خبر زیر( نقل از سایت خبری عبرت نیوز - مورخ 90/8/2)انقدر گویا و زشت و کثیف و غیر انسانی و وحشیانه ونیز مصداق خیانت مهمانان به صاحبخانه (ایران و ایرانی) است که به انها پناه و کار و غذا و امکانات زندگی و امنیت! داده است ! که جای هیچ تحلیل و توصیفی را باقی نمی گذارد. فقط این سئوال عذاب اور برای بنده و شاید شما خواننده عزیز پیش می اید که ایا این است سزای محبت و ایثار و مهمانوازی ایرانیان شرافتمند و با غیرت به برداران! افغانی و یا پاکستانی و غیره؟!.خبر را شما هم بخوانید شاید با دعای همگی فرجی برای جلوگیری از ورود برادران افاغنه و غیره به این سرزمین پاک و مقدس حاصل شد ! بدیهی است نمی توان گناه جنایتکاران زیر را به
همه افاغنه مقیم ایران گسترش داد اما می توان چشمها و گوشهای مردم و بخصوص مسئولین محترم سه قوه را بیشتر نسبت به وضعیت مهاجرین (چه قانونی و چه غیر قانونی ) باز کرد تا قبل از وقوع چنین فجایعی از انها جلوگیری بعمل اورد و در دادگاه چنان با این 11 نفر برابر قانون و حکم شرعی اسلامی برخورد و اعمال قانون گردد که دیگر شاهد چنین رفتار وحشیانه نباشیم. بدون تردید حساب این جنایتکاران حیوان صفت از مردم فهیم و مومن کشور دوست و برادر و همزبان افغانستان سوا است.
=====
قتل کودککار توسط 11 مرد متجاوز افغانی
شامگاه روز شنبه هفته جاری تماس تلفنی فردی ناشناس با مرکز فوریتهای پلیسی از وقوع یک جنایت پرده برداشت. این مرد آدرس ساختمانی نیمهکاره در منطقه پردیس را داد و اعلام کرد در زیرزمین آنجا جنازه یک پسربچه رها شده است.
دقایقی بعد ماموران کلانتری 207 تهران به محل اعلامشده رفتند و در زیرزمین با دنبال کردن ردی از خون به یک تیرک چوبی رسیدند که جنازه پسری نوجوان به آن بسته شده بود. آنها قبل از هر اقدامی بازپرس ویژه قتل را از ماجرا باخبر کردند و به دستور او تیمی از کارآگاهان جنایی موظف به تحقیق در این رابطه شدند.
کارآگاهان از زیرزمین مخوف چند لباس زنانه پیدا کردند و در برابر این احتمال قرار گرفتند که شاید این پسر نوجوان تنها قربانی نباشد و افراد دیگری نیز در این محل به کام مرگ کشانده شده باشند، البته جستوجوهای مقدماتی در این زمینه به کشف جسدی دیگر منجر نشد.
افسران جنایی در گام بعدی فهمیدند نگهبان این ساختمان نیمهکاره مردی افغان به نام غدیر است که فراری شده. به این ترتیب تلاشها برای دستگیری وی آغاز شد. همزمان با این اتفاق کارآگاهان هویت قربانی را نیز فاش کردند و فهمیدند او نوجوان 15 سالهای به نام سعید است. پدر سعید چهار روز قبل گم شدن او را به پلیس گزارش داده و تحقیقاتی نیز برای یافتن وی صورت گرفته بود. کارآگاهان در حالی به بازجویی از پدر سعید پرداختند که خود این مرد نیز از طریق یک تماس تلفنی ناشناس در جریان کشف جسد فرزندش قرار گرفته بود.
او به ماموران گفت: «به خاطر مشکلات مالی پسرم به من در تامین هزینههای زندگی کمک میکرد و معمولا هر روز وقتی از دبیرستان به خانه برمیگشت، بساطش را برمیداشت و در خیابانها سبزی میفروخت.
هیچوقت هم مشکلی پیش نیامده بود تا اینکه سهشنبهشب هر چه منتظر شدیم، سعید به خانه برنگشت. برای همین از پلیس و بسیج کمک خواستیم و ماموران دنبال پسرم گشتند، ولی نتوانستند او را پیدا کنند و از آن به بعد از سعید خبری نبود تا اینکه فردی با تلفن همراهم تماس گرفت و با دادن نشانی ساختمان نیمهکاره گفت جسد سعید آنجاست.»کارآگاهان در ادامه تحقیقاتشان فهمیدند همان شامگاه سهشنبه فردی سعید را مشاهده کرده و موضوع را به پلیس اطلاع داده بود. او به ماموران گفته بود پسر نوجوان را در حال مشاجره با چند مرد افغان دیده و مشاهده کرده است افاغنه او را به زور به ساختمانی نیمهکاره بردند، اما ماموران ساختمان موردنظر را اشتباه گرفتند و به مکانی دیگر رفتند. آنها چند افغان را نیز بازداشت کردند اما چون مدرکی علیهشان وجود نداشت، آنها را آزاد کردند. با افشای این موضوع، شاهد حادثه بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و اطلاعاتی را به پلیس ارایه داد که به سرنخی برای دستگیری متهمان تبدیل شد و کارآگاهان در دو روز گذشته توانستند 10 نفر را در این خصوص دستگیر کنند، اما از غدیر ردپایی به دست نیامد.
این 10 افغان که از کارگران غیرمجاز هستند، در بازجوییها اعتراف کردند پسر نوجوان را به قصد تعرض ربودند و دستهجمعی به وی تجاوز کردند و این پسر ناگهان از حال رفت و فوت شد. متهمان ادعا کردند جسد را در یک پتو پیچیدند و در زیرزمین خانه پنهان کردند.
در همین حال متخصصان پزشکی قانونی با انجام معاینه و آزمایشهای تخصصی علت مرگ سعید را تجاوز دستهجمعی اعلام کردند. بنا بر این گزارش در حال حاضر تلاشها برای دستگیری غدیر در حالی ادامه دارد که بازجوییها از 10 متهم دیگر هنوز به پایان نرسیده است و با توجه به البسه کشفشده در قتلگاه این احتمال که زنانی نیز قربانی جنایتهای این گروه شده باشند، پابرجاست.
منبع : شرق 1390/8/2
A very important and urgent notice to u.s.a and his allies govt. for being wise about their sayings and actings in relavant with I.R. iran! if they are not looking for the world war three! its my simple AND FRIENDLY advice for you !
OCT,11,2011- SAID SHOGAIEE SAADI
-----------
از دیروز (مورخ نوزدهم مهر 90 برابر با 11 اکتبر 2011) موج رسانه ای همه جانبه تاز ه ای بر علیه جمهوری اسلامی ایران توسط مسئولین فعلی امریکای در استانه تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری که در پاییز اینده در امریکا برگزار خواهد شدشروع شده است و موضوع ان هم دستگیری فردی ایرانی امریکایی است که امریکاییها می گویند قرار بوده است سفیر عربستان در واشینگتن را ترور کند!.
بعد از تقدیم طنز پایین همین مطلب عزیزانی که برای فراگیری زبان و کامپیوتر مراجعه داشتند از سوابق تحصیلی وکاری بنده جویا شده و میشوند! و با توجه به اینکه فراوان در شش سال فعالیت وبلاگنویسی بنده دوستان خواننده وبلاگها نیز خواسته مشابه داشتند اما از انجا که قلبا علاقه ای به انجام این کار نداشتم از ان طفره می رفتم تا امروز که تصمیم گرفتم در پاسخ به درخواستهای ان همه خواننده و هنرجویان مرکز کامپیوترم اشاره ای فهرست بار( انهم بعد از شش سال) به
تجربیات و تحصیلات خود داشته باشم . ذکر این نکته را ضروری می دانم که تحصیلات و دوره های طی شده زیر تماما در شرایط سخت تاهل و اجاره نشینی و وظیفه تامین هزینه های زندگی و تحصیل یک خانواده نسبتا شلوغ! و سایر مشکلهای دوره ای نظیر مقابله با تبعات ورشکستی مالی مرحوم پدر بزرگوارم حاج علی قاسم شجاعی" ره" (این بنده خیر و صادق و مومن و پاک و خدمتگزار خدا و مردم که تا پای ورشکستگی هم دست از خدمت و ایثار و کمک به نیازمندان بر نداشت)انجام پذیرفته است.
=======
1-دیپلم زبان انگلیسی سال 1360
2-دیپلم دبیرستان خود را بصورت متفرقه(یعنی بدون انکه روزانه و شبانه در 4 سال دوره دبیرستان مدرسه روم ! خودم دروس را می خواندم و در امتحانات نهایی شرکت می کردم و با این روش دیپلم خود را درسال تحصیلی (65-64 ) با موفقیت گرفتم .
3-سال 65 به خدمت رفتم و 4 ماه بعد معاف شدم.
4- سال 67 بعنوان اولین فرد فامیل وارد دانشگاه شدم و سال 71 مدرک کارشناسی خود در رشته برنامه ریزی را اخذ نمودم.
5-در سال 70 (توام با تحصیل در دانشکاه)در امتحانات ورودی دوره عالی راهنمایان جهانگردی(داخلی و بین المللی) شرکت و قبول و نهایتا در سال 71 دوره را با موفقیت بپایان رساندم در ان وقت مسئولان برگزاری دوره فوق ارزش استخدامی مدرک فوق را معادل فوق لیسانس اعلام کردند حالا رانمی دانم!.
6-در سال1373و 74 چهار دوره یکی در دانشکده تکنولوژی هواپیمایی کشوری با مدرک داخلی و سه دوره دیگر در مرکز اموزش بین المللی سعادت اباد تهران با مدرک سازمان هوانوردی جهانی برای خدمات اژانس هواپیمایی و جهانگردی را به پایان رساندم.
7- در سال 77 دوره کاربرد کامپیوتر در ارسال و دریافت شبکه ای داد ه ها را در هواشناسی کل کشور در فرودگاه مهراباد بصورت فشرده گذراندم.
8- و بلاخره از سال 1379 تا کنون نیز در دانشگاه (!!!)مرکز کامپیوتر بوستان سعدی متعلق بخودم هم هزاران نفر را اموزش دادم و هم در کنار ان خود (خدا ببخشد برای این ادعا!) در حد سه دوره کامل دکترای سخت افزار و شبکه و ایمنی شبکه و اینترنت و راه اندازی و عیب بابی وتعمیر
کامپیوتر کسب تجربه و مطالعه و تحصیل نمودم. در انجام این کار علاوه بر پشتکار و علاقه و صد البته نیاز به کار و کسب درامد حلال و پاک برای تامین مخارج خانواده !!! تسلط بنده به زبان انگلیسی در موفقیتم بسیار کارساز و راهگشا بود و همین امر سبب شد در 12 ابان 81 با ابداع یک ایده بسیار ساده و ابتدایی بوسیله تلفیق دو نرم افزار با هم موفق به پدید اوردن اولین برنامه فارسی ساز(اینتر فیس) ویندوز" ایکس پی" جهان گردم بدون انکه به یک خط برنامه نویسی نیاز باشد!.
-----------
در سه مقطع زمانی هم وارد دستگاه اداری گردیدم که بالاترین مسئولیت بنده مسئول امارو برنامه ریزی اداره کل حمل و نقل استان فارس وپادوی! امور مالی هواشناسی فرودگاه شیراز بوده است.مهمتر از همه انچه که گفته شد با لطف خدا و علاقه و پشتکار عزیزان هم اینک جوانان فامیل دارای دهها فارغ التحصیل و سه استاد دانشگاه از مقطع کاردانی تا دکترای تخصصی است.اینهم نتیجه نون حلال و ایمان و خدمت مرحوم حاج علی قاسم شجاعی "ره" که اینهمه از فرزندان و نوه و نتیجه و دامادها و غیره به درجات علمی بالا برای خدمت به خدا و مردم و کشوراسلامی رسیدند.
طنز سیاسی بسیار مهم تا اخر بخوانید و راهنمایی کنید!
“قدر ان شیشه بدانید که هست"---- نه بهنگامی که افتاد و شکست"
=======
افراد صلحجو و متفکر و اندیشمند و طراح در حوزه های علمی و فرهنگی و هنری و سیاسی علاوه بر انکه به اب و خاک و کشور خود تعلق دارند همچنین بعنوان بخشی از سرمایه بشری و جهانی نیز بحساب می ایند.
=======
اقا اگه احتمالا در اینترنت و غیر ان زاغ سیاهت را چوب بزنند چه می کنید و برداشت شما چیست؟ا
======
همین اول کاری بگم که بجان همین وبلاگم اصلا این طنز مصداقش خودم نیستم که اگه باشم الهی این وبلاگ حذف و یا نابودگردد!
-----
فکر کنم بخاطر چای و لیموی بود که دیشب خوردم! تا نزدیکی های صبح خواب بچشم نیامد و یکی دوساعتی هم که خوابیدم خواب وحشتناک! زیر را دیدم که در کلاس درس سه واحدی سیاسی نشسته بودم و استاد مرتبا از دانشجویان سئوال و جواب می کرد.
-------------
استاد: کی می تونه بگه اگر زاغ سیاه یک نفر را چوب بزنند علتش چه بوده و ان بخت برگشته !چه می تواند بکند؟
-------------
دانشجوی شوخ اولی گفت اقا طرف حتما زبون و قلم لق بوده و نباید ها را نوشته و باندی هم نبوده و در مدت خدمتش نه دزدی کرده و نه خیانت و مدیر دلسوز و اینده و اخرت بین و با سواد طراح بوده و حتما موی دماغ خیلی ها هم بوده زرق و برق دنیا و شهرت و شهوت و ثروت و قدرت چشمش را نگرفته خدا و مردم و نظام بین بوده فعالیت اینترنتی و پژوهشی صلح طلبانه او و دیدگاهایش در نهایت بی ادعایی در سطح ملی و منطقه ای و جهانی (در حد وسع و امکانات و رعایت موازین قانونی و شرعی) مفید و موثر بوده !پس می خواهند یا اورا مثل خودشان کنند
(که حتما نتونستند که حالا می خواهند اشی براش بپزند که بجای یک وجب ده وجب روغن رویش باشد!) و یا بکل اقا از قیافه او بدشان می اید می خواهند قانونا بی ریختش کنند! و در کل حالش رابگیرند بعلاوه استاد بگمانم او عملا پا جای سید جمالدین اسد ابادی گذاشته با این تفاوت که سید بزرگوار و ان روحانی متفکر و اندیشمند و بزرگ فردی مدعی پر حرارت اصلاح حکام و ملل وقت برای بازگشت به اسلام واقعی و ریشه های ملی با نگاهی به پیشرفت مادی و صنعتی ملل غرب بود و باتکیه و استناد به قران مجید و احادیث و فقه حاکمان و روسای حکومتهای وقت منطقه و جهان معاصر خود را مورد خطاب قرار میداد .اما شخص مورد نظر ما از دیدگاه تحلیل و مشاوره و ارایه طرح و پیشنهادات سازنده و در نهایت بی ادعایی و ساده گی و صبر و بردباری محض عمل می نماید بهمین دلیل بدخواهان از این جنبه نیز دل پرخونی از طرف مورد بحث مادارند چرا که نه تنها برنامه ریزی و پرونده سازی کثیف انجام داده بودند تا او به ابدیت بپیوند! بلکه حتی اسمش هم در خاطره کسی باقی نماند اما حالا 180 درجه برعکس شده است و مکر و حیله دسیسه انها بی اثر و به فرصت های بزرگ برای طرف مورد بحث ما تبدیل شده است.و این ارام و قرار را از انها گرفته است و تلاش می کنند با ایجاد گرفتاریهای شیطانی جدید کار طرف ما را یکسره کنند.
=======
دانشجوی دوم فورا اضافه کرد اقا ممکنه طرف مغ(کی میره این همه راه رو) ! علمی و سیاسی و فرهنگی و پژوهشی غیره بوده و دیگرانی که وجود او را برای منافع ناصواب خود نامناسب دیدند قبلا تا توانسته اند برایش بافته اند! و حالا اگر طرف زندگی سالم و ساده و فعالیت علمی و فرهنگی و پژوهشی راهگشا و پر محتوا و مفید بحال کشور و نظام و امنیت و منافع
ملی و منطقه و جهان داشته باشد معنیش انست که هرانچه قبلا برایش بافته اند از سر کینه و غرض و مرض و حاصل حسادتهای کودکانه شخصی بوده است و پس بافندگان نه تنها رسوا که سنگ روی یخ می شوند (که شده اند!) !. بهمین دلیل زاغ سیاه طرف را چوب می زنند تور می گذارند بصورت برنامه ریزی شده در شرایط هوس انگیز تا هول انگیز ! قرارش می دهند تا
بلغزد و مچش را بگیرند ضد حال ابدی نثارش کنند! راستی استاد : این رفتارها کودکانه نیست؟
=======
دانشجوی سومی بلند شد گفت اقا من فکر می کنم می خواستند در گذشته و یا حال مسئولیتی (در حوزه داخلی و خارجی)به او بدهند مغرضین و بدخواهان و تنگ نظران ! دست بکار شده اند که با مورد سازی و پیدا کردن وا واویلایی از شنودهایش طرف را خراب که بدتر از ان ! خانه نشین و منزویش کنند تا اورا عنصر نامطلوب و هولناک و غیر خودی جلوه دهند و مانع خدمت رسانی او شوند
.
هم جامعه و نظام را از خدمات مدیریتی و استعداد و دانش و صداقت و دست و چشم پاکی او محروم کنند و هم کسی پیدا نشود بپرسد شما با این همه امکانات و فرصتهای که نظام در اختیارتان قرار داده ! بجز پر کردن جیب خود و اطرافیانتان و سوی استفاده شرم اور از فرصتهای متعلق به نظام و مردم برای رفع عقده های درونی و نیز تامین نیازهای شخصی و باندی و خانوادگی و همچنین بجز حیف و میل کردن اموال عمومی و هدر دادن منابع و سوزاندن فرصتها و کنار زدن اشخاصی که مفید به حال ولایت و کشور و جهانند چه گلی سر ولایت و کشور و اسلام زده اید؟!
=======
دانشجوی چهارمی گفت اقا طرف حتما وبلاگنویس و تحلیلگر بی ادعای بوده که از قضا تحلیل و نظراتش خیلی ! مفید و راهگشا بوده پس حتما چنین شخصی برای منافع خیلی ها خطرناک است چرا که اگر تحلیلهای امثال او نبود حتما در دوران بوش و اوباما بین ایران و غرب جنگ در می گرفت و بازار سوئ استفاده بی حساب و کتاب بقیمت جان میلیبونها نفر فراهم می گردید! و شاید هم نوشته هایش دل هموطنان مقیم خارج را به دل مسئولین و مردم و داخل نزدیکتر کرده و همین هم مشکل بالا تری برای افراد بی کفایت و کم سواد و مغرض بیمار پدید اورده باشد البته
اقا حتما طرف برای مشکلات منطقه و جهان در حد وسع و امکانات و تجربیات و شناخت خودش و در چارچوب مصالح و قوانین و مقرارت کشور طرح و راه حل پیشنهاد کرده تا هم صلح و امنیت منطقه و جهان بخطر نیفتد و هم نظام و کشور سربلند تر گردد و هم منافع ملی و منطقه و جهان بیشتر تامین ! گردد پس بهمین دلیل مواظب اویند تا مچش را با عوامل داخلی و خارجی توطئه گر و نیز فتنه گر بگیرند!
=======
دانشجوی پنجمی بلند شد گفت اقا :من فکر می کنم طرف می خواهد برای مجلس و غیره کاندید شود و بهمین دلیل دنبالشند تا نگذارند اول دست به این جنایت! بزرگ بزند و دوم خدای ناکرده ! جای یکی از خدمتگزاران مخلص و باسواد خودی در مجلس اینده کم شود.برای همین موضوع میخواهند تا زیرابش را هرچه بیشتر و سریعتر بزنند! تا نه تنها به این فکرهای خطرناک نیفتد بلکه از کشور برود! و یک مزاحم سمج (که با فعالیتهای اموزشی و پژوهشی-تحلیلی و اینترنتیش موی دماغ ما شده است )کم شود هرچند این اقا با وجود دریافت اینترنتی سه دعوتنامه گرین کارت امریکا که برای هر کسی در دنیا اخر ارزو است! مانده و به هر سه ان دعوتنامه ها هم محل نگذاشته است
=======
استاد در اینجا گفت افرین بر همه شما دانشجویان متفکر و تحلیلگر حقا که باید سیاستمدار هم می شدید که در اینده خواهید شد! و بعد ادامه داد خوب اگر نظرات شما درست باشد برای انکه طرف را کلافه کنند تا واکنش احساسی و ایضایی نشان دهد و برایش بسازند انچه را نکرده! و تااورا به خوردن اب خنک و یا اقامت زودهنگام ! در بهشت مفتخر کنند !و یا مجبور به کوچش کنند!شما بگویید مغرضین کینه ورز و تنگ نظر چه سیاستی و در کل چه بلاها و چه چیزهایی باید بسرش بیاورند تا به هدف خود برسند؟
=======
دانشجوی ششمی فورا بلند شد گفت اقا مثلا اگر طرف خواست بعد از سی سال اجاره نشینی صاحب خانه شود اول برخلاف قوانین باید شهرداری منطقه را وا داشت تا هزینه پروانه او را چند برابر گرداند بنحوی که دیگر پول ساخت زمین را نداشته باشد! و بانک را توجیه کرد که مرتبا بگوید وام مسکن مهر به زمین شما (باوجود داشتن مجوز اوقاف و پروانه ساختمانی ) تعلق نمی گیرد و نیز راه درامد او را کاملا بست! تا مجبور شود مغازه و زمین را بفروش و اقساط تحمیلی شهرداری را بدهد ! و نیز همان شهرداری را وادار کرد تا زمین در مسیر خیابان قرار گرفته دیگرش را بدلیل اوقافی بودن !معوض و خسارت ندهد و خلاصه
چنان در فشار و منگنه قرارش دهند تا بگذارد و برود و یا انقدر با فشارههای همه جانبه محسوس و نامحسوس! کلافه و گیج و دپرس و منگش نمود تا یا دیوانه و یا مشوش و شدیدا عصبانی ! گردد و سرانجام یا مهاجر ت کند و یا دست بکاری زند که راست بفرستندش به سفر زودهنگام بهشت! که در هر حال نهایتا کارش تمام شود .اما استاد نمی فهمم با این همه ازار و اذیت ناجوانمردانه چرا طرف مورد بحث ما همه را بخشیده و حاضر نیست حتی خاری به کف پای مغرضین کینه ورز ش بنشیند و با صبر و بردباری همه ازار و اذیت را یا خنثی و یا کم اثر نموده و
یا انها را به فرصت تبدیل نموده و یا در نهایت جوانمردی به تحمل عواقب رفتارهای کودکانه و عقده گشایی گروه مغرض و بیمار می پردازد و صدایش هم در نمی اید استاد او در طی سی سال نزدیک به 15 هزار نفر جوان مستعد ولی کم بضاعت را با اخذ مبلغ ناچیز و یا بدون اخذ حتی ریالی اموزش زبان و سایر دروس و کامپیوتر داد و هزاران کامپیوتر نو و دست دوم را با سود کم و یا بدون ان به خانه های مردم فرستاد و مغازه و دو زمین مورد بحث از این ناحیه تحصیل شدند.
=======
دانشجوی هفتم بلند شد گفت استاد: من فکر می کنم همچین شخص قوی و پر اراده و با ایمان و بی توجه به ثروت (حرام)و شهرت و شهوت (ناحق) و قدرت (تکبر اور و کور کننده) را نمی شود با موارد گفته شده در صحبتهای دانشجوی ششم کلافه و خسته و دپرس و منزوی نمود ! بلکه باید گشت در صدها مقاله و پژوهش انجام شده توسط او چیز و یا چیزهای پیدا نمود و با تفسیر به رای و معادلسازی ان با قوانین کیفری !پدرش را دراورد. بعلاوه شرایط شرکت در انتخابات مجلس و غیره را چنان باید سخت و سفت و قطره چکانی نمود که حتی بقیمت پایین امدن(خدای ناکرده) مشارکت مردم و سوی استفاده قدرتهای زورگو و گستاخ چنین اشخاصی نتوانند کاندید شوند تا منافع نامشروع عزیزان! کم شود و یا به خطر بیفتد!.
=======
دانشجوی هشتم بلند شد و گفت: اقا بنظر من مطلب دوست هفتم هم صحیح نیست چرا که او (فرد موردنظر بحث ما) در نهایت ساده گی و صداقت و بی ادعایی همه مقالات و تحلیلها و طنز های خود را در حدود شش سال فعالیت اینترنتی نه تنها با هویت واقعی (کاری که تقریبا بالای نود درصد فعالان اینترنتی انجام نمی دهند و با نام و هویت غیر واقعی فعالیت می کنند) در اینترنت قرار داده که همه انها را به احترام جهت اطلاع و استفاده احتمالی برای بالاترین مقام
سیاسی و معنوی کشور هم فرستاده است بهمین دلیل مغرضین و شر سازان کم ایمان ! نمی توانند با تفسیر به رای خود پرونده سازی کنند! بعلاوه او همواره در اغاز هر مطلب خود جمله "این مطلب و یا مقاله و یا تحلیل نظر شخصی ولی تخصصی نویسنده است که یا درستند و یا نادرست اگر اولی گوارای وجود و اگر دومی از پیش پوزش مرا بپذیرید" را می اورد ! پس می بینیم که نکته مورد اشاره دانشجوی هفتم تقریبا ! غیر ممکن و غیر عملی بنظر میرسد
=======.
دانشجوی نهم بلند می شود اضافه می کند استاد: من فکر می کنم فعالیت شش سال گذشته اینترنتی او چنان مفیدومستدل و منطقی و کارکشا و راست و حسینی بوده که گروه ناظر بر کار و فعالیت سایتها و وبلاگهای سیاسی (دستکم تا این لحظه ) همه موارد و مطالب وبلاگهایش را قانونی دانسته که معنیش انست که همه حدود بیست وبلاگ نامبرده باز و فعالیت پژوهشی – اینترنتی او کاملا قانونی و مورد تایید نظام است .بعلاوه نباید فراموش کرد نه کسی او را به نگارش و راه اندازی اینهمه سایت واداشته است و نه نامبرده ریالی از بابت فعالیتهای فوق
کسب در امد نکرده که هیچ ! بلکه صدها مشکل و گرفتاری و کمبود و فشارهای تحمیلی را هم که دوستان اشاره کردند را تحمل نموده و انها را پشت سر گذاشته است . لذا بهمین دلیل توطئه و دسیسه مغرضین اگر نگوییم بی اثر که کم اثر است و بنا براین مغرضین باید اگر می خواهند زیراب اورا ناگهانی و یکجا و کم خرج بزنندهمه فعالیتهای او را به قدرتهای خارجی وابسته نمایند و چنان بلای سرش بیاورند که خودش حداقل به هزار جرم ! در مصاحبه رادیو و تلوزیونی اعتراف کند! هرچند اگر به ده هزار جرم اعتراف کند البته مطلوب تر و موثر تراست!
=======
دانشجوی دهم بعنوان اخرین دانشجوی داوطلب اظهار نظر در کلاس گفت استاد
من فکر می کنم فعالیتهای او نه تنها بنفع نظام و مردم وامنیت و تمامیت ارضی و منافع ملی ایران اسلامی است که صلح و ثبات منطقه و جهان را نیز در کنار توسعه حقوق انسانی و بشر تعمیق و گسترش داده است (صد البته در حد وسع و رعایت مصالح و محدودیتهای عرفی و قانونی) بعلاوه او توانسته است تا حدی مانع بروز جنگ و در گیری ناخواسته بین جمهوری اسلامی ایران و غرب! و نابودی احتمالی بخش عمده ای از منطقه و جهان گردد. لذا نه تنها باید از نامبرده تقدیر گردد (او خواستار ان نبوده و نیست و در اینده هم نخواهد بود) که مغرضین و تنگ نظران و گینه ورزان کم سواد و بیمار باید بفهمند که فعالیت او نهایتا امنیت و منافع و موقعیت های انها و خانوادهایشان را هم تامین نموده است ! پس اگر وجدان و
شرافت تشکر و تقدیر ندارند دستکم نبایدنامردی و توطئه و دسیسه و خیانت بر علیه او نمایند که این درست بمانند بریدن شاخه محکم زیر پای خود در ارتفای بالا و یا سوراخ کردن قایقی است که در رودخانه خوروشان و نا ارام و متلاطم است! بقولی "تقدیر و جبران و تشکر پیش کششان ضرر نرسانند و عقده گشایی نکنند" که این به نفع همه است. بنا براین استاد ! من نمی توانم راههای ضربه زدن به او را نشان دهم بلکه می گویم فعالیت و پیشنهادات و ارایه راه حل های مختلف داخلی و منطقه ای و جهانی درست بمانند تزریق خون به رگهای خشکیده و بی رمق کالبد سیاست سالم منطقه و جهان است که بدنبالش رویش جوانه های شادابی و زندگی و صلح
ودوستی و عشق و امید و وفاداری به نظام و جامعه و اصول الهی و انسانی منطقه و جهان است .استاد بنظر من کم پیدا می شود کس و یا کسانی که بدون داشتن کمترین منافع مالی و یا جناحی و یا سیاسی و یا اداری با بخطر انداختن همه چیزش و تحمل فشارهای خردکننده برای سربلندی کشور و نظام و صلح و ثبات منطقه و جهان گام بردارد تا منطقه به اتش کشیده نشود و دهها و شاید صدهها میلیون انسان بیگناه در یک جنگ جهانی احتمالی کشته نشوند
واقعا حیف است چنین افرادی اینهمه در فشار و محدودیت قرار گیرند هرچند انها زیر بار این فشارها خم به ابرو نیاورند وچنان زندگی کنند که گویی در قصر خوشبختی رویایی زندگی می کنند. بله استاد بنظر من خیلی حیف است خیلی حیف ! چرا که افراد صلحجو و متفکر و اندیشمند و طراح در حوزه های علمی و فرهنگی و هنری و سیاسی علاوه بر انکه به اب و خاک و کشور خود تعلق دارند همچنین بعنوان بخشی از سرمایه بشری و جهانی نیز بحساب می ایند.
=======
در اینجا استاد هر دو دست را بر صورت گرفته بود تو گویی نم نم اشکهایش را از دید دانشجویانش پنهان می کرد! و زیر لب زمزمه می کرد که:
"قدر ان شیشه بدانید که هست ---- نه بهنگامی که افتاد و شکست "
=======
اقا همینجا بود که با صدای موذن از خواب بیدار شدم و دیدم چشمهای من هم از اشکهای ان استاد نم نمکی اشک الود شده است ! فکر کنم این خواب همانگونه که اول گفتم بخاطر چای و لیموی دیشب بوده است ! شما چی فکر می کنید؟
دولت اسلامگرای ترکیه در شش ماه گذشته همکاری و تعامل چند سال اخیر با ایران در ایفای نقش سازنده در تحولات منطقه و جهان را ناگهان به رقابت شدید برای حذف نفوذ ج.ا. ایران در منطقه و احتمالا گرفتن نقش و جایگاه ایران برای خود تبدیل نموده است . این چرخش بنظر می رسد بدلیل تحولات سیاسی و اجتماعی کشورهای عربی که به بهار عربی معروف شده است می باشد همچنین بنظر می رسد دولت ترکیه تصور می کند ایران همچنان دچار اختلاف بر سر انتخابات گذشته ریاست جمهوری است و فکر می کند تشدیداختلافات داخلی در انتخابات اینده مجلس و شوراها و ریاست جمهوری امری
قطعی است! و همچنین تحریمها توان و قدرت مانور سیاسی ایران در منطقه و جهان را بشدت کم کرده است! می ماند قدرت نظامی ان و بویژه قدرت موشکی ایران که با استقرار سیستم رادار ناتو و احتمالا بعدا سپر موشکی ان در خاک خود این قدرت نیز خنثی می گردد! از سوی دیگر بنظر می رسد ترکیه بر این باور است که ایران اسلامی تا پای جنگ با غرب بر سر مواضع خود استوار می ماند و حتی اگر هم بخواهد بدلیل شعارها سی سال اخیر انقلاب اسلامی و نیز برای جلوگیری از کاهش محبوبیت
خود بین گروههای مبارز فلسطینی و عرب و غیر عرب منطقه و جهان حتی بقیمت (خدای ناکرده)نابودی جمهوری اسلامی و تمامیت ارضی و جان و مال ملت ایران و نهایتا تجزیه ایران بر اصول و شعارهای سیاسی و ایدولوژیکی خود اصرار می کند!و بنابراین فرصت را بنهایت برای حذف ج.ا.ایران از معادلات منطقه مناسب می بیند و در نخستین گام نخست وزیر اردغان فورا عازم سه کشور انقلاب زده مصر و تونس و لیبی می شود و با ترتیب دادن استقبالهای مردمی خیابانی از خود در این سه کشور دولتهای
نوپای انها را به همکاری همه جانبه و استراتژیک با ترکیه برای استقرار نظامی مشابه ترکیه فراخوانده است تو گویی این همان اقای اردغان و دولت ترکیه نبود تا همین شش ماه پیش از دول قذافی و بشار اسد و مبارک و بن علی بشدت حمایت میکرد و سالهای سال با دولت اسراییل روابط سیاسی و نظامی و اقتصادی گسترده داشته و دارد و فقط در یک ژست سیاسی سفیر اسراییل را موقتا از انکار اخراج نمود تا مثلا به کشتار شهروندان ترکیه توسط اسراییل در کشتی عازم غزه در سال گذشته پاسخ
دندانشکنی داده باشد!. ترکیه بر این باور است که دیر یا زود بشار اسد (چه با حمله نظامی غرب و چه با استعفا)سقوط خواهد کرد و بطبع ان حزب الله و حماس نیز یا نابود و یا بشدت ضعیف و خنثی خواهند شد و بعد از ان نوبت به حمله نظامی به جمهوری اسلامی خواهد رسید و نهایتا با سقوط ان کل منطقه بدست ترکیه خواهد افتاد و بنوعی امپراتوری تجدید سازمان یافته عثمانی دوباره زنده و ایجاد خواهد گردید ! دوستان ترک ما سخت فراموشکار شده اند چرا که این دولت عثمانی ترکیه بود که در جریان جنگ جهانی اول و بعد از شکست کامل از غرب مجبور شد تا فلسطین و بخش عمده ای از سرزمینهای عربی را به انگلیس و فرانسه و چند کشور دیگر واگذارد و انها هم زمینه ایجاد کشور اسراییل و فلاکت و اواره گی و کشتار فلسطینیان و شکست های خفتبار کشورهای عربی درگیر در جنگهای سال دهه پنجاه و شست و هفتاد قرن بیستم را فراهم سازند
بنابراین بنظر می رسد دولت کشور همسایه و دوست ترکیه انتظاری غیر واقعی از همکاری و جلب حمایت انی اعراب از پیشنهاد پذیرش سیستم حکومتی نظیر سیستم ترکیه کنونی را داشته باشد
همچنین بنظر می رسد دولتمردان همسایه ترک ما در این محاسبات سیاسی پیش گفته شده چند موضوع و مورد دیگر زیر را هم فراموش کرده و یا حداقل از تحولات سریع در کشورهای عرب منطقه چنان برای کسب منافع و مقاصد همه جانبه خود ذوق زده شده اند که به این موارد بهای لازم را نداده اند.
--------------
انها یادشان رفته که امام خمینی"ره" برای حفظ نظام جمهوری اسلامی تعطیل کردن موقتی حتی فروع دین(مثل نماز و روزه و غیره)را مباح دانسته اند(نقل بمضمون ) بنظر میرسد شاکرد و جانشین صادق ایشان مقام معظم رهبری نیز در صورت نیاز هر مانور سیاسی و غیر سیاسی لازم برای حفظ نظام و مردم و تمامیت ارضی ایران اسلامی و یا تجزیه را مد نظر بگیرند.پس بنظر می رسد دولتمردان کشور دوست و همسایه ترکیه بشدت دچار اشتباه محاسبه سیاسی و استراتژیکی در مورد قدرت نظامی و سیاسی و نقش و جایگاه ج.ا.ایران در معادلات منطقه ای و جهانی گردیده اند انها باید دیدشان را در باره نظام ایران عوض کنند . نظام جمهوری اسلامی یک نظام سیاسی منجمد و متعصب و قشرگرا وجاهل نیست که اگر بود اینهمه پیشرفت علمی و تکنولوژیکی در ان پدید نمی امدو از نظر سیاسی و اجتماعی هم بجز اجبار بودن
مسئله حجاب در ایران و ازاد بودن ان در ترکیه و بعضی مشکلات اقتصادی ایران که ناشی از تحریمهای غربی است نه تنها ایران چیزی از ترکیه کم ندارد که از بیشتر جهات پیشرفت سیاسی و اجتماعی و علمی و تکنولوژیکی مردم ایران واقعا و بدون تعصب خاصی در ردیف کشورهای پیشرفته جهان است و بنظر من کشور دوست و همسایه ترکیه هنوز تا رسیدن به جایگاه ایران باید گامهای بسیاری بردارد . در بخش اقتصادی ترکیه بدلیل ازادسازی قانونی روابط جنسی بین جوانان و حتی جرم ندانستن زنا و ازادی کامل حجاب وبی حجابی و حتی برپایی کلوپهای که برای ورود به انها همه زنان و
مردان باید لخت مادر زاد باشند
توانسته دهها میلیارد دلار سالیانه از توریستهای دنبال سکس و خوشگذرانی غربی و اسراییلی و عرب و حتی ایرانی ! بدست اورد و بعلاوه دولت ترکیه چه نظامیان
سرکار باشند و چه لیبرال و اسلامگرا به اصطاح استاد تیغ زدن دول همسایه است ! در جنگ صدام با ایران اسلامی هر دو طرف را بشدت سرکیسه کرد! و در جنگ صدام با کویت و نیز جنگ ناتو با صدام نیز بشدت طرفین را نقره داغ نمود!. بنده بسیار بعید می دانم دستکم از این به بعد سیاست فوق در منطقه دیگر کارایی و خریداری داشته باشد و بهترین کار شاید تعامل و دوستی و همکاری دوباره بین ایران و ترکیه و سایر کشورهای منطقه باشد!
---------------------
هر چند بنظر می رسد ترکیه با تغییر نگرش خود سعی دارد تا اتحادیه اروپا را قانع کند او بازیگری نهایت حرفه ای است و با عضویت ترکیه در ان اتحادیه نفوذ اروپا در کشورهای اسلامی افزایش خواهد یافت پس بهتر است انها دست از مخالفت با عضویت ترکیه در ان اتحادیه بردارند و ترکیه را بعضویت خود در اورند
اما دوستان ترک ما فراموش کرده اند که اتحادیه اروپا تحقیقا بنظر می رسد بسیار پیش از انکه علاقمند به پذیرش ترکیه باشد بدلیل موقعیت فوق استراتژیک و ژئو پلتیک ایران بدنبال ایجاد نوعی ارتباط اقتصادی و سیاسی و بویژه امنیتی همه جانبه با ایران است اگر دولت ترکیه واقعیتگرا باشد در خواهد یافت که ایران یک سکوی پرش برای رسیدن به هدف دیرینه عضویت در اتحادیه اروپا است نه مانع ان.
-------------------
همچنین بنظر می رسد ایران نیز برای کمک به کشورهای درگیر بهار عربی و گسترش و حفظ نفوذ سیاسی و حمایت از دول نوپا و مردم کشورهای انقلابزده و دوست خود برنامه های دارد و بعلاوه اختلافات سیاسی و جناحی در ایران اول به ان اندازه حاد و عمیق نیست که کل توجه مسئولین سیاسی کشور معطوف به ان باشدو دوم همچنین نشانه های از حل و فصل موارد مورد اختلاف مشاهده شده است که ازادسازی حدود 100 زندانی انتخاباتی و ازادسازیهای احتمالی بعدی و باز شدن هرچه بیشتر فضای رسانه ای و فراهم شدن هرچه بهتر و سالم تر و پر شورتر دو انتخاب مهم در پیش (انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و نیز انتخابات شورا و خبرگان توام با انها ) از اولین نشانه های این ادعا است
-----------------.
گفته شده است احتمال دارد در چند روز اینده دو امریکایی زندانی در ایران ازادگردند این خود شاید نشانگر ان باشد که ج.ا.ایران در حال بازنگری شرایط سیاسی و امنیتی نو و شروع سیاستی عملگرا در منطقه و جهان است و هیچ بعید نیست شاهد یک تحول اساسی در حل و فصل اختلافات سیاسی بین ایران اسلامی و غرب و بخصوص امریکا برای حفظ منافع ملی و اقتدار همه جانبه ایران و نظام اسلامی باشیم
----------------------.
بنده بعنوان یک شهروند ساده ایرانی به دولتمردان کشور دوست و همسایه یعنی ترکیه پیشنهاد می کنم بجای تلاش برای حذف ایران از معادلات منطقه بمانند چند سال اخیر به تعامل و دوستی با ایران ادامه دهند که این هم برای منافع دو کشور و هم صلح و ثبات منطقه و جهان بسیار مفید تر و بنظر بنده در چنین صورتی ترکیه زودتر به ارزوی همیشگی خود برای پذیرش دراتحادیه اروپا نائل خواهد امد چرا که در این صورت اروپا هر امتیازی را به ترکیه میدهند تا مواضع ایران اسلامی را در مواجه با انها ملایم ترسازد
پس به امید دوستی هرچه بیشتر مردم و دولتهای ایران و ترکیه و سایر ملل و دول منطقه.
خواهش می کنم دو مطلب مهم زیر را همه مسئولین عزیز و مردم سرفراز و متمدن و اندیشمند بعنوان پیشنهادات و تحلیل یک شهروند دلسوز و ساده بسیار امیدوار و بی ادعای ایرانی که تمام تاروپودش برای صلح و ثبات و پیشرفت همه جانبه مادی و معنوی نظام و مردم بزرگ ایران و ملل منطقه و جهان تلاش می کند و همه ابزار و سرمایه اش همین وبلاگهایش می باشد مورد توجه و بررسی عالمانه خود قرار دهند و اگر مفید بودعملیاتی نموده و اگر نبود به سطل اشغال بیندازند صد البته مثل همیشه یاداور می شوم این مطلب و همه مطالب وبلاگهایم نظر شخصی ولی تخصصی حقیر است که یادرستند و یا نادرست اگر اولی گورای وجودتان و اگر دومی پوزش بنده را از پیش پذیرا باشید .
---------------
مطلب و پیشنهاد یکم- پیشنهاد می کنم بجای انتصاب استانداران توسط هیئت محترم دولت انتخاب استانداران مستقیما توسط مردم انجام شود و با حکم هیئت دولت اغاز بکار نماید.بعلاوه بجای شورای عالی استانهای کنونی شورای هر استان مستقیم با رای مردم هر استان انتخاب گردند و بنده پیشنهاد می کنم برای هر صد هزار نفر جمعیت هر استان یک نماینده به شورای استان راه یابد شرح وظایف و گستره اختیارات و مسئولیتهای این دو نهاد می تواند توسط مجلس شورای اسلامی تدوین و تصویب گردد.همچنین مدیران کل استانها می توانند بعنوان اعضای دولت استانی در چهار چوب شرح وظایف خود عمل نماید .در چنین صورتی دولت استانی هم در مقابل مجلس استانی (یا همان شورای استانها)و نیز دولت مرکزی مسئول و پاسخگو است بعلاوه پیشنهاد می کنم مجلس شورای اسلامی حق برکناری دولت و مجلس استانی را در مواقع بحران و یا بی کفایتی با دوسوم ارا و بنا به پیشنهاد دولت دارا باشد و انتخابات مجدد نیز بین سه تا شش ماه انجام شود.بدیعی است حفظ امنیت داخلی و خارجی و مسئولیت همه نیروهای امنیتی و نظامی با دولت مرکزی است و مجلس و دولت استانی بجز در مسایل امنیت ملی و سیاست خارجی حق اعمال و تدوین و اجرای هر قانونی را دارد بشرط ان که نافی قوانین مصوب ملی و برنامه های توسعه ملی و قانون اساسی نباشد.همچنین پیشنهاد می کنم یک دادگاه قانون اساسی ایجاد شود تا نه تنها اختلافات احتمالی بین دولت و مجلس استانی که هر نوع اختلاف بین سران قواه و غیره را حل و فصل نماید . این دادگاه همچنین می تواند یاور و مشاور رهبری معظم و ناظر قانونی همه انتخابات کشور باشد. در چنین صورتی بنظر می رسد دولت(بمعنای عام ان) کوچک تر گردد و امور بهتر و سریعتر و با بازدهی بسیار بیشتر انجام پذیرند و درهزینه ها صرفه جویی فراوان گردد و جایگاه نظام و مردم و ایران در منطقه و جهان بشدت افزایش یافته و اقتدار و امنیت ملی ما بشدت بالا رود و دسیسه ها و تهمتها و جنگ روانی بیگانگان گستاخ و زیاده خواه و زورگو بشدت کاهش یابد و تحریمها یا حذف و یا بشدت کاهش یابند . اماده ام تا در صورت نیاز طرح پیشنهادی خود را با شرح و جزییات کاملتر تقدیم نمایم
---------------
و اما مطلب دوم که حول محور شرایط حاضر منطقه و جهان و نیز مسایل مربوط به امنیت و منافع ملی و بحث انتخابات اینده مجلس شورای اسلامی و چند نکته دیگر است را نیز تقدیم می کنم
------------------
انتخابات در هر کشوری با همه فراز و نشیب هایش به منافع ملی و جایگاه بین المللی و هویت و وحدت ملی و استقلال و تمامیت ارضی هر کشور کمک شایان می کند و بطور طبیعی در انتخابات مجلس شورای اسلامی پیش رو (در میهن عزیز ما )نیز باید چنین شود . بعنوان یک شهروند ساده و بی ادعا یاداور می شوم که همه مابدون وابستگی ویا با هر سلیقه و وابستگی جناحی و حزبی و غیره که داشته باشیم باید چنان کنیم که عکس موارد فوق نصیبمان نگردد که در چنین صورتی همه بازنده ایم .بیگانگان بدشان نمی اید که (خدای ناکرده )در صورت کوتاهی ومرتکب شدن احتمالی اشتباهات بسیار فاحش و فاجعه بارمان! وضعیت عراق و افغانستان و یا لیبی را برما تحمیل کنند. هر چند توان دفاعی ایران بسیار زیاد و نابودگر است و قادر است بخش عمده ای از توان همه جانبه متجاوزین گستاخ احتمالی را نیست و نابودگرداند اما ناباید فراموش کرد که احتمالا یک شیر ژیان را هم می تواند میلیونها مورچه گوشتخوار ریز ولی هماهنگ و متحد از پا در اورد! .پس درک شرایط فوق حساس کنونی منطقه و جهان باید همه را هوشیارتر و حسابگر تر و موشکافانه تر سازد که اشتباه محاسبه سیاسی و غیر ان بویژه در مورد مسایل سیاست خارجی و امنیت منطقه و جهان و عدم محاسبه و ارزیابی واقعی از موازنه قواه بین بازیگران منطقه ای و جهانی میتواند بس خطرناک باشد.
------------------------
ما ملتی با تقریبا ده هزار سال تاریخ و فرهنگ و تمدن مدون و موثر جهانی هستیم. کیست که نداند ! این ما ایرانیها بودیم که برابری حقوق بشر و حقوق زن و مرد و دموکراسی مردم سالارانه و فلسفه یگانه پرستی و مفاهیم اسمانی و الهی نیک و بد و بهشت و جهنم و انتظارو غیبت منجی عالم بشریت را اول باردر جهان تدوین و اجرا نمودیم و ان را به دنیای غرب از طریق ارتباطات فرهنگی و تجاری و علمی و نظامی خود انتقال دادیم ولی متاسفانه در یک کار غیر اخلاقی انها را به خود و بویژه به یونان منتسب نمودند و بجز چند مورخ و تحلیگر منصف و راستگو غربی تقریبا همه متفکران و مورخان غربی منکر یادگیری این مفاهیم الهی و بشری از ایران گردیدند !.
----------------------
بسیار حیف و جهالت محض است اگر ما ایرانیان (ساکن در داخل و خارج ) با هر دین و دیدگاه سیاسی و وابستگی قومی که داریم ندانسته و ناخواسته اب به اسیاب بدخواهان ایران و ایرانی بریزیم و چنان کنیم که نباید و با عمل نسنجیده خود غربیان سرمست از عملیات نسبتا موفق عراق و افغانستان و اخیرا لیبی را که نه تنها منجر به نابودی نظامهای سیاسی انها (چه ان نظامها خوب و چه بد و دیکتاتور و جلاد بوده باشند) گردید که سبب نابودی تمام امکانات مدنی و زیر بنایی و کشاورزی و علمی و صنعتی انها گردید که با توجه به وسعشان در طی تاریخ خود ایجاد کرده بودند گردید بعلاوه کشتار های بی حساب و کتاب و تجاوزات بسیار گسترده به کودکان و زنان نیروهای نظامی غربی بویژه در عراق و افغانستان و با نسبت کمتری در لیبی ویران شده از دیگر هدایا و دسته گل سیاستمداران و نظامیان غربی برای مردمان کشورهای یادشده بوده است. ( انشالله ارزوی تحقق انرا در ایران بدخواهان با هوشیاری ما ایرانیان صاحب فرهنگ و تمدن کهن بگور خواهند برد) .
-----------------
قطعا حسب صلاحدید مسئولین محترم ازادسازی هرچه بیشتر زندانیان سیاسی و امنیتی دوسال و چند ماه اخیر در کنار اسان نمودن شرایط کاندید شدن برای مجلس شورای اسلامی(به منظور جلب هرچه بیشتر مشارکت مردم) و نیز هرچه بازشدن فضای سیاسی و رسانه ای در کنار تلطیف شرایط همه جانبه کشور و کم کردن فضای انتظامی و امنیتی (تا انجا که مقدور است) همه می تواند بیگانگان را مایوس و ناامید گرداند و مکر و حیله و تهاجمات رسانه ای انها را خنثی نماید و در مقابل همبستگی و امنیت و منافع ملی و جایگاه نظام و مردم را در در داخل و جهان بشدت افزایش دهد.