سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher
سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher

پرونده هسته ای و صلح و یا جنگ در پیش !!!

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خداوند بخشنده مهربان


چه ضرب الامثل پر محتوایی داریم که حاکیست:


دوست می گوید گفتم!!! و دشمن می گوید می خواستم بگم !!!


مقدمه :


اینجانب سعید شجاعی سعدی بعنوان یک پژوهشگر و تحلیلگر شخصی و  اینترنتی که رویدادها و مشکلات پیش روی نظام جمهوری اسلامی ایران در بخش سیاست خارجی را حدود سه سالی است  که بر اساس احساس وظیفه ملی و شرعی برای جلو گیری از جنگ و خونریزی و بخطر افتادن جان و مال مردم و نیز برای جلوگیری از به چالش کشیدن منافع و امنیت ملی و نیز  تمامیت ارضی و موجودیت ایران عزیز (و به تبع ان نظام مقدس ) توسط قدرتهای جهانی زورگو و زیاده خواه




و متجاوز و صد البته بی رحم   و مکار !  و  همچنین بمنظور  خنثی کردن بخشی از توطئه  و کید و حیله و جنگ روانی ان قدرتها  !   با راه اندازی حدود ۱۰ وبلاگ در شبکه اینترنت به تحلیل وقایع از دید شخصی  پرداخته و نیز با  ارایه را ه کار و راه حل  و نیز راه های برون رفت از این  مشکلات بی انکه کسی از من خواسته  باشد و یا ریالی بابت ان دریافت نموده باشم  انجام وظیفه و  ادای دین  به خدا و مردم و میهن اسلامی نمود ه ام  به همه مسئولین محترم و نیز به کاندیدهای  محترم ومعترض به انتخابات اخیر ریاست جمهوری اسلامی ایران مصرانه درخواست توجه عاجل به موارد ذیل را  دارم .


پرونده هسته ای ایران  و صلح و یا جنگ پیش روی ان !


اقای البرادعی (که دیگر می توان ان را رییس سابق سازمان بین المللی  انرژی هسته ای خواند) در تمامی طول دوران  مسئولیتش با صدور گزارشات دو پهلو متاسفانه اصطلاحا گزک و بهانه لازم را به دست قدرتهای ۱+۵ مدعی برنامه های صلح امیز هسته ای ایران داده است و انها بهمراه اسراییل و بعضی از سران عرب منطقه به اسناد به همین گزارشات نظام و  ایران اسلامی را به تلاش برای دستیابی به بمب اتم متهم ساخته و می سازند  .


هر چند در دوران پرزیدنت بوش پسر تقریبا هر روز و ساعت خبر اکثر خبرگزاریها حاکی از  احتمال  قریب الوقوع ! حمله غرب و اسراییل به ایران اسلامی بود اما خوشبختانه با فعالیت اینترنتی و غیر اینترنتی همه صلح طلبان و فعالان ایرانی و غیر ایرانی این امر به لطف خدا و هوشیاری مسئولین محترم میسر نگردید و  بوش رفت و قدرت به پرزیدنت اوباما رسید.


با امدن اوباما و بدلیل سیاه پوست بودن ایشان (و حمایت بخش عمده ای از جمعیت امریکا و نیز  افریقا  ... ) و جابجایی قدرت از حزب جمهوری به دمکراتها  و بقدرت رسیدن تندروترین دولت تاریخ اسراییل (تا کنون) نه تنها شرایط داخلی امریکا که شرایط جهانی نیز بشدت و بسرعت دگرگون گردید و به تبع ان مسئله پرونده هسته ای ایران نیز با شرایط جدید روبرو گردید.


اعلام بسته پیشنهادی( به روز شده ایران ) به گروه ۱+۵ و اعلام شروع مذاکرات  ایران با ان گروه در ماه اکتبر اینده با حضور رسمی نماینده  امریکا نشان از همان شرایط جدید را دارد.



اما بنظر می رسد همه چیز انطور که ظاهرشان نشان می دهند در حال ختم بخیر شدن نمی باشد !



چرا که حالا تقریبا خبر روزانه و یا چند روز در میان  اکثر خبرگزاریها ی دنیا حاکی از بی قراری دولت بسیار تندرو اسراییل (حداقل در ادعا )برای حمله به تاسیسات هسته ما را دارد (ذهی خیال باطل!) و همان گزارشات نشان از جلوگیری اوباما از این اقدام اسراییل را  هم دارند !.


اما دیروز (سه شنبه ۸۸/۶/۲۴) برای اولین با رییس جمهور فرانسه رسما ادعا و اعلام نمود که سازمانهای جاسوسی ! فرانسه به او گزارش داده اند که  ایران بطور مخفیانه در حال ساخت بم اتم است ( ادعای که هیچ یک  از مدعیان اصلی ایران حتی پرزیدنت بوش پسر نیز مطرح نکرد !!!.)


بنظر می رسد که این ادعا وقتی مهم و قابل توجه بیشتر   است که بیاد اوریم  فرانسه  هم اکنون دارای یک پایگاه  دایمی مهم هوایی و در یایی در امارات متحده عربی در خلیج فارس است و با وجود اتمام کار سفیر ان کشور در ایران کاخ الیزه هنوز سفیر جدیدی برای ایران انتخاب و معرفی ننموده است .  


و همچنین پرزیدنت سارکوزی مرتبا با کاخ سفید و کاخ کرملین و نیز با کاخ ریاست جمهوری و نخست وزیری انگلیس و اسراییل و المان و پجین (پکن) مرتبا در باره برنامه های هسته ای ایران اسلامی بنا بر گزارشات رسانه ای در تماس و رایی زنی می باشد


حال اگر این موضوع را با دیدارهای محرمانه و اشکار نخست وزیر  و رییس جمهور  بسیار تندرو اسراییل از روسیه و امریکا و اروپا و بخصوص با سارکوزی  و اظهارات و موضعگیری هایشان را  در مورد پرونده هسته ای ایران کنار یکدیگر بگذاریم 


و بیاد بیاوریم که



  اگر عدم دعوت رییس جمهور اسلامی ایران جناب دکتر احمدی نژاد  در جلسه ای که سران چهار کشور روسیه و قزاقستان و اذربایجان و ترکمنستان  در همین چند روز قبل در قزاقستان بدون حضور ایران اسلامی برگزار کردند از تبعات و پیامدهای هماهنگی های فوق بوده است .



ایا نباید در چنین فضایی و با عنایت به اینکه انها دولت محترم دهم را درگیر با مسایل و تبعات و اعتراضات به انتخابات دهم ریاست جمهوری  در داخل می دانند ( و مثلا فکر می کنند که دولت دهم ان اقتدار و مشروعیت دولت نهم  را ندارد !!!؟)  شک کنیم که نقشه و سناریوی در کار است




تا برای راضی کردن افکار مردم اروپا و امریکا و نیز افکار جهانیان برای انجام هر گونه عملیات شدید و هماهنگ سیاسی و یا تحریم و یا عملیات نظامی بر علیه جمهوری اسلامی ایران مذاکراتی را در مهرماه  (اکتبر ) با جمهوری اسلامی ایران برگزار کنند و بدلیل عدم قصور و عقب نشینی  ایران  اسلامی از مواضعش  - از پیش مطمئن هستند که این مذاکرات به شکست خواهد انجامید  لذا  در حال  اماده   کردن پیش نیازهای نرم افزاری و سخت افزاری  برای مقابله  با جمهوری اسلامی ایران و به چالش کشیدن منافع و امنیت ملی  و تمامیت ارضی و استقلال ما (ایران) هستند ؟



نتیجگیری :


با توجه به موارد فوق توجه  عاجل و همه جانبه همگان (و منجمله معترضین به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران )  را به خطرات و احتمالات پیش رو  را مصرانه  خواستارم . چرا که همه کشورهایی در ۱۰۰ سال اخیر توسط بلوک غرب و متحدان انها مورد حملات شدید قرار گرفتند  در شرایط   کاملا غافلگیرانه و غیر قابل انتظار مورد حمله شدید واقع   گردید ه اند . انشالله که با درایت و هوشیاری همگان چنین امری برای میهن ما اتفاق نخواهد افتاد.



و متجاوزین  که ارزوی تسخیر و تجزیه ایران را  داشته و دارند !  نه در شعار که در عمل  ان ارزو را بگور خواهند برد.! این کار فقط با  اتحاد و همبستگی داخلی و گذشت و احترام و درک یکدیگر و تعامل و گفتگو همه جریانات سیاسی و اجتماعی و ... ممکن است و ولاغیر  ! و فضای ترد و توهین و اتهام  و رد یکدیگر  و عبور از قانون و خطوط قرمز  در داخل  ! می تواند  خدای ناکرده کار مقابله با دشمنان خارجی را بسیار مشکل نماید .


سعید شجاعی سعدی - شیراز ۸۸/۶/۲۵




توضیح در باره مطلب علل تاریخی عقب ماندگی ایران


یاداوری مهم : بعرض خوانندگان محترم این وبلاگ می رسانم که کلیه مطالب این وبلاگ نظر شخصی نویسنده است که یا درست است و یا غلط! اگر درست است گوارای وجودتان و اگر نادرست از قبل پوزش مرا پذیرا باشید

"بسم الله الرحمن الرحیم"

"بنام خداوند بخشنده مهربان"

به اطلاع خوانندگان عزیز این وبلاگ که منتظر مطالعه  ادامه مطلب " علل تاریخی عقب مانده گی ایران " هستند می رسانم که این مقاله" کتاب گونه" را قصد داشتم برای پایان نامه فوق لیسانس خود (البته بعد از طی  مراحل اداری - و دانشگاهی معمول ) ارایه دهم !



که متاسفانه بلطف !  عملیات بسیار موفقیت امیز باز دارندگی بنده از قبول شدن در کنکور کارشناسی ارشد  سال 88 توسط گروه ظاهرا بسیار  قدرتمند "از ما بهتران !!! "  (برای کسب اطلاع بیشتر  از سوابق موضوع پیشنهاد می نمایم تا " مطلب محاکمه سیاسی سعید شجاعی سعدی" و  را با دقت بیشتر در همین وبلاگ و دراخر همین مطلب  مطالعه فرمایید) با وجود مجاز  شدنم برای انتخاب رشته    در هر شش زیر مجموعه رشته روابط بین الملل  دانشگاهای دولتی  (روزانه و شبانه ) در اعلام نتیجه سازمان سنجش که در  اردیبهشت امسال انجام پذیرفت که ضمن ان نام خود را در جز قبول شدگان کارشناسی ارشد دانشگاهای دولتی سال 88  که در شهریور جاری   اعلام شد  را ندیدم ! ؟.


لذا برایم این پرسش اساسی را  پدید اورد  که چرا باید چنین کنند ؟!!!.


 هرچند اعتراض خود را در مدت  قانونی  توسط ایمیل به سازمان سنجش ! کشور اعلام نمودم و منتظرم تا در مرحله اعلام  تکمیل ظرفیت کارشناسی ارشد دانشگاهای دولتی  که قرار است در مهرماه 88 جاری توسط ان سازمان اعلام گردد  شاید اسم خود را در گروه پذیرفته شدگان بیابم !!!؟


 اما واقعا این سئوال برایم پیش می اید که اگر اقای سعید شجاعی سعدی  با تسلط  به سه رشته تخصصی روز دنیا یعنی برنامه ریزی  اجتماعی (شهری و منطقه ای )  و فن اوری اطلاعات و صنعت جهانگردی  (وبعنوان یک شهروند  ساده و بی ادعا و مدعا که بر حسب احساس وظیفه شخصی و بی انکه کسی از او خواسته باشد و یا ریالی از بابت فعالیت علمی و سیاسی و تحلیلی خود در اینترنت از شخص حقیقی و یا حقوقی  در یافت نموده باشد - برخلاف متظاهرین ریا کار بی سوادی که برای خیلی کمتر از کارهای که من انجام دادم هزاران رانت و امتیاز و منفعت ناحق دریافت فرموده و می فرمایند !!!؟ ) چطور می شود که بنده با حدود سیصد مقاله علمی و تحلیلی در اینترنت که  :

1-   کمک به خنثی کردن جنگ روانی بیگانگان زورگو و متجاوز و زیاده خواه بر علیه مردم و دولت و نظام عزیز نموده است .

 
2-  را ه کارهای علمی و کاربردی  فراوانی را برای حل و فصل مسایل و بحرانهایی خارجی پیش روی نظا م و کشور را (در حد  امکانات و توان و وسع ) ارایه نموده است .
 
3-  به حفظ و تحمیق  اقتدار و تمامیت ارضی ومنافع و  امنیت ملی  کشور و نظام  با ایجاد حدود 10 وبلاگ سیاسی و تحلیلی  و بوسیله هشدار خطرات و  تحلیل افشاگرانه نقشه های شوم تجاوزکارانه احتمالی کشورهای زورگو و زیاده خواه   کمک نموده است.

واقعا اگر چون بنده ناقابل خدارا با این توان و سابقه نگذارند که در دانشگاه و در رشته روابط بین الملل قبول شود !!!؟.

 شما بفرمایید چه کس دیگری  باید قبول شود!!!؟ البته یک احتمال هست که نباید ان را نادیده گرفت احتمالا بدلیل تغییر دولت و به تبع ان تغییر وزیر محترم علوم  این مشکل برای من بوجود امده که انشالله با وجود  و شروع بکار وزیر محترم  جدیدی که فرمود درد دین دارد و لابد کسی که درد دین دارد قطعا نمی گذارد در زیر مجموعه اش حق کشی گردد  !  امید ان را دارم که در  مرحله اعلام تکمیل ظرفیت  کارشناسی ارشد مهر 88 اعاده حق  اینجانب هم گردد .

بهر حال  به اطلاع شما خواننده عزیز می رسانم انشاالله در سالهای اینده اگر نگذاشتند که این تحقیق علمی و راهگشا را بعنوان پایان نامه کارشناسی ارشد خود ارایه دهم !!!؟ شاید در قالب یک کتاب ان را منتشر سازم  در پایین مطلب "محاکمه باور نکردنی سعید شجاعی سعدی را که در تاریخ یکشنبه 88/2/13  نوشته و در تاریخ  جمعه  18اریبهشت 88  در وبلاگهایم قرار دادم را تقدیم مجدد می نمایم . والسلام
---------------------------------------------------------------------------------



"بسم الله الرحمن الرحیم"


مقدمه
 خالصانه عرض می کنم این مطلب را نه از سر گله و شکایت و بیان واقعیات جامعه ! و نه حتی برای تخلیه خودم از فشار دردها و الامی که گروههای نامبرده در ان مطلب - عامدا یا سهوا و از سر غرض یا مرض در طی سالیانی طولانی بر بنده و امثال بنده وارد ساختند نوشته ام !!! چرا که بخوبی و کاملا واقفم که با نگارش این مطلب چیزی از قدرت و نفوذ و نقش گروههایی که از انها در این مطلب یاد شده کم نخواهد شد و نتیجه اش برای بنده هم اگر فشارها و محدودیتهای سنگین تر نباشد !قطعا بنظر می رسد که گشایشی را هم سبب نخواهد شد ! دلیلش هم کاملا اشکار است  زیرا گروههایی که در نوشته زیر به انها اشاره شده است دارای منافع فراوان مالی و اداری و  غیر ان هستند و به همین دلیل با  استفاده از اهرمهای همجانبه به حمایت از یکدیگر  می پردازند بطوری که عملا جایی برای حسابرسی و پاسخگویی قضایی و یا قانونی  انها  حداقل تا اینده ای قابل پیش بینی باقی نمی ماند !!!



به بیان دیگر نوشته زیر بصورت سمبولیک مصادیق و اعمال روشهای غیر انسانی و غیر قانونی و رفتارهای شیطان صفتی  انها را  در برخورد با شخصی بنام "سعید شجاعی سعدی" که بنده باشم در جغرافیایی اداری و زندگی محیط که در ان بسر می برم را نشان می دهد ! بدیعی است ممکن است هر خواننده گرامی  ! که در هرکجای ایران اسلامی عزیز  زندگی میکند با خواندن این مطلب فورا بگوید که همین برخوردها با او نیز صورت پذیرفته است !!! بنا براین هرچند داستان پیرامون سعید شجاعی سعدی  و برخوردهای گروههای فوق با ان دور می زند اما می تواند مصادیق اندر هرجای کشور هم یافت گردد.!


در اینجا این سئوال مطرح می شود پس چرا با وجود اگاه بودن به موارد فوق - اقدام به نگارش مطلب زیر نمودم ؟! .



پاسخ انست که با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در شهر مقدس مشهد و در روز اول فروردین 88 که طی ان امکانات و موقعیت های نظام و کشور را حق همه احاد مردم دانستند و تاکید نمودند همه افراد جامعه و کشور باید فرصت برابر برای خدمت و پیشرفت همه جانبه را دارا باشند ونه اینکه عده ای با زدو بند و رانت و باند و جناح بازی راه پیشرفت و خدمت دیگران به کشور و نظام رابا بهانه های واهی و مکارانه انهم برای منافع نامشروع شخصی و باندی و جناحی خود (نقل به مضمون ) سد نمایند و نیز همچنین با توجه به شور و شعارهای عدالت محور ریاست محترم جمهوری جناب دکتر احمدی نژاد و نیز تاکید دکتر لاریجانی رییس محترم مجلس شورای اسلامی در روزگرامیداشت استاد شهید مطهری بر تنفر استاد شهید از ریاکاران و متزورین که با ریاکاری خود به اسلام و کشور (نقل به مضمون) صدمه می زنند


و نیز با الهام از سخنان سایر بزرگان و تصمیم سازان نظام و کشور مقدس و سربلند و پر افتخارمان ! بنده سعید شجاعی سعدی تصمیم گرفتم تا با محاکمه تخیلی و سمبولیک خودم (با رعایت موازین اخلاقی و شرعی و قانونی و بی انکه از کسی نامی برده شده باشد! و با درنظر داشت اصول جامعه شناسی و بخصوص جامعه شناسی سیاسی ) اول بر اساس تکلیف ملی و شرعی - اگاهی ! رسانی - بخوانید اطلاع رسانی- کرده باشم و دوم در حد توان و دانش خود یک کالبد شکافی مختصری از روشهای در حال استفاده برای از میدان به در کردن نیروهای خدوم و خالص و مشتاق خدمتی که از قضا ! صاحب هوش و ذکاوت و سواد و و تجربه و توان همه جانبه لازم برای خدمت به نظام و کشور و پاسداشت بدون چشم داشت خون شهدا و بی ادعا هم هستند !


و همچنین دنبال "قدرت و ثروت و شهرت و شهوت " جنون امیز ! هم نیستند انجام داده باشم ! تا شاید چشم و گوش بینا و شنوایی پیدا گردد ! و بخواهد با تشخیص سره از نا سره از کنار گذاشتن و یا فراری دادن و طرد افراد متخصص و صاحب مهارت و تقوا و توان کار و مدیریت بالا  که توسط گروههای نامبرده در مطلب زیر  به بیرون رانده می شوند! جلوگیری  عاجل بعمل اورند! چرا که باز بنظر می رسد که با از میدان بدر رفتن حتی یک فرد شایسته و لایق - نظام و کشور اسلامی ممکن است صدمه و یا صدمات فراوانی ! را که گاهی غیر قابل جبران هم باشد را تحمل نماید !.


والسلام - سعید شجاعی سعدی - شیراز ساعت 2 بامداد جمعه۱۸/۲/۸۸
----------------
به قلم
 
محاکمه سیاسی و  باور نکردنی سعیدشجاعی سعدی!!! 
  خواننده عزیز! اگر با حوصله و تفکر و دقت و تا اخر محتویات این محاکمه را  مطالعه  فرمایید چند صد سال بر تجربه مفید شما افزوده خواهد شد! باور نمی کنید ! امتحان فرمایید!




"بسم الله الرحمن الرحیم"
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست""
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست""
"شکر ایزد را که انچه اسباب بلاست"
"ما را زه کس دگر نمیباید خواست"
(خیام) !



سعید شجاعی سعدی - شیراز
===================
محشر است؟! روز قیامت است؟! اصلا کی من مرده ام که خودم نفهمیدم؟!چرا زمان و زمین تیره و تار شده است چرا همه چیز با خاک یکسان شده است؟! خدایا من کجا هستم! اما این حرفها بیمورد است ! واقعیت این است که قیامت شده است و الان من در این صحرای برهوت قرار دارم و یک دادگاه هم در حال محاکمه من؟!
قاضی : متهم خودش را معرفی کند.
متهم :( از اینجا به بعد کلمه "متهم " یعنی من سعید شجاعی سعدی ) من سعید شجاعی سعدی هستم.
قاضی: شما متهمید که بعنوان یک انسان و بنده و مخلوق خدا به وظایفت در زمان حیاتت درست عمل نکردی ؟

جناب قاضی : اشتباه بعرضتان رساندند خدا وکیلی نه از نماز و روزه و نه از هیچ یک از واجبات دیگرم تا حد توان دریغ نکردم و از قضا نه تنها به کسی ظلم نکرده ام و ریالی مال غیر و بیت المال را نخورده ام بلکه تا توانستند حقم را خوردند و مورد ستم هم واقع شده ام! اما برای مصلحت دین و مردم و کشور و نظام دم هم نزدم!در زندگی اهل ریا و خیانت و تزویر نبودم ! و چه انگاه که ثروت داشتیم و چه انگاه که فقیر بقول حافظ "در فقر کار اهل دولت "می کردم.

قاضی : اتفاقا برای همین دم نزدنت در حال محاکمه شما هستیم ! مگر اقای سعید شجاعی سعدی! نمی دانید اگر کسی زیر بار زور و ظلم وستم رود گناهش بر اساس حکم الهی کمتر ظالم نیست؟!
منهم: جناب قاضی من پاک گیج شد ه ام یعنی شما مرا بخاطر کاری که نکرده ام محاکمه می کنید؟!
قاضی :دقیقا !
متهم: جناب قاضی خیلی معذرت می خواهم حالا که اینجوری است و منهم چاره ای جز اطاعت ندارم فکر نمی کنید دادستان باید کیفر خواست و تفهیم اتهامات احتمالی بنده را اعلام کند نه جنابعالی که قاضی هستید؟!
قاضی :بار اخرت باشد که در کار محاکمه دخالت می کنی! هر چند برای روشن شدنت! بدان که در اینجا قاضی همه کاره است و دادگاه اینجا محکمه عدل الهی است و نه زمینی!.
متهم :چشم ببخشید که دخالت کردم. دیگه فضولی (اصطلاح حقوقی) نمی کنم!
قاضی : اقای سعید شجاعی شما متهمید که در زندگیتان بیش از حد بخشنده بودید و در مقابل نامردی و دوز و کلک سو ار کردن دیگران و از پشت خنجر زدنها و پرونده سازی ها خیلی کوتاه می امدید! توضیح بده چرا ؟! همچنین بگویید چرا شما اجازه دادید نا ان شیاطین مردم و نظام و کشور را از خدمات هر چه بیشتر فردی دلسوز و متخصص و کارامدی چون شما محروم سازند ! هر چند با همه محدودیت های تحمیلی بر شما موفق شدید در خدمت به مردم گل بکارید ! لطفا کامل توضیح دهید؟!.
متهم: بسم الله الرحمن الرحیم

بله جناب قاضی بعرض شریفتان می رسانم که گذشته از اعمال بسیار نیک و خداپسندانه پدر بزرگوارم(مرحوم حاج علی قاسم شجاعی سعدی) در انجام هزاران کار نیک و خیرانه و حصنه برای خیل عظیمی از درماندگان و نیازمندان در دو بعد مالی و غیر مالی که حتما جنابعالی از ان اطلاع کامل دارید - در پاسخ به سئوال شما باید عرض کنم - من در خانواده مذهبی زاده و در فقر و ثروت هم بزرگ شدم .

در تمام عمرم سعی کردم تا پرهیزکارانه زندگی کنم و قناعت را سر لوحه زندگی خود و خانواده قرار دهم و هر انچه که در توان داشته ام را برای دیگران چه اشنا و چه غریب انجام دهم! به کسی ظلم نکردم و برای کسی درد سر قانونی و غیره درست نکردم و نان کسی را هم نبریدم به ناموس مردم چپ نگاه نکردم و دهها نفر را هم تشویق گر ازدواج و کسب تحصیلات عالی بودم و هزاران نفر را هم با سخترین شرایط اموزش زبان و کامپیوتر دادم.بر دوستان نااگاه و دشمنان نامهربان همیشه با گذشت و مدارا رفتار می کردم تا انجا که امر بر انها مشتبه شده بود که اقای شجاعی یا از انها می ترسد و یا حتما ریگی بر کفش دارد!!!

همچنین به جان و مال مردم و بیت المال تجاوز نکردم و بخیل و حسود و کینه ورز هم نبودم!در را کسب علم با همه مانع تراشی های گروه شیاطین - در سه رشته تخصصی صاحب مهارت شدم و با وجودی که می توانستم در خارج از کشور و یا در داخل کشور با این سه مهارت تخصصی خود به ثروت از دست رفته امان باز گردم اما حسب تکلیف شرعی و ملی ماندم و قید جمع اوری ثروت زا زدم و به مردم و بویژه جوانان مستعد ولی کم بضاعتم کمک کردم تا به مهارتهای تخصصی بالا مسلط شوند! و بلاخره بچه های مومن و خوب و بروز (حسب فرمایش مولا علی"ع" ) تربیت کردم وبویژه برای صلح جهانی و منطقه ای و پیشرفت و امنیت و تمامیت ارضی و نظام مقدس کشورم در حد وسع و توانم و نیز تکلیفم سخت تلاش کردم و الان هم که در این محشر در خدمت شما هستم جناب قاضی !

قاضی : گفتم که تورا برای کارهای که نکرده ای محاکمه می کنیم نه کارهای کرده شما!
خوب ظاهرا تا به عینه به شما نشان ندهم متوجه گناهان نابخشوده خودت نمی شوی!
متهم : شما را بخدا راست بروید سر اصل مطلب تا من هم کمتر گیج شوم!
قاضی خطاب به ملازمین دوربرش: ان گروهها را بیاورید!
ملازمین : چشم
-----------------------------------------
لحظه ای نمی گذرد که گروههای متعدد از اشنا و غریب را جلو خود نشسته می بینم! می خواهم با انها سلام و احوال پرسی کنم می بینم حرفهای مرا نمی شنوند ! در واقع من انها را می دیدم اما انها مرا نمی دیدند و من حرفهای انها را می شنیدم اما انها حرفهای مرا نمی شنیدند!اما انها هم قاضی را می دیدند و هم حرف ان را می شنیدند!
-----------------------------------------
قاضی خطاب به من: اینها اینجا هستند تا تو بفهمی چقدر گناه کار بودی و خودت خبر نداری! من از تک تک نمایندگان گروه انها سئوال می کنم و انها جواب خواهند داد!و چون اینجا روز محشر و دادگاه هم دادگاه الهی است دروغ وجود ندارد! در مدت سئوال و جواب من با نمایندگان انها سعی نکن که با انها حرف بزنی چرا که انها نه صدایت رامی شنوند و نه تورا می بینند! در واقع هنگامی که روبه شما و باشما (مثل الان) سخن می گویم انها سخنان من راهم نخواهند شنید ! و فقط وقتی رو به انها و با انها صحبت کنم مرا خواهند دید و صحبتم را خواهند شنید متوجه شدید اقای شجاعی؟!
متهم: بله عالیجناب! چشم من ساکت می نشینم و گوش خواهم داد!
قاضی خطاب به نماینده گروه اول: خوب خودت را معرفی کن و بگو چه بلای سر اقای سعید شجاعی سعدی
اوردید؟!
نماینده گروه اول(که از اینجا به بعد ان را نگا مخفف نماینده گروه اول می خوانیم):
من نماینده گروهی از هم ولایتی های اقای سعید شجاعی سعدی هستم که از صداقت و خلوص نیت او و نیز از شرم و حیای او من و دوستانم سوئ استفاده فراوان و مکرر نمودیم و برای منافع مالی و اداری خود تا توانستیم گزارشات سر تا پا دروغ ارسال نمودیم تا انقدر او مشکوک و مشکل دار بنظر برسد که تا پانصد سال بعد ان نیز کسی بفکر استفاده از توان اقای شجاعی برای کمک به اعتلای نظام و مردم نیفتاد !و همواره یک علامت سئوال بزرگ روی اقای شجاعی بماند! و نیز تا جواب همه استعلامها بشود"به مصلحت نمی باشد! دیدید چطور مثل اب خوردن صلاحیت ایشان را با همکاری گروه دو برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی از شیراز رد نمودیم ! بله جناب قاضی ! چه خوب گفته اند که دروغ هرچقدر بزرگتر باورکردنش اسان تر!!!
اقای قاضی الحق اقای سعید شجاعی سعدی فردی متفکر و اندیشمند و با سواد و یک مدیر واقعی بود ما فقط حراف و خالی بند و نوطئه گر .! او در ایمان و ادعای خود صادق و استوار بود ما مصلحتی و برای فرار از فقر و نداری فاحش - خود را بازمانه وقف داده بودیم !. جناب قاضی اگر چند ماه فقط چند ماه حقوق و مزایا و رانت خوری ما راقطع می کردند از زمین و زمان بد می گفتیم به همه پشت می کردیم و خلاصه انکه وجود اقای شجاعی برای ما یک مانع و عامل بازدارنده بخور بخور و پیشرفت هردم بیلی بود! بهمین دلیل هرانچه که نوانستیم برعلیه ایشان انجام دادیم تا او صحنه را ترک کند ! و ما فرصت ابراز وجود پیدا کنیم! اما اقای قاضی حالا پولدار شده بودیم اما نفرین خدا و خلقش را بدنبال خود داشنیم !
پول و مقام را چون به حرام و ناحق بدست اورده بودیم نه برایمان ابرو اورد و نه ارامش و اسایش! هنوز به سن پیری نرسیده ! همه پیر و فرتوت و بیمار سخت شدیم و بارها می خواستیم نزد اقای شجاعی برویم عذر خواهی کنیم جبران مافات کنیم اما رویمان نشد که نشد چون بدلیل کارهای ناجوانمردانه خود از ایشان خجالت می کشیدیم ضمنا با اقرار به اشتباه و گناه نمی خواستیم موقعیت ناحق کسب کرده مالی و اداری خود را بخطر اندازیم!!!
قاضی: ایا فکر نکردید اول خداو روز قیامتی است و دوم ممکن است اقای شجاعی از طریق بازرسی همان جای که شما ان گزارشات نامردانه و سرتا پا دروغ را می فرستادید مدعی شود و پیگیری کند و رسوایتان کند؟!
نگا: چرا قربان به این هم فکر کرده بودیم ولی اول کاملا می دانستیم که اقای شجاعی حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی و استقلال و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران انقدر برایش اهمیت دارد که اگر احساس کند حتی یک در میلیارد ممکن است پیگیری های او نظام و کشور را بخطر اندازد حاضر نبود حتی با نابودی و نفله شدن خودش به اینکار دست بزند که دیدیم هم نزد!

و دوم ما هم بی پشتیبان نبودیم که امثال ایشان برایمان موی دماغ بشود ! و سوم بلطف همین کارهایمان از فقر و فلاکت انقدر به ثروت و قدرت اداری رسیدبودیم که هر پیگیری احتمالی ایشان را کاملا خنثی نماییم! و چهارم توبه می کردیم تا از عذاب خدا هم در امان بمانیم !بماند که اقای شجاعی هم بارها گفته و نوشته بودند که همه انهایی را که برایش توطئه و نامردی کرده اند را بخشیده اند - پس چرا حالا باید خدا ما را قصاص نماید جناب قاضی!
---------------------------------------
قاضی خطاب به نماینده گروه دو: شما بگویید چه بلای بر سر اقای سعید شجاعی سعدی اوردید؟


نماینده گروه دو : ما با توجه به همکاری و حمایت گروه یک و با اگاهی کامل از شخصیت اقای شجاعی که صبور و بخشنده و عیب پوش بودند در سه دوره ی نسبتا کوناهی که ایشان در خدمت نظام ادرای بودند الحق برایش سنگ تمام گذاشتیم ! هر چه سعی کردیم از اعمال و سابقه گذشته ایشان مویی بیابیم تا از ان کوهی بسازیم تا انرا بر سرش بکوبیم ! نشد که نشد!

اما بلطف گروه یک و نفراتی از همکارانی که فعالیت های شبانه روزی اقای شجاعی پاک منافع نامشروع مالی و اداری انها را بخطر انداخته بود برایش نکرده! تراشیدیم!مثلا در دوران خدمتش در بهداری و حمل و نقل و هواشناسی که در نهایت صداقت و شایستگی در خدمت به مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کار می کرد در حالی که خودش دست خیانت به بیت المال ما را افشا کرده بود

برایش در این مورد تا توانستیم درست کردیم!و بعد از انکه عملا شرایطی زا در هز سه اداره برایش پدید اوردیم تا راهی بجز استعفا نداشته باشد ! و نیز بعد از رفتن ایشان خلافهای خودمان را بر گردن ایشان انداختیم ! موارد خلاف اخلاقی و درگیری با مدیران را هم برایش ساختیم تا حسابی وزن کلاسه اش سنگین گردد بویژه که همه این اعمال در خفا و در نبود ایشان انجام می گردید لذا دستمان برای پر بار کردن پرونده سازی باز باز بود! ضمنا باید اضافه کنیم که الحق !
 
 در دوران خدمت ایشان در سه اداره فوق نه تنها امور اداری و مالی که روحیه همه همکاران بشدت بهبود یافته و یک دنیا شادی و انرژی مثبت ادارات فوق را فرا گرفته بود اما چه کنیم که بدلیل فاسد نبودن اقای شجاعی او مانع منافع نامشروع و غیر قانونی همه جانبه ما بود به همین دلیل درست مثل قلتک و اسفالت کوب همه با بی شرمی و خدا ناترسی نمام دست بدست هم دادیم تا ایشان را برغم همه شایستگی و سواد و صداقت و اخلاق نیکش له و لورده نماییم که خدا ما را ببخشد ! بله ! جناب قاضی اینها گوشه ای از کارهای ما در مورد ایشان بود!

قاضی خطاب به نماینده گروه دو :چرا این کارها را کردید مگر اقای شجاعی جایتان را تنگ کرده بود؟!
نماینده گروه دو : بله اقای قاضی معلوم است که جایمان را تنگ کرده بود ! اخه شما ببیند! هنوز دو ماه از خدمتش در حمل و نقل نگذشته بود که بدلیل شایسته گی به ریاست اداره امار و برنامه ریزی منصوب گردیدو کمی بعد رسما با حکم کارگزینی و بعد از گزینش رسمی کشوری به استحدام رسمی در امد و بدتر از همه بعنوان نماینده سازمان حمل و نقل و پاپایانه های استان در سمینار اهواز شرکت نموده و در جمع مسئولین کشوری وقت سخنرانی نمود! و چه کرد ان سخنرانی و ارایه راهکار برای حمل و نقل کشور و استان فارس!

او هنوز جوهر قراردادش خشک نشده و هنوز نیامده در هواشناسی ! کتاب اتم جو را ترجمه کرد و پی در پی برای اصلاح امور اداره طرح می داد و کارش بجایی رسیده بود که عملا مترجم هیات های علمی و فنی خارجی به هنگام بازدید از اثار تاریخی فارس در هواشناسی درامده بود!پس پر واضح بود که با وجود ایشان و سه مهارت تخصصی بالایش و روابط عمومی و قدرت بیان و قلمش عملا جایی برای رشد و کسب موقعیت مالی و اداری حرام و "هردم بیلی "ما" نبود دیدید که بعد از توطئه شیطانی بر علیه ایشان و بمحض خلاص شدن از شرش هم خودمان و هم فرزندانمان تا مدیرکلی!هم رسیدیم!در پاسخ به بحث مدعیان شایشته سالاری که توسط امثال اقای سعید شجاعی طرح می گردید میگفتیم ! گور پدر شایسته سالاری!!! کی گفته برای مدیرشدن سواد می خواهد!هوش می خواهد! قوه و قدرت تجزیه و تحلیل لازم است و مدیریت


شناخت می خواهد! برای مدیریت جناب قاصی از دید مکارانه و ریاکارانه ما(ینا به مصلحت زمانه ) سمبل یک مدیر فقط و فقط ریش و تسبیح و دکمه بسته پیزاهن بود و صف اول نماز جماعت مصلحتی ! یعنی همان کاری که معاویه و یزید و انصار و پیروانشان می کردند و بمحض تثبیت موقعیت هم کم توجه ای به همه انها و یا کنار گذاشتن یکجا انها و بس !!!
 
به این می گفتیم روش درست مدیریت و لاغیر ضمنا ما همیشه در دنیا که بودیم از ته دل می گفتیم که : الهی امثال اقای شجاعی سه سکته را باهم بزنند که می خواستند با طرح مباحثی مانند شایسته سالاری دوباره بجای غرق در شهرت و ثروت و شهوت و صدالبته مدیریت خوش خوشانه و الکی کنونی !!! مارا به کارهای سخت کشاورزی و دامداری و کارگری و یا نقاشی ماشین و منزل و یا امثالهم قبلی برگردانند! کورخواندند ! جناب قاصی به عدل مبارک قسم !
 
اگر هزاران مثل اقای شجاعی را زیر گل می کردیم اجازه نمی دادیم تا به دوران سخت و طاقت فرسای کارهای یدی با درامد ناچیز در شهر و روستایمان برگردیم! و دیدید هم که برنگشتیم!و برعکس این ما بودیم که اقای شجاعی را تبعید و محکوم اعلام نشده کردیم به سکونت در خانه و مغازه اجاره ای و چنان عرصه را از لحاظ مالی و سیاسی بر او تنگ کردیم !!!
 
که هنوز هم متحیر و مبهوتیم چطور این مرد بر ایمان و تقوا و پاکی و صداقت و پیوند خود با خدا و مردم و خون شهدا ماند!!!؟ اگر او یک هزارم بلایی را که ما به سرش اورده بودیم بر سر ما می اورد !!!! یک کافر و یک دیوانه کامل می شدیم الحق ! مرحبا و افرین بر ایمان و استقامت و صبر اقای سعید شجاعی سعدی!!!

قاضی خطاب به نماینده گروه سه:

اقا چرا شما که شرعا و قانونا و اخلاقا مسئولیت جذب و حمایت از شایستگان خدمت به مردم و نظام را داشتید اجازه دادید تا گروه اول و دوم در مورد اقای سعید شجاعی سعدی ان کنند که نباید؟!و چرا سعی نکردید برای ایشان جبران مافات نمایید؟!

جناب قاضی : اول ما ماموریم و معزول! دوم که اقای شجاعی هیچ وقت گله و شکایتی رسمی از گروه اول و دوم بعمل نیاورد!سوم خود ایشان بارها گروههای اول و دوم را بخشیده بود! چهارم چطور ما می توانستیم منابع خود را گرفتار کنیم حتی اگر بدانیم که انها بر اساس غرض و مرض و کینه شخصی و به دروغ خواسته باشند زیراب اقای شجاعی را بزنند!
 
پنجم اگر اقای شجاعی نتوانسته و یا نخواسته که با زدو بند و یا از راه عادی مدیر کل و غیره بشه این تقصیر خوده اوست نه ما!البته خدایی قبول داریم ایشان فردی صادق و با سواد و بدرد بخور بود اما چطور می شد گروه یک و دو را نادیده بگیریم و به انها بگوییم شما دروغگویید! انوقت دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد! هرچند که اقای شجاعی نشان داده بود که فردی تواتمند و صادق و عاشق بی مزد و مواجب ایران ومردم و نظام است!اما نمی توانستیم گروه یک و دو را نادیده بگیریم!پس راحت تر ان بود که یک نقر را (هرچند ناحق)فدای ان دوگروه نماییم که نمودیم!

ضمنا اینجا نه اداره کاریابی است که برای ایشان بجبران گذشته کار و مدیریت درست کنیم و نه بنگاه خیریه که باز برای جبران گذشته رقمی به ایشان پرداخت گردد!وششم دو بار ما از ایشان دعوت کردیم تا توصیحات خودشان را در مورد افاضات و مکتوبات گروه اول و دوم بدهد و ایشان هم امد و توضیح داد و رفت و ما هم ایشان را مفتخر به کار در مغازه کوچک اجاریشان نمودیم تا استعداد و سه مهارتش هم نابودنگردد!و تازه هم گذاشتیم نفس هم بکشد! چرا که با حجم گزارشان گروهای یک و دو ایشان قطعا باید ممنوع النفس و معدوم دم می شد!!!

دیگر چه کار دیگری می نوانستیم و برای او نکردیم البته درست است خیلی مراقب بودیم نا خدای ناکرده ایشان بیش از این باسواد و یا چاق و چله نشود چرا که به "مصلحتش " نبود دلیلش هم روشن بود اعضائ محترم گروه یک و دو سخت از ما می رنجیدند ! ضمنا ما کاملا مراقب بودیم تا ریالی بر درامد اقای شجاعی افزایش اضاف نشود ! و همواره در ضعف شدید مالی و در حال اجاره نشینی باقی بماند تا مبادا رویش زیاد گردد و مدعی گردد و بازهم دو گروه فوق از ما برنجند !!!.
 
 اما قبول داریم شاید اگر از ایشان در وزارت امورخارجه و دفتر نمایندگهای جمهوری اسلامی در خارج و در سازمان ملل و یا هز جایی دیگر در داخل استفاده می شدبا توجه به تجربه و سه مهارت تخصصی و شخصیت و تقوا و توان بالای اقای سعید شجاعی سعدی می توانست برای کشور و نظام بسیار مفید باشد و استثنائا به مصلحت هم باشد! چرا که در دید اعضائ دو گروه یک و دو قرار نداشت و هزاران کیلومنر از اینجا دور می شد ! اما با کلاسه های ساخت گروه یک دو و مخالفتهای شدید انها چه باید می کردیم! هرچند که همه ما می دانستیم که همه محنویات این دو کلاسه کذب محض بود!!!

قاضی خطاب به گروه چهارم:
شما دیگه چرا در حق اقای شجاعی جفا نمودید؟!
نماینده گروه چهار:
جناب قاصی :
اقای سعدی شجاعی سعدی شخصی فضول! دهن لق! کله شق و صد البته مغرور و در عین حال متاسفانه صادق و درست کار و صاحب زبان و کلام و قلم نافض و اثر گزار و ذهنی خلاق و نحلیلگرا و از همه بدتر تملق ناگو و خدا ترس بود!!! .
 

ما پدرمان در امد تا بتوانیم جمهوری اسلامی ایران را یک کشور تروریست؟! و درحال ساخت بمب اتم نشان دهیم؟! تا هر چه زودنر غرب و ناتو و بویژه امریکا و اسراییل به ایران اسلامی حمله کنند و اگر شد ایران اسلامی تجزیه گردد؟! و اگر نشد دهها سال از زندگی و پیشرفت و رشد و نوسعه همه جانبه عقب بیفتد و سران عرب و اسراییل و غرب و امریکا در عوض ما را در " شهرت و شهوت و ثروت و قدرت کامل " غرق کنند!!! مهم هم نبود چند میلیون کشته می شد و جنگ جهانی سوم شروع می شد یا نه؟! بلکه مهم این بود که صلح و ثبات منطقه و جهان از بین برود تا از اب گل الود ما ماهی های چند ده و بلکه چند صد میلیاردی صید کنیم و همین و بس؟!

اما مناسفانه ایشان با ارسال نحلیل برای مقامات ذی صلاح و نیز گذاشتن تحلیلهای راه گشا و مستند و البنه افشاگرانه در کنار سایر عوامل بازدارنده مانع این کار شد! تو گویی یک تنه کار یک وزارتخانه ای چون وزارت خارجه را بی مزد و مواجب با تاسیس و راه اندازی ده وبلاگ بفارسی و انگلیسی در شبکه اینترنت انجام می داد !
 
هنوز توطئه جنگ طلبان و زورگویان تندرو درون دو دولت پرزیدنت بوش و المرت برعلیه نظام و تمامیت ارضی و استقلال ایزان عزیز شروع نشده بود و تنها در رسانه های جمعی فقط نشانه هایی از ان بصورت غیر رسمی ظاهر شده بود که ایشان فورا با گذاشتن مقالات هشدارگونه و افشاگرانه در وبلاگ های دهگانه خود به فارسی و انگلیسی همه را از ان توطئه ها اگاه می نمود و در واقع توطئه هنوز اغاز نشده - تمام می شد ! جناب قاصی کاخ سفید و کاخ نحست وزیری اسراییل درمدت روی کاربودن المرت و بوش از دست اقای سعید شجاعی سعدی دل پرخونی داشتند ! حتی چند بار همه تصمیم گرفتن تا به عوامل موساد و سیا دستور دهند تا کارش را بسازند!!!
 
 اما متاسفانه او همانقدر که جنگ طلبان را در ایران و امریکا و اسراییل عصبانی کرده بود در این سه کشور دل صلح طلبان را نیز شاد کرده بود لذا متاسفانه این دو کاخ از ترس واکنش شدید صلح طلبان از انجام ان منصرف شدند !!!بهر حال جناب قاضی این چنین بود که او با تلاشهای خود تا حد زیادی از تشدید بحران و شروع جنگ جلوگیری بعمل اورد! حتی چند بار دعوت کردیم تابه غرب برود و دختر هایی از غرب را وا داشتیم تا نامه فدایت شوم برایش ارسال کنند تا بلکه وجود مزاحمش از ما دور گردد اما او پرهیزکارانه و مومنانه در پاسخ انها می نوشت:


"عوضی گرفتید و من ریشه ده هزار ساله در ایران دارم " !!! بجان خودمان اقای قاضی! اگر یکی از این پیشنهادات را به اعضای محترم گروه یک و دو می دادیم با سر و کله قید همه چیز را می زدند و با پشت کردن به همه کس و همه چیز و سرازیر شدن اب از لب و لوچه اشان فورا عازم سرزمینهای فخیمه می گردیدند .
 
بعلاوه تا امدیم برای از بین بردن اخلاق در خانواده ها فحشا و سکس بدون ازدواج و شرع را بین جوانان رواج دهیم با مقالات علمی و نحقیقی و دانشگاهی خود بخشی از فعالیت های ما را خنثی نمود که باز هم نفرین می کردیم که الهی ! سه تا غده سه کیلویی توکله اش سبز شود !!!. که مناسفانه سبز نشد که هیچ با انهمه فشار و محدویت که ما و اعضای دو گروهای فوق برسرش می اوریم ! سرحال و با انرژی مثل کوه سربلند ماند! و روی همه ما را هم جانانه کم کرد!
----------------------------------------------------------------------

در اینجا قاضی با اشاره به مطالب این چهار گروه رو به متهم سعید شجاعی سعدی نمود فرمود:
اقای شجاعی حالا به گناه خودن اعنراف می کنی؟!
 
و من متهم هم خطاب به ایشان عرض کردم :بله اقای قاضی حالا فهمیدم ! گناه نداشته و نکرده ام در دنیا چه بوده ! اما جناب قاضی !من اگر باز هم زنده شوم و به دنیا برگردم حاضر نیستم یک ثانیه ارامش وجدان و حفظ دین و شرافت و کرامت انسانی را بعنوان جانشین خدا بروی زمین برای بدست اوردن پست و مقام و ثروت و شهرت و شهوت ندید بگیرم!
و یقینا همانگونه زندگی می کنم که کردم تا ریالی حق مردم و نظام و بیت المال بردوشم نباشد و تاسر سوزنی به کسی ستم و نامردی روا نکرده باشم! و نا اسوده بخوابم ! و اسوده بمیرم ! و مرد باشم و یک انسان "ادم"!!!
--------------------------------------
قاضی نگاهی بمن کرد و فرمود این هم یکی از ازمایشات خداوند و افریدگار تو بود !بشارن باد تورا ! که از انهم سربلند بیرون امدی! اقا ! که ناگهان با صدای موذن مسجد محل از خواب بیدار شدم تا فریضه نماز صبح را بجا اورم.
ای بابا !!! پس همه این محاکمه خواب بود! جلل الخالق! این خوابی بود که خیلی خیلی راست و عبرت امیز بنظر می رسد!پس الله اکبر! و الحمدولله رب العالمین!
----------------------------
"صلاح کار کجا و من خراب کجا"
"ببین تفاوت ره کزکجا ست تا به کجا"
"دلم زه صومعه بگرفت وخرغه سالوس"
"کجاست دیرمغان و شراب ناب کجاست"
"چه نسبت است به رندی صلاح و نقوا را"
"سماع وعظ کجا و نغمعه رباب کجا"
"زروی دوست دل دشمنان چه در یابد"
"چراغ مرده کجا شمع افتاب کجا"
"چو کحل بینش ما خاک استان شماست"
"کجا روییم بفرما از این جناب کجا"
"مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است"
"کجا همی روی ای دل بدین شتاب کجا"
"بشد که یاد خوشش باد روزگار وصل"
"خود ان کرشمه کجارفت و ان عتاب کجا"
"قرار و خواب زه حافظ طمع مدار ای دوست"
"قرار چیست صبوری کدام و خواب کدام"

(حافظ)

-------------------------------------------------------------------------------






شاید شما خواننده گرامی این وبلاگ  این سوال برایتان پیش اید که اقای سعید شجاعی سعدی ایا خود شما  بعنوان  یک ایرانی  و نیز یک شهرونده ساده و بی ادعا  و یک تحلیلگر  سیاست خارجی اینترنتی و یک وبلاگ نویس  به وظیفه صبر و تحمل مشکلات عمل کرده ای  و یا بدلیل مشکلات وارده و تحمیلی نا صبوری می کنید؟



در پاسخ عرض می کنم بله هم عمل کرده و هم  عمل می کنم برای مثال هنگاهی که در دو اداره حمل و نقل و پایانه های و هواشناسی فارس در دهه هفتاد  برای چند سالی محدود مشغول بودم ناجوانمردانه و با غیر اخلاقی ترین شیوه های شیطانی مورد تهاجم واقع شدم . با وجود حقانیت کامل و اثبات شده خود و بمنظور حفظ منافع مردم و نظام و استان براحتی  و بدون خلق هیچ جنجال و یا اعتراض و شکایتی داوطلبانه کنار رفتم تا مدعیان و توطئه گران  بی سواد ! بمرور زمان با نشان دادن نیات سوی و نیز بی کفایتی خود هرچه بیشتر توان و صداقت و امانتداری و مدیریت مرا به اثبات کامل  برسانند که بخواست خدا  رسانند!.



از ان به بعد تا امروز نیز موفق به اموزش تک به تک 15000نفر دختر و پسر محروم  ساکن در یکی از فقیرترین و در عین حال جهانی ترین منطقه شهر شیراز در دو رشته زبان انگلیسی و کامپیوتر گردیدم.



همچنین در انتخابات اولین دوره شورای شهر شیراز نتیجه اعلام شده برای من حدود 2500 رای بود که با توجه به فامیل سببی و نسبی  گسترده در شیراز رای اعلام شده حداقل و با فرض بر این که بجز اقوام کسی دیگری به اینجانب رای نداده بود باید حداقل چند برابر ان رای می اوردم!!!؟ اما من  حتی به رای  2500 عددی اعلام شده بنا به رعایت مصلحت و برای جلوگیری از بروزهر نوع تنشی حتی حاضر نشدم  اعتراض  قانونی که حق مسلم و قانونی اینجانب و هر داوطلب دیگر بود را هم بعمل اورم. !




در سال 86 کاندید انتخابات مجلس شورای اسلامی ازشهر  شیراز گردیدم و اینبارنیز مسئله طور دیگری رقم خورد و ان عبارت بود به رد صلاحیت بنده بدلیل کسر سنوات 5 ساله  خدمت برای دارندگان مدرک کارشناسی بود ! و این در حالی بود  که بنده علاوه بر دارابودن حکم رسمی کارگزینی و تاییدیه خدمت چند ساله  در دو اداره فوق همچنین نزدیک به9 سال تا ان زمان رسما سابقه کار اجرایی بعنوان مدیر مرکز کامپیوتر متعلق به خود بودم . با این وجود و با محرض بودن حق کشی حاضر نشدم بجز یک بار به رد صلاحیت ناثواب خود اعتراض نمایم و برای رعایت مصلحت راحت کنار رفتم . و این درحالی بود که علاوه بر دارابودن تجربه کافی همچنین ضمن تسلط بزبان انگلیسی به سه مهارت تخصصی دیگر 1- کامپیوتر -2- برنامه ریزی اجتماعی -3- صنعت جهانگردی نیز مسلط بودم .


ضمنا در همین چند روز قبل با اعلام نتایج کارشناسی ارشد دانشگاهای دولتی با وجود مجاز شدنم برای هر شش زیر مجموعه گروه امتحانی 1130 روابط بین الملل ناگهان با اعلام نتیجه مردودی مواجه شدم !!!  مثل موارد پیش گفته شده - ارام و خونسرد فقط یک ایمیل  به سایت رسمی سازمان سنجش زدم  تا رسیدگی  مجدد نمایند هر چند می دانم بی فایده است!!!

پس می بینید که رطب نخورده ام که دیگران را منع رطب می کنم !!!؟؟؟

-----------------


به لطف خدا از روش پیش گرفته خود نه تنها ناراضی نیستم که با وجود اجاره نشینی و اجاره ای  بودن مغازه کوچک  مرکز کامپیوتر خود زندگی را بدلیل الوده نبودن به حرام و گناه شاید بسختی ولی به شادکامی و خشنودی  و خوشبختی می گذارانم !؟ در حالی که مدعیان وقت من با وجود غرق در ثروتهای باداورده حرام زندگی را به رنج و درد و اه و نفرین مردم می گذرانند که امید که خدا وند قادر و متعال همه ما را به راه راست هدایت فرماید و از سر تقصیرات همه ما تا زنده هستیم بگذرد که بقول شاعر  وای اگر از پس امروز بود فردایی! (قیامت) .


علل تاریخی عقب ماندگی ایران (قسمت اول)

 


"بسم الله الرحمن الرحیم "
"بنام خداوند بخشنده مهربان"

" علل تاریخی عقب ماندگی ایران"

قسمت اول


مقدمه:


بار ها  جملاتی نظیر  "تاریخ بزرگترین معلم است" و یا "تاریخ گذشته بهترین راهنما و چراغ راه اینده است " و مانند انها را یا شنیده و یا خوانده ایم .
 اما واقعا چقدر ما( مردم ایران و مسئولین و سیاستمداران  و اندیشمندان  ودانشمندان همه حوزها ) از تاریخ پر محتوا و در خشان خود در راه ساخت اینده و تامین  پیشرفت و  سعادت
و اعتبار و عزت سیاسی و علمی و  اقتصادی و فرهنگی  گذشته و حال و اینده خود بهره گرفته ایم ؟

من که بنظرم می رسد که پاسخ یا هیچ است و یا در حد بسیار ناچیز !!!؟

در بررسی تاریخی حوادث و رویدادهای چند هزار ساله ایران نکات و درسهایی بسیار اموزنده ای وجود دارد که می تواند  بعد از توکل به خدا و رعایت شرع بهترین راهنما و هدایتگر مسئولین محترم  و ما مردم گران مایه  ایران زمین بسمت عدالت و توسعه و پیشرفت همه جانبه و در نتیجه کسب عزت و اعتبار واقعی و نهادینه شده در زمینه های علمی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و نیز افزایش ضریب همبستگی و امنیت ملی ما در صحنه های داخلی و بین المللی گردد.


اگر مشکلات و شرایط  اجازه  دهند ( چرا که وارد شدن به این مباحث شکم سیر !  و  خیال و ضمیر ارام ! و حس و حوصله و  سر پر سوز و گداز  ! می خواهد که حد اقل در حال حاضر ان را ندارم !!!؟)  احتمالا  در اینده  و بمرور به بیان و تبین این درسهای تاریخی خواهم پرداخت و دیگران را نیز توصیه می کنم تا با بررسی و کنکاش در رویدادها و حوادث تاریخی ایران این درسهای تاریخی را از دیدگاه خود  با دید استخراج راه حل و راهکارهای عملی برون رفت از معضلات و مشکلات امروز جامعه ایران را کشف و با مقا یسه انها یا شرایط و معضلات و مشکلات کنونی را ه حل و راهکارهای علمی و کاربردی خود را بیان نمایند تا با کمترین هزینه ممکن   مردم و کشور و دولت سر فراز ایران زمین به عزت و اقتدار بایسته و شایسته در قرن بیست ویک و در این دنیای که "رقابت بی رحمانه " حر ف اول و اخر همه فعالیتهای سیاسی و اقتصادی و علمی و فرهنگی را در دنیا می زند ! دست یابیم .

تسلیت !


ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) اموزگار و مولای عدالت پیشگان  و حق جویان  و صلح دوستان  و  از همه مهم تر خداجویان  تاریخ را بر  جهانیان حال و اینده و تا ابدیت تسلیت باد.!


همچنین  فرا رسیدن شبهای  قدر گرامی باد .!

چاپلوسی و تبعات ان در تاریخ


"بسم الله الرحمن الرحیم
"

"بنام خداوند بخشنده و مهربان
"

پدیده  فردی و اجتماعی" تملق و چاپلوسی " و ریا کاری  تاریخی -  به قدمت حیات انسان و تشکیل دسته و گروه و قبیله و حکومت توسط نوع "بشر" دارد ! افراد  دو یا چند شخصیتی و نیز مکاران متظاهر و ریا کار برای کسب منافع مالی و یا سیاسی و غیره با متوسل شدن به تملق و چاپلوسی از ابتدای حیات انسان تا کنون  سبب گرفتن جان  و یا به انزوا و حاشیه راندن چه انسانهای بزرگی که حیات و زندگی انها مایه خیر و برکت و سعادت مردم و حکومتها بود که نشدند! پرونده سازی   و بدگویی و غیبت و دروغ بافی و وارد کردن تهمت و افترا برای از صحنه بدر کردن افراد توانمند و دلسوز و خادم از شگردهای همیشگی افراد ریاکار و چاپلوس و متملق است.


در واقع  در دنیا تاریخ همه کشورها و حکومتهای انها گواه ان است که اگر شکست و نقصانی در هر زمینه ای پیش امده مقصر نهایی و اخر - همواره اشخاص و گروههای حقوقی و حقیقی بوده است که با تملق و چاپلوسی و فریب تصمیم سازان - شکست و نابودی و یا فقر و عقب ماندگی  را به مردم و حکومتها تحمیل نموده اند .


و متاسفانه در اکثر مواقع هم کسی نتوانسته است دست انها را رو کند و انها را کنار زده و جان و مال  و اقتدار و دوام حکومتها را در دنیا  از شر حیله و نیرنگ و تملق و چاپلوسی انها نجات بخشند و  کاری کنند تا جایگاههای سیاسی و پایگاه اجتماعی انها از انها گرفته شود .


بنده با بررسی  عوامل  تاریخی واقعی (ونه رسمی ) شروع دو جنگ جهانی اول و دوم  رد پای عوامل متملق  و چاپلوس و ریا کار را در تحریک تصمیم سازان رهبران وقت امپراتوری اتریش و کشور صربستان و عصمانی و فرانسه و انگلیس و امریکا و مجارستان ... و نیز در دربار المان تحت حکومت هیتلر را در برانداختن دو جنگی که دنیا را تا استانه نابودی کامل پیش برد را یافتم  .در واقع هم جنگ جهانی اول و هم جنگ جهانی دوم بر اثر سیاه نمایی و اغراق در دشمن نشان دادن و خطراتی    که چاپلوسان و متملقین برای  رهبران و تصمیم سازان وقت از دیگر کشورها  تبیین می کردند  اغاز گردید . و دیدیم که نتیجه کار این گروه منجر به خرابی حدود دو سوم جهان و کشتار دهها میلیون نظامی و مردم بیگناه دنیا گردید!!!.

بنا براین این گروه عملا هیچ نفعی نه برای مردم و نه برای حکومتها نداشته و ندارند و

جالب است یاداور گردم  اگر بطور استثنایی از کارکرد افراد ریا کار و متملق و چاپلوس نتیجه ای حاصل شود  تمامی منافع  احتمالی ان  اکثرا  به جیب  و حساب خودشان واریز می گردد.



 اما چرا  با وجودی که همه رهبران دنیا می دانند که ریاکاران و چاپلوسان دیر یا زود می توانند کشور و مردم و  حکومت های انها را به چالش بسیار شدید و فاجعه بار روبرو سازند متاسفانه    بنظرنمی رسد در طول تاریخ  تمدن بشری کشوری و حکومتی توانسته باشد و یا بتواند پدیده  "تملق و چاپلوسی و ریا کاری " را از بین برده یا ببرد ؟!!! .



شاید پاسخ ان باشد که متملقین و ریا کاران و چاپلوسان مرد هزار چهره ! هستند و عملا بدلیل انکه هر لحظه ودقیقه و  ساعت  به یک رنگ در می ایند و نیات سوی و شیطانی خود را برای کسب "قدرت"و "شهرت"  و "شهوت "و" ثروت" بی حد و مرز لحظه به لحظه با ارایش و پوشش جدیدی نمایان می سازند تشخیص انها مشکل و تقریبا کاری نشدنی می نمایاند!.
به هر حال بر اساس نتیجه بررسی بنده :

روش کار چاپلوسان و ریا کاران و متملقین  در جهان بر پایه سه روش زیر است :

1- حذف افراد اندیشمند و متفکر و کارامد از بدنه حکومتها  و اشغال جایگاه انها و نهایتا پایین امدن بسیار شدید بهره وری و راندمان کارها و در نتیجه ناراضای مردم و ایجاد فاصله شدید بین مردم و حکومت  و یا تجزیه و تنش همیشگی  بین اجزای حکومتها و یا اضمحلال و نابودی تدریجی ان  حکومتها در دنیا .



2- تحریک رهبران و تصیم سازان به راه انداختن جنگ واغاز تجاوز به دیگران و یا در پیش گرفتن مواضعی که نهایتا دیگر کشورها را وادار به حمله ی نظامی به ان کشور و یا ان حکومتها در دنیا نماید که اکثرا نتیجه هر دو مورد  وارد شدن صدمات فاجعه بار به ان  حکومت و  نیزان کشور در دنیا  می گردد .

3- سیاه نمایی و یا اغراق در باره  امور موضوعات داخلی ویا  خارجی  و نیز فرد و یا گروه و یا کشور  "دشمن " را دوست جلوه دادن !!!  و یا فرد و یا گروه و یا کشور  "دوست" را دشمن جلوه دادن .
نتیجگیری:
هرچند در کشورما مانند سایر کشورهای دیگر دنیا  در طول تاریخ  ایران - کم نبود ه اند کسانی که با روش چاپلوسی  و ریا کارانه و متملقانه صدمات و خسارتهای سنگینی (بخصوص در دوران قاجار و پهلوی) به کشور و حتی به همان حکومتها وارد ساخته اند اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در دوران 30 ساله بعد از ان این پدیده بشدت دوران  قبل از انقلاب نبوده است اما هشیاری  پیوسته و مستمر همگان را می طلبد تا نظام و مردم از ناحیه این افراد  خدای ناکرده دچار مشکل نگردد که انشالله هم نخواهد گردید .

ضمنا بد ندیدم تا سه مقاله زیر   از سه دیدگاه مختلف را با ذکر منابع انها را تقدیم حضور شما خواننده عزیز این و یا همه وبلاگهایم نمایم .
سعید شجاعی سعدی - شیراز
جمعه - 13/6/88
والسلام

==========================

مقاله اول :


منبع - مجله اینترنتی   وابسته به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی CRCIS
 

طوبی :: شهریور 1386، شماره 21
تملق و چاپلوسی

نکوهش چاپلوسی در بیان اهل بیت علیه‏السلام

آن گاه که انسان از محیط ارزش‏های خدایی خارج می‏شود و ارزش‏های مادی ملاک به روزی و برتری او قرار می‏گیرد، اسارت آغاز می‏شود. چاپلوسی، حالتی است برخاسته از ضعف نفس و نوعی اسارت روحی انسان که در برابر دیگر آدمیان برای جلب منافع و کسب امتیازهای مادی صورت می‏گیرد. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام می‏فرماید: الثَّناءُ بِأکْثَرِ مِنَ الْاِسْتِحقاقِ مَلَقٌ وَ التَّقْصیرُ عَنِ الْاِسْتِحْقاقِ عَیٌّ اَوْ حَسَدٌ.
ستایش بیش از حد، تملق است و کوتاهی در ستایش، درماندگی است یا حسد.

ستایش و ستودن کسی که در انجام دادن وظایف شرعی یا اجتماعی، سهل انگار است، چاپلوسی نام دارد. این کار، نوعی آفت زبانی است و نکوهیده بودن آن در سخنان هدایت گر رهبران معصوم اسلام آشکارا بیان شده است. این حرکت، ستایش شوندگان دروغین را فخرفروشی و خودبین بار می‏آورد و برای ستمگران و خیانتکاران نیز، نوعی تأیید و تشویق عملی به شمار می‏آید. گروهی از افراد چاپلوسی دیگران، مغرور می‏شوند و خود نیز به باوری بی اساس از خویش می‏رسند. اینان در وظایف و مسئولیت‏های خود، سستی و خیانت روا نمی‏دارند و در عین حال؛ خود را وظیفه شناس، امانت دار و فداکار در راه مردم می‏پندارند و از آنان انتظار تأیید و سپاسگذاری دارند.
پیام متن:

چاپلوسی از دیگران، کاری ناشایست و سبب تشویق دیگران به ادامه کارهای ناروایشان و نیز برانگیزنده غرور زیان آفرین انسان هاست.
روش بزرگان دین در برخورد چاپلوسان

پیشوایان اسلام نه تنها از چاپلوسی و ستایش نابجا بیزار بودند، بلکه مدح آمیخته به تملق را نیز عیب اخلاقی می‏شمردند. آنان در برابر رفتار و گفتار ذلت باری که با غرور و شرف انسانی مغایر بود، سکوت نمی‏کردند و اگر کسی مرتکب چنین عمل خلافی می‏شد، از او انتقاد می‏کردند. مؤلف کنزالعمال، روایتی بدین مضمون آورده که:

جماعتی از قبیله «بنی عامر» به محضر پیامبر وارد شدند و شروع به مداحی و ستایش آن حضرت کردند. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به آنان فرمود: «سخن خود را بگویید، ولی مواظب باشید که شیطان شما را به زیاده‏روی در کلام وادار نسازد». حضرت با این سخن حکیمانه، گوشزد می‏کند که هرگاه زبان را به حال خود واگذارید، بیم آن می‏رود که از حد خود تجاوز کند و زیاده بر آنچه شایسته است، بگوید. در عین حال، به پیروان خود هشدار می‏دهد که حتی درباره شخصیتی چون پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نیز از ستایش و چاپلوسی بپرهیزند.

جمعی در مقابل امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام به مدح و ثنا پرداختند، امام دست‏ها را به دعا برداشت و فرمود: خدایا تو به حال من از خودم داناتری و من خودم را بهتر از دیگران می‏شناسم. خدایا توفیقی به من بده که بهتر از آن باشم که می‏پندارند و لغزش هایی را که از من نمی‏دانند، بر من ببخشای!

نقل است مولای متقیان علی علیه‏السلام به چاپلوسان فرمود: «از من تعریف و تمجید نکنید؛ چون یا دروغ می‏گویید (که در این صورت گناه مرتکب شده‏اید) یا راست می‏گویید؛ که من تنها در حد توان و وظیفه‏ام کار انجام داده‏ام و نیازی به تعریف و تمجید ندارم و ایشان رو به مدیران خود می‏فرماید: زنهار. انتخاب راز دارانست را تنها بر اساس خوش بینی و اطمینان به آنان قرار مده؛ زیرا برخی از اطرافیان با چاپلوسی و خوش خدمتی می‏کوشند خود را نزد فرمانداران، با تدبیز و وارسته و کاردان جا کنند. پس تو اراده و دلخواهت را تنها محک و معیار سنجش آنان قرار مده؛ چون در پس این چهره‏ها از درستی و امانت خبری نیست و دیری نمی‏پاید که می‏بینی، رفتار و کردارشان با بندگان خدا با دوان درنده یکی است.

پیام متن:

اهل بیت علیه‏السلام دیگران را از چاپلوسی خود بر حذر می‏داشتند و از این گونه تملق اظهار نگرانی می‏کردند و همواره با چاپلوسان ارشاد و تنبیه می‏کردند.
انگیزه‏های چاپلوسی

با کندوکاو درباره پدیده تملق و علل بروز آن در جوامع، درمی یابیم که در آن جوامع، فردیت رشد نکرده و افراد هویت خود را هضم شدن در جمع یا اشخاص بزرگ می‏جویند. در جامعه‏ای که راه‏های دست یابی به امکانات و منزلت اجتماعی بسته باشد و تمرکز قدرت در دست گروهی خاص، و تصاحب جایگاه‏ها و منصب‏های اجتماعی تناسبی با شایستگی افراد نداشته باشد، یکی از ابزارهایی که برای رهایی از این تبعیض پدید می‏آید، تملق است؛ راهی کوتاه و بدون هزینه برای رسیدن به خواسته‏های که نه شایستگی می‏خواهد و نه زحمت و کوشش.

چاپلوسی، هنر افرادی است که با به کارگیری روش‏های عادی و بهنجار جامعه یا محیط کار خود قادر به کسب موفقیت دلخواهشان نیستند و با توسل جستن به راه‏های گوناگون چاپلوسی، زبان بازی، خبرچینی، جاسوسی، دورویی، نوکر صفتی و خیانت می‏کوشند خلأ ناشی از ضعف‏های شخصیتی و تخصصی مورد نیاز خویش در جامعه یا محیط کار خود را جبران کنند. گاهی تملق گویی، نتیجه عادت‏های رفتاری برگرفته از تربیت خانواده باشد و در مواردی نیز ممکن است افرادی به دلیل نداشتن مهارت در برقراری روابط درست اجتماعی، به این حالت حرکتند. در هر صورت چاپلوسی، ناشی از حقارت شخصیت فرد یا به گمان خود آنان، ره آورد زرنگی و هوش و تدبیر ایشان است.
پیام متن:

1. تملق، راهی کوتاه و بی هزینه برای کسب منزلت دروغین در اجتماع است.

2. ریشه اصلی و چاپلوسی و ستایش نابجا، حقیر بودن شخصیت فرد است. بدین ترتیب، کسی که احساس کمبود در خود نمی‏کند، هرگز لب به چاپلوسی تأیید نادرست دیگران نمی‏گشاید.
آسیب‏های ناشی از چاپلوسی

امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید: کَثْرَةُ الثّناءِ مَلَقٌ یَحْدُثُ الزَّهْدَ و یُدْنی مِنَ الْعِزَّةِ.

بسیار ستایش کردن از افراد، چاپلوسی است که تکبر را سبب می‏شود و شخص را از عزت دور می‏سازد.

بنابراین، از یک سو، ستایش شونده را به فخرفروشی و کبرورزی وا می‏دارد و از سویی دیگر، عزت نفس را از گوینده می‏گیرد. این مسئله از عقده حقارت و پایین بودن اعتماد به نفس ناشی می‏شود. از آن جا که فرد متملق، در خود احساس بی ارزش می‏کند، برای جلب توجه، به چاپلوسی دیگران پناه می‏آورد. چنین شخصی به برخی افراد این فرصت را می‏دهد که از تملق و ستایش دیگران لذت ببرند شوند و در مقابل، آنان را از به رنج از عقده حقارت نیز می‏اندازد. بدین ترتیب، با دامن زدن. به این تملق‏ها، خود نیز احساس رضایت می‏کند و در عین حال در خود کم بینی زیان باری به سر می‏برد.

چاپلوسی و تملق، غرور می‏آورد و مغرور به پند ناصحان گوش نمی‏دهد و اگر این حرکت او با قدرت همراه شود، هر دم را به سختی و بدبختی می‏افکنند. بر این اساس، پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمود: اِذا مَدَحْتَ اَخاکَ فی وَجْهِهِ اَمْرَرْتَ عَلی حَلْقِهِ مُوسی؛ هرگاه برادرت را پیش رویش بستایی، چنان است که تیغ بر گلویش نهاده‏ای». فرد چاپلوس، افزون بر اینکه مرتکب دروغ، نفاق و میدان دادن به ستمگران می‏شود، به نسبت موقعیت ستمگران و آثار ناگواری از تملق و چاپلوسی او پدید آمده، خود، یکی از عوامل فساد و شریک جرم زیان‏ها و خسارت‏های وارد شده از این ناحیه به شمار می‏رود. هر کس به مقدار دخالت، همکاری، تأیید و تشویق خود از دیگران، در پیدایش فساد و ارتکاب جرم‏ها و ظلم، سهیم و شریک است.
پیام متن:

چاپلوسی، عزت نفس فرد چاپلوس را از او می‏گیرد و شخص ستایش شونده را نیز به غرور و تکبر واهی گرفتار می‏سازد، نیز بر ادامه جرم و گناه دامن می‏زند.

مناسب‏ترین روش برای مبارزه با رفتارهای تملق آمیز

پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در نکوهش چاپلوسی و مدح بی جا می‏فرماید: «اَحْثُّوا التُّرابَ عَلی وُجُوهِ الْمَدّاحینَ؛ به صورت چاپلوسان و مدحان خاک بپاشید».

یکی از بهترین و مناسب‏ترین روش‏های برطرف سازی رفتارهای تملق‏آمیز، اعتنا نکردن و پاسخ مثبت ندادن به رفتار چاپلوسان است که در حیطه روان‏شناسی، «خاموشی» نامیده می‏شود. بدین ترتیب، این گونه افراد، روش به ظاهر کارآمد خود را غیر مؤثر و تحقیرآمیز می‏یابند و به اجبار، با تجدیدنظر در شخصیت خود، سعی خواهند کرد رفتارهای مناسبی را جای‏گزین رفتار پیشین خود کنند. در مقابل، توجه و نیز پاسخ دهی مثبت به رفتارهای مناسب و اصلاح شده این گونه افراد، روش مکمل برای تکنیک خاموشی است و این تکنیک، در اصطلاح روان شناسان «تقویت مثبت» نام دارد. بدون تردید، رشد و ترویج فرهنگ چاپلوسی و چاپلوس پروری در هر سازمان، سبب آلودگی فرهنگی و اخلاقی محیط کاری می‏شود و به مرور، افراد غیر کارآمد سرپرستی امور را به دست می‏گیرند که کاهش ارتباط افراد سالم و کاردان و نیز پایین آمدم بهره‏وری در نتیجه فرو پاشی سازمان را منجر خواهد شد.

هیچ فرد چاپلوسی جرئت تملق گویی و دگر فریبی به خود راه نخواهد داد، مگر آنکه اطرافین ضعیف النفس و چاپلوس پرور، برای ارضای حقارت‏های ذاتی خود، از او حمایت کنند.

پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏فرمایند: لَوْ مَشی رَجُلٌ اِلی رَجُلٍ بِسِکّینٍ مُرْهَفٍ، کانَ خَیراً لَهُ مِنْ اَنْ یُشّی عَلَیْهِ فِی وَجْهِهِ.

بگر مردمی با کارد برنده و تیزی به سراغ مردی بروند، برای او بهتر است از اینکه در پیش رو، مدحش را بگوید.
پیام متن:

1. بی اعتنایی به رفتار چاپلوسان، از عوامل مهم ریشه کنی تملق در جامعه است.

2. شیوع فرهنگ چاپلوسی، تصدی افراد غیر کارآمد و نالایق بر منصب‏های اجرایی را در پی دارد.

        
===================================


مقاله دوم -

شنبه، ۱۹ فروردین ۱۳۸۵
چاپلوسی، ناپسند اما پرطرفدار

منبع - [ سید محمدموسوی ]

 یکی از بلایایی که روابط اجتماعی شهروندان در عرصه اجتماع مورد تهدید قرار می دهد تملق و چاپلوسی است که متاسفانه باب میل بسیاری از افرادی قرار می گیرد که تشنه شنیدن
آن هستند.در واقع این پدیده که در جوامعی که سطح شعور اجتماعی بالایی ندارند با استقبال  افراد زیادی مواجه می شود و حتی کسانی که از آنها تملق می شود لب به اعتراض نمی گشایند و شادمان از شنیدن آنچه در خور لیاقت خود نمی بینند،بر دامنه تکبر خود می افزایند.
چاپلوسى که ما از آن سخن می گوییم،اغلب نسبت به کسانى صورت مى‏پذیرد که از توان‏مندىِ اقتصادى، سیاسى،اجتماعی یا ادارى بهره‏مندند.

 البته این وضع محدود به تاریخ معاصر ایران نیست و گفتارهایى از تاریخ کهن وجود دارد که بر اساس آن مى‏توان دریافت که چاپلوسى در مناسبات ایرانیان از دیرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغین زیادی در همه عرصه ها باعث می شدند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسیاری از افراد متین جامعه نادیده گرفته شود.این گونه مطالب در نوشته های ادبی ایران نیز به چشم می خورد و همواره شعرایی هم که کرامت نفس و متانت طبع بلندی برخوردار بوده اند در نکوهش آن سخن بر زبان رانده اند.
 عبید زاکانى در یکى از طنزهاى گزنده خود این موضوع را به خوبى نشان داده و معلوم مى‏کند که متاع تملق و چاپلوسى دستِ کم در دربار ایران و قدرت‏مندان مستبد وجود داشته است. سلطان محمود را در حالت گرسنگى، بادمجان بورانى پیش آوردند. خوشش آمد و زیاد خورد و گفت: بادمجان طعامى است خوش. ندیمى در مدح بادمجان فصلى پرداخت. سلطان چون سیر شد، گفت: بادمجان سخت مضر چیزى است، ندیم در مضرت بادمجان مبالغتى تمام کرد. سلطان گفت: اى مردک نه آن زمان مدحش مى‏گفتى؟! ندیم گفت: قربان! من، ندیم توام نه ندیم بادمجان.
 و به این ترتیب مى‏توان دریافت که حکومت‏هاى استبدادى خاستگاه عمده‏ى چاپلوسى بوده است.  باید اشاره کرد کهچاپلوسان به خاطر منافع شخصى خودشان به تملق و مبالغه درباره‏ى خصوصیات و توانایى‏هاى توان‏مندان متوسل مى‏شوند و آنها را ستایش مى‏کنند.
 این واقعیت را نیز باید در نظر گرفت که بسیاری از پدیده‏های اجتماعی با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادینه مى‏شوند و رسوب می کنند، و اکثر مردم با آن خو مى‏گیرند؛ بنابراین حتى در صورتى که عوامل شکل دهنده‏ى پدیده‏ها از بین بروند، باز هم آن پدیده‏ها به  تداوم خود در عرصه جامعه ادامه می دهند. تملق هم یک پدیده‏ى کهن است و نمى‏توان انتظار داشت که از جامعه محو شود. چون سایه‏ى استبداد براى مدتى طولانى در تاریخ و فرهنگ بومى ایران وجود داشته و باعث شده تا رفتارهاى تملق آمیز ا اشاعه و گسترش داده شود.
 در محیطهاى که چاپلوسی متدواول است ، هر نوع تعبیر باید مورد پسند طبقه‏ى ممتاز جامعه باشد. در نتیجه صداقت و پاى بندى به اصولى که تامین کننده منافع واقعى مردم است، جاى خود را به تحسین مبالغه آمیز و در نهایت به چاپلوس مى‏دهد. البته شیوه و شکل چاپلوسى متنوع و متعدد است. ممکن است به صورت‏هاى آشکار و پنهان صورت مى‏گیرد
دادن القاب و عناوین جعلى و غیر واقعى و ستودن غلط آمیز طرف مقابل، یا افراد بالا دست از جمله شکل‏هاى چاپلوسى است.در این زمینه برنامه های طنز تلوزیونی هم که بی شک بدون تملق و چاپلوسی مدیران سیما نمی توانسته اند تا بدین مرحله پیش آیند این نوع چاپلوسی را به تصویر کشیده اند و با توجه به اینکه به محتوای خود این برنامه ها هم انتقادات واقعی زیادی وارد است ، اما توانسته اند تصویر روشنی از این عمل ناپسند دربرای مخاطبان خود نمایش دهند.حال باید یادآوری کرد که در چه جوامعی می توان خواستگاه این آفات را یافت.
 چاپلوسى ویا سایر آفات اخلاقى در هر مجموعه‏اى نشان گر نا سالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهاى حاکم بر آن جامعه است. چنین فضایى در جامعه زمانى شکل مى‏گیرد که منزلت‏ها و نقش‏ها آن گونه که شایسته‏ى افراد است توزیع نشود و در واقع شایسته سالاری به معنی واقعی آن وجود ندارد. اگر هر شخص در جایگاه در خور نشان خود قرار گیرد و مطابق با منزلت واقعى‏اش از نقش اجتماعى مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعى نیز از سلامت کافى برخوردار خواهد شد.البته در این خصوص باید به ظرفیت افراد متسدی امور نیز نگاه کرد.افرادی که همواره با رفتار روشن خود اجازه نداده اند تا جو تملق و چاپلوسی حاله ای بر گرد آنان ایجاد کند کم نبوده اند.مثال تاریخی آن را می توان به افراد بزرگ تاریخ چون ائمه اطهار ربط داده که پیشاپیش خطرات ناشی از مدح چاپلوسانه در مورد خود را خنثی کرده اند و در سیره عملى خویش نیز هیچ گاه فرصت چاپلوسى آگاهانه یا ناآگاهانه را در اختیار اطرافیان قرار نمى‏داد و تا جایی پیش رفته اند که عقل را معیار مناسبی برای قیاس آنچه مداحین و مورخین می گویند، قیاس و میزان برای آیندگانبر شمرده اند.متاسفانه در جوامع ما حتى گفتار بزرگان دین و معرفت نیز به فراموشى سپرده مى‏شود. کمتر کسى به یاد مى‏آورد که على علیه السلام چگونه با چاپلوسان روبرو مى‏شد و درباره‏ى آنان چه مى‏گفت. ایشان مى‏فرمودند: »بر چهره ستایش گران، و اندام چاپلوسان خاک بیفشانید«. و یا این‏که: »از دوست داشتن چاپلوس و ستایش‏گر برحذر باش؛ زیرا این لحظه، از حساس‏ترین لحظات براى نفوذ شیطان است تا بدان وسیله کار نیک نیکوکاران را ضایع کند.«
امام على علیه السلام هنگام ورود به شهر انباز، خطاب به کسانى که پشت سر ایشان پیاده روان بودند فرمود: »این چه کارى است که مى‏کنید؟ گفتند: رفتارى است که بدان امیران‏مان را بزرگ مى‏داریم. على علیه السلام فرمود: به خدا قسم امیران شما از این کار هیچ سودى نمى‏برند. شما در دنیاى خودتان برخودتان سخت مى‏گیرید، و در آخرت با این کار به تیره بختى گرفتار مى‏آیید و چه زیان‏بار است مشقتى که در پى آن کیفر دوزخ باشد، و چه سود آور است آسایشى که با آن آسودگى از آتش دوزخ همراه باشد.«
 قداست سازى نیز به اعتقاد صاحب نظران زمینه‏اى مهم براى رواج چاپلوسى است .تجربه اروپا نشان مى‏دهد که قداست سازى‏ها باعث مى‏شود انسان در مقابل آنچه که مقدس نمایانیده مى‏شود، زانو بزند.
 و اگر کسى به آن مقدسات معتقد نباشد، به ریا روى مى‏آورد و کسى هم که مى‏خواهد از این وضع سوء استفاده کند و موقعیت خود را بهبود ببخشد با چاپلوسى بر ستایش افراطى روى مى‏آورد. به این ترتیب بین انسان و خدا دوگانگى و تقابل پیش مى‏آید.
علاوه بر عوامل یاد شده، باید به انگیزه‏ها و کنش‏هاى شخصیتى و روانى و اجتماعى اشاره که بذر چاپلوسى را در سرزمین دل‏ها مى‏افشاند. و به این ترتیب براى فرو کاستن از دامنه‏ى چاپ لوسى، نخست باید به تدبیرى براى حفظ و پاسداشت حریم حقوق و اخلاق فردى همت گمارد تا آن‏که اخلاق دست خوش مطامع قدرتمند واقع نشود؛ و تنها با شایستگى کامل، مبناى نیل به امکانات قرار گیرد.در این زمینه کم کاری و کم لطفی متولیان امور جامعه را هم نباید دست کم گرفت و باید اذعان داشت که اصلاح ساختار اداری و همچنین اجرای عملی و نه در حد شعار باور به شایسته سالاری می تواند به از بین بردن عادات ناپسند دیرین کمک زیادی کند
مطالب مرتبط :
همکاران شماره 52
علل بحران هویت دینی جوانان
جوان و هویت
آسیب شناسی رفتارخشونت آمیز جمعی جوانان
جوانان ایرانی و جامعه در ورای پرسشنامه ها
=============================

مقاله سوم:


چاپلوسی و مدیریت تملق پذیر آفات پیشرفت جامعه

 منبع - نویسنده: حسن آقایی
شخصیت های به دور از کرامت و منش متعهدانه انسانی با مجیزگویی و چرب زبانی فریبنده، آنان را که می باید با خلاقیت های خود سیستم های اداری را مدیریت کنند، متحول سازند و تغییرات نوین در ارکان و بدنه ساختار کاری تحت مسئولیت خود به وجود آورند به سکون و رخوت وا می دارند.
چنین مسئولانی، با چاپلوسی و تملق گویی های برخی از اطرافیان و حتی زیردستان دست کم، تنها به یک حضور فیزیکی خوش باور مبدل می شوند تا یک شخصیت مقتدر، خلاق و نوآور که مفید حال دستگاه های اداری مربوطه، جامعه و در نهایت کشور باشند. این روند وازدگی و واپسگرایی سابقه ای تازه ندارد که همچنان به عنوان یک آفت بزرگ و با اثرات اختاپوسی بر سیستم اداری خیمه زده است...
... هیچ ابایی نمی کند. جلوی جمع کثیر همکاران از روی صندلی بلند می شود و خطاب به رئیس اداره خود که به مناسبت معرفی معاون اجتماعی اداره، پیرامون جدیت عمل در انجام امور موظف محوله سخنرانی می کرد، می گوید: ... بسیار عذر می خواهم جناب آقای رئیس!، هیجان قلبی ام غلیان کرد که صحبت های گران بهای شما را قطع کردم. جناب آقای... حضرت عالی مستحضر هستید بنده خدمتگزاری به آقای معاون جدید را خدمتگزاری به شخص جناب عالی از جمله بالاترین وظیفه خود می دانم. شخص شخیص آن مقام پرارج و والا حتما فراموش نفرموده اند که بنده طی سالهای خدمت همواره مطیع فرامین شما بوده و هستم. برکت وجود مستطاب شما موجب دلگرمی قاطبه کارکنان بوده است. افتخار می کنم همیشه سایه پایدار حضرت عالی برسر ما زیردستان شما تابندگی داشته باشد- کوچک شما...» حیرت و سکوت غلیظ حضار در سالن آمفی تئاتر محل سخنرانی چنان حاکم بر فضا شد که انگاری هیچ جنبده ای در آنجا حضور ندارد که... که با تبسم و کلام ملایم رئیس اداره، ترک خورد: ممنونم آقای... شما همیشه سبب امیدواری بوده اید. این اظهار لطف شما نشان می دهد که من هم در انجام وظایفم موفق بوده ام و... امیدوارم همچنان باشم.»

تملق مانع پیشرفت خلاقیت
«ابراهیم -ک» کارمند یک شرکت خصوصی، می گوید: فرهنگ تملق و تکریم های بودار برخی از کارکنان لطمه زیاد به تحرک و شیوه کاری می زند به خصوص زمانی که مدیر یک اداره یا شرکت آدمی باشد که از تشویق ها و تعظیم و تکریم های زیرمجموعه اش همواره استقبال می کند اما هیچ اقدام موثر در پیشرفت و تولید تحت نظارت خود به عمل نمی آورد. برخی مسئولان قسمت ها هم صرفا تابع دستورات مقام های بالاتر خود هستند. من تا بحال در دو سه اداره و شرکت خصوصی کار کرده ام. در حدود ۲۰-۱۸ سال با بسیاری از تیپ های مسئول و سرپرست کار کرده ام. می توانم بگویم یک مشکل اداری، رفاقت بازی بین یک گروه از رده مسئولان بوده است. آنها هوای همدیگر را داشته اند. کسی که مشکل داشته باشد، دوست دارد همه از او تعریف و تمجید کنند. یک تیپ آدم هم متاسفانه وجود دارند که تملق گویند.»

باورهای کاذب مدیران
از مسئولان، متنفذین و صاحب منصبان در حوزه های مختلف اداری و دیگر بخش ها در عرصه های زندگانی و کسب و کار، خود زمینه های مناسب و بهانه های گوناگون برای رشد، توسعه و تعمیق چاپلوسی و تملق می شوند. کارفرما و رئیس ضعیف النفس خیلی لذت می برد که کارگر یا کارمند تحت امرش از او تمجید کند و چشم و گوش بسته فرامین او را اطاعت کند. چرب زبانی نیروی زیرمجموعه اش، یک غرور مافوق انسانی در کالبدش توزیع می کند. تکرار این کرنش و پذیرش، انرژی و قوای فعاله انسانی در تحول و پیشرفت و بدیع سازی را به چالش می کشاند و خمودگی در روحیه همه افراد جایگزین کوشش برای خلاقیت حرفه ای می شود. نتیجه این شیوه های منع تحولات محیط کار، جامعه و گسترده کشور، درجازدگی، مصرف گرایی و مهار نوآوری می شود. علت عقب ماندگی برخی جوامع، نداشتن سرمایه مادی (سرمایه ملی) نیست، بلکه تخمیر اندیشه های فعال، پژوهشی، تتبعات نوین و در یک کلام، وجود مدیریت های ستایش پذیر و تملق طلب و بدون عرق ملی و تعهد اخلاقی است.

نان به نرخ روز خور
آدمی که حیثیت و نفس انسانی اش را ولو در نگاه آشنایان و همکاران خرد می کند در مقابل شخصی به هر صورت توانمند و دارای تیتر کلاسیک و یا سازمانی تبدیل به یک موجود ذیروح مفلوک می کند تا مثلا مشغول کاری شود، رتبه بگیرد، ارتقاء پست نصیبش شود و یا خلاصه به اصطلاح نورچشمی فلان مدیر و بهمان صاحب کارخانه و... شود، این آدم هیچ گاه مورد اعتبار اخلاقی و دلبستگی از سر صدق و صفا واقع نمی شود. «نان را به نرخ روز خوردن» اصطلاح دیرینه ای است که می شود به او داد. این قبیل افراد عموماً و غالباً در محیط های اداری و کلا جاهایی که جماعت زیادی مشغول کار هستند بیشتر دیده می شوند. اینان اما در بین سایر همکاران هم چندان جایگاه معتبر ندارند. دلیل اولیه رویکرد به تملق و چاپلوسی را شاید بتوان نوعی مفتخواری و گدایی شخصیت تلقی کرد زیرا یک آدم با اعتماد به نفس، فعال، صادق و مهمتر، متوسل به خداوند بخشنده و روزی رسان، به هیچ عنوان و شرط برای مال و مقام و معیشت مناسب، سر تعظیم و تعریف تا سر زانو خم نمی کند نزد کسی که مقبولش افتد، این خفت شخصیتی و سقوط اخلاق انسانی را نیز می شود وصله زشت زندگی نامید.

چاپلوسی؛ نوعی باج دادن
یک مدرس جوان رشته نقاشی دانشگاه، در پاسخ سؤالم مبنی بر اثرات تملق در ادارات، سازمانها و جامعه و نیز این پدیده می تواند به عنوان آفت نوآوری در بدنه کشور و محیط کار محسوب شود، اندکی فکر می کند. بعد تبسمی چهره اش را سایه می زند... اولین جمله اش این است: «چاپلوسی یک نوع باج دادن به طرف مقابل است.»
«علی تقوی» سپس افزود: «اصولا تملق و چاپلوسی به خیلی عوامل بستگی دارد. یکی در واقع به کمبودهای شخصیتی فرد چاپلوس مربوط می شود که از طریق چاپلوسی هایش می خواهد کمبودهای خود را برطرف و خودنمایی کند. یکی هم با چرب زبانی و تملق گویی شاید می خواهد نوعی جاه طلبی کند. اما به نظر من مهمترین علت این صفات خلاف شأن آدمی، همان کمبود شخصیت است که از راه چاپلوسی سعی می کند با نسبت دادن الفاظ از طریق چرب زبانی به دیگران، آنان را به عنوان بهترین افراد جلوه دهد.»
وی با اشاره به وضعیت کنونی نظام اداری می گوید: متأسفانه در سیستم اداری و حتی در دانشگاه ها هم تملق گویی رسوخ کرده است و بعضاً حتی یک استاد هم به خاطر جاه طلبی و کلاس گرفتن و... به «خوشامدگویی» روی می برد. در کل، چاپلوسی طبعاً به انسان مربوط است اما گروهی از آدمها که به ظاهر امر توجه دارند فریفته زبان تملق گو می شوند و شخص چاپلوس از این بابت در درون خود احساس آرامش می کند. به نظر من انسانی که دچار بحران شخصیتی، حسادت، جاه طلبی و موقعیت طلب باشد طریق چاپلوسی را پیشه خود می کند.»

آفتی از آفت های مدیریت
«حجت الاسلام جعفر پژوم سعیدی» پژوهشگر متون ادبیات، معنا و باز خورد واژه های تملق و چاپلوسی را چنین می خواند: تملق کلا غیرواقع جلوه دادن حقیقت و چاپلوسی نوعی تزویر و خدعه برای فریب مخاطب است. هر دوی این صفات جزو آفات بزرگ اخلاقی- بعضاً- در مدیریت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. در قرآن و روایت این صفات بسیار ذم (مذمت) شده است. پیغمبر اکرم«ص» فرموده است بر صورت چاپلوسان و مداحان باید خاک پاشید.»
وی می افزاید؛ در تاریخ داریم: «شخصی آمد نزد امیرمؤمنان(ع) به چاپلوسی و مداحی پرداخت در حالی که اعتقادی به گفته های خود نداشت. منافق بود زیرا چاپلوس منافق هم است. امیرالمؤمنین فرمود آنچه می گویی در حق من، کمتر از آنم که می گویی و آنچه که در دل و قلبت است بالاتر از این حرفهایت است.»
این نویسنده، محقق و مصحح، با اشاره به فرآیند تاریخ مبتنی بر نکوهش های صفات چرب زبانی و خوشامدگویی های فریبنده، درباره وضعیت جامعه کنونی معتقد است: «در جامعه ما هم چاپلوسی و تملق وجود دارد و این پدیده (خلاف حقیقت) موجب عدم کارایی مخصوصاً مسئولان می باشد. بنابراین باید از لحاظ روانشناسان و جامعه شناسان، این آفت ریشه یابی شود و طی منشوری موارد آن مشخص و به مسئولان و مدیران کشور گوشزد شود.»
یک دکتر روانشناس بالینی، ریشه پدیده چاپلوسی را در سابقه کهن و استبداد تاریخی می داند و در بیان و تحلیل تملق گویی ضمن آن که این پدیده را بازدارنده پیشرفت و نوآوری در زمینه های گوناگون محیط های اداری، اجتماعی و شخصیت انسانی می داند، به اشکال مختلف و متنوع چاپلوسی اشاره می کند. او خلأ منزلت و نبود شایسته سالاری در ساختار اداری را یکی از عوامل وسعت و شیوع تملق گرایی ذکر می کند و کم کاری مسئولان امور جامعه در اصلاح سیستم اداری را در این زمینه دخیل می داند و شاکله دستور و توصیه های منع و استمرار چرب زبانی و خوشامدگویی های فریبنده و متداول در ساخت و سازهای محیط های اداری- اجتماعی زمانه را در سیره ائمه اطهار و هشدارها و رهنمون های حفظ شئون انسانی ایشان بر می تاباند تا بتوانیم به مناسبات سالم اجتماعی، عزت انسانی و حاکمیت شایسته سالاری در جامعه دست یابیم.
«دکتر فریبرز حمیدی» می گوید: تملق و چاپلوسی یکی از بلایایی هستند که روابط اجتماعی شهروندان را در عرصه اجتماع مورد تهدید قرار می دهند. متأسفانه این صفات -مذموم- باب میل بسیاری از افرادی قرار می گیرد که تشنه شنیدن آن هستند. در واقع این پدیده در جوامعی -هرکشور- که سطح شعور اجتماعی بالایی ندارند با استقبال افراد زیادی مواجه می شود. حتی کسانی که از آنها تملق می شود لب به اعتراض نمی گشایند و شادمان از شنیدن آنچه درخور لیاقت خود نمی بینند، بر دامنه تکبر خود می افزایند. چاپلوسی که ما از آن سخن می گوییم، اغلب نسبت به کسانی صورت می پذیرد که از توانمندی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا اداری بهره مندند. البته این وضع محدود به تاریخ معاصر ایران نیست. گفتارهایی از تاریخ کهن وجود دارد که براساس آن می توان دریافت که چاپلوسی در مناسبات ایرانیان از دیرباز وجود داشته است و جان نثاران دروغین زیادی در همه عرصه ها باعث می شدند تا حاصل زحمات و خدمات ارزنده بسیاری از افراد متین جامعه نادیده گرفته شود. این گونه مطالب در نوشته های ادبی ایران نیز به چشم می خورد و همواره شعرایی هم که از کرامت نفس و متانت طبع بلندی برخوردار بوده اند در نکوهش آن، سخن بر زبان رانده اند. «عبید زاکانی» در یکی از طنزهای گزنده خود این موضوع را به خوبی نشان داده و معلوم می کند که متاع تملق و چاپلوسی دست کم در دربار ایران و قدرت مندان مستبد وجود داشته است. -به عنوان نمونه تملق گویی-: سلطان محمود را در حالت گرسنگی، بادمجان- بورانی پیش آوردند. خوشش آمد و زیاد خورد و گفت بادمجان طعامی است خوش. ندیمی در مدح بادمجان، فصلی پرداخت. سلطان چون سیر شد، گفت: بادمجان سخت مضر چیزی است. ندیم در مضرت بادمجان مبالغتی تمام کرد. سلطان گفت: «ای مردک! نه آن زمان مدحش می گفتی؟...!. ندیم گفت: قربان!
من، ندیم توام نه ندیم بادمجان. باید اشاره کرد که چاپلوسان به خاطر منافع شخصی خودشان به تملق و مبالغه درباره خصوصیات و توانایی های توانمند متوسل می شوند و آنها را ستایش می کنند.»
این روانشناس در ادامه بیان صحبت خود، می افزاید: «این واقعیت را نیز باید در نظر گرفت که بسیاری از پدیده های اجتماعی با گذشت زمان در رفتار جامعه نهادینه می شوند و رسوب می کنند و اکثر مردم با آن خو می گیرند. بنابراین، حتی در صورتی که عوامل شکل دهنده پدیده ها از بین بروند باز هم آن پدیده ها به تداوم خود در عرصه جامعه ادامه می دهند. تملق هم یک پدیده کهن است و نمی توان انتظار داشت که از جامعه محو شود چون سایه استبداد برای مدتی طولانی در تاریخ و فرهنگ بومی ایران وجود داشته و باعث شده تا رفتارهای تملق آمیز اشاعه و گسترش داده شوند...»
«دکتر حمیدی» ادامه صحبت خود را معطوف به روش های متنوع چاپلوسی از جمله ستایش های غیرواقعی می کند. به اعتقاد وی، در محیط هایی که چاپلوسی متداول است، هر نوع تغییر باید مورد پسند یک طبقه خاص جامعه باشد. در این حالت، نتیجه این می شود که صداقت و پای بندی به اصولی که تأمین کننده منافع واقعی مردم است، جای خود را به تحسین مبالغه آمیز و در نهایت به چاپلوسی می دهد. او با بیان این که شیوه و شکل چاپلوسی متنوع و متعدد است، می گوید: «ممکن است به صورت های آشکار و پنهان صورت بگیرد. دادن القاب و عناوین جعلی و غیرواقعی و ستودن غلط آمیز طرف مقابل یا افراد بالا دست، از جمله شکل های چاپلوسی است. در این زمینه، برنامه های طنز تلویزیون هم که بی شک بدون تملق و چاپلوسی مدیران سیما نمی توانسته اند تا بدین مرحله پیش آیند، این نوع چاپلوسی را به تصویر کشیده اند و با توجه به این که به محتوای خود این برنامه ها هم انتقادات واقعی زیادی وارد است اما توانسته اند تصویر روشنی از این عمل با پسند مخاطبان خود نمایش دهند. حال باید یادآوری کرد که در چه جوامعی می توان خاستگاه این آفات را یافت.»
اراده، هویت، اخلاق، منش، اقتدار و خلاقیت آدمهای دو سویه تملق گو و تملق پذیر را می توان به خشت هایی فرو ریخته از نم باران یا وزش ملایم باد تشبیه کرد. در این حالت یقیناً به آسانی منزلت انسانی بی اعتبار می شود. چرا که مبانی فکری و استقلال شخصیت وجودی به سان چکابه های خاکستری بر زمینی سست است و از تظاهر هر چاپلوسی یک فرد و غرور بی بها و کذب خوشایند آمدن مخاطب هیچ رستنی حاصل نمی شود بلکه زیانهایی دارد که به صور مختلف در روند وظایف اداری، محیط های کارگری، روابط شایسته و زیبنده آدمیت از یکسو در ابعاد اجتماعی و توسعه و تولید و به طور کلی جامعه و کشور تاثیر می گذارد.
اگر این بده بستانهای متضاد حقیقت اخلاق ناب انسانی در هر جامعه چنانچه لایروبی و نظیف نشوند چه بسا رنجها و پس ماندگیها در چرخه زندگی و نیز باورهای اصیل در هاله مه آلود غفلت ها افزون می شوند.
به نقل از یک روانشناس می خوانیم:«امام علی (ع) خطاب به کسانی که پشت سر ایشان پیاده روان بودند فرمود: این چه کاری است که می کنید؟ گفتند: رفتاری است که بدان امیران را بزرگ می داریم. امام فرمود:به خدا قسم امیران شما از این کار هیچ سودی نمی برند و شما در دنیای خودتان بر خودتان سخت می گیرید و در آخرت با این کار به تیره بختی گرفتار می آیید و چه زیانبار است مشقتی که در پی آن کیفر دوزخ باشد و چه سودآور است آسایشی که با آن از آتش دوزخ همراه باشد.»
این که ائمه اطهار چگونه با چاپلوسان روبرو می شدند و درباره آنان چه می گفتند. همچنان که امام علی (ع) فرمودند: «بر چهره ستایشگران و اندام چاپلوسان خاک بیفشانید و یا- این که- از دوست داشتن چاپلوس و ستایشگر بر حذر باش زیرا این لحظه از حساس ترین لحظات برای نفوذ شیطان است تا بدان وسیله کار نیک نیکوکاران را ضایع کند.»

برخورد قاطع با متملقان
«دکتر فریبرز حمیدی» روانشناس بالینی، در ادامه صحبت های قبلی خود، می گوید:«چاپلوسی و یا سایر آفات اخلاقی در هر مجموعه ای نشانگر ناسالم بودن روابط و مناسبات و هنجارهای حاکم بر آن جامعه است. چنین فضایی در جامعه زمانی شکل می گیرد که منزلت و نقش ها آن گونه که شایسته افراد است توزیع نشود و در واقع شایسته سالاری به معنی واقعی آن وجود ندارد.» به اعتقاد وی، اگر هر شخص در جایگاه درخور شان خود قرار گیرد و مطابق با منزلت واقعی اش از نقش اجتماعی مناسب برخوردار شود، مناسبات در روابط اجتماعی نیز از سلامت کافی برخوردار خواهد شد.
وی می افزاید: «البته در این خصوص باید به ظرفیت افراد متصدی امور نیز نگاه کرد. افرادی که همواره با رفتار روشن خود اجازه نداده اند تا جو تملق و چاپلوسی هاله ای اطراف آنان ایجاد کند، کم نبوده اند. مثال تاریخی آن را می توان به افراد بزرگ تاریخ ربط داد که پیشاپیش خطرات ناشی از مدح چاپلوسانه در مورد خود را خنثی کرده اند و در سیره عملی خویش نیز هیچگاه فرصت چاپلوسی آگاهانه یا ناآگاهانه را دراختیار اطرافیان قرار نمی دادند و تا جایی پیش رفته اند که عقل را معیار مناسبی برای قیاس آنچه مداحان و مورخان می گویند، قیاس و میزان برای آیندگان نیز شمرده اند.»
دکتر حمیدی با تاسف می افزاید: متاسفانه گاهی گفتار بزرگان دین و معرفت نیز به فراموشی سپرده می شود.

پدیده ای از فرهنگ گذشته
مدیرعامل یک شرکت خصوصی ساختمانی نیز معتقد است ریشه تملق و چاپلوسی در نیاز است و نیاز هم در بی عدالتی است. مردم اگر فقیر بودند زیاد فرقی- با یکدیگر- نداشتند. این شدت زیاد تضاد طبقاتی است که به عنوان یک علت باعث ایجاد فرهنگ تملق می شود.
«نگهدار» می افزاید: بنا به تجربیات خودم یک علت دیگر در بروز پدیده و شیوع صفات تملق و چاپلوسی در این است که اگر مدیر قوی و سر جای خودش باشد به اطرافیان اجازه نمی دهد زبان به تملق او بگردانند.
وی همچنین ضمن آن که می گوید مشکل پدیده تملق و چاپلوسی تنها با سخنرانی رفع نمی شود، نیز این باور خود را برمی تاباند که برخی نشریات حالت تملق گویی دارند در حالی که نشریه ای برای مخاطبان موثر است که خود تملق گو نباشد.
این مدیر همچنین پدیده چاپلوسی را ناشی از فرهنگ استبدادزده گذشته ها می داند و می گوید که تملق به هر شکل باشد ریشه اساسی در استبداد زدگی کهن ما دارد و اعتقادم این است که چاپلوسی برخلاف شئون اسلامی و اجتماعی ما است.

رفتار شگفت آور
... اما چاپلوسی و خودنمایی های برخی از افراد شگفتی های مضاعف به نمایش می گذارد. یکی از انواع تملق، موردی است که احتمالاً شما هم شبیه آن را در جایی دیگر شاهد بوده اید. یک شهروند کارمند که خود را «میرزا» معرفی می کند می گوید: آنچه می گویم شاید ربط مستقیم با سوال شما نداشته باشد و به طور اخص مفهوم و تاثیرات تملق را تعریف نکند اما از جنس و ردیف این پدیده است. موردی که چندی پیش (اواخر سال گذشته) شاهدش بودم برایم هم تاسفبار بود و هم قابل تامل، در سالن غذاخوری عده زیادی از همکاران مشغول صرف ناهار بودند. هر کس ضمن صرف غذا صحبتی می کرد. برخی درباره کار و بخش محیط کاری خود حرف می زدند. سالن کم کم خلوت می شد. این عده گفتارشان به سمت انتقاد از یکی از مدیران کشیده می شود و از جمله آن، اکثر کارکنان از برخورد خشک و رفتارهای تحقیرآمیز آن مدیر نسبت به همکاران زیرمجموعه شرکت به شدت گلایه می کردند که به مشکلات محیط کار و شرایط اضطراری بچه ها توجهی نمی کند. صحبت برو بچه ها که بعضاً بیش از بیست سال سابقه کار دارند می نمود سخت از آن مدیر دلخور هستند.
دو سه روز بعد صبح که کارکنان به شرکت آمدند شنیدند که آن مدیر یک پست جدید نیز گرفته است. برخی از افراد حضوراً مراتب خشنودی خود را به مدیر ابراز کردند اما نکته جالب آن همان عده که چند روز پیش در سالن غذاخوری به شدت از مدیریت آن مدیر و خست او در رفع مشکلات مختلف محیط کاری و پرداخت اضافی کار و کسر کار و... و... دل پری داشتند، هر یک و بعضاً هر دو سه نفرشان به طور جداگانه آگهی تبریک خود به مدیر یاد شده را نیز در روزنامه ها چاپ کردند. برخی دیگر از همکاران که از این موضوع باخبر شدند تعجب کردند که آن انتقادها و نارضایتی از مدیر چه بود و این آگهی آنهم پس از دیدار حضوری چه بود؟!...

چاپلوسی پلکان افراد ناتوان
«غضنفری» کارشناس کارتوگرافی، می گوید چاپلوسی و تملق موضوع خیلی جالبی است که مطرح می کنید. خود من ۴-۳ ماه در اداره ای مشغول کار شده بودم. نتوانستم آن محیط را تحمل کنم از بس فشار استرس به آدم وارد می کرد دلیلش وجود مشکلات اقتصادی کارمندان بود که به نوعی مطرح می کردند.
او حدود یک سال پیش فارغ التحصیل می شود. وقتی وارد فضا و محیط دانشگاه می شود تجربه هایی کمرنگ از تملق را احساس می کند، محیطی که جوانان علم و فرهنگ و ... می آموزند. پیش از دانشگاه هم نگاه و گمانش نسبت به جامعه آن بوده که آدمها سر و حواسشان به کار خودشان است و این که زیاد به فکر آن نیستند خودشان را از نردبان دیگران به آسودگی بالا ببرند تا هرچه زودتر و از نزدیکترین راه به هدف هاشان برسند. او می گوید: «در فضای سیستم اداری و بوروکراسی هم چاپلوسی بر ضوابط و روابط سایه انداخته است.» به زعم این کارشناس جوان، این شرایط متاثر از موقعیت اقتصادی است:«برخی افراد می خواهند خود را بالاتر بکشند و کسی که در اداره است نیز سعی می کند از طریق چاپلوسی کار و موقعیت خود را ارتقاء دهد و لذا سبب ایجاد استرس نسبت به اطرافیان می شود. فکر می کند با تملق می تواند مشکلات خود را کم کند. به باور وی پدیده چاپلوسی حتی در امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می تواند خیلی تاثیر بگذارد. همچنین کسی که در مسند گزینش افراد- چه در زمینه اشتغال و چه استخدام و ... -ممکن است تحت تاثیر کرنش و تملق افراد- معمولی- متقاضی قرار گیرد. اما یک مدیر هم ممکن است تملق پذیر نباشد و تحت تاثیر چاپلوسی قرار نگیرد.»
سویه دیگر دیدگاه های این کارشناس کارتوگرافی، معطوف برخی مدیران است که به اعتقاد وی در جایگاهی نیستند که شناخت جامع از مسئولیت متعهده خود داشته باشند. وی می گوید:«متاسفانه برخی از مسئولیت ها به دست افرادی سپرده می شود که شایستگی مدیریتی آن را ندارند. من قسم می خورم به چشم خودم دیده ام آدمهایی توانایی اداره مجموعه اداری خود را ندارند که فکر می کنم با تملق به آن مقام رسیده اند زیرا نه تخصص و نه تحصیلات متناسب با حرفه- نوع کاربری اداره متبوع- نداشته اند اما توانسته اند زیرکانه پست کلیدی خوبی را به دست آورند.»

مدیریت تملق دوست
«خانی» بازنشسته یک شرکت وابسته دولتی است. می گوید: زمانی که با مدرک سیکل به عنوان شاغل در بایگانی متروکه مشغول کار شدم، آن موقع یک آشنا در آن اداره داشتم که معرفم شد. حالا فرزندان من که هر یک تحصیلات دانشگاهی و یا دیپلم دارند اما برای استخدام باید از هزار توی شرایط بگذرند الحمدلله هیچ کدام اهل چرب زبانی نیستند. حاضرم دستفروشی کنند و نان حلال به دست آورند اما شخصیت خود را با تملق گویی خرد نکنند.
به گفته او در گذشته ها هم بودند مدیرانی و یا یک شخص با نفوذ واسطه استخدام آشنایی و قوم و خویش خود می شدند و باز بودند روسایی که دم دمی مزاج بودند و از چاپلوسی زیردستان خود خوششان می آمد. حالا آن وضع بیشتر شده است. وی می گوید: «مهندس جوان به هر دری زده نتوانسته یک شغل پایدار با حقوق ماهانه پیدا کند. لاجرم مسافرکشی می کند. صدها و هزاران جوان تحصیل کرده داریم در جامعه مان که کارهای کاذب دلالی و امثالهم می کنند تا خرج زندگیشان را تامین کنند در حالی که کشورمان اینهمه امکانات تولیدی و سرمایه کلان دارد . به نظر من دلیل اول این شرایط نامیمون، کلیدی شدن کارها توسط یک عده رئیس و مدیر تملق دوست است در حالی که دولت سعی می کند همه جور زمینه ها برای پیشرفت و تحقق عدالت فراهم شود. مشکل سد راه، مدیران خودمحور و آشنا دوست و ... هستند.»
قبول و انجام کار در هر محیط رسمی بدون هیچ تنش، تعهد پذیرش شرایط آن محیط است. نه کارمند و نه مدیر هیچ یک نمی تواند در فضای ناسالم مواج از چرب زبانی آن جور که باید خدمت کنند، اهداف سازمان تابعه را پیش ببرند، نمودارهای فعالیت و عملکرد سازمان را بالا ببرند تا سطح بهره وری به نهایت ظرفیت ارتقاء یابد، تأمین همه این موارد در وهله اول نیاز به مدیریت کاردان، کارآمد و هنرورز دارد، مدیری که دلخوش به پست و حفظ مزایا نباشد. اگر چنین باشد، موریانه تملق و چاپلوسی هرگز جای رشد و تکثیر نخواهد داشت.
چندان نیاز به گویش و نوشتن نیست چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. آب جایی جمع می شود که گودال است... جایی که میزان الحراره شخصیتی مدیریتی تابع فضای خوش زبانیها و تحسین و تمجیدهای کیلویی باشد همواره میزان سنج در نوسان است.
ترس از دست دادن کار
در سیستم اداری کارایی، بهره وری و توجه به کارمند فعال، به خاطر چاپلوسی وجود ندارد! چاپلوسی الان بزرگترین آفت است.
«شیرازی» کارمند،... می گوید اگر کسی که توانمندی و تخصص کار ندارد به جایگاهی وسیع، گسترده که همه اش هم با قابلیت های تخصصی است گمارده شود، معلوم است که زیر مجموعه تحصیلکرده در هر یک از بخش های مختلف، رنج می برند. جالب آن که از همین نوع مدیر که کار و تخصص لازم را ندارد، پس از بازنشستگی در جایی گمارده شده است که به دلیل عدم تخصص، زبان حرفه ای کارکنان را نمی داند. وی می افزاید: «پس ازسالها کار دیده ام مدیر به جوانهای تحصیلکرده اجازه کار و کارآموزی تخصصی نمی دهد چرا که او فکر می کند این جوانها پس از مدتی کارش را از دستش می گیرند. به نظر من اگر آن مدیر کارش را از دست بدهد توان و شایستگی انجام کار ساده ای را هم ندارد.»

نقش مدیریت کارآمد در خنثی سازی فضای تملق گویی
پاسخهای یک مدرس و پژوهشگر علوم ارتباطات، در چند و چون علل و پسایندهای پدیده نازیبای تملق که بازدارنده جریان فضای پیشرفت محیط های سالم بین گروهی و اداری است، قابل تأمل است. «بهمن امامی» صحبت های خود را از چند لایگی ارتباطات متعارف در نقش دادن و ایجاد انگیزه به گروه سازمانی به عنوان یک اصل، رقابت سالم، نظر مثبت مدیریت بر توانمندیها، دانش و مسئولیت پذیری و در نتیجه افزایش بهره وری، فرآیندهای دو سویه کنش متقابل، دلیل ایجاد محیط های ناسالم، لزوم هنر حرفه ای بودن مدیر و مسئولیت پذیری و ابهام زدایی در سازمان و این که چگونه می توان ارتباطات بین جمعی را ساماندهی کرد، محوربندی می کند.
وی می گوید: «اصولاً در مدیریت یک بحث مبتنی بر این که ما چگونه می توانیم یک سازمان را در ستون های بالایی، میانی و پایینی ساماندهی و مدیریت کنیم، وجود دارد. در این خصوص نظر بر این است که می باید بتوانیم نقش هایی را به افرادی که در سازمان کار می کنند بدهیم تا بتوانند در حوزه های کاری شان به طور کامل مسئولیت خود را ایفا کنند... ».وی بین استعمال واژگان و بحث تملق و چاپلوسی ضمن آن که عمل به آنها را منفی برمی شمرد، با فعالیت های کارا و برتر جدا می کند. او می گوید: این که افرادی به عنوان نیرویی در سازمانی اعمال چاپلوسی و تملق و یا کارشکنی می کنند که واژه های منفی هستند، یا آن که برچسب هایی که نمایانگر نوعی حسادت است به شخص و یا اشخاصی می زنند و اینها را اصطلاحاً «استریپ تایپ» و یا عقاید قالبی می نامند، فرق اصولی دارند با آنان که در یک گروه در همان سازمان دارای ارتباطات قوی تر هستند یا می توانند ارتباط مؤثر ایجاد کنند. بنابراین باید گفت در آن حالت ما نباید به این گروه اخیر برچسب تملق گو یا چاپلوس بزنیم. از طرف دیگر، شما وقتی در یک ارتباط میان فردی قرار می گیرید طبیعی است که بدانید یک سازمان و یا یک مدیریت دارای قدرت بیشتر است که گروه، اداره و یا کارخانه ای را اداره و رهبری می کند. از سوی دیگر در همین فضا، طبیعی است -می نماید- آنها که ترس از دست دادن موقعیت شغلی، حرفه ای و ترفیع دارند، برای آن که این موقعیت های کسب شده خود را تثبیت کنند و حتی بالاتر بروند، ممکن است به سمت چرب زبانی گرایش پیدا کنند. در حالی که اگر در محیط کاری و بین افراد شاغل یک رقابت سالم وجود داشته باشد و مدیر هرکس را به لحاظ توانایی، دانش و مسئولیت پذیری ارجاع کار و نزدن از کار (کم کاری) و براساس شاخص های -شایسته سالاری- مورد توجه قرار می دهد و تعیین می کند، در این حال و فضا دیگر مسئله چاپلوسی جایگاهی ندارد و مطرح نیست. رقابت سالم است که کارکنان بتوانند بهره وری سازمان را بالا ببرند و در امور موظف سازمانی مشارکت کنند.» وی در توضیح بیشتر می گوید: «این مشارکت می تواند شامل ارتباطات کلامی، رفتاری و اداری باشد. فرایند این نوع فرهنگ و عمل سبب می شود که فرد قالب های مثبت و انگیزه کار پیدا می کند و خود را ارتقاء می دهد. ولی چنانچه محیط ناسالمی که از ناکارآمدی مدیر ناشی می شود، حاکم باشد، بدیهی است سجاف نظام اداری و یا هر محیط کار جمعی دیگر، خدشه دار می شود. لذا می باید کنش متقابل پیوسته به وجود آید تا بتوان آن سازمان را پویا کرد. چنانچه کنش متقابل ناپیوسته باشد، در حقیقت شرایط آن محیط دچار ناهماهنگی می شود و در نتیجه باعث از هم پاشیدگی آن گروه و سازمان می شود و ظرفیت و میزان بهره وری کاهش پیدا می کند. اینجا است که ما عقاید قالبی پیدا می کنیم و نسبت به افراد گروه، همکار و... حس چاپلوسی پدید می آید و حالت دو به هم زدن و... و... نمایان می شود که آسیب هایی بر روند امور سازمان وارد می شود جوری که -گاه- مدیر و مدیریت، عاجز از ساماندهی می شود.»
«دکتر فریبرز حمیدی» روانشناس بالینی، با اشاره به این که صاحب نظران معتقدند -در هر جامعه- قداست سازی نیز زمینه ای مهم برای رواج چاپلوسی است، تجربه اروپاییان در این خصوص را نشانه می رود که قداست گرایی باعث می شود انسان اروپایی در مقابل آنچه - به زعم خودشان- به عنوان مقدس نمایانده می شود، زانو می زند و اگر کسی از میان آنها به آن مقدسات -مطرح- معتقد نباشد، به ریا روی می برد. در این حالت، چنانچه کسی هم که می خواهد از این وضع سوءاستفاده کند و موقعیت خود را بهبود ببخشد با چاپلوسی به ستایش -حتی افراطی- روی می آورد.

شایستگی و حفظ حقوق و اخلاق فردی
به باور وی، علاوه بر عوامل یاد شده، باید به انگیزه ها و کنش های شخصیتی، روانی و اجتماعی اشاره شود که بذر چاپلوسی را در سرزمین دلها می افشاند.
اما این که چگونه ممکن می شود پدیده ناهنجار و مذموم تملق را کاهش داد، می گوید: «برای فروکاستن دامنه چاپلوسی نخست باید به تدبیری برای حفظ و پاسداشت حریم حقوق و اخلاق فردی همت گمارد تا آن که اخلاق انسان دستخوش مطامع قدرتمند واقع نشود. معتقدم تنها می باید شایستگی کامل -هرچه بیشتر- کامل، مبنای نیل به امکانات قرار گیرد. دراین زمینه، کم کاری و کم لطفی متولیان امور جامعه را هم نباید دست کم گرفت. باید اذعان داشت که اصلاح ساختاری اداری و همچنین اجرای عملی و نه در حد شعار، باور به شایسته سالاری می تواند به از بین بردن عادات ناپسند دیرین چاپلوسی، کمک زیادی کند.»

آفات وابستگی به تشویق
«دکتر حمیدی» بحث تشویق و نیز آفت تشویق و ستایش فراتر از حد را مورد اشاره قرار می دهد که این مؤلفه ها می تواند برای هر انسان خرد و بزرگسال مدنظر قرار گیرند.
وی در این موارد، با معنا کردن کلمه تشویق که شوق افکندن و ترغیب کردن به کار است، می افزاید: «از نظر روانشناسان، ارائه محرک مطلوب پس از انجام رفتار مطلوب به منظور افزایش، تکرار و تثبیت آن عمل و رفتار، تشویق تبیین و معنای به حق می یابد. همچنین گفته شده است در انسان ها نوعی نیاز به محبت وجود دارد. انسان ها مایلند که مورد محبت، تحسین و تمجید قرار گیرند. از سوی دیگر ما به چیزهایی که خوشایند باشند پاسخ می دهیم و آن پاسخ هایی را برمی گیریم که با رضایت خاطر و پاداش همراه باشند. اینها سبب تقویت روانی می شوند و شخص به این پاسخ ها پایبند می شود.» وی با اشاره به سیره عملی ائمه اطهار(ع) می گوید: «می توان چنین شیوه را در تمام سطوح افراد جامعه پیاده کنیم. در این راستا توجه کنیم به سخنان حضرت علی به مالک اشتر که می فرمایند با تحسین و حق شناسی، خویشتن را با مأموران درستکار خود مرتبط کن. خدمات صادقانه آنان را به زبان بیاور و صریحاً قدردانی نما زیرا تحسین و قدرشناسی، مردان شجاع را در راه نیکوکاری تهییج می کند و مسامحه کاران را به واسط خداوند به «جنبش و حرکت وا می دارد.» از دکتر حمیدی درباره شیوه تشویق می پرسم:
▪ یکی از راه های تشویق، شیوه کلامی است. در تشویق های کلامی و گفتاری، با سخن خویش، رفتار فرد- کودک و یا بزرگسال- مورد تائید قرارمی گیرد چرا که عمل مثبت انجام شده آنان مورد تشویق قرارمی گیرد. با ارج نهادن به شخصیت فرد می توان فرصت بروز استعدادهای ذاتی را برای آن شخص فراهم کرد. احساس می کند صمیمیت بیشتری به او نشان داده می شود.» وی تأکید می کند که تشویق باید متعادل، به اندازه، به موقع به جا و مناسب باشد ضمن آن که با میزان فعالیت و انتظار باشد و انگیزه و هدف تشویق تفهیم مخاطب شود و ادامه می دهد: «توجه داشته باشیم تشویق، تحریک درونی برای پیشرفت امور را ایجاد می کند و تشویق به نحوی جبران کننده کمبودها، حقارت های عاطفی و اجتماعی است ضمن آن که باعث به وجود آمدن حسن اعتمادبه نفس و تقویت عزت نفس می شود نیز مضاف به آن که رفتار و سیر زندگی- ولو مقطعی- را می تواند تغییر دهد.» به باور «حمیدی» روانشناس، ایجاد وابستگی به عوامل تحریکی تشویق، سبب کند شدن محرکهای درونی، ایجاد توقعات تصنعی، مغرورشدن و احساس مهتری خواهد شد و این مورد خاصه در خردسالان بیشتر متجلی می شود.
همچنین باید توجه داشته باشیم که تشویق های مکرر و یکسان حالت رشوه به خود می گیرند و فرد عادت می کند در ازای هر رفتار و عملی به او پاداش داده شود. امام علی«ع» فرموده است: «ثنا و تمجید دیگران بیش از حد شایستگی و لیاقت، تملق و چاپلوسی است و کمتر از آنچه سزاوارند یا ناشی از عجز تمجید کننده است یا منشا روانی آن بیماری است.»

نشانه های یک مدیر ضعیف
امامی، پژوهشگر علوم ارتباطات، درباره دلایل دیگر بروز چاپلوسی به ضعف مدیریت سازمان در حاکمیت رقابت سالم اشاره می کند و می گوید: «علت وجود تملق گویی در این بوده که مدیریت نتوانسته است رقابت سالم در امور سازمانی خود به وجود آورد و یا نتوانسته است خلاقیت ها را کشف کند که در حقیقت، نشانگر ضعف مدیریت است. این مسئله سبب می شود که کارکنانی چاپلوسی، دروغگو و چرب زبان شوند... به اعتقاد وی، مدیر باید هنر حرفه ای بودن در کار موظف خود را یاد بگیرد. مسئولیت پذیر باشد. در آن صورت، زیر مجموعه او هم مسئولیت پذیر خواهد شد. مدیر نیز می باید از دیگران و از کارکنان سازمان تحت مدیریت خود. سایه روشنهای متکی به تجارب شان مورد توجه خود قراربدهد و حالت مشورتی و تأملی داشته باشد نه آن که فرضا یک مدیریت خشک، بدون انعطاف و خودرأی باشد. در چنین فضایی، جو چاپلوسی به وجود می آید. وی تأکید می کند یک مدیر پیش از هر اقدامی می باید زمینه سالم سازی محیط کار را مورد توجه قراردهد و تحکیم کند و بر آموزش و بهسازی منابع انسانی تأکید داشته باشد تا جریان بهره وری و کارایی سازمان بالا رود. باور داشته باشد وقتی که دارای منابع انسانی کارآمد باشد، نیز دیگر جایی برای حرف و حدیث، چاپلوسی و چرب زبانی بازنمی شود و یا باقی نمی ماند.
«امامی» ادامه صحبت خود را با اشاره به این که می باید تکنولوژی در اختیار مدیر باشد و نه مدیر در اختیار تکنولوژی، معطوف به ابهام زدایی در سیستم مدیریتی می کند. به گفته وی ابهام زدایی در فضاهایی که هاله ای مبهم از موقعیت های افراد شاغل خیمه می زند یکی دیگر از توانمندی های مدیریت است. وی می گوید: «ابهام زدایی یعنی عواملی را که باعث ایجاد چنین شرایطی در محیط کار شده مدیر با هنر و توانایی خود هرچه زودتر خنثی سازد. در تئوری های مدیریت، روش مشورتی که بیشتر اشاره شد را در سازمان اعمال کند تا حدی که بتواند رقابت سالم و تعامل در بین گروه های کاری ایجاد کند. در آن صورت جو و فضای چاپلوسی و چاپلوسی طلبی کاهش می یابد چرا که فضای صمیمیت ایجاد می شود و احتمال خصومت بین کارمندان از بین می رود. در رقابت ناسالم است که چرب زبانی و تملق پذیری به وجود می آید.»
این مدرس علوم ارتباطات، پایان گفتارش را بیشتر به رنگ و حال هوای محبت و صمیمیت می آمیزد: «در محیط کاری با صفا و مهر، انسانها احساس آرامش می کنند چرا که غیر از زمان حضور در محیط خانواده، بقیه زمان و عمر ما در محل کارمان صرف می شود و می گذرد اما ناآرامی مجذوب از محیط کار فرد، طبیعی است روی خانواده و نسل های بعدی نیز اثر ناخشنودی می گذارد.»
منبع:روزنامه کیهان


نمی دانم ما ایرانیان را چه شده است؟!

 
"بسم الله الرحمن الرحیم"

"بنام خداوند بخشنده مهربان"


لطفا این مقاله مهم   را با دقت و تفکر مضاعف مطالعه فرمایید


"درخت  دوستی بنشان که کام دل ببار ارد .....نهال دشمنی بر کن که رنج بی شمار ارد"


نمی دانم ما ایرانیان را چه شده است! که  با یکدیگر  انچنان که باید دیگر  مثل سابق مهربان  و بخشنده نیستیم ! تمدن و  سابقه درخشان چند هزار ساله ما گواهی می دهد که   رحم و مروت و جوانمردی و بخشش  ما ایرانیان  نه تنها برای کمک و یاری وعفو یکدیگر که حتی برای بخشش و کمک به دشمنان (سابق) خارجی  نیز بکار گرفته شده است و همین خصلت بزرگ نام ایران و ایرانی را در جهان زبان زد خاص و عام نموده است .



برای مثال عراق تحت حاکمیت صد ام  هزاران  جرم و جنایت  فاجعه بار  و فراموش نا شدنی بر علیه  مردم و حتی زنان و کودکان بی دفاع  ما انجام داد. اما حالا و با نابودی او و روی کار امدن دولت و رهبران جدید در عراق با فراموش کردن همه ان جرم و جنایات -  همه جور کمک و مدد رسانی را به مردم و دولت ان کشور انجام می دهیم (که حق هم همین است که انجام بدهیم  که می دهیم ) و یا در مورد مسئله  فلسطین   ما حتی به قیمت به خطر افتادن امنیت و منافع ملی نظام و کشور وبا در افتادن با کلیت غرب حامی اسراییل  از حقوق حماس و ... و نیز مردم فلسطین دفاع می کنیم اما همین ما ! مثلا در مورد خطا و اشتباهات سیاسی و غیر سیاسی (چه عمدی وچه  غیر عمدی یکدیگر) بسیار کم و یا بی گذ شت بنظر می رسیم ! ایا این یک پاراداکس (تضاد) رفتاری و کرداری در برخورد بین خودمان و بیگانگان دوست نیست؟



اگر سابقا در خانه و کوچه و خیابان بر سر موضوعات حقیقی و یا حقوقی با اهمیت و یا بی اهمیت با هم دعوا می کردیم بسیار بندرت کار به تلفات جانی و مالی  و صدمه کسی کشیده می شد و اکثرا با کدخدامنشی بزرگان و ریش سفیدان ختم بخیر می گردید  اما امروزه کمتر دعوای فردی و یا گروهی و اجتماعی و سیاسی  است که با صدمات و یا تلفات جانی و یا مالی بسیار سنگین و یا سبک همراه نباشد و متاسفانه دخالت بزرگان و ریش سفیدان هم برای ختم بخیر کردن دعوا  هم امروزه کمتر ببار می نشیند!.





اگر دیروز اکثرا حریم و حرمتهای همه جانبه  را نگه می داشتیم متاسفانه امروزه بنظر می رسد براحتی  همه انها را می شکنیم !؟ اگر تا دیروز جوانمردانه و صادقانه و خالصانه به اشتباه خود اعتراف می نمودیم و تبعات احتمالی ان را می پذیرفتیم اما امروزه با فرافکنی و انداختن مسئولیت اشتباه خود  به گردن دیگران  زیر بار تبعات ان نمی رویم و دیگران را بجای خود به  "تنبیه گاه "می فرستیم !؟



اگر تا دیروز بمحض اشکار شدن این حقیقت که مثلا فلان شخص قدرت و توان بالاتری نسبت به ما برای خدمت به خدا و مردم برخورداراست بنا براین  خود براحتی جایگاه خدمت را به او می سپردیم و از رها شدن شانه هایمان از زیر بار مسئولیت قانونی و شرعی خوشنود گشته و سجده شکر بجا می اوردیم اما امروزه بنظر می رسد اصلا اماده انجام چنین کاری نیستیم !؟.




اگر تا دیروز از واردکردن تهمت و افترا و دروغ بیکدیگر بشدت واهمه و شرم و  ترس از خدا و مردمش داشتیم و کرده نا درست و گناه الود  دیگران را برای کسب رحمت الهی  با عفو و  گذشت می بخشیدیم امروزه ناکرده دیگران را بزور به گردنش می گذاریم و از کرده اشتباهش  هم اصلا نمی گذریم !؟.




اگر تا دیروز برای جلوگیری از سوی استفاده دشمنان کمترین حرفی که بوی اختلاف دهد بر زبان و قلم جاری نمی کردیم  اما امروزه با وجود اردوی کامل دشمنان در سرتا سر مرزهای میهن اسلامی  (رسما محاصره غیر رسمی و اعلام نشده!!!) متاسفانه در واردکردن اتهامات بسیار سنگین بیکدیگر کمترین ملاحظه ای را  نمی کنیم؟!



واقعا ما را چه شده است؟!



 ایا نعوذ بالله دینمان و یا فرهنگ  و سنن والای ما عوض شده است ؟!  ایا زمانه  و کره زمین عوض شده است ؟ ایا قواعد و اداب بازی های سیاسی و اجتماعی  داخلی و جهانی عوض شده است و در نتیجه  شرایط جهانی شرایط داخلی را تحت تاثیر شدید خود قرار داده است؟! ایا ما ایرانیان دیگر ان ایرانیان سابق نیستیم ؟! و ایا های دیگر ...






بهر حال یک چیز هنوز قطعی بنظر می رسد و انهم ایران و  ایرانی ماندن ما ایرانیان  و  پایبندی و ماندگاری  اعتقادی  ما به اصول دینی  و فرهنگی درخشان خودمان - از مسئولین محترم  گرفته تا همه مردم ایران است . پس حیف نیست بار دیگر به خود و خدای خود باز گردیم و قبل از انکه ناخواسته دل دشمنان را شاد گردانیم به اصل و فرع منافع ملی و تاریخی خود باز گردیم و سرنوشت شوم و فنا شده اقوام و مللی را که راه تفرقه را پیش گرفتند سرمشق عبرت خود قرار داده و پند گیریم؟!




ایا واقفیم از 23 خرداد  (بعد از اعلام نتایج دهمین دوره انتخایات باشکوه و تاریخی  ریاست جمهوری  و بدنبال ان بروز اعتراضات و اغتشاشات گسترده - که به تعبیر فرمانده محترم کل سپاه پاسداران سرلشکر جعفری  در مصاحبه ی اخیرشان بالاتر از بحران بود  ) تا امروز سران و کشورهای عرب و غربی و اسراییل چند بار با موضوعیت ایران  و اینده ان با همدیگر ملاقات کرد ه اند ؟! ایا به تعداد سفرهای نخست وزیر و رییس جمهور تند روترین دولت تاریخ  اسراییل به روسیه  و امریکا و چین و اروپا و مصر و... برای رای زنی و هماهنگی های لازم (!!!؟) اندیشیده ایم ؟!





پس جا دارد تا:




با مقدمه بالا  پیشنهاد  کنم (و ارزو دارم  ) تا در اینده نزدیک با فراموشی  همه حوادث بسیار تلخ و شیرین (تلخ بدلیل سو ی استفاده بیگانگان  و بروز تلفات و صدمات مالی و جانی و اخلاقی  در پی اعتراضات و اغتشاشات خیابانی  به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران  و شیرین بدلیل شور و شعف و سرزنده گی و امید و همبستگی کم نظیر در دوران بیست روزه تبلیغات انتخابات و نیز حضور شگفت انگیز و غرور  و افتخار افرین حدود چهل میلیون نفر از واجدین شرایط در انتخابات 22 خرداد  گذشته )  و با توجه به  مصالح و منافع و امنیت ملی   ما بر اهمیت منافع و موضوعات جناحی دیدار و یا دیدارهای  بین اقایان زیر



 در اسرع وقت (مثلا بلافاصله بعد از اخذ رای اعتماد دولت محترم دهم ) صورت پذیرد تا به پیروی از دستورات و سنن حسنه دینی و ملی و تاریخی ما ایرانیان ضمن گذشت نسبت به یکدیگر-  یکبار دیگر  عظمت فرهنگ و تمدن  و همبستگی  و مهربانی  و رحم و مروت و روحیه جوانمردی  و خدا و مردم مداری خود را برخ جهانیان بکشانیم  تا ایران و ایرانی و نظام و اسلام و شیعه و مسلمانی  مثل گذشته همچون نگین درخشانی در صحنه هستی وتاریخ  حیات بشری بدرخشد و در نتیجه امید دشمنان به بروز دشمنی و کینه و تجزیه در  ایران  و نابودی ایران و ایرانی و مسلمان و مسلمانی و نظام و نظامندی در ایران به یاس و نامیدی تبدیل گردد که به برکت ماه رمضان جاری  انشاالله چنین خواهد گردید .

1- رییس جمهور محترم جناب اقای احمدی نزاد

2- جناب اقای مهندس موسوی 3- جناب اقای  کروبی  4- جناب اقای  دکتر   محسن رضایی


مطلوبتر بنطر می رسد تا دیدار های نیز بین ایات عظام و منجمله حضرات اقایان مصباح یزدی و رفسنجانی صورت پذیرد تا نتیجه بایسته هرچه سریعتر حاصل گردد.


 





شاید شما خواننده گرامی این وبلاگ  این سوال برایتان پیش اید که اقای سعید شجاعی سعدی ایا خود شما  بعنوان  یک ایرانی  و نیز یک شهرونده ساده و بی ادعا  و یک تحلیلگر  سیاست خارجی اینترنتی و یک وبلاگ نویس  به موارد فوق عمل کرده یا می کنی؟



در پاسخ عرض می کنم بله هم عمل کرده و هم  عمل می کنم برای مثال هنگاهی که در دو اداره حمل و نقل و پایانه های و هواشناسی فارس در دهه هفتاد  برای چند سالی محدود مشغول بودم ناجوانمردانه و با غیر اخلاقی ترین شیوه های شیطانی مورد تهاجم واقع شدم . با وجود حقانیت کامل و اثبات شده خود و بمنظور حفظ منافع مردم و نظام و استان براحتی  و بدون خلق هیچ جنجال و یا اعتراض و شکایتی داوطلبانه کنار رفتم تا مدعیان و توطئه گران  بی سواد ! بمرور زمان با نشان دادن نیات سوی و نیز بی کفایتی خود هرچه بیشتر توان و صداقت و امانتداری و مدیریت مرا به اثبات کامل  برسانند که بخواست خدا  رسانند!.



از ان به بعد تا امروز نیز موفق به اموزش تک به تک 15000نفر دختر و پسر محروم  ساکن در یکی از فقیرترین و در عین حال جهانی ترین منطقه شهر شیراز در دو رشته زبان انگلیسی و کامپیوتر گردیدم.



همچنین در انتخابات اولین دوره شورای شهر شیراز نتیجه اعلام شده برای من حدود 2500 رای بود که با توجه به فامیل سببی و نسبی  گسترده در شیراز رای اعلام شده حداقل و با فرض بر این که بجز اقوام کسی دیگری به اینجانب رای نداده بود باید حداقل چند برابر ان رای می اوردم!!!؟ اما من  حتی به رای  2500 عددی اعلام شده بنا به رعایت مصلحت و برای جلوگیری از بروزهر نوع تنشی حتی حاضر نشدم  اعتراض  قانونی که حق مسلم و قانونی اینجانب و هر داوطلب دیگر بود را هم بعمل اورم. !




در سال 86 کاندید انتخابات مجلس شورای اسلامی ازشهر  شیراز گردیدم و اینبارنیز مسئله طور دیگری رقم خورد و ان عبارت بود به رد صلاحیت بنده بدلیل کسر سنوات 5 ساله  خدمت برای دارندگان مدرک کارشناسی بود ! و این در حالی بود  که بنده علاوه بر دارابودن حکم رسمی کارگزینی و تاییدیه خدمت چند ساله  در دو اداره فوق همچنین نزدیک به9 سال تا ان زمان رسما سابقه کار اجرایی بعنوان مدیر مرکز کامپیوتر متعلق به خود بودم . با این وجود و با محرض بودن حق کشی حاضر نشدم بجز یک بار به رد صلاحیت ناثواب خود اعتراض نمایم و برای رعایت مصلحت راحت کنار رفتم . و این درحالی بود که علاوه بر دارابودن تجربه کافی همچنین ضمن تسلط بزبان انگلیسی به سه مهارت تخصصی دیگر 1- کامپیوتر -2- برنامه ریزی اجتماعی -3- صنعت جهانگردی نیز مسلط بودم .


ضمنا در همین چند روز قبل با اعلام نتایج کارشناسی ارشد دانشگاهای دولتی با وجود مجاز شدنم برای هر شش زیر مجموعه گروه امتحانی 1130 روابط بین الملل ناگهان با اعلام نتیجه مردودی مواجه شدم !!!  مثل موارد پیش گفته شده - ارام و خونسرد فقط یک ایمیل  به سایت رسمی سازمان سنجش زدم  تا رسیدگی  مجدد نمایند هر چند می دانم بی فایده است!!!

پس می بینید که رطب نخورده ام که دیگران را منع رطب می کنم !!!؟؟؟ 

-----------------


به لطف خدا از روش پیش گرفته خود نه تنها ناراضی نیستم که با وجود اجاره نشینی و اجاره ای  بودن مغازه کوچک  مرکز کامپیوتر خود زندگی را بدلیل الوده نبودن به حرام و گناه شاید بسختی ولی به شادکامی و خشنودی  و خوشبختی می گذارانم !؟ در حالی که مدعیان وقت من با وجود غرق در ثروتهای باداورده حرام زندگی را به رنج و درد و اه و نفرین مردم می گذرانند که امید که خدا وند قادر و متعال همه ما را به راه راست هدایت فرماید و از سر تقصیرات همه ما تا زنده هستیم بگذرد که بقول شاعر  وای اگر از پس امروز بود فردایی! (قیامت) .



خدایا چنان کن سر انجام کار...................... تو خشنود باشی و ما رستگار



والسلام.

متن کامل گزارش البرادعی درباره برنامه هسته‌ای ایران

متاسفانه بازهم اقای البرادعی در اخرین گزارش دو پهلو ی خود (احتمالا تحت فشارهای  بعضی از سران عرب منطقه و نیز اسراییل و امریکا و فرانسه و انگلیس ) همکاریهای تام و تمام ایران را نادیده گرفت و با گذاشتن اما و اگرهای فراوان جای سوی استفاده قدرتهای فوق الذکر را در اینده  در شورای امنیت سازمان ملل متحد و یا خارج از ان را  باقی گذاشت . اقای البرادعی بزودی جایش را به دیگری وا می گذارد اما حداقل می توان در مورد پرونده هسته ای ایران او را  نه تنها مدیری  نا موفق دانست بلکه متاسفانه باید او را  یکی از موانع  مهم حل و فصل این پرونده هم بحساب اورد. امید که جانشین ایشان با دقت و حس بیطرفی کامل ( با توجه به همکاریهای همه جانبه ایران اسلامی با شورای حکام ) به حل و فصل موضوع در کمترین زمان ممکن بپردازد . در اینجا اخرین گزارش البرادعی را بنقل از خبرگزاری فارس در زیر تقدیم می نمایم :


-----------------------------------------------------------------------



متن کامل گزارش البرادعی درباره برنامه هسته‌ای ایران

خبرگزاری فارس: مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در جدیدترین گزارش خود درباره برنامه هسته‌ای ایران برای بیستمین بار بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران تاکید کرده است.



به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، "محمد البرادعی " مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شامگاه جمعه آخرین گزارش خود درباره برنامه هسته‌ای ایران را بین اعضای شورای حکام آژانس منتشر کرد که متن کامل آن از نظر خوانندگان می‌گذرد.


اجرای موافقتنامه پادمان NPT
و مفاد مربوطه قطعنامه های 1737 (2006)،
1747 (2007) ،1803 (2008 ) و 1835 (2008 ) شورای امنیت
در جمهوری اسلامی ایران

(گزارش مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی)



1. مدیرکل در تاریخ 5 ژوئن 2009 درباره اجرای موافقتنامه پادمان معاهده منع گسترش سلاحهای هسته‌ای (NPT) و مفاد مربوط به قطعنامه های 1737 (2006)، 1747 (2007)، 1803 (2008) و 1835 (2008 ) شورای امنیت در جمهوری اسلامی ایران به شورای حکام گزارش نمود (GOV/2009/35). این گزارش تحولات مربوطه پس از آن تاریخ را پوشش می‌دهد.



A . فعالیتهای جاری مربوط به غنی سازی

2. ایران در 12 اگوست 2009 درحال تزریق UF6 به واحد A24 و ده آبشار از واحد A26 در کارخانه غنی سازی سوخت (FEP) در نطنز بوده است. در آن روز هشت آبشار دیگر از واحد A26 تحت خلاء بوده است. ایران نصب آبشارها در واحد A28 را ادامه داده است چهارده آبشار نصب شده و نصب آبشارهای دیگر ادامه دارد. همه ماشینهای نصب شده تا به امروز از نوع سانتریفیوژ IR-1 هستند . کار نصب در واحدهای A25 و A27 نیز ادامه دارد.



3. ایران تخمین زده است که بین 18 نوامبر 2008 و 31 جولای 2009 مقدار 7942 کیلوگرم از UF6 به داخل آبشارها تزریق شده است و در مجموع 669 کیلوگرم از UF6 با غنای کم تولید شده است . مواد هسته ای در (FEP) ( شامل خوراک ، محصول و دورریزها) همچنین همه آبشارهای نصب شده و خوراک و ایستگاههای کنارگذاشته شده (withdrawal stations) تحت اقدامات نظارتی و مراقبتی آژانس قرار دارند.

4. همانطور که قبلا اعلام شده ، آژانس ایران را مطلع کرده است که با توجه به افزایش تعداد آبشارهای نصب شده در FEB و سرعت افزوده شده در روند تولید اورانیوم با غنای کم در تاسیسات، بهبود اقدامات نظارتی و مراقبتی در FEP به منظور اینکه آژانس به طور کامل اهداف پادمانی خود را برای تاسیسات برآورده سازد، لازم می باشد. (GOV/2009/35, para. 3) طی جلساتی ایران و آژانس درخصوص بهینه سازی که در تاریخ 12 آگوست 2009 به اجرا درآمد به توافق دست یافتند. راستی آزمایی موجودی فیزیکی (PIV) در کارخانه غنی سازی سوخت برای نوامبر 2009 برنامه ریزی شده است. در آن زمان، آژانس قادر خواهد بود تا موجودی همه مواد هسته ای در تاسیسات را راستی آزمایی کرده و تراز مواد هسته ای بعد از پاکسازی تله های سرد (cold traps) به انجام برساند.



5. ایران و آژانس همچنین بر روی بهبود مواد مربوط به حسابرسی و ثبت عملیات و دسترسی به موقع برای بازرسیهای سرزده (GOV/2009/35, para.5) موافقت کرده اند.



6. بین 24 می 2009 و 13 اگوست 2009 مقدار تقریبی 37 کیلو گرم از گاز UF6 به یک آبشار ده ماشینی IR-4 ، یک آبشار ده ماشینی IR-2m و سانتریفیوژهای منفرد IR-1 ، IR-2m و IR-4 در کارخانه نیمه صنعتی غنی سازی سوخت (PFEP) تزریق شده است. مواد هسته ای در PFEP بعلاوه منطقه آبشار و ایستگاههای خوراک و کنارگذاشته شده تحت اقدامات نظارتی و مراقبتی آژانس قرار دارند.



7. نتایج نمونه های محیطی اخذ شده در کارخانه غنی سازی سوخت FEPو کارخانه نیمه صنعتی غنی سازی سوخت(PFEP) نشان می دهد که کارخانه ها همانگونه که اعلام شده اند در حال فعالیت می باشند ( اورانیوم 235 با غنای کمتر از 5 درصد) از آخرین گزارش ، آژانس سه بازرسی سرزده را با موفقیت انجام داده است در مجموع از مارس 2007 ، 29 بازرسی سرزده در FEP انجام شده است.



B . فعالیتهای بازفرآوری

8. آژانس به نظارت خود در استفاده و احداث سلولهای داغ در رآکتور تحقیقاتی تهران (TRR) و موسسه تولید رادیو ایزوتوپ های مولیبدن ، ید و و زینان (MIX) ادامه داده است. هیچ گونه شواهدی از فعالیت های در حال انجام مرتبط با باز فرآوری در آن تاسیسات وجود نداشته است در حالیکه ایران اعلام نموده است که هیچ گونه فعالیت توسعه و تحقیقات مرتبط با بازفرآوری در ایران نیست، مادامی که اقدامات مربوط به پروتکل الحاقی اجرا نمی شود آژانس تنها می تواند این موضوع را در رابطه با این دو تاسیسات تایید کند.

C. پروژه های مربوط به رآکتور آب سنگین





9. آژانس در 19 ژوئن 2009 از ایران درخواست نمود تا پرسشنامه اطلاعات طراحی را در خصوص کارخانه تولید سوخت(FMP) و رآکتور تحقیقات هسته ای ایران (IR-40) برای انعکاس ماهیت طراحی مجتمع سوخت که در بازرسی می 2009 آژانس در کارخانه تولید سوخت(FMP) مورد راستی آزمایی قرار گرفته‌ را روزآمد نماید.(GOV/2009/35,para.9) ایران طی نامه مورخ 21 اوت 2009 یک پرسشنامه اطلاعات طراحی روزآمد شده را درخصوص کارخانه تولید سوخت(FMP) تحویل داد که آژانس اکنون در حال بررسی آن می باشد.




10. آژانس در 11 اوت 2009 یک راستی آزمایی موجودی فیزیکی (PIV) و نیز یک راستی آزمایی اطلاعات طراحی (DIV) را در کارخانه تولید سوخت انجام داد در آن زمان ملاحظه گردید که تجهیزات کنترل نهایی کیفیت سوخت نصب شده بود و مجتمع سوخت فوق الذکر تحت آزمایش کنترل کیفیت قرار داشت. ارزیابی نتایج راستی آزمایی موجودی فیزیکی هنوز معلق است.



11. ایران درپی درخواستهای مکرر آژانس در 17 اوت 2009 ،‌دسترسی به رآکتور IR-40 در اراک را برای آژانس فراهم آورد. در آن زمان آژانس توانست یک راستی آزمایی اطلاعات طراحی (DIV) را انجام دهد. آژانس راستی آزمایی نمود که احداث تاسیسات در حال انجام است. آژانس بویژه ملاحظه نمود که هیچ مخزن رآکتوری هنوز وجود ندارد. اپراتور بیان داشت که مخزن هنوز در حال ساخت است و در سال 2011 نصب خواهد شد. ایران همچنین اظهار داشت که هیچ کدام ازپنجره های سلول داغ یا دستک های ویژه (manipulators) را نمی تواند از منابع خارجی تامین کند و بنابراین تولید داخلی را بررسی می کند. ایران تخمین می زند که حدود 95% کارهای ساختمانی کامل شده و 63 درصد خود کارخانه تکمیل شده است. تاسیسات در مرحله کنونی خود با اطلاعات طراحی که ایران تا 24 ژانویه 2007 ارائه کرده بود مطابقت دارد. با اینحال هنوز نیاز است که ایران اطلاعات طراحی به هنگام و با جزئیات بیشتری بویژه در خصوص مشخصات سوخت هسته ای، بکارگیری سوخت و انتقال تجهیزات و حسابرسی مواد هسته ای و سیستم کنترل را فراهم آورد. آژانس استفاده از تصویربرداری ماهواره ای را برای نظارت بر وضعیت کارخانه تولید آب سنگین ادامه می دهد که به نظر نمی رسد تا آخرین گزارش عملیاتی شده باشد.
D. دیگر مسائل اجرا

D.1 . تبدیل اورانیوم



12. آژانس ارزیابی خود از نتایج راستی آزمایی موجودی فیزیکی (PIV) اجرا شده در تاسیسات تبدیل اورانیوم (UCF)را در مارس 2009 ( GOV/2009/35, para.11) نهایی نمود و نتیجه گرفته است که در چارچوب تعیین عدم قطعیت که بطور معمول با کارخانه های تبدیل توان عملیاتی مشابه مرتبط است، موجودی مواد هسته ای در تاسیسات تبدیل اورانیوم همانطور که توسط ایران اعلام شده ،‌ مطابق با آن نتایج است. بین 8 مارس 2009 و 19 اوت 2009 تقریبا 11 تن اورانیوم به شکل UF6 در تاسیسات تبدیل اورانیوم(UCF) تولید شده است . این مقدار،کل اورانیوم به شکل UF6 که در تاسیسات تبدیل اورانیوم(UCF) از مارس 2004تولید شده است را به حدود 366 تن می رساند، مقداری از آن که به FEP و PFEP منتقل شده . همه آن تحت اقدامات مراقبتی ونظارتی آژانس قرار دارد. بین مارس 2009 و 10 اوت 2009 ، 159 نمونه از دی اورانات آمونیوم ، شامل حدود 2 کیلوگرم اورانیوم از کارخانه تولید اورانیوم بندرعباس به تاسیسات تبدیل اورانیوم رسیده است.

13. آژانس در 21 جولای 2009 و 10 اوت 2009 راستی آزمایی اطلاعات طراحی (PIV)را در تاسیسات تبدیل اورانیوم(UCF) انجام داد. آژانس توانست تایید کند که تاسیسات با اطلاعات طراحی ارائه شده از سوی ایران مطابقت دارد.



D.2. اطلاعات طراحی

14. ایران هنوز اجرای کد اصلاح شده 1/3 از بخش عمومی ترتیبات فرعی در خصوص ارائه زودهنگام اطلاعات طراحی را از سر نگرفته است (GOV/2008/59. para.9; GOV/2007/22. para 12-14 (. ایران تنها کشور با فعالیتهای مهم هسته ای است که یک موافقتنامه جامع پادمان را به اجرا در آورده اما هنوز مفاد کد اصلاح شده 1/3 را اجرا نمی کند. فقدان چنین اطلاعاتی منجر به اعلام دیرهنگام احداث تاسیسات جدید و تغییرات در طراحی تاسیسات موجود به آژانس می شود.



15. آژانس هنوز اطلاعات طراحی اولیه مورد درخواست را در خصوص نیروگاه هسته ای که قرار است در دارخوین ساخته شود دریافت نکرده است. (GOV/2008/38, para. 11)

D 3. موضوعات دیگر




16. از نظر بارگذاری پیش بینی شده سوخت در نیروگاه هسته ای بوشهر (GOV/2009/35, para. 15) که اکنون انتظار می رود در اکتبر/ نوامبر 2009 اتفاق بیافتد آژانس یک سیستم نظارتی و مراقبتی را در آن تاسیسات در 25-22 اوت 2009 نصب نمود.




17. ایران در نامه ای به تاریخ 12 جولای 2009 به آژانس اطلاع داد که همه مواد
هسته ای را به خارج از آزمایشگاه شیمی اورانیوم در اصفهان منتقل کرده است و هیچ فعالیت هسته ای دیگری را در این مکان در برنامه ندارد و آز آژانس خواست این تاسیسات را به عنوان یک تاسیسات غیرفعال قلمداد نماید. آژانس یک بازرسی برای تایید وضعیت غیر فعال این تاسیسات را برنامه ریزی کرده است.
E- ابعاد نظامی احتمالی



18. همانگونه که در گزارشهای قبلی مدیرکل ( آخرین آن گزارش GOV/2009/35، پاراگراف 17) اشاره شد، شماری از موضوعات معلقه باقی مانده اند که مایه نگرانی بوده و نیاز به توضیح دارد تا وجود ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران را مرتفع نماید. همانگونه که در آن گزارشها عنوان شد برای ایران اهمیت اساسی دارد که بمنظور روشن ساختن و پایان بخشیدن به مسائل مرتبط با مطالعات ادعایی، شرایط دستیابی به سند اورانیوم فلزی، فعالیتهای خرید و تحقیق و توسعه نهادها و شرکتهای نظامی که می تواند با موضوع هسته ای مرتبط باشد و همچین تولید تجهیزات و قطعات مرتبط با هسته ای از سوی شرکتهای متعلق به صنایع دفاع، با آژانس مجددا مشغول کار شود.



19. بایستی توجه داشت اگرچه آژانس شیوه های محدودی را دراختیار دارد که بتواند مستقلا اسنادی که مبنای مطالعات ادعایی تشکیل می دهند را تصدیق نماید، لکن این اطلاعات از جمله بواسطه تطبیق آنها با دیگر اطلاعات در دسترس آژانس واصله از دیگر منابع یا ناشی از یافته های خود آژانس، بطور جدی مورد ارزیابی قرار می گیرند. درخصوص تمامی اسناد در دسترس آژانس در مورد مطالعات ادعایی که آژانس مجاز شده است آنها را با ایران به اشتراک گذارد و بطور کافی توسط آژانس مورد بررسی قرار گرفته بودند، توضیحاتی در گزارش مدیرکل در ماه می 2008





( GOV/2008/15، ضمیمه A) ارائه شده بود. در عین حال بایستی توجه داشت محدودیتهای اعمال شده از سوی برخی کشورهای عضو بر فراهم ساختن اطلاعات به ایران کار را برای آژانس در انجام مذاکرات مشروح با ایران در خصوص این موضوع بیشتر دشوار ساخته بود. معهذا همانگونه که مدیرکل مکرراً تاکید نموده، اطلاعات مندرج در آن اسناد نشان می دهد که از منابع متعدد طی دوره های زمانی مختلف حاصل شده اند، و به نظر می رسد که عموما همخوان، و به اندازه کافی جامع و مشروح می باشند به گونه ای که ضروری است بمنظور مرتفع ساختن شبهاتی که طبیعتاً با مد نظر قرار دادن تمامی موضوعات باقیمانده در مورد ماهیت منحصرا صلح آمیز برنامه هسته ای ایران ایجاد می شود، از سوی ایران مورد بررسی قرار گیرند.
20. در ارتباط با موضوعات باقیمانده، ایران (این موارد ) را به آژانس ارائه داده است: الف ) ارزیابی کلی اش از اسناد مرتبط با مطالعات ادعایی (GOV/2008/15، ضمیمه A)، ب ) پاسخهای جزئی و یک سند در پاسخ به سوالات مشخص مطرح شده توسط آژانس (GOV/2008/15، ضمیمه B). ایران همچنین عنوان ساخته اطلاعاتی دارد که می تواند ماهیت مطالعات ادعایی را بیشتر روشن سازد، لکن این را هنوز به آژانس ارائه نداده است. در همین حال آژانس اطلاعاتی را که تاکنون از سوی ایران ارائه شده مورد مطالعه قرار داده است لکن باتوجه به پافشاری ایران مبنی بر اینکه قبلا پاسخهای نهایی اش را داده است، هنوز از سوی ایران فرصتی برای گفتگوی مشروح در خصوص یافته هایش داده نشده است. در عین حال از دید آژانس هنوز مسائلی وجود دارند که بر مبنای اسناد و اطلاعات ارائه شده از سوی خود ایران که مربوط به اطلاعاتی می باشند که آژانس مستقلا تایید نموده است، نیازمند گفتگو می باشند. نمونه هایی از این اطلاعات مندرج در اسنادی که ایران در مورد آنها به عنوان اینکه واقعا دقیق هستند مناقشه ندارد ، ذیلاً ارائه

می شود.




21. اگرچه ایران ادعایی که بر مبنای آن در مطالعات آزمایشهای انفجاری با قدرت بالای مرتبط با هسته ای دخیل بوده، را به چالش کشیده است، لکن ایران به آژانس گفته است کاربرد غیر نظامی عملکرد همزمان چاشنی های چندگانه را مورد آزمایش قرار داده است (GOV/2008/15، پاراگراف 20 ) و از سوی آژانس خواسته شده اطلاعاتی را درمود اینکه ثابت نماید چنین کاری برای مقاصد غیر نظامی و مقاصد غیر نظامی هسته ای بوده است ارائه نماید. ( GOV/2008/38، پاراگراف 17(c )). ایران هنوز این اطلاعات را با آژانس در میان نگذاشته است. آژانس همچنین مایل است با ایران در باره نقش احتمالی که یک تبعه خارجی دارای تخصص در زمینه انفجارات در امور توسعه انفجارات ایفا نموده و دیدار او از ایران از سوی آژانس مورد تایید قرار گرفته، گفتگو نماید ( GOV/2008/38، پاراگراف 17(d )).

22. با توجه به نامه ی حاوی توضیحات دست نویس که بخش




ی از اسناد مربوط به پروژه ادعایی نمک سبز بود (GOV/2008/15، ضمیمه.1 .A. سند 2) ایران وجود نامه ی در بین اسناد را مورد تایید قرار داد، نسخه اصلی آنرا به آژانس نشان داد و یک کپی از آن را به آژانس ارائه نمود. وجود این نسخه اصلی نشاندهنده ارتباط مستقیم اسناد مربوطه با ایران می باشد. همانگونه که قبلا از ایران درخواست شد، آژانس نیاز دارد دیگر مکاتبات مربوطه را ملاحظه نماید و به اشخاصی که در نامه از آنها نام برده شده دسترسی بیابد.

23. در ارتباط با مطالعات ادعایی موشک با قابلیت بازگشت، آژانس همچنان مایل است که از کارگاههای غیر نظامی که ایران به آژانس نشان داده که وجود دارند و در اسناد بعنوان اینکه در تولید مدل نمونه یک محفظه جدید برای موشک دخیل بوده اند شناخته شده اند، بازید نماید ( GOV/2008/38، پاراگراف 17(e )). بعلاوه ایران ضمن اینکه اظهار می دارد اسناد در خصوص موشک با قابلیت بازگشت جعلی و ساختگی هستند، به آژانس اطلاع داده معلوم است که ایران روی موشک شهاب 3 کار می کرده است. بدین ترتیب آژانس ضرورت انجام گفتگو با ایران را در خصوص مطالعات مهندسی و مدلسازی مرتبط با طراحی مجدد محفظه مورد اشاره در این اسناد مطالعات ادعایی، بمنظور مرتفع ساختن احتمال اینکه آنها برای خرج هسته ای بوده اند، مورد تاکید قرار داده است.




24. با توجه به مطالب یاد شده بالا، آژانس مکررا به ایران اطلاع داد چنین ملاحظه نمی کند که ایران در حد کافی محتویات مسائل را مورد بررسی قرار داده بلکه به جای آن بر شیوه و شکل ارائه اسناد مکتوب مربوط به مطالعات نظامی تمرکز کرده و پاسخهای محدود یا صرفا تکذیب را در پاسخ به دیگر سوالات ارائه می دهد. بنابر این آژانس از ایران درخواست کرد پاسخهای محتوایی بیشتری را ارائه داده ، فرصت را برای آژانس برای انجام گفتگوهای مشروح با هدف پیشرفت در خصوص این موضوعات، شامل اعطای دسترسی آژانس به افراد، اطلاعات و اماکن شناسایی شده در اسناد فراهم آورد تا آژانس قادر شود که اظهارات ایران را مبنی بر اینکه این اسناد دروغین و ساختگی می باشند تایید نماید. آژانس برای گفتگو در باره مدالیتی که بتواند ایران را قادر نماید اعتبار این مطلب را که فعالیتهای مورد اشاره در اسناد مرتبط با هسته ای نیستند را همانگونه که ایران اظهار می دارد، ثابت نماید و در عین حال اطلاعات حساس مرتبط با فعالیتهای نظامی متعارفش را حفاظت نماید. تمایل خود را مورد تاکید قرار داده است.




25. برای آژانس به جهت اینکه در موقعیتی قرار بگیرد که در راستی آزمایی اش در خصوص عدم وجود مواد و فعالیتهای هسته ای اظهار نشده در ایران پیشرفت حاصل نماید، اهمیت اساسی دارد که ایران گامهای لازم را برای قادر نمودن آژانس در روشن ساختن و پایان بخشیدن به موضوعات باقیمانده بردارد و پروتکل الحاقی را به اجرا درآورد.




F- خلاصه





26. آژانس همچنان به راستی آزمایی عدم انحراف مواد اعلام شده هسته ای در ایران ادامه

می دهد. ایران برای بهبود اقدامات راستی آزمایی در کارخانه صنعتی غنی سازی سوخت (FEP) و اعطای دسترسی به آژانس به رآکتور آب سنگین اراک (IR-40 ) با هدف راستی آزمایی اطلاعات طراحی، با آژانس همکاری داشته است. در عین حال ایران متن اصلاح شده ترتیبات فرعی، بخش عمومی ،کد1/3، در مورد ارائه زود هنگام اطلاعات طراحی را اجرا نکرده است.



27. ایران فعالیتهای مرتبط با غنی سازی یا عملیاتش روی پروژه های مرتبط با آب سنگین را آنگونه که از سوی شورای امنیت الزام شده، بحال تعلیق درنیاورده است.

28. ایران برخلاف درخواستهای شورای حکام و شورای امنیت، نه پروتکل الحاقی را به اجرا درآورده و نه با آژانس در ارتباط با موضوعات باقیمانده مورد ملاحظه که بمنظور مرتفع ساختن احتمال ابعاد نظامی برنامه هسته ای ایران نیازمند توضیح هستند، همکاری داشته است.




متاسفانه آژانس قادر نبوده است در طول یکسال ایران را به هیچ گونه مذاکرات محتوایی در باره این موضوعات باقیمانده وارد نماید. آژانس بر این باور است که دسترسی کافی به اسنادی را که در اختیار دارد به ایران داده است تا ایران بتواند به طور محتوایی به سوالات مطرح شده توسط آژانس پاسخ دهد. بااین وجود مدیرکل از کشورهای عضوی که به آژانس این اسناد را ارائه داده اند مصرانه می خواهد مدالیتی جدیدی را با آژانس تعیین نمایند تا آژانس بتواند به نحو مقتضی اسناد بیشتری را با ایران به اشتراک گذارد، زیرا ناتوانی آژانس برای انجام چنین کاری موجب ایجاد دشواری برای آژانس در پیشرفت بیشتر فرآیند راستی آزمایی اش می باشد.




29. برای ایران این امر اهمیت اساسی دارد که پروتکل الحاقی را به اجرا درآورده و موضوعات باقیمانده را روشن نماید تا آژانس را در موقعیتی قرار دهد که تضمین معتبر در خصوص عدم وجود مواد و فعالیتهای هسته ای اعلام نشده در ایران ارائه نماید.



30- مدیرکل به نحو مقتضی به گزارش دهی ادامه خواهد داد.
انتهای پیام/خ

تبریک هفته دولت

هفته دولت بر همه دولتیان قبل و بخصوص دولت دهم و همه ملت  بزرگ ایران مبارک باد