد چنین بنیادی با راه اندازی حدود بیست وبلاگ به دو زبان انگلیسی و فارسی صدها مقاله و تحقیق و پژوهش را انجام داده و نتایج انها را در قالب تحلیل و مقاله در وبلاگهایم قرار داده ام . شاید توانسته باشم در حد وسع و قانون امکانات در این راستا گامهای موفقیت امیزی را برداشته باشم اما دلم می خواست برای نتایج مطلوب و جهان شمول در چارچوب یک بنیاد جهانی صلح و دوستی با محوریت ایران عزیز و نظام مقدس گام بر می داشتم.

-------------------

ارزوی سومم ان بود و هست که یک مجتمع بزرگ جهانگردی شامل هتل و رستوران و دفتر خدمات جهانگردی و سالنهای ورزشی و فروشگاههای فرهنگی و صنایع دستی ایجاد کنم تا از طریق ان به هدف اول و دوم جامعه عمل بپوشم. همین دیروز پیش اگهی مقدماتی ان را در محل زندگی خود توزیع کردم تا یک سنجش علمی و عملی از علاقه و درک و امادگی مردم شریف محل زندگی بدست اورم که اگر استقبال بود ادامه دهم و گرنه مثل دهها طرح و پیشنهاد علمی و عمرانی و رفاهی و در مانی و غیره خود که از بیست سال پیش تا کنون تقدیم مردم و مسئولین کرده ام امیدوار باشم تا بالاخره کس و یا کسانی پیدا خواهند شد تا برای منافع و سود شخصی و گروهی خود انها را با نام خود اجرا کنند که همین هم برای من با توجه به محدویتها کافی است که کار بزرگ بدست افراد کوچک و کار کوچک بدست افراد بزرگ افتاده است و این رسم نا میمون روزگار ما است که ظاهرا گریزی از ان نیست!.
-------------------

-email-saadiman2006@yahoo.com

weblog-saadiman.blogsky.com

--------------------

سعید شجاعی سعدی

----------------------------------------------


سکس و سیاست کنترل غریزه و رسانه و فیلترینگ

تحلیل  نویسنده این وبلاگ از فیلترینگ سایتهای سکسی و ازدواج جوانان و پدیده هاو ناهنجاریهای غیر اخلاقی اخیر در خمینی شهر و کاشمر و گلستان و

-----------------

یاداوری: حتما مطلب بیسیار مهم در پایین مطلب حاضر با نام همیشه انسان به همه ارزوهایش نمیرسد را بخوانید ان مطلب نیز تحلیل و پیشنهادات مهمی را به شما ارایه می نماید.

سعید شجاعی سعدی

------------------

متاسفانه تدبیری که مسئولین فیلترینگ سایت های خلاف اخلاق و بویژه سایتها و وبلاگهای  مروج تجارت کثیف و شنیع و زشت سکس کودکان که حتی در غرب سرتا پا برهنه و غرق در لذت و شهوت ! هم کاری بشدت زشت و غیر اخلاقی و غیر قانونی و همراه با مجازاتهای شدید بحساب می اید !  اندیشیده اند  اگر نگویم بی اثر بشدت کم اثر شده است! . چرا که پژوهش علمی و عملی بنده در اینترنت و طی دوسال گذشته نشان می دهد که فراوان نرم افزار های کم حجم و موثری در اینترنت و بازار موجود است که بطور موثری متاسفانه فیلترینگ چنین سایت و وبلاگهایی را خنثی می نماید و این بجز هزاران(اگر نگویم میلیونها) فیلتر شکنی است که از طریق  ایمیل و پیامک و رسانه های خارجی تقریبا همه روزه ارسال می گردند! می باشد.

-------------------

شاید وقت ان رسیده باشد تا مسئولین فرهنگی و رسانه ای کشور در روشهای جاری خود بویژه در بخش فیلترینگ تغییر اساسی بوجود اورند . بنده شخصا اعتقاد دارم تا موانع ازدواج اسان و کم هزینه جوانان در کشور رفع نشود. متاسفانه بازار تهیج و تحریک سایتهای سکسی (چه کودکانه و چه بزرگسال) از رونق نمی افتد .بخصوص که هزاران شبکه ماهواره ای مروج فرهنگ سکس و برهنگی نه تنها جوانان ما که جوانان همه کشورهای دنیا را هدف قرار داده و در مورد جوامع مذهبی مانند جامعه ما انها دلایل سیاسی را هم برای تحت تاثیر قرار دادن جوانان  در سر لوحه کارهای خود دارند.

--------------------

متاسفانه بنظر می رسد  هرچه قدر ما به ازدواج اسان و کم هزینه جوانان کم توجه باشیم و هرچقدر برنامه های شاد و مفرح و ویژه جوانان در صدا و سیما کم باشد و بخصوص هرچقدر فشارها و برخوردهای  انتظامی برای اعمال قانون در مورد  ارایش  و رنگ و نوع پوشش جوانان شدید تر و خشونتبار تر باشد تلاش گردانندگان وبلاگها و سایتها و شبکه های ماهواره ای مروج سکس و برهنگی بی حساب و کتاب و افسار گریخته دامنه گسترده تر و سرعت بیشتری می یابد. بنده بعنوان یک کارشناس برنامه ریزی اجتماعی و یک پژوهشگر حوزه جامعه و سیاست و رسانه مسایل بوجود امده در خمینی شهر و کاشمر و گلستان و غیره را ناشی از اعمال همین سیاستهای ذکر شده می دانم.

----------------------

غریزه جنسی را نباید در جوانان دست کم گرفت این غریزه اگر شرعا و قانونا و عرفا زمینه ارضاء ان فراهم نشود متاسفانه سر از همین مسایل در می اورد. وقتی سیمای محترم ما سریالهای خارجی  را که  نشان می دهد  بازیگران ان اکثرا خوشگل و مو و چشم سبزو بور (بلوند) و با  تیپ و ارایش  و لباسهای جوان پسند هستند و  وقتی بازیگران  ما اکثرا از بین خانمها و اقایان  چشم سبز و قشنگ  انتخاب می شوند( تو گویی در میهن ما خانم و اقای سیاه و سبزه اصلا وجود ندارد) معنی ان این است که ما خواسته و یا نا خواسته  در حال تحریک جنسی  جوانان خود هستیم بی انکه فکری همه جانبه برای ارضاءشرعی و قانونی و عرفی غریزه جنسی تحریک شده انها  کرده باشیم که هیچ بلکه با اعمال قدرت انتظامی قصد کنترل رفتار و غریزه انها را داریم بعلاوه با نمایش فیلمهای اکشن خارجی و داخلی  (که در انها گاه هنرپیشه اصلی دهها و صدهها نفر را  در فیلم می کشد و اب هم از اب تکان نمی خورد!) جوان تحریک شده جنسی وقتی راه شرعی و قانونی و  اسانی برای ارضائ خود نمی یابد متاسفانه با الهام کودکانه از فیلمهای اکشن دست به ناهنجاریهای غیر اخلاقی می زند که در رویداهای چند سال اخیر و بخصوص حوادث تلخ و شرم اور ماههای اخیر شاهد ان بوده ایم  .
---------------------

واقعا هرچه زودتر و بسیجی وار باید فکری برای فراهم کردن شرایط ازدواج سالم و اسان و کم هزینه جوانان بکنیم که پیشنهاد من تاسیس بانک ویژه ازدواج است که وام ازدواج را بدون اخذ ریالی سود و کارمزد بهمراه وسایل ضروری زندگی در اختیار جوانان قرار دهد.
----------------
سعید شجاعی سعدی
شیراز
--------------------------------------
رقابت فرهنگی ایران و غرب مفید  برای رشد و توسعه منطقه و جهان و یا مخرب و منتهی به جنگ و نابودی جهان!


بنظر بنده  هرروز که می گذرد با افزایش قدرت نظامی ایران از خطر بروز جنگ و برخورد نظامی بین ایران و غرب کاسته می شود اما رقابت شدیدی در حوزه فرهنگ بین شرق و غرب پدید می اید که در این مقاله به ان خواهم پرداخت.-----------
فلسفه زندگی شرقی و فلسفه زندگی غربی -تضاد و دشمنی و یا تبادل و همزیستی و تکامل یکدیگر.
پژوهشی فرهنگی و جامعه شناختی و فلسفی از سعید شجاعی سعدی- این مطلب خلاصه کوتاه از پژوهش اینترنت محور نویسنده است که اگر  سرمایه گزار و علاقمندان و یا ناشری پیدا شود (بعد از تکمیل و ویرایش و کسب مجوزه لازم  اماده ام تا ان را بصورت کتاب به بازار عرضه نمایم)
-------------
یاداوری-بنظر می رسد در این زمانه ای که حرف اول و اخر را پول میزند ! وظاهرا مهم نیست پول بدست امده کثیف است یا پاک! حرام است و یا حلال !حق مردم و یتیم و دو تیم است و یا حق الناس! و چنین می نماید که(از دید نوکیسه های تا دیروز بدبخت)دارنده پول صاحب هر حقی است!هر حرفی که می زند و هر کاری که میکند عین حقیقت  و اخر تدبیر و عدالت است و او خودرا ازخرطوم فیل افتاده می بیند !و چون بی هیچ زحمتی و در نهایت بی رحمی و وقاحت با رانتخواری و کلاهبرداری و خیانت به بیت المال و امثال ان پولدار شده لذا از نظر هوش خود را انیشتن زمان بحساب می اورد ! (؟)و دیگران را  در ذهن توهم زده و متکبرانه و خود بزرگ بینی کاذب!  مفلوک و  در مانده و   بی دست و پا و کودن می بیند!بله!در حالی که غافلنداگر نعوذباالله قرار به چنین کارهای ضد دینی و ضد بشری و ضد اخلاقی و ناجوانمردانه  بود هزاران نفر از شما انگشت کوچک یک در بان حوزه علم و معرفت و اخلاق  و اخرت هم در کسب چنین ثروت و موقعیتها نمی شدید !
---------
از سوی دیگر بنظر می رسد در این اشفته بازار ریا و دغل و
 تزویر و دروغ ! نوشتن تحقیق و انجام پژوهش  انهم از نوع سیاسی و اجتماعی و فرهنگیش کاری بیهوده و ویژه افراد بی عرضه در کسب چنین ثروتهایی بحساب می اید!تحقیق وقتی واقعی است که از روی دست دیگران نوشته شود! و درمقابلش میلیونها (اگر نگویم میلیاردها تومان) رانت سیاسی و اقتصادی و اداری و دانشگاهی در هر مورد  ببرند. در مورد خودم بگویم واقعا متحیرم با وجود این همه فشار و تنگناهای همه جانبه ای که افراد شرور وکم سواد و مغرض نا اگاه و ظاهر بین و بی خبر از اخر کار و اخرت و صد البته نوکیسه ای ! که حال را خوشند و برخرمراد هم سوار اشکار و پنهان بر من از همه جنبه ها! و به تبعه ان از لحاظ مالی بر اطرافیان تحمیل می کنند!.

 چرا و چرا چون منی که نه تنها ریالی برای این همه فعالیت علمی و فرهنگی و ارایه تحلیل سیاسی و غیره جهت خنثی کردن و یا دستکم کاستن از اثار بسیار مخرب تک رسانه ای و فرهنگی غرب که نهایتا می تواند به تک نظامی منجر شود از هیچ فرد حقیقی و حقوقی دریافت نکرده است ! و زندگی ساده و بی الایش ولی پاک خود را با همه ثروتهای جهان معاوضه نمی کند و  دستورانجام و شروع چنین فعالیتی را نیز فقط از عمق وجدان و اعماق قلب و

 عشق به دین و دیانت و  ایران و ایرانیت و انسان و انسانیت و اخلاق و اخلاقیت  و شرف و شرافت دریافت نموده است و لاغیر! دست به تولید کالاهای علمی و فرهنگی زده و میزند که همه از اثار و تبعات  ان استفاده می کنند جز خودش و خانواده اش ! در طی دو دهه اخیر و بویژه در 6 سال گذشته با شروع فعالیت وبنگاری سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خود! صدهها طرح و مقاله و مطلب نگاشته و می نگارد تا دیگران خوش و سرحال و شاداب و در امن و امان به سورچرانی  و زندگیشان با سوی استفاده از همه کس و همه چیز دوربرشان و نیز در دسترس شان بپردازند و بر ریش نداشته امثال  نویسنده  این سطور بخندند ! که چه بی مزد و مواجب کار می کندو جور ما را می کشد که چه خوب گفته شاعر"...چو احمق در جهانست مفلس در نمی ماند" ؟! چقدر گمراه و بدبخت و نادانند اینان!بگذریم.
------------------  

و اما مطلب اصلی - اگر به عرف و اداب و سنن و روشهای زندگی و فرهنگ غربی و شرقی (در این بحث منظور نویسنده از شرق کلیت  کشورههای جهان سومی اسیا و افریقا و ... نیست بلکه کشورههای اسلامی و در اینجا  بویژه ایران است) با روش علمی و پژوهشی توجه کنیم هر چند در ظاهرا روش و فلسفه زندگی غربی و شرقی عمیقا با هم متفاوت و حتی در تضاد و ستیز می نماید ! اما  واقعیت ان است که این دو فرهنگ غربی به رهبری  امریکا و شرقی به رهبری ایران در یک تقابل و رقابت فرهنگی  سعی در بیشترین حد ممکن تاثیر گزاری  در افکار و جوامع مقابل را دارند رقابتی که لزوما  اگر بازیگرانش قواعد بازی را رعایت کنند مخرب و بد نیست بلکه نویسنده اعتقاد دارد شاید چنین رقابتی به تکمیل چرخه فرهنگ پذیری پدیدهای مهم و مفیدی چون صلح و عدالت و توسعه و رشد و حقوق بشر  در جوامع جهانی بیانجامد .
---------------
هرچند در این رقابت فرهنگی ابزار رسانه ای و مالی  و تکنولوژیکی  غرب بر شرق می چربد ! مضاف بر انکه شرق در دو جبهه داخلی و خارجی باید رقابت و مبارزه کنند و این در حالی است که غرب حداقل در بعد فرهنگی چندان با مشکلی در داخل مواجه نیست چرا که تقریبا همه جوامع غربی لاییک و غیر مذهبی اند و سکس و برهنگی و میگساری و لذت طلبی و ... بر اساس فلسفه و مکتب فردگرایانه لیبراستی از حقوق اولیه و فردی و طبیعی افراد در غرب بحساب می ایند (البته تا هنگامی که این حقوق باعث سلب امنیت  فردی و سیاسی و اجتماعی دیگران نگردد قابل تحمل و قبول است) لذا غرب تمامی توان خود را در این رقابت فرهنگی با شرق بکار گرفته است و شرق مجبور است تا بخشی از توان خود را به خنثی نمودن تک های فرهنگی غرب اختصاص دهد و با بخش باقی مانده به تک فرهنگی به غرب اقدام کند.بعلاوه وحشی گریها و کشتارهای بی رحمانه گروههای تندرو و تروریستی محدود جوامعی از شرق ! کار اثر گذاری تک فرهنگی شرق را به غرب را کمی با مشکل مواجه نموده است چرا که دول غربی با چسباندن چنین اعمالی به دول و ملل شرق افکار عمومی غربی را به سمت شرق گریزی سوق میدهد تا جذب ان.
-----------------
 اما ایا واقعا می توان با توصیف با لا غرب را برنده این رقابت فرهنگی اعلام کرد بنده سعید شجاعی سعدی بنا به نتایج پژوهشهای "اینترنت محور "خود به دلایل زیر این اعلام را علمی و واقعی نمی دانم:
-------------------
 - مهاجرت جمعیتی چندده میلیونی از شرق بغرب و اثر پذیری بخش عمده ای از انها از تک فرهنگی شرق و بازگشت انها به ریشه های فرهنگی و اداب و سنن شرقی خودو تقریبا بی اثر شدن همه تک های فرهنگی غرب بر انها باوجودی که انها در غرب زندگی می کنند اولین دلیل نویسنده این سطور است.
--------------
-- سابقه تاریخی حضور و دخالت  غرب در شرق بسیار زشت و غیر انسانی و استثمار گرانه و استعمار گرانه و توام با کشتارهای وسیع و تجاوز و چپاول اثار هنری و تاریخی و منابع رو و زیرزمینی و ثروت ملل شرقی بوده است لذا در مقابل ضعف نسبی رسانه ای و تکنولوژیکی و مالی شرق در مقابل غرب ! شرق هر جا کم بیاورد با همه توان از این نقطه ضعف تاریخی غرب بر علیه خودشان استفاده نموده و مسایل سیاسی را نیز در تک فرهنگی خود دخالت می دهد و با این کار هم تا حدی از دامنه اثر گذاری تک فرهنگی غرب می کاهد و هم اثر پذیرفته گان داخلی را مرعوب و منفعل می سازد.
----------------
-- نباید این فرض را پذیرفت که غرب در همه چیز با هم هماهنگی کامل دارند و ید واحد هستند چرا که رقابتهای سیاسی و اقتصادی  اجزاء تشکیل دهند غرب باهم بشدت در یک رقابت اشکار و پنهان بسر می برند ( یعنی هرچند در بعد فرهنگی و حقوق جنسی و فردی تقریبا همه کشورههای غربی متحدند اما در بعد سیاسی و اقتصادی بشدت در رقابت با یکدیگر هستند)و مسایل و مشکلات در بین کشورهای اروپایی در قاره اروپا و رقابت بین امریکا با کانادا و مکزیک و نیز رقابت این دو بلوک با هم همه نشانگر وجود ناهماهنگی و تضاد و اختلاف سیاسی و اقتصادی بین اجزاء جبهه کشورههای حوزه  غربی است.شرق دقیقا با اطلاع از این نقطه ضعف دیگر غرب سعی دارد ضمن کاستن از تبعات تک غرب همچنین بر دامنه و عمق چنین اختلافاتی بیفزاید اما بنظر می رسد روشها و میکانیزم بکار گرفته شده توسط شرق یا نامناسبند و بی اثر و یا دقت و عمق و کاربری و مطلوبیت لازم را ندارند و کم اثرند و بنابراین شرق بفوریت با ید در اهداف و روشهای خود در این رقابت فرهنگی (که حالا کم کم به حوزه  رقابت سیاسی و اقتصادی و نظامی نیز در حال گسترش است) تجدید نظر اساسی نماید.
--------------
انشالله بحث بیشتر و بیان مصادیق نکات فوق را به انتشاراحتمالی کتاب در اینده وا می گذارم
-------------
سعید شجاعی سعدی
شیراز-8 تیر 90 
نویسنده : سعید شجاعی سعدی : ۱٢:٥۳


انتخابات و پیشنهادات مهم بنده ی بی ادعا سعید شجاعی سعدی

خواهش می کنم دو مطلب مهم زیر را همه مسئولین عزیز و مردم سرفراز و متمدن و اندیشمند بعنوان پیشنهادات و تحلیل  یک شهروند دلسوز و ساده بسیار امیدوار  و بی ادعای ایرانی که تمام تاروپودش برای صلح و ثبات و پیشرفت همه جانبه مادی و معنوی نظام و مردم بزرگ ایران و ملل منطقه و جهان تلاش می کند و همه ابزار و سرمایه اش همین وبلاگهایش می باشد مورد توجه و بررسی عالمانه خود قرار دهند و اگر مفید بودعملیاتی نموده و اگر نبود به سطل اشغال بیندازند صد البته مثل همیشه یاداور می شوم این مطلب و همه مطالب وبلاگهایم نظر شخصی ولی تخصصی حقیر است که یادرستند و یا نادرست اگر اولی گورای وجودتان و اگر دومی پوزش بنده را از پیش پذیرا باشید .

---------------

مطلب و پیشنهاد یکم- پیشنهاد می کنم بجای انتصاب استانداران توسط هیئت محترم دولت انتخاب استانداران مستقیما توسط مردم انجام شود و با حکم هیئت دولت اغاز بکار نماید.بعلاوه بجای شورای عالی استانهای کنونی شورای هر استان مستقیم با رای مردم هر استان انتخاب گردند و بنده پیشنهاد می کنم برای هر صد هزار نفر جمعیت هر استان یک نماینده به شورای استان راه یابد شرح وظایف و گستره اختیارات و مسئولیتهای این دو نهاد می تواند توسط مجلس شورای اسلامی تدوین و تصویب گردد.همچنین مدیران کل استانها می توانند بعنوان اعضای دولت استانی در چهار چوب شرح وظایف خود عمل نماید .در چنین صورتی دولت استانی هم در مقابل مجلس استانی (یا همان شورای استانها)و نیز دولت مرکزی مسئول و پاسخگو است بعلاوه پیشنهاد می کنم مجلس شورای اسلامی حق برکناری دولت و مجلس استانی را در مواقع بحران و یا بی کفایتی  با دوسوم ارا و بنا به پیشنهاد دولت دارا باشد و انتخابات مجدد نیز بین سه تا شش ماه انجام شود.بدیعی است حفظ امنیت داخلی و خارجی و مسئولیت همه نیروهای امنیتی و نظامی با دولت مرکزی است و مجلس و دولت استانی بجز در مسایل امنیت ملی و سیاست خارجی حق اعمال و تدوین و اجرای هر قانونی را دارد بشرط ان که نافی قوانین مصوب ملی و برنامه های توسعه ملی و قانون اساسی نباشد.همچنین پیشنهاد می کنم یک دادگاه قانون اساسی ایجاد شود تا نه تنها اختلافات احتمالی بین دولت و مجلس استانی که هر نوع اختلاف بین سران قواه و غیره را حل و فصل نماید . این دادگاه همچنین می تواند یاور و مشاور رهبری معظم و ناظر  قانونی همه  انتخابات کشور باشد. در چنین صورتی بنظر می رسد دولت(بمعنای عام ان) کوچک تر  گردد و امور بهتر و سریعتر  و با بازدهی بسیار  بیشتر انجام پذیرند و درهزینه ها صرفه جویی  فراوان گردد و جایگاه نظام و مردم و ایران در منطقه و جهان بشدت افزایش یافته و اقتدار و امنیت ملی ما بشدت بالا رود و دسیسه ها و تهمتها و جنگ روانی بیگانگان گستاخ و زیاده خواه و زورگو بشدت کاهش یابد و تحریمها یا حذف و یا بشدت کاهش یابند . اماده ام تا در صورت نیاز طرح پیشنهادی خود را با شرح و جزییات کاملتر تقدیم نمایم

---------------

 

و اما مطلب دوم که حول محور شرایط حاضر منطقه و جهان و نیز مسایل مربوط به امنیت و منافع ملی و بحث انتخابات اینده مجلس شورای اسلامی  و چند نکته دیگر است را  نیز تقدیم می کنم

------------------

انتخابات در هر کشوری  با همه فراز و نشیب هایش به منافع ملی و جایگاه بین المللی و هویت و وحدت ملی و استقلال و تمامیت ارضی هر کشور کمک شایان می کند و بطور طبیعی  در انتخابات مجلس شورای اسلامی پیش رو (در میهن عزیز ما )نیز باید چنین شود . بعنوان یک شهروند ساده و بی ادعا یاداور می شوم که همه مابدون وابستگی ویا با هر سلیقه و وابستگی جناحی و حزبی و غیره که داشته باشیم باید چنان کنیم که عکس موارد فوق نصیبمان نگردد که در چنین صورتی همه بازنده ایم .بیگانگان بدشان نمی اید که (خدای ناکرده )در صورت کوتاهی  ومرتکب شدن احتمالی اشتباهات بسیار فاحش و فاجعه بارمان!  وضعیت عراق و افغانستان و یا لیبی را برما تحمیل کنند. هر چند توان دفاعی ایران بسیار زیاد و نابودگر است و قادر است بخش عمده ای از توان همه جانبه متجاوزین گستاخ احتمالی را نیست و نابودگرداند اما ناباید فراموش کرد که احتمالا یک شیر ژیان را هم می تواند  میلیونها مورچه  گوشتخوار ریز ولی هماهنگ و متحد از پا در اورد! .پس درک شرایط فوق حساس  کنونی منطقه و جهان باید همه را هوشیارتر و حسابگر تر و موشکافانه تر سازد که اشتباه محاسبه سیاسی و غیر ان بویژه در مورد مسایل سیاست خارجی و امنیت منطقه و جهان و عدم محاسبه و ارزیابی واقعی از موازنه قواه بین بازیگران منطقه ای و جهانی میتواند بس خطرناک باشد.

------------------------

ما ملتی با تقریبا ده هزار سال تاریخ و فرهنگ و تمدن مدون و موثر جهانی هستیم. کیست که نداند !  این ما ایرانیها بودیم که برابری حقوق بشر و حقوق زن و مرد و دموکراسی مردم سالارانه  و فلسفه یگانه پرستی و مفاهیم اسمانی و الهی نیک و بد و بهشت و جهنم  و انتظارو  غیبت منجی عالم بشریت را اول باردر جهان تدوین و اجرا نمودیم و ان را به دنیای غرب از طریق ارتباطات فرهنگی و تجاری و علمی و نظامی خود انتقال دادیم ولی متاسفانه در یک کار غیر اخلاقی انها را به خود و بویژه به  یونان منتسب نمودند و بجز چند مورخ و تحلیگر منصف و راستگو غربی تقریبا همه متفکران و مورخان  غربی منکر  یادگیری این مفاهیم الهی و بشری از ایران گردیدند !.

----------------------

 بسیار حیف و جهالت محض است اگر ما ایرانیان (ساکن در داخل و خارج ) با هر دین و دیدگاه سیاسی و وابستگی قومی که داریم ندانسته و ناخواسته  اب به اسیاب بدخواهان ایران و ایرانی بریزیم و چنان کنیم که نباید و با عمل نسنجیده خود غربیان سرمست از عملیات نسبتا موفق عراق و افغانستان و اخیرا  لیبی را  که نه تنها منجر به نابودی نظامهای سیاسی انها (چه ان نظامها خوب و چه بد و دیکتاتور و جلاد  بوده باشند) گردید که سبب نابودی تمام امکانات مدنی و زیر بنایی و کشاورزی و علمی و صنعتی انها گردید که با توجه به وسعشان  در طی تاریخ خود ایجاد کرده بودند گردید بعلاوه کشتار های بی حساب و کتاب و تجاوزات بسیار گسترده به کودکان و زنان نیروهای نظامی غربی بویژه در عراق و افغانستان و با نسبت کمتری در لیبی ویران شده از دیگر هدایا و دسته گل  سیاستمداران و نظامیان غربی برای مردمان کشورهای یادشده بوده است. ( انشالله ارزوی تحقق انرا در ایران بدخواهان با هوشیاری ما ایرانیان صاحب فرهنگ و تمدن کهن  بگور خواهند برد) .

-----------------

قطعا حسب صلاحدید مسئولین محترم  ازادسازی هرچه بیشتر زندانیان سیاسی و امنیتی دوسال  و چند ماه اخیر در کنار اسان نمودن شرایط کاندید شدن برای مجلس شورای اسلامی(به منظور جلب هرچه بیشتر مشارکت مردم) و نیز  هرچه بازشدن فضای سیاسی و رسانه ای در کنار تلطیف  شرایط همه جانبه کشور و کم کردن فضای انتظامی و امنیتی (تا انجا که مقدور است) همه می تواند بیگانگان را مایوس و  ناامید گرداند و مکر و حیله و تهاجمات رسانه ای انها را خنثی نماید و  در مقابل همبستگی و امنیت و منافع  ملی و جایگاه نظام و مردم را در در داخل و  جهان بشدت افزایش دهد.