"طنز همایش دارندگان ثروت باداورده در لندن"
دیشب باز خواب ناسازگار و نا بهنگامی ! دیدیم .نمی دانم چرا این نوع خوابهای سیاسی خطرناک و مسئله دار ! سراغ من بینوا و ضعیف و مستضعف می اید .اگه اخرش این نوع خواب دیدن کار دستم نداد! واقعا چه شانسی دارم من! مردم شبها که میخوابند خوابهای رنگی و عسل خورون می بینند ! و من خوابهای هولناک و قمر در عقرب مشکل ساز و مورد دار ! چه کنم حتما قسمت من همینه . به هر حال اینم طنز خواب سیاسی دیشب من :
--------------------------
اقا عجب جلسه ای بود نما ینده گان همه فقرا و ندارهای سابق که به لطف رانت و زمین خواری و نیز خصو صی سازی دو دهه قبل و احتکار و زدوبند و رشوه خواری و بیت المال و مال مردم خوری و کلاه برداریهای کلان و دور زدن قوانین در طی سی سال گذشته ! حالا برای خودشان کسی !!! شده اند در سالن بزرگ همایش بین المللی لندن ! جمع شده بودند و رییس جلسه بعد از اعلام شروع و رسمیت جلسه سخن خود را بشرح زیر اغاز کرد:
--------------
خانمها و اقایان :
همه میدانند و میدانیم که اکثر ما و اکثریت کسانی که ما بنمایندگی انها در این همایش شرکت کردیم فبلا اه در بساط نداشتیم اما موفق شدیم با زرنگی! ( بخوانید با روش بی شرمانه و کودن نانه ! )و با سوی استفاده از شرایط جنگ و دوران مشعشه سازندگی و اصلاحات میلیاردها ! که صدها و بلکه هزاران میلیارد اموال منقول و نامنقول به جیب بزنیم و ما که تا ده وشهر بغلی خودمان دور تر نرفته بودیم با رونق دادن اقتصاد اینجاها بوسیله انتقال پول و ثروت باداورده به دوبی وبعد هم اروپا و کانادا و امریکا و اقیانوسیه و خاور دور و نزدیک و حتی افریقا به قیمت فقیر کردن بخشی از مردم خود که ثروتشان را بالا کشیدیم !حالا برای خودمان کسی! شده ایم و وقتی می رویم ایران ریش و انگشتر و تسبیح و روسری و چادر را می چسبیم و وقتی اینور ابیم فارغ از همه این قید و بندهای قرون وسطی! با تغیر ذائقه و ظاهر و باطن خود از کیسه مردم عشق و حال وصف ناپذیری می کنیم که قبلا در ده و شهرمان بخواب هم نمی دیدیم . اما خانمها و اقایان محترم ! این روزها همانگونه که همه میدانیم خطرات زیر موقعیت ما را به چالش کشیده است :
1- امکان دارد غرب ما را هم جز تحریم ها محسوب کند و اموال ما را مصادره و یا بلوکه کند.
2- امکان دارد اموال ما در جریان اجرای طرح هدفمند کردن به خطر بیفتد و اصطلاحا باد اورده را باد ببرد!.
3- امکان دارد جنگ بشود و باز اموال ما در داخل و خارج بخطر بیفتد.
4- ممکن است خطرات دیگری سوای سه احتمال فوق همه چیز ما را بخطر بیندازد
به این چهار دلیل است که ما در اینجا یعنی شهر لندن ! جمع شدیم تا علاج واقع را قبل از وقوع پیش بینی نموده تا در اینده غافلگیر نشویم. در جلسه امروز سه نفر سخنرانی خواهند نمود .
1- نماینده گروه سیاسی 2- نماینده گروه اقتصادی 3- و نفر سوم یک کارشناس و برنامه ریز منتقد بنام سعید شجاعی سعدی که به ترتیب گفته شده سخنرانی خواهند نمود . در اینجا از نماینده محترم فراکسیون سیاسی دعوت می کنم برای سخنزانی به جایگاه بیایند.
------
با همراهی کف و سوت حاضرین نماینده به جایگاه رفته و اغاز سخن
می نماید .
---------------
اقای رییس -خانمها و اقایان:
مستقیم میروم سر اصل مطلب !.برای جلوگیری از خطرات چهار گانه ای که در ابتدای جلسه اقای رییس بر شمردن !من بعنوان نماینده گروه سیاسی موارد زیر را به همایش پیشنهاد می کنم:
1- برای انتخابات اینده ریاست جمهوری و مجلس و شوراها و غیره باید داوطلب معرفی کنیم و انقدر خرج کنیم تا همه انها را مال خود کنیم.البته طبیعی است باید کسانی را معرفی کنیم که قبلا توان خود را با کسب حداکثر ثروت از راههای باداوردی که اقای رییس برشمردن به اثبات رسانده باشند.
2- باید هر نیرو ی بدرد بخور و توانمند ی را که اهل صنف ما نیست و ممکن است در اینده برای منافع ما مضر باشند را شناسایی و با روشهای مخصوص خود مان ! از میدان به در کنیم !.
3- باید خود را برای بروز هر تحولی اماده کنیم و برنامه های سیاسی لازم را ازقبل تهیه نماییم.
4- بعد نیست با خارجیها و بخصوص با امریکایها و انگلیسی ها و فرانسوی ها و روسها و چینیها وصلت کنیم مثلا از انها دختر بگیریم هر چه نباشه اونها اهل کتابند و برای دخترچینیهای که ممکن است اهل کتاب نباشد بعدا راه حل دیگری پیدا می کنیم. نتیجه این کار ان میشود که اموال ما در صورت بروز جنگ و تحریم بیشتر ! محفوظ می مانده و جایگاه اقامت دایم و امن برای همیشه پیدا می کنیم و نهایتا تابعیت انها را هم کسب می کنیم !.
بله اقای رییس و حضار گرامی این بود مجموعه پیشنهادات فوق تخصصی ! گروه سیاسی به این همایش بود که به عرض شما رساندم.
رییس همایش – ضمن تشکر از نماینده گروه سیاسی از نماینده گروه اقتصادی دعوت می کنم سخنان خود را بیان کنند.
دوباره همهه و صدای سوت و دست زدن حضار بلند می شود و نماینده فوق به جایگاه می اید و به شرح زیر سخنرانی می کند.
افای رییس - خانمها و اقایان :
مفتخرم که در خدمت شما و برای شما پیشنهادات زیر را تقدیم کنم
1- باید جنس و کالا را در ایران و در هنگام اجرای طرح هدفمند کردن رایانه ها بشدت گران کنیم تا دولت منتقد ما دچار مشکل گردد! (یکی از بین حضار فریاد می زند رایانه همان کامپیوتر است باید بگی یارانه – خنده حضار و تذکر رییس جلسه که منظور سخنران همان یارانه است و اشتباه لپی بوده و گرنه نماینده خود دارای فوق تخصص اقتصاد از دانشگاه صنف خودمان است !) .
2- پیشنهاد می کنم بخش عمده ثروتمان را به طلا تبدیل و در اتاق و باغچه منزل چال کنیم تا ابها از اسیاب بیفتد و دوباره انها را در بیاوریم و با انها حال و زندگی کنیم.
3- باید گاهی به ریش و انگشتر و تسبیح پناه ببریم و گاهی هم به کراوات و سه تیغه کردن صورت و سبیل و مینی شلوار و تی شرت و امثال ان ! تا هردو طرف را راضی کنیم و ثروت باد اورده خودرا حفظ کنیم و ان را از گزند حوادث محفوظ بداریم.
این بود پیشنهادات کارشناسی شده ما به این همایش .
-----------
رییس جلسه ضمن تشکر از نماینده گروه اقتصادی از سعید شجاعی سعدی می خواهد به جایگاه بیاید اما اینبار از دست و سوت زدن خبری نیست که نیست ! بلکه هو هم میکنند شاید از قبل حدس میزندکه چه می خواهد بگوید چرا که سالها بود مقالات او را در وبلاگهایش خوانده بودند.
به هر روی سعید شجاعی سعدی بعنوان کارشناس برنامه ریز حالا در جایگاه قرار داشت صحبت خود را چنین اغاز کرد.
حضار و هموطنان گرامی سلام .
(به زور یک نفری علیکم سلام میگوید)
من بعنوان یک برنامه ریز که به این همایش شما در لندن دعوت شده ام بدون مقدمه به اصل مطلب می پردازم و ان اینست که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم بعنوان یک ملت بزرگ و تمدن ساز و با سابقه چند هزار سال خلق اثار هنری و معماری و ادبی و فرهنگی و سیاسی و حقوق بشری و علمی دارای هویت ملی و منطقه ای و جهانی شاخصی هستیم و به همین دلیل تک تک ما در قبال جایگاه بلند تاریخی ملت و کشور خود دارای مسئولیت و سرنوشتی مشترک هستیم که باید همه به وظایف خود عمل کنیم .
من ترجیح می دهم شفاف تر سخن بگویم مثلا همین شما جمع حاضر که تا همین سی سال قبل (همانگونه که رییس محترم در اول جلسه هم به ان اشاره کرد ) اکثرا در ده و روستا و جنوب شهر خود در فقر و نداری شدید بسر می بردید در خصوصی سازی دهه دوم انقلاب با سوی استفاده از موقعیت و با رانت خواری شدید یک شبه صاحب ثروت باداورده شدید و در حالی که اکثریت بروبچه های جنگ و جبهه و ازادگان سر فراز بازگشته از اسارت دشمن جنایت کار از جایگاه تقوا و عزت نفس بالا تقاضای هیچ سهمی را نکردند و به همان زندگی ساده و بی غل و غش قبل حود بازگشتند .
اما شما با زدوبند و جوسازی و جعل سابقه و در کمال بی رحمی و بی انصافی و در نهایت هردم بیلی هرچه کارخانه و زمین و اموال بود را در قالب خصوصی ساری بجیب زدید و روز به روز به فاصله طبقاتی دامن زدید و سن ازدواج را بالا بردید و غیر مستقیم و مستقیم به فقر و فحشا و جرم و جنایت در کشور افزودید و گاه هم تبعات اعمالتان گریبان خودتان را هم گرفت و گاه هم شانسی و یا رابطه ای از ان در امان ماندید (صدای همهمه و اعتراض حضار بلند می شود – یکی میگوید اجدادش میلیاردر بوده و دیگری از هزاران هکتار زمین اجدادیش سخن می گوید و دیگری اصل و نصب خود را به شاه عباس میرساند و نفر بعدی از دهها کارخانه قبل انفلاب خاندانش می گوید و در ان بین یک نفری هم همه را ارام کرد گفت بابا مگه یادتان رفته اینجا لندن است نه تهران از چه می ترسید چرا برای خودمان هم خالی می بندید ! بجز اقای شجاعی غریبه در جلسه نیست که بخواهیم برای او هویت نداشته خود را جعل کنیم پس خودمان با خودمان هم بله!-اشاره می کند به دو نفر صندلی ردیف اول و به نفر سمت چپ می گوید:
فلانی مگر تو قبل انقلاب یک میکانیک ساده نبودی و مگر ثروت باداورده خود را از واگذاری های خصوصی سازی دوران سازندگی بدست نیاوردی – او با اکراه با تکان دادن سر حرف گوینده را تایید می کند – در همین حال به نفر سمت راست اشاره می کند و می گوید تو مگر قبل انقلاب بچه یک رعیت ساده نبودی مگه تو هم با سوی استفاده از جایگاه چند ساله دهه اول و دوم انقلاب بار خود را نبستی –
او هم با تکان دادن سر تایید می کند – پس چرا نمی گذارید سخنران حرفش بزند و رو به سعید شجاعی می کند میگوید ادامه بده وسخنران ادامه چنین ادامه میدهد ) به هر حال می خواهم بگویم اگر وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران خوب است یا بد همه و حتی همه انها یی که در نظام هم نبودند و یا خارج نشین بودند و یا گروههای که در اول انقلاب هر چه از دست از دستشان بر امد در ناامنی کشور کوشیدند همه و همه در موفقیتها و کاستی ها سهیمیم.
از بحث دور نشوییم به شما موارد زیر را پیشنهاد می کنم :
1- برای جبران مشکلاتی که بوجود اورده اید سودهای کلان باداورده ای را که بعداز دریافت کارخانه ها و مراکز بزرگ کشاورزی و مواد صنعتی و معادن و بنادر وغیره مفت به چنگ اورده اید نوش جانتان! بیاید داوطلبانه ماوالتفاوت قیمت واقعی ان کارخانه ها و معادن و زمین و غیره را بر اساس سال تحویل به حساب بیت المال بریزید .
2- هر نفر از شما(یا چند نفری باهم ) ساخت یک مدرسه یا یک بیمارستان یا یک سینما و مجتمع ورزشی و غیره را به عهده بگیرید .
3- هر نفر از شما هزینه ازدواج یک تا 50 نفر را تامین نماید.
4- هزینه ساخت مجتمع های مسکونی 50متری را برای زوج های جوان را گروهی یا نفری برعهده بگیرید.
5- در اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها همکاری نموده و از افزایش قیمت ها خوداری کنید.
6- سرمایه هایتان را از خارج به داخل منتقل کنید و ان را در داخل برای ایجاد کار و شغل سرمایه گزاری کنید.
7- به خارجیها زیاد اعتماد نکنید انها از همه چیز و همه کس در جهت منافع ملی و سیاسی و تجاری خودشان (سوی ) استفاده می کنند و وقتی تاریخ مصرفشان تمام شد نیستش میکنندو داراییهایشان را هم می بلعند.
8- از قدرت ثروت و نفوذ خود در جهت تحکیم وحدت و همبستگی ملی در درون کشور استفاده کنید نه در جهت عکس ان.
9- سرمایه هایتان را روی هم بگذارید و یک تراست افتصادی جهانی درست کنید تا هم خودتان سودبیشتر ببرید و هم کشور در رقابت علمی و تجاری و کسب رشدو توسعه همه جانبه موفق تر باشد.
10- با عرض پوزش هیچ یک پیشنهادات نماینده گان سیاسی و افتصادی که در این جلسه مطرح کردند را قبول نکنید.
اقا همینجا بود که دوباره جلسه متشنج شد یکی کفش مینداخت و دیگری کت و شلوار! و ان یکی دیگر سویچ ماشین ! خدا وکیلی خوب جاخالی می دادم که ناحق نا غافل پاشنه کفش یکی از حضار بر سرم خورد و مرا از ان خواب هول انگیز بیدار نمود.اخ! الهی شکر که خواب بود !
-----------------------
شما بگویید این خواب بود که من دیدم ؟! .
با خواندن این خواب قبول دارید حتی در خواب دیدن هم شانس نیاورده ام !.
"همبستگی و درک و بخشش یکدیگر راه اسان و کم هزینه استمرار رشد و پیشرفت همه جانبه "
حساسیت شرایط کنونی بر هیچ کس پوشیده نیست . شورای امنیت سازمان ملل برای چندین بار نظام و مردم ما را به بهانه فعالیت هسته ای و کسب پیشرفتهای مهم صنعتی در این رشته و سایر رشته های روز دنیا تحریم نمود. امریکا و اتحادیه اروپا و حتی روسیه ! و کره و ... بار این تحریم ها را با برقراری تحریم های تکمیلی یک جانبه سنگین تر نمودند. تهدید به حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران توسط امریکا و اسراییل و با همکاری ناتو و یا راسا سالهاست خبر روز اکثر رسانه های جهان بوده است.
-----------------------
اما بنظر می رسد هیچ یک از اقدامات فوق به اندازه بازیهای جناحی در داخل کشور برای امنیت ملی و تمامیت ارضی و استقلال ایران عزیز خطرناک نباشد .انهم در هنگامه ای که صدها هزار نیروی نظامی خارجی از هزاران کیلومتر دور تر با بهانه مبارزه با تروریست دو کشور همسایه ما"افغانستان و عراق" را اشغال نموده اند و دهها پایگاه نظامی غربی در اطراف ایران و در خاورمیانه و اقیانوس هند و اروپای شرقی و نیز در کشورهای حوزه دریای مدیترانه ایجاد نموده اند.کیست که نداند اگر منافع این قدرتها ایجاد کند و کشور "هدف" هم دچار اختلاف جناحی باشد و خدای ناکرده بین بخش عمدی از مردم و دولت بی اعتمادی فرضی بوجود اید انها در عملیاتی کردن تهدیدات خود به حمله نظامی لحظه ای درنگ کنند ! همانگونه که در حمله به یوگسلاوی دچار اختلاف بعد از مرگ تیتو و نیز در حمله به پاناما و عراق و افغانستان و سومالی دچار ضعف و اختلاف ! و اشغال انها دقیقه ای را از دست ندادند. اگر کمی به عقب برویم می بینیم که انها با کره و ویتنام و الجزایر هم همین گونه رفتار کردند .
-----------------------
بنظر من بعنوان یک شهروند ساده - تعمیق همبستگی ملی و تحمل افکار و عقاید انتقادی و احترام به یکدیگر و کنار گذاشتن اختلافات و حمایت از دولت(بمعنای عام ان) مثلا برای اجرای طرح اقتصادی مهم و اساسی و غیر قابل اجتناب "هدفمند کردن یارانه ها" کمترین کاری است که ما می توانیم بعنوان یک ایرانی برای جلوگیری از خطرات احتمالی و بلقوه خارجی بکار بندیم .بنظر میرسد در صحنه سیاست داخلی و برای اجرای یک سیاست خارجی هرچه موثر و پویاتر! راهی بجز قبول اشتباهات و نقاط ضعف و مثبت همه و منجمله اعضای فعال در جناح های سیاسی کشور باقی نمانده باشد . تمرین پذیرش اشتباه و ابراز عذز خواهی و اعتراف به اشتباه غیر عمدی و حتی عمدی در کنار تایید نقاط قدرت و مثبت یکدیگر می تواند نه تنها عدالت اجتماعی و اقتصادی را در جامعه ما نهادینه سازد که همچنین می تواند پیشرفت و توسعه و همبستگی همه جانبه ای را برای همیشه به کشور ما هدیه نماید.شاید بعضی از خواننده گان عزیز این سطور خواست فوق را" ارمان گرایانه" و رویایی و غیر عملی پندارند.اما مطالعه و کنکاش در تاریخ کهن و پر فراز و نشیب ایران وبررسی روحیه لطیف و بزرگ منشی ملت و دولت ایران نه تنها این کار را عملی مینماید بلکه ان را ضروری و غیر قابل اجتناب نیز نشان میدهد.به امید عزت و پیشرفت و همبستگی هرچه بیشتر دولت و ملت سرفراز ایران.
"عبادات و روزه هایتان قبول و لیالی قدرتان گرامی و شهادت حضرت امیر المومنین علی "ع" بر همگان تسلیت باد.
در اخر مطلب "جنگ غیر ضروری" شما دو طنز بسیار زیبا و اموزنده را می خوانید . و در پایان این دو طنز اصل مقاله ضمیمه مطلب جنگ غیر ضروری را مطالعه خواهید فرمود.
-------------------------------
جنگ غیر ضروری
بنام خداوند بخشنده و مهربان
باور نمی کنید! اما واقعیت دارد! رسانه های اسراییل که تا دیروز بله همین دیروز متحد وتقریبا یک پارچه ! بر طبل جنگ و حمله نظامی به ایران می کوبیدند ! با مقاومت جانانه همه احاد دولت وملت بزرگ و نیروهای مقتدر ارتش وسپاه و ...
کم کم در حال بیرون امدن از توهم و خواب و غرور کاذب میباشند و نیز در حال پذیرش واقعیت تمدن و فرهنگ الهی و انسانی و صلح طلبانه و نیز پیشرفتهای اخیر ایران در همه زمینه ها و منجمله در مسئله هسته ای ایران هستند.
از فردای سوخت گزاری نیروگاه بوشهر(در روز شنبه 30مرداد89) مقالات زیادی در مورد نکوهش و تردید در ضرورت جنگ و حمله احتمالی به ایران در رسانه های غرب و بویژه رسانه های اسراییل بچشم می خورد که من برای نمونه مقاله امروز روزنامه معروف "هارتز اسراییل " را از پایگاه اینترنتی ان روزانه انتخاب و در زیر تقدیمتان می نمایم .
بطور خلاصه در این مقاله که باعنوان "جنگ غیر ضروری" و توسط "زاوی بارل" منتشر شده است امده است که مردم و دولت ایران مثل اسراییل و هند خواهان یک کشور (ایران)مقتدر هستند تا بتوانند در هنگام چالش و بحران از خود دفاع نموده و سربلند بیرون بیایندو این مقاله تاکید دارد همه احاد مردم در مسئله هسته ی
با دولت خود متحدند و اسراییل بدلیل تلفات بسیار زیاد خود و احتمال بروز بحرانهای بسیار جدی (در اسراییل و منطقه و جهان) نباید فکر حمله به ایران را در سر بپروراند چرا که ایران تا کنون هوشمندانه (و مسئولانه ) عمل نموده و مانند هند و اسراییل مسائل هسته ای خود را مدبرانه پیش برده است( در این مقاله همچنین فعالیت هسته ای پاکستان و کره شمالی محکوم گردیده ) و بدلیل عاقلانه عمل کردن ایران گفته شده باید همانگونه که با اتمی شدن هند و اسراییل جهان کنار
امد با اتمی شدن ایران نیز (جهان )کناربیاید . ضمن انکه در این مقاله امده است سیاست هویج و چماق در موردایران بی اثر است و نبایدایران ر ا با عراق و افغانستان مقایسه نمود . همچنین ضمن رد نیاز حمله نظامی به ایران انجام این کار رادیوانگی و یک جنگ غیر ضروری با تبعات فاجعه بار برای همه خوانده شده است و در این مقاله نویسنده اورده است که بمباران و موشک باران ایران نمی تواند سبب شود تا ایران به جامعه جهانی باز گردد( مگر ایران تاکنون از جامعه جهانی دور بوده است؟!) و همچنین در این مقاله ضمن نقل قولهایی از نخست وزیر اسراییل اضافه کرده حتی سران جنبش سبز اقایان موسوی و خاتمی از موضع رهبری(معظم) و دولت (خدمتگزار) در مورد مسئله هسته ای کاملا دفاع می کنند ( ترجمه نقل به مضمون است ).
اصل مقاله بزبان انگلیسی را در اخر این دو طنز تقدیم نموده ام .
------------------------------
الف- طنز سیاسی اول با نام " طنز سیاسی من و یک احتمال!"
بنام خداوند بخشنده و مهربان
ضمن تبریک هفته دولت خدمتگزار - احتمالاشما هم در این شبهای ماه مبارک رمضان سریال "ملکوت" را از سیمای جمهوری اسلامی ایران تماشا می کنید. بنظر من تا امروز این سریال یکی از زیباترین و اموزنده ترین سریالهای است که بعد از انقلاب از سیما پخش شده است.بعنوان یک شهروند ساده بنده به سهم خود از مسئولین صدا و سیما و پدیداورندگان این اثر زیبا و اخلاقی نهایت سپاسگزاری و تشکر را بعمل می اورم . اما پارسال حدود یک ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری بنده طنز سیاسی رابا عنوان "محاکمه سیاسی سعید شجاعی سعدی " را در وبلاگهایم قرار دادم که این سریال شباهت بسیاری با کلیت طنز بنده دارد . احتمالا این یک تصادف است و نه من از روی دست انها و نه انها از روی دست من نوشته اند! شما چه فکر می کنید ؟!.
در اینجا برای روشن شدن موضوع ان طنز را بار دیگر تقدیمتان می کنم . هر چند اگر انها هم از روی دست من نوشته باشند! نه گله و نه ادعای دارم! که مهم اثار مفید و سازنده یک اثر هنری و ادبی در اخلاق و فرهنگ و پیشرفت جامعه است و نه چیزی دیگر ! . اگر انها ازروی دست من با عوض کردن بخشی از موضوع و شخصیت پردازی داستان نوشته اند . شاید ذکر منبع اصلی اثر! کاری سخت و هزینه داری برای ان عزیزان زحمتکش و هنرمند نبود .
ضمنا اگر علاقمند به طنز و بخصوص طنز سیاسی هستید می توانیددر پایان طنز حاضر طنز زیبای دیگری را از نویسنده این وبلاگ با نام "خواب سحر اولین روز ماه مبارک رمضان "مطالعه فرمایید.
سعید شجاعی سعدی -شنبه -89/6/6
---------------------
محاکمه سیاسی و باور نکردنی سعیدشجاعی سعدی!!!
یکشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1388
خواننده عزیز! اگر با حوصله و تفکر و دقت و تا اخر محتویات این محاکمه را بخوانید !چند صد سال بر تجربه مفید شما افزوده خواهد شد! باور نمی کنید ! امتحان کنید!
"بسم الله الرحمن الرحیم"
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست""
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست""
"شکر ایزد را که انچه اسباب بلاست"
"ما را زه کس دگر نمیباید خواست"
(خیام)
یاداوری مهم : بعرض خوانندگان محترم این وبلاگ می رسانم که کلیه مطالب این وبلاگ نظر شخصی نویسنده است که یا درست است و یا غلط! اگر درست است گوارای وجودتان و اگر نادرست از قبل پوزش مرا پذیرا باشید!
سعید شجاعی سعدی - شیراز- جمعه - ساعت ۴صبح 88/2/11
==================
محشر است؟! روز قیامت است؟! اصلا کی من مرده ام که خودم نفهمیدم؟!چرا زمان و زمین تیره و تار شده است چرا همه چیز با خاک یکسان شده است؟! خدایا من کجا هستم! اما این حرفها بیمورد است ! واقعیت این است که قیامت شده است و الان من در این صحرای برهوت قرار دارم و یک دادگاه هم در حال محاکمه من!.
قاضی : متهم خودش را معرفی کند.
متهم :( از اینجا به بعد کلمه "متهم " یعنی من سعید شجاعی سعدی ) من سعید شجاعی سعدی هستم.
قاضی: شما متهمید که بعنوان یک انسان و بنده و مخلوق خدا به وظایفت در زمان حیاتت درست عمل نکردی ؟
جناب قاضی : اشتباه بعرضتان رساندند خدا وکیلی نه از نماز و روزه و نه از هیچ یک از واجبات دیگرم تا حد توان دریغ نکردم و از قضا نه تنها به کسی ظلم نکرده ام و ریالی مال غیر و بیت المال را نخورده ام بلکه تا توانستند حقم را خوردند و مورد ستم هم واقع شده ام! اما برای مصلحت دین و مردم و کشور و نظام دم هم نزدم! خدا شاهد است در زندگی اهل ریا و خیانت و تزویر نبودم ! و چه انگاه که ثروت داشتیم و چه انگاه که فقیر بقول حافظ "در فقر کار اهل دولت "می کردم همواره سعی داشتم حق را بگویم هرچند که به ضرر خودم باشد. همیشه با مسایل پیش رو تحلیلگرانه و منطقی برخورد کردم و نه با مزه یک غوره ترش و غصب کردم و نه با کمی عسل بشاش و ذوق زده شدم! .خوبی های خود را از خدا دانستم و حق دارانم و بدیهای دیگران (درمورد خودم) را از اشتباه و کم سوادی! .هر گز از زندگی ناراضی نبودم و در مقابل مسئله افرینی دیگران صبور بودم و بخشنده و ابروی مردم را ابروی خود می دانستم.
قاضی : اتفاقا برای همین دم نزدها و صبوری بی حدت در حال محاکمه شما هستیم ! مگر اقای سعید شجاعی سعدی! نمی دانید اگر کسی زیر بار زور و ظلم وستم رود گناهش بر اساس حکم الهی کمتر ظالم نیست؟!
متهم: جناب قاضی من پاک گیج شد ه ام یعنی شما مرا بخاطر کاری که نکرده ام محاکمه می کنید؟!
قاضی :دقیقا !
متهم: جناب قاضی خیلی معذرت می خواهم حالا که اینجوری است و منهم چاره ای جز اطاعت ندارم فکر نمی کنید دادستانو یا نماینده او باید کیفر خواست و تفهیم اتهامات احتمالی بنده را اعلام کند نه جنابعالی که قاضی هستید؟!
قاضی :بار اخرت باشد که در کار محاکمه دخالت می کنی! هر چند برای روشن شدنت! بدان که در اینجا قاضی همه کاره است و دادگاه اینجا محکمه عدل الهی است و نه زمینی!.
متهم :چشم ببخشید که دخالت کردم دیگه فضولی (اصطلاح حقوقی) نمی کنم!
قاضی : اقای سعید شجاعی شما متهمید که در زندگیتان بیش از حد بخشنده بودید و در مقابل نامردی و دوز و کلک سو ار کردن دیگران و از پشت خنجر زدنها و پرونده سازی ها خیلی کوتاه می امدید! توضیح بده چرا ؟! همچنین بگویید چرا شما اجازه دادید تا ان شیاطین مردم و نظام و کشور را از خدمات هر چه بیشتر فردی دلسوز و متخصص و کارامدی چون شما محروم سازند ! هر چند با همه محدودیت های تحمیلی بر شما موفق شدید در خدمت به مردم گل بکارید ! لطفا کامل توضیح دهید؟!.
متهم: بسم الله الرحمن الرحیم
بله جناب قاضی بعرض شریفتان می رسانم که گذشته از اعمال بسیار نیک و خداپسندانه پدر بزرگوارم(مرحوم حاج علی قاسم شجاعی سعدی "ره") در انجام هزاران کار نیک و خیرانه و حصنه برای خیل عظیمی از درماندگان و نیازمندان در دو بعد مالی و غیر مالی که حتما جنابعالی از ان اطلاع کامل دارید.جهت مزید اطلاع بعرض میرسانم که
من در خانواده مذهبی زاده و در فقر و ثروت هم بزرگ شدم .
در تمام عمرم سعی کردم تا پرهیزکارانه زندگی کنم و قناعت را سر لوحه زندگی خود و خانواده قرار دهم و هر انچه که در توان داشته ام را برای دیگران چه اشنا و چه غریب انجام دهم! به کسی ظلم نکردم و برای کسی درد سر قانونی و غیره درست نکردم و نان کسی را هم نبریدم و به بیت المال خیانت نکردم و به ناموس مردم چپ نگاه نکردم و دهها نفر را هم تشویق گر ازدواج و کسب تحصیلات عالی بودم و هزاران نفر را هم با سخت ترین شرایط اموزش زبان و کامپیوتر و حسابداری دادم و بسیاری را هم که توان پرداخت هزینه های تدریس مرا نداشتند رایگان و یا با تخفیف ویژه حدود 80 درصدی اموزش دادم.بر دوستان نااگاه و دشمنان نامهربان همیشه با گذشت و مدارا رفتار می کردم تا انجا که امر بر انها مشتبه شده بود که من یا از انها می ترسم و یا حتما ریگی بر کفش دارم!!!
ضمنا هرگز بخیل و حسود و کینه ورز هم نبودم!در را کسب علم با همه مانع تراشی های گروه شیاطین - در سه رشته تخصصی صاحب مهارت شدم و با وجودی که می توانستم در داخل و خارج از کشور با این سه مهارت تخصصی خود به ثروت از دست رفته امان باز گردم اما حسب تکلیف شرعی و ملی بر ایمان خود استوار ایستادم و قید جمع اوری ثروت را زدم و به مردم و بویژه جوانان مستعد ولی کم بضاعتم کمک کردم تا به مهارتهای تخصصی بالا مسلط شوند! و بلاخره بچه های مومن و خوب و با سواد و بروز (حسب فرمایش مولا علی"ع" ) تربیت کردم وبویژه برای صلح جهانی و منطقه ای و پیشرفت و امنیت و تمامیت ارضی و نظام مقدس کشورم در حد وسع و توانم و نیز تکلیفم سخت تلاش کردم و الان هم که در این محشر در خدمت شما هستم جناب قاضی !.
قاضی : گفتم که تورا برای کارهای که نکرده ای محاکمه می کنیم نه کارهای کرده شما!.
خوب ظاهرا تا به عینه به شما نشان ندهم متوجه گناهان نابخشوده خودت نمی شوی!.
متهم : شما را بخدا راست بروید سر اصل مطلب تا من هم کمتر گیج شوم!.
قاضی خطاب به ملازمین دوربرش: ان گروهها را بیاورید!
ملازمین : چشم.
-----------------------------------------
لحظه ای نمی گذرد که گروههای متعدد از اشنا و غریب را جلو خود نشسته می بینم! می خواهم با انها سلام و احوال پرسی کنم می بینم حرفهای مرا نمی شنوند ! در واقع من انها را می دیدم اما انها مرا نمی دیدند و من حرفهای انها را می شنیدم اما انها حرفهای مرا نمی شنیدند!اما انها هم قاضی را می دیدند و هم حرف ان را می شنیدند!
-----------------------------------------
قاضی خطاب به من: اینها اینجا هستند تا تو بفهمی چقدر گناه کار بودی و خودت خبر نداری! من از تک تک نمایندگان گروه انها سئوال می کنم و انها جواب خواهند داد!و چون اینجا روز محشر و دادگاه هم دادگاه الهی است دروغ وجود ندارد! در مدت سئوال و جواب من با نمایندگان انها سعی نکن که با انها حرف بزنی چرا که انها نه صدایت رامی شنوند و نه تورا می بینند! در واقع هنگامی که روبه شما و باشما (مثل الان) سخن می گویم انها سخنان من راهم نخواهند شنید ! و فقط وقتی رو به انها و با انها صحبت کنم مرا خواهند دید و صحبتم را خواهند شنید متوجه شدید اقای شجاعی؟!
متهم: بله عالیجناب! چشم من ساکت می نشینم و گوش خواهم داد!.
قاضی خطاب به نماینده گروه اول: خوب خودت را معرفی کن و بگو چه بلای سر اقای سعید شجاعی سعدی
اوردید؟!
نماینده گروه اول(که از اینجا به بعد ان را "نگا "مخفف "نماینده گروه اول "می خوانیم):
من نماینده گروهی انگشت شمار از هم ولایتی های اقای سعید شجاعی سعدی هستم که از صداقت و خلوص نیت او و نیز از شرم و حیای و اصالت او من و دوستانم سوئ استفاده فراوان و مکرر نمودیم و برای منافع مالی و اداری خود تا توانستیم گزارشات سر تا پا دروغ ارسال نمودیم تا انقدر او مشکوک و مشکل دار بنظر برسد که تا پانصد سال بعد ان نیز کسی بفکر استفاده از توان اقای شجاعی برای کمک به اعتلای نظام و مردم نیفتاد !و همواره یک علامت سئوال بزرگ روی اقای شجاعی بماند! و نیز تا جواب همه استعلامها بشود"به مصلحت نمی باشد! دیدید چطور مثل اب خوردن صلاحیت ایشان را با همکاری گروه دو برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی از شیراز رد نمودیم ! بله جناب قاضی ! چه خوب گفته اند که دروغ هرچقدر بزرگتر باورکردنش اسان تر!!!.
اقای قاضی الحق اقای سعید شجاعی سعدی فردی متفکر و اندیشمند و با سواد و یک مدیر واقعی بود ما فقط حراف و خالی بند و توطئه گر ! . او در ایمان و ادعای خود صادق و استوار بود ما مصلحتی و برای فرار از فقر و نداری فاحش - خود را بازمانه وقف داده بودیم !. جناب قاضی اگر چند ماه فقط چند ماه حقوق و مزایا و رانت خوری و امکانات فراوان هر دم بیلی در اختیار ما راقطع می کردند از زمین و زمان بد می گفتیم به همه پشت می کردیم و خلاصه انکه وجود اقای شجاعی برای ما یک مانع و عامل بازدارنده بخور بخور و پیشرفت هردم بیلی بود! بهمین دلیل هرانچه را که توانستیم برعلیه ایشان انجام دادیم تا او صحنه را ترک کند ! و ما فرصت ابراز وجود شیطانی پیدا کنیم! اما اقای قاضی حالا پولدار شده بودیم اما نفرین خدا و خلقش را بدنبال خود داشتیم . نگاه های نفرت امیز و معنی دار مردم به خود را می دیدیم اما بروی خود نمی اوردیم !.
پول و مقام و موقعیت الکی را چون به حرام و ناحق و با پایمال کردن حق و شایستگی و توان نخبه گان و خادمان واقعی خدا و نظام و مردم و حق یتیمان و فقرا بدست اورده بودیم نه تنها برایمان ابرو و ارامش و اسایش بهمراه نیاورد که خواب ارام دوران نداری و فقرمان را هم از ما گرفته بود ! . هنوز به سن پیری نرسیده ! همه پیر و فرتوت و بیمار سخت شدیم و بارها می خواستیم نزد اقای شجاعی برویم عذر خواهی کنیم جبران مئافات کنیم اما رویمان نشد که نشد چون بدلیل کارهای ناجوانمردانه خود از ایشان خجالت می کشیدیم ! . تازه مگر این جنایت ها و نامردی ها را فقط در مورد شخص اقای شجاعی انجام داده بودیم ! خیر جناب قاضی ! از این کارهای شیطانی در مورد بیشماری از انسانهای باسواد و خالص دیگر هم انجام داده بودیم ضمنا با اقرار به اشتباه و گناه نمی خواستیم موقعیت ناحق کسب کرده مالی و اداری خود را بخطر اندازیم!.
قاضی: ایا فکر نکردید اول خداو روز قیامتی است و دوم ممکن است اقای شجاعی از طریق بازرسی همان جای که شما ان گزارشات نامردانه و سرتا پا دروغ را می فرستادید و نیز از طریق دادستانی نظامی مدعی شود و پیگیری کند و نهایتا محکوم و رسوایتان کند؟!.
نگا: چرا قربان به این هم فکر کرده بودیم ولی اول کاملا می دانستیم که اقای شجاعی حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی و استقلال و جمهوری اسلامی ایران انقدر برایش اهمیت دارد که اگر احساس کند حتی یک در میلیارد ممکن است پیگیری های او نظام و کشور را بخطر اندازد حاضر نبود حتی با نابودی و نفله شدن خودش به اینکار دست بزند که دیدیم هم نزد!.
و دوم ما هم بی پشتیبان نبودیم که امثال ایشان برایمان موی دماغ بشود ! و سوم بلطف همین کارهایمان از فقر و فلاکت پیشین به چنان ثروت و قدرت اداری رسیدبودیم که هر پیگیری احتمالی ایشان و امثال ایشان را کاملا خنثی نماییم! و چهارم توبه می کردیم تا از عذاب خدا هم در امان بمانیم !بماند که اقای شجاعی هم بارها گفته و نوشته بودند که همه انهایی را که برایش توطئه و نامردی و پرونده سازی کرده اند را بخشیده اند - پس چرا حالا و در این محشر و محضر الهی باید خدا ما را قصاص نماید جناب قاضی!.
---------------------------------------
قاضی خطاب به نماینده گروه دو: شما بگویید چه بلای بر سر اقای سعید شجاعی سعدی اوردید؟
نماینده گروه دو : ما با توجه به همکاری و حمایت گروه یک و با اگاهی کامل از شخصیت اقای شجاعی که صبور و بخشنده و عیب پوش بودند در سه دوره ی نسبتا کوتاهی که ایشان در خدمت نظام ادرای بودند الحق برایش سنگ تمام گذاشتیم ! هر چه سعی کردیم از اعمال و سابقه گذشته ایشان مویی بیابیم تا از ان کوهی بسازیم تا انرا بر سرش بکوبیم ! نشد که نشد!.
اما بلطف گروه یک و نفراتی از همکارانی که فعالیت های شبانه روزی اقای شجاعی پاک منافع نامشروع مالی و اداری انها را بخطر انداخته بود برایش نکرده! تراشیدیم!مثلا در دوران خدمتش در بهداری و حمل و نقل و هواشناسی که در نهایت صداقت و شایستگی در خدمت به مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کار می کرد در حالی که خودش دست خیانت به بیت المال را افشا کرده بود
برایش در این مورد تا توانستیم درست کردیم!و بعد از انکه عملا شرایطی را در هر سه اداره برایش پدید اوردیم تا راهی بجز استعفا نداشته باشد ! و نیز بعد از رفتن ایشان گند ها و خلافهای خودمان را بر گردن ایشان انداختیم ! موارد خلاف اخلاقی و درگیری با مدیران را هم برایش ساختیم تا حسابی وزن کلاسه اش سنگین گردد بویژه که همه این اعمال در خفا و در نبود ایشان انجام می گردید لذا دستمان برای پر بار کردن پرونده سازی باز باز بود! ضمنا باید اضافه کنیم که الحق !
در دوران خدمت ایشان در سه اداره فوق نه تنها امور اداری و مالی که روحیه همه همکاران بشدت بهبود یافته و یک دنیا شادی و انرژی مثبت ادارات فوق را فرا گرفته بود اما چه کنیم که بدلیل فاسد نبودن اقای شجاعی و رد پیشنهادات مکرر ما برای همکاری و گرفتن سهمش ! عملا او مانع منافع نامشروع و غیر قانونی همه جانبه ما بود به همین دلیل درست مثل قلتک و اسفالت کوب همه با بی شرمی و خدا ناترسی تمام دست بدست هم دادیم تا ایشان را برغم همه شایستگی و سواد و صداقت و اخلاق نیکش له و لورده نماییم که خدا ما را ببخشد ! بله ! جناب قاضی اینها گوشه ای از کارهای ما در مورد ایشان بود!.
قاضی خطاب به نماینده گروه دو :چرا این کارها را کردید مگر اقای شجاعی جایتان را تنگ کرده بود؟!
نماینده گروه دو : بله اقای قاضی معلوم است که جایمان را تنگ کرده بود ! اخه شما ببیند! هنوز دو ماه از خدمتش در حمل و نقل نگذشته بود که بدلیل شایستگی به ریاست اداره امار و برنامه ریزی منصوب گردیدو کمی بعد رسما با حکم کارگزینی و بعد از گزینش رسمی کشوری به استخدام رسمی در امد و بدتر از همه بعنوان نماینده سازمان حمل و نقل و پایانه های استان در سمینار اهواز شرکت نموده و در جمع مسئولین کشوری وقت سخنرانی نمود! و چه کرد ان سخنرانی و ارایه راهکار برای حمل و نقل کشور و استان فارس!
او هنوز جوهر قراردادش در هواشناسی خشک نشده بود و هنوز نیامده در ! کتاب اتم جو" اتمفسر " را ترجمه کرد و پی در پی برای اصلاح امور اداری طرح می داد و کارش بجایی رسیده بود که عملا مترجم هیات های علمی و فنی خارجی به هنگام بازدید از اثار تاریخی فارس در هواشناسی درامده بود!پس پر واضح بود که با وجود ایشان و سه مهارت تخصصی بالایش و روابط عمومی و قدرت بیان و قلمش عملا جایی برای رشد و کسب موقعیت مالی و اداری حرام و "هردم بیلی "ما" نبود دیدید که بعد از توطئه شیطانی بر علیه ایشان و بمحض خلاص شدن از شرش هم خودمان و هم اعضای محترم باندمان و نیز فرزندانمان به شکرانه حذف اقای شجاعی و امثال او تا مدیرکلی! هم رسیدیم!در پاسخ به بحث مدعیان شایسته سالاری که توسط اقای سعید شجاعی و مانند او طرح می گردید می گفتیم ! گور پدر شایسته سالاری!!! کی گفته برای مدیرشدن سواد می خواهد!هوش می خواهد! قوه و قدرت تجزیه و تحلیل و شناخت می خواهد! .
برای مدیریت جناب قاصی از دید مکارانه و ریاکارانه ما (و بنا به مصلحت زمانه ) نمونه یک مدیر خوب ! فقط و فقط ریش و تسبیح و دکمه بسته پیراهن او بود و صف اول نماز جماعت مصلحتی ! یعنی همان کاری که معاویه و یزید و انصار و پیروانشان می کردند و بمحض تثبیت موقعیت هم کم توجه ای به همه انها و یا کنار گذاشتن یکجای انها و بس !. برای ما سواد و دانش مدیریت و توان و هوش بی معنی بود هر کس هر قدر مدیر بود که برای ما منافع شخصی و باندی بسیار ایجاد می کرد و برای ما "اصول و ارزش و خون شهداو صداقت و تقوا " در شعار و حرف عزیز بود ! ولی در عمل بی ارزش بود جناب قاضی! .
هر کس موی دماغ و مانع منافع نامشروع ما می شد با انگ سیاسی ! و اگر نمی چسبید با انگ مسایل ضد اخلاقی و باز اگر نمی چسبید با انگ مسایل مالی و غیره و صد البته با حمایت بالادستان خیلی همکار! دمار از روزگار انها در می اوردیم و اشی برایشان می پختیم که یک وجب روغن روی ان باشد و کسی هم نبود تا مانع و یا افشاگر ما باشد و از فرصت و شانسی که زمانه بناحق و الکی در اختیار ما گذاشته بود نهایت سوی استفاده را بردیم و خود را از فقر و نداری به ثروت بسیار ولی حرام رساندیم اما دریغ از یک ذره اسایش و ابرو و ارامش !.
بله جناب قاضی ! ما به این کارها می گفتیم روش درست مدیریت و لاغیر ! ضمنا ما همیشه در دنیا که بودیم از ته دل می گفتیم که : الهی امثال اقای شجاعی سه سکته را باهم بزنند که می خواستند با طرح مباحثی مانند "شایسته سالاری "و " بهره وری در مدیریت " دوباره بجای غرق در شهرت و ثروت و شهوت و صدالبته مدیریت خوش خوشانه و الکی کنونی !!! مارا به کارهای سخت کشاورزی و دامداری و کارگری و یا نقاشی ماشین و منزل و یا امثالهم قبلی برگردانند! کورخواندند ! .
جناب قاصی به عدل مبارک قسم ! اگر هزاران مثل اقای شجاعی را زیر خاک می کردیم اجازه نمی دادیم تا به دوران سخت و طاقت فرسای کارهای یدی با درامد ناچیز در شهر و روستایمان برگردیم! و دیدید هم که برنگشتیم! و برعکس این ما بودیم که اقای شجاعی را تبعید و محکوم اعلام نشده کردیم به سکونت در خانه و مغازه اجاره ای و چنان عرصه را از لحاظ مالی و سیاسی و تحصیلی و فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی بر او تنگ کردیم !که هنوز هم متحیر و مبهوتیم چطور این مرد بر ایمان و تقوا و پاکی و صداقت و پیوند خود با خدا و مردم و خون شهدا ماند!؟ اگر او یک هزارم بلایی را که ما به سرش اوردیم را بر سر ما می اورد ! یک کافر و یک دیوانه کامل می شدیم الحق ! مرحبا و افرین بر ایمان و استقامت و صبر و اینده نگری اقای سعید شجاعی سعدی!!!
قاضی خطاب به نماینده گروه سه:
اقا چرا شما که شرعا و قانونا و اخلاقا مسئولیت جذب و حمایت از شایستگان خدمت به مردم و نظام را داشتید اجازه دادید تا گروه اول و دوم در مورد اقای سعید شجاعی سعدی ان کنند که نباید؟!و چرا سعی نکردید برای ایشان جبران مئافات نمایید؟!
جناب قاضی : اول ما ماموریم و معزول! دوم که اقای شجاعی هیچ وقت گله و شکایتی رسمی از گروه اول و دوم بعمل نیاورد!سوم خود ایشان بارها گروههای اول و دوم را بخشیده بود! چهارم چطور ما می توانستیم منابع خود را گرفتار کنیم حتی اگر بدانیم که انها بر اساس غرض و مرض و کینه شخصی و به دروغ خواسته باشند زیراب امثال اقای شجاعی را بزنند! پنجم اگر اقای شجاعی نتوانسته و یا نخواسته که با زدو بند و یا از راه عادی مدیر کل و غیره بشه این تقصیر خوده اوست نه ما!البته خدایی قبول داریم ایشان فردی صادق و با سواد و بدرد بخور بود اما چطور می شد گروه یک و دو را نادیده بگیریم و به انها بگوییم شما دروغگویید! انوقت دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد! هرچند که اقای شجاعی نشان داده بود که فردی تواتمند و صادق و عاشق بی مزد و مواجب ایران ومردم و نظام است!اما نمی توانستیم گروه یک و دو را نادیده بگیریم!پس راحت تر ان بود که یک نقر را (هرچند ناحق)فدای ان دوگروه نماییم که نمودیم!
ضمنا اینجا نه اداره کاریابی است که برای ایشان بجبران گذشته کار و مدیریت درست کنیم و نه بنگاه خیریه که باز برای جبران گذشته رقمی به ایشان پرداخت گردد!وششم دو بار ما از ایشان دعوت کردیم تا توصیحات خودشان را در مورد افاضات و مکتوبات گروه اول و دوم و اضافات ما به ان بدهد و ایشان هم امد و توضیح داد و رفت و ما هم ایشان را مفتخر به کار در مغازه کوچک اجاریشان نمودیم تا استعداد و سه مهارتش هم نابودنگردد!و تازه هم گذاشتیم نفس هم بکشد! چرا که با حجم گزارشان گروهای یک و دو ایشان قطعا باید ممنوع النفس و معدوم الدم می شد!!!
دیگر چه کار دیگری می توانستیم و برای او نکردیم البته درست است خیلی مراقب بودیم تا خدای ناکرده ایشان بیش از این باسواد و یا چاق و چله نشود چرا که به "مصلحتش " نبود دلیلش هم روشن بود اعضائ محترم گروه یک و دو سخت از ما می رنجیدند و ما زیر سئوال می رفتیم ! ضمنا ما کاملا مراقب بودیم تا ریالی بر درامد اقای شجاعی اضاف نشود ! و همواره در ضعف شدید مالی و در حال اجاره نشینی باقی بماند تا مبادا رویش زیاد گردد و مدعی گردد و بازهم دو گروه فوق از ما برنجند ! هر چند جناب قاضی ! او بی توجه به کارها و محدویت ها و زور گویی های ناشایست ما و با استفاده از هوش و استعداد خدا داده اش توانست بیشتر محدودیتهای تحمیلی ما را دور بزند و با حداقل امکانات حداکثر پیشرفت و رفاه را برای خود و خانواده و فامیل و مردم و نظام و صلح و امنیت منطقه و جهان بدست اورد .
قاضی : ایا فکر نکردید با ترد و کنار گذاشتن چنین فرد توانمد و با تقوا و باسواد و کار بلدی دارید مثل ملا نصرالدین عملا شاخه زیر پای خود را اره می کنید و بمانند کسی هستید که کف قایق خود را در دریای طوفانی سوراخ می کند تا مثلا ابهای جمع شده در قایق را بیرون ریزد؟!.
ان زمان که نه جناب قاضی ! اما اکنون قبول داریم شاید اگر از ایشان در وزارت امورخارجه و دفتر نمایندگهای جمهوری اسلامی در خارج و در سازمان ملل و یا هرجایی دیگر در داخل استفاده می شدبا توجه به تجربه و سه مهارت تخصصی و شخصیت و تقوا و توان بالای اقای سعید شجاعی سعدی می توانست برای کشور و نظام و نهایتا منافع شخصی ما بسیار مفید باشد و استثنائا به مصلحت هم باشد! چرا که در دید اعضائ دو گروه یک و دو قرار نداشت و هزاران کیلومتر از اینجا دور می شد ! اما با کلاسه های ساخت گروه یک دو و مخالفتهای شدید انها و زیر سئوال رفتن خود چه باید می کردیم! هرچند که همه ما می دانستیم که همه محتویات این کلاسه کذب محض بود!!!
قاضی خطاب به گروه چهارم:
شما دیگه چرا در حق اقای شجاعی جفا نمودید؟!
نماینده گروه چهار:
جناب قاضی :
از دید ما اقای سعید شجاعی سعدی شخصی فضول! دهن لق! کله شق و صد البته مغرور و در عین حال متاسفانه صادق و درست کار و صاحب زبان و کلام و شخصیت و قلم نافض و اثر گزار و همچنین ذهنی خلاق و تحلیلگرا و از همه بدتر تملق ناگو و خدا ترس و چشم و دل سیر بود که نمی شد با دادن پول فراوان و واگذاری پست و مقام و نیز غرق کردن او در شهوت رامش کرد و او را در اختیار خود بگیریم . جناب قاضی اگر تحلیل های هشدار گونه و اگاهی دهنده او در وبلاگهایش بفارسی و انگلیسی نبود ما براحتی می توانستیم اب را کاملا گل الود نموده و ماهی های درشت ! خود را بگیریم اما از بد روزگار این اقا با زبان و قلم و تحلیلهای خود عملا بیشتر نقشه های ما را نقش بر اب کرد !!! .
ما پدرمان در امد تا بتوانیم جمهوری اسلامی ایران را یک کشور تروریست؟! و درحال ساخت بمب اتم نشان دهیم؟! تا هر چه زودتر غرب و ناتو و بویژه امریکا و اسراییل به ایران اسلامی حمله کنند و اگر شد ایران اسلامی تجزیه گردد؟! و اگر نشد دهها سال از زندگی و پیشرفت و رشد و نوسعه همه جانبه عقب بیفتد و سران عرب و اسراییل و غرب و امریکا در عوض ما را در " شهرت و شهوت و ثروت و قدرت کامل " غرق کنند!!! مهم هم نبود چند صد میلیون کشته می شد و جنگ جهانی سوم شروع می شد یا نه؟! بلکه مهم این بود که صلح و ثبات منطقه و جهان از بین برود تا از ان اب گل الود ما ماهی های چند ده و بلکه چند صد میلیاردی صید کنیم! همین و بس!.
اما متاسفانه ایشان با ارسال تحلیل برای مقامات ذی صلاح و نیز گذاشتن تحلیلهای راه گشا و مستند و البته افشاگرانه در کنار سایر عوامل بازدارنده مانع این کار شد! تو گویی یک تنه کار یک وزارتخانه ای چون وزارت خارجه را بی مزد و مواجب با تاسیس و راه اندازی ده وبلاگ بفارسی و انگلیسی در شبکه اینترنت انجام می داد !
جناب قاضی ! هنوز توطئه جنگ طلبان و زورگویان تندرو درون دو دولت پرزیدنت بوش و المرت برعلیه نظام و تمامیت ارضی و استقلال ایران شروع نشده بود و تنها در رسانه های جمعی انها فقط نشانه هایی از ان بصورت غیر رسمی ظاهر شده بود که ایشان فورا با گذاشتن مقالات هشدارگونه و افشاگرانه در وبلاگ های دهگانه خود به فارسی و انگلیسی همه را از ان توطئه ها اگاه می نمود و در واقع توطئه هنوز اغاز نشده - پایان می یافت ! جناب قاصی ! کاخ سفید و کاخ نحست وزیری اسراییل درمدت روی کاربودن المرت و بوش از دست اقای سعید شجاعی سعدی دل پرخونی داشتند ! حتی چند بار همه تصمیم گرفتند تا به عوامل موساد و سیا دستور دهندکارش را بسازند!!!
اما متاسفانه او همانقدر که جنگ طلبان را در ایران و امریکا و اسراییل عصبانی کرده بود! دل صلح طلبان را نیز شاد کرده بود لذا متاسفانه این دو کاخ از ترس واکنش شدید صلح طلبان از انجام ان منصرف شدند !بهر حال جناب قاضی این چنین بود که او با تلاشهای خود تا حد زیادی از تشدید بحران و شروع جنگ جلوگیری بعمل اورد! حتی چند بار دعوت کردیم تابه غرب برود (چه از طریق سمینارها و یا دعوت مستقیم برای گرفتن گرین کارت و اقامت دایم ) و نیز دختر هایی از غرب را وا داشتیم تا نامه فدایت شوم برایش ارسال کنند تا بلکه وجود مزاحمش از ما دور گردد اما او پرهیزکارانه و مومنانه یا دعوتها را بی پاسخ می گذاشت و یا در پاسخ انها می نوشت:
"عوضی گرفتید و من ریشه ده هزار ساله در ایران دارم " !!! بجان خودمان اقای قاضی! اگر یکی از این پیشنهادات را به اعضای محترم گروه یک و دو می دادیم با سر و کله قید همه چیز را می زدند و با پشت کردن به همه کس و همه چیز و سرازیر شدن اب از لب و لوچه اشان فورا عازم سرزمینهای فخیمه می گردیدند!.
بعلاوه بدبختانه ! تا امدیم برای از بین بردن اخلاق در خانواده ها فحشا و سکس بدون ازدواج و شرع را بین جوانان رواج دهیم با مقالات علمی و تحقیقی و دانشگاهی خود بخشی از فعالیت های ما را خنثی نمود که باز هم نفرین می کردیم که الهی ! سه تا غده سه کیلویی توکله اش سبز شود !!!. که متاسفانه سبز نشد که هیچ با انهمه فشار و محدویت که ما و اعضای دو گروهای فوق برسرش می اوریم ! سرحال و با انرژی مثل کوه دماوند سربلند ماند! و روی همه ما را هم جانانه کم کرد! بله جناب قاضی این بود کل ماجرای ما و اقای شجاعی !.
----------------------------------------------------------------------
در اینجا قاضی با اشاره به مطالب این چهار گروه رو به متهم سعید شجاعی سعدی نمود گفت:
اقای شجاعی حالا به گناه خودن اعتراف می کنی؟!
و من متهم هم خطاب به ایشان عرض کردم :
بله اقای قاضی حالا فهمیدم ! گناه نداشته و نکرده ام در دنیا چه بوده ! اما جناب قاضی !من اگر باز هم زنده شوم و به دنیا برگردم حاضر نیستم یک ثانیه ارامش وجدان و حفظ دین و شرافت و کرامت انسانی را بعنوان جانشین خدا بروی زمین برای بدست اوردن پست و مقام و ثروت و شهرت و شهوت ندید بگیرم!
و یقینا همانگونه زندگی می کنم که کردم تا ریالی حق خدا و مردم و نظام و بیت المال بردوشم نباشد و تاسر سوزنی به کسی ستم و نامردی روا نکرده باشم! و تا اسوده بخوابم ! و اسوده بمیرم ! و مرد باشم و یک انسان "ادم"!!!.
--------------------------------------
قاضی نگاهی بمن کرد و فرمود این هم یکی از ازمایشات خداوند و افریدگار تو بود !بشارت باد تورا ! که از انهم سربلند بیرون امدی!.
اقا ! همین جا بود که ناگهان با صدای موذن مسجد محل از خواب بیدار شدم تا فریضه نماز صبح را بجا اورم.
ای بابا !!! پس همه این محاکمه خواب بود! جلل الخالق! این خوابی بود که خیلی راست و عبرت امیز بنظر می رسد!پس الله اکبر! و الحمدالله رب العالمین!
----------------------------
"صلاح کار کجا و من خراب کجا"
"ببین تفاوت ره کزکجا ست تا به کجا"
"دلم زه صومعه بگرفت وخرغه سالوس"
"کجاست دیرمغان و شراب ناب کجاست"
"چه نسبت است به رندی صلاح و نقوا را"
"سماع وعظ کجا و نغمعه رباب کجا"
"زروی دوست دل دشمنان چه در یابد"
"چراغ مرده کجا شمع افتاب کجا"
"چو کحل بینش ما خاک استان شماست"
"کجا روییم بفرما از این جناب کجا"
"مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است"
"کجا همی روی ای دل بدین شتاب کجا"
"بشد که یاد خوشش باد روزگار وصل"
"خود ان کرشمه کجارفت و ان عتاب کجا"
"قرار و خواب زه حافظ طمع مدار ای دوست"
"قرار چیست صبوری کدام و خواب کدام"
(حافظ)
نوشته شده توسط سعید شجاعی سعدی در ساعت 12:31
--------------------------------------
ب - طنز دوم :
"خواب سیاسی اولین سحر ماه مبارک رمضان" A POLITICAL DREAM OF ME
ایا شما تا حالا خواب سیاسی دید ه اید .انهم در باره خودتان و از سوی کسانی که بر علیه شماناجوانمردانه و بدور از هر توجیه شرعی و قانونی" مسئله افرینی" و توطئه بر اساس کینه و بخل و حسادت شخصی نمایند ؟ من که سحر اولین روز ماه مبارک رمضان(که همینجا حلول ان را بر همه مسلمانان و بخصوص شیعیان جهان تبریک عرض می کنم ) ان را تجربه نمودم و هم اینک این خواب را برایتان تعریف می کنم .
1 - یاداوری:
- این خواب کاملا طنز و تخیلی است . اما ریشه حقیقی و واقعی ان در درد و ظلم های است که بر نویسنده وارد ساختند و هر دقیقه و ساعت او به جبر زمانه باید تبعات اعمال شیطانی و غرض و مرض مابانه دیگران را باید تحمل کند.در این خواب شما با مباحث و گفته های دو هویتی روبرو هستید که اولی شخصیتی شیطانی و دنیا طلب دارد (با سوی استفاده از قانون و حفظ ظاهری شعائر ) و دیگری شخصیتی که خدا ترس و قانون مدار است و دلش می خواهد امور حکومت و مردم درست پیش روند اما از چنان جایگاه و قدرتی برخوردارنیست تا به خواست خود جامعه عمل بپوشاند لذا نهایتا تسلیم
نظر نفر اول می شود. این دو شخصیت را می توان بعنوان نماینده و سمبل دو قشری که در رد ه های میانی و یا پایینی هر جامعه و یا هر دستگاه حکومتی در دنیا و منجمله در نظام مردم سالاری دینی و بین اقشار مردمی ما در راس کار هستند و یا به هر صورت دست بالا رادارند بحساب اورد . در این خواب سیاسی از جفا و ظلمهای فراونی می خوانید که توسط افراد انگشت شماری با سوی استفاده از قانون و قدرت و موقعیت خود بر من (و یا دیگری) روا داشته اند . شاید در نگاه اول هر ساده اندیشی! من باید به همه چیز بدبین و از ظلم و جور بی حد و حساب این عده بدبخت و بیمار به عناد بیافتم ! اما بر عکس با افتخار اعلام می کنم یک ایرانی خدمتگزار مردم و نظام بوده و هستم و رفتار چند نفری که بنظر می رسد از لحاظ شخصیتی و روانی مشکل اساسی دارند
(و از فقر نداری و با سوی استفاده از ابزارهای قانونی در اختیار خود خود را به زر و زور تزویر و ریا مسلح کرده اند ) هرگز سبب نخواهد شد تا ذره ای از عشق و علاقه عمیق بنده به نظام و کشور و تاریخ و تمدن بزرگ ایران عزیز کم نمایند . به همین دلیل برای صدمین بار رسما اعلام می کنم همه انها را هم بخشیدم ولی واگذارشان را بخدا و خودشان می نمایم و به این کوردلان شیطان صفت می گویم که اگر از اسمان شهاب سنگ هم بجای رفتار پست و ناجوانمردانه کنونی اتان بر سرم ببارید ! لحظه ای حاضر نیستم به نظام و کشورم پشت نمایم ! و مجدا می گویم همه انها را بخشیدم و تاکید می کنم برسم جوانمردان و مردان خدا و اخرت بین !
اگر شما چنین ناجوانمردانه و شیطانی تازیده و می تازید من حاضر نیستم حتی خاری به کف پای شما بنشیند که هیچ ! بلکه برایتان از خدا ی عادل و بزرگ شفای کامل و بازگشت سلامتی روح و روان که بعلت کیف و سرمستی وصف ناپذیر کسب هر دم بیلی" زر و زور و شهوت " به عدم تعادل شخصیتی و عقده شدید دچار شده اید خواستار و نیز برایتان یک زندگی سالم و با عزت (و نه ذلتمند کنونی) مسئلت می نمایم .
-----------------------------------
2- اما خواب سیاسی من!
-ای بابا کی به کیه ! انچه من می گم درسته و وای به حال کسی که زاویه اش با من یک میلی متر نخواند .
-مهم نیست توانش چقدر است و اصل و نسب دار و متعهد و دلسوز و سه مهارت تخصصی جهانی و روز دارد .
-مهم اینست که من تشخیص می دهم او مسئله دار ! و ناباب است .
-چی گفتی کل زندگیش را زیرو رو کردید چیز مهم منفی پیدا نشد ! غلط کردید !مورد ندارد بتراشید! مثلا ببین زمان دانشجویی و در خوابگاه مردانه که کولر و پنکه بدرد بخورهم نبود با شرت در تخت خود نخوابیده !
حتما خوابیده مگه در ترم تابستانه و در هوای گرم جهرم با حرارت حدود 50 درجه انهم 22سال قبل دانشگاه نبوده ! پس حتما اینکار را کرده خوب پسر خوب همین می شود یک مسئله غیر اخلاقی و یک برگ اضافی دیگر بر پرونده ای که برایش ساخته ایم ! .
تازه چشماش هم سبز است پس حتما پارسال با سبزها رابطه داشته! این هم یک جرم دیگه ! خاک بر سر ! مگه ندیدی چطور به بهانه هک شدن وبلاگها ش حدود ده ماهی مطلب تو سایتهایش نگذاشت که اگر گذاشته بود در ان قیل و قال و شلوغی بعد از انتخابات خوب می شد ناکارش کرد و برای همیشه از شرش خلاص شویم که نشد !.
هی میگه اگر می خواهیم نابودش کنیم با این بهانه و دلایل مسخره این کارشدنی نیست باید فکر دیگه ای بکنیم ! هی میگه او برای پیروزی انقلاب و بعد هم جبهه و کمک رسانی به اسیب دیده گان زلزله در قالب امدادگر هلال احمر و نیز اموزش مجانی زبان انگلیسی و کامپیوتر به مددجویان و افراد معلول تحت حمایت بهزیستی و دختران و پسران دبیرستانی و دانشگاهی مشمول طرح تابستانه مساجد محل زندگی خود و نیز دختران و پسران بسیجی محل خود با تحمل مشقت فراوان خدمت فراوان نموده است .
باز میگه پدر او (مرحوم حاج علی قاسم شجاعی سعدی "ره" )کسی است که همه دار و ندار و ثروت فراوان خود را صرف امور خدمت به خدا و مردم ندار و گرفتار نمود. در این کار انقدر اصرار نمود تا به ورشکستگی رسید تازه انوقت هم دست از خدمت به خدا و مردم با وجود فقر و نداری شدیدی که دچارش گردید! برنداشت.
- چقدر بگم ما کار به خدمت او و یا پدرش به خدا و مردم و نظام و کشور نداریم ما فقط به اثار منفی کار و تلاش او بر منافع شخصی و ثروت و موقعیت ( هردم بیلی ) خود داریم که از همه چیز مهم تر است!.پس کارها و خدمات فراوان مثبتش را فراموش کن و بگرد نقطه ضعف هایش را پیدا کن !.
- باز که گفتی گشتیم چیزی پیدا نشده ! بابا مگر سال 60 به زبان انگلیسی مسلط نشده اخه توی ان هنگام کی فکرش به این کار می رفت بجز یک ادم مشکوک ! مگه وقتی تو اداره کارمی کرد وا نداشتیم کارمندش با او انگلیسی حرف بزند تا بگوییم قرار و مدار در در ! می گذارند ! مگه با مدیری که اهل یکی از روستاهای شمال کشور بود بر سر کارهای غیر اصولی که هم هزینه فراوان به بیت المال تحمیل می نمود و هم انقدر ان مدیر باسواد بود که وقتی این شجاعی !
کتاب "اتمسفر " را ترجمه نمود و مورد تایید کارشناسان هم قرار گرفت او به شجاعی گفت: اخه کتاب اتمسفر (لایه های هوای جو اسمان) چه ربطی به هواشناسی و تو دارد! و کتاب را گرفت به گوشه ای پرت نمود و بعدها همین شجاعی با نگارش چند مقاله علمی و ارسال انها برای سمینارهای هواشناسی و اداری و بعد هم با پذیرش علمی ان مقاله ها توسط هیئت متخصصین داوری لج مدیرکل و باند خیلی دست پاک ! و با سواد ! و صد البته خیلی توانمند وقت را
دراورد ! خوب همین می شود تمرد از دستور مدیر کل و مقابله با اعضای محترم باند جناب مدیرکل وقت ! و دیدی که بعد از استعفای شجاعی و در نبود او همین باند هر چه خود کرده بودند و هر چه گند بالا اورده بودند را به پای شجاعی گذاشتند و ما هم چشم خود را بستیم تا برادرا ! حساب این اقا را برسند دیدی که احمق جان ! اب از اب هم تکان نخورد ! مرد ناحسابی مسئله ای مشکوک و غیر اخلاقی تر از این موارد چی می خواهی که او مرتکب شده است !!!.
-ای بابا این چه حرفی که می زنی چرا میگی ما داریم مسائل را توی روز روشن 180درجه برعکس نشان میدهم و اتفاقی نمی افتد!!!.
باز میگه اینا که گفتی حسن تقوا و درستی مدیریت و توان و شخصیت و سواد و تعهد شجاعی را می رساند نه عیب و ایراد او را بابا جان ! من و تو این قدرت(!!!؟) را داریم که هر خوبی را بد و هر بدی را خوب نشان دهیم ! خوب حالا همه این کارهای شجاعی را بد نشان بده و ببند به پرونده اش ! کی می خواهد در حال و اینده من و تو را باز خواست کند . هان بگو کی می خواهد؟!.
- هی میگه وظیفه اخلاقی و قانونی یک انسان و یک ایرانی ازاده (چه برسد به ایرانی مسلمان )ان است که به هنگام مسئولیت باید همانگونه رفتار و عمل کنند که شجاعی عمل کرده است! تا هم مردم و هم خدا راضی باشند و هم به بیت المال خیانت نشود و هم کارها درست و صحیح و قانونمند و علمی و شرعی پیش روند.باز میگه هر ادم شرافتمندی را هم که جای شجاعی می گذاشتند همانگونه عمل می کرد که شجاعی عمل نموده است!.
- بابا اگر افراد پاک دیگر هم همین کارها را می کنند که دیگر مزاحم بخور بخور و خار چشم ما که نبوده اند ! همه که نمی خواستند کاندید نماینده گی مجلس و غیره شوند همه که در اینترنت این همه مقاله نویسی و خود نمایی که نمی کنند همه که مدعی و ندای صلح طلبی و تحلیل مسایل خارجی جمهوری اسلامی را سر نمی دهند ! مگر یادت رفته دوسال قبل می خواست سازمانیNGO"" را بنام "پاسداران صلح و امنیت ملل " درست کند و خودش رییس ان گردد و در منطقه و جهان با محوریت جمهوری اسلامی ایران صلح و امنیت را گسترش و ان را تعمیق و نهادینه گرداند ! که از شانس خوب ما موفق به انجام این کار نشد !. باز میگه اگر شده بود که بد نبود هم منافع جمهوری اسلامی بیشتر و بهتر تامین می شد و هم منطقه و جهان ارامش و همکاری بیشتری را تجربه می نمود و تازه می شد با این کار جلوی هر جنگی نا خواسته و غیر ضروری را گرفت و نهایتا علاوه بر منافع و امنیت نظام و مردم ! همچنین منافع شخصی من و تو هم بیشتر تامین می گردید.
ای بابا ! یادت رفته در جنگ 8 ساله چقدر پول از احتکار و دلالی جنس مورد نیاز نظام و مردم به جیب زدیم .نمی بینی این اقا می خواهد با جلو گیری از یک جنگ مجدد هزاران برابر کسب و کاری که در جنگ هشت ساله داشتیم را ازبین ببرد !ای لعنت بر این حسود بخیل!.
- بابا جان !این لعنتی همچین پرو شده که نظریه پردازی سیاسی برای اینده روابط خارجی نظام و منطقه و جهان هم می کند! خبر داریم چند مرتبه به سمینارهای معتبر جهان دعوت شده و دو بار هم توسط وزارت کشور شیطان بزرگ از طریق اعلام اینترنتی برای گرین کارت و اقامت دایم در امریکا دعوت شده اما این لعنتی حتی جوابشان را هم نداد که اگر داده بود با یک انگ خلق الساعه امریکایی تا ابد او را زمین گیر و یا به زیر خاک می فرستادیم و همانگونه که وزیر وقت انگلیس بعد از سرنگونی دکتر مصدق گفت "حالا می توانم یک خواب راحت بکنم " ما هم بعد از زیر خاک کردن این اقا خواب راحت می کردیم! الهی شجاعی مردشور ببرت! که خواب و اسایش( شیطانی )ما را بر هم زدی !.البته بین خودمان بماند ! یک جور هایی به همت و اراده و شخصیت والا ی شجاعی هم حسادت دارم و هم در حیرتم که چطور این مرد چشم بر همه خوشیها و لذایز دنیا بسته ! به جان خودم من حاضرم همه چیزم را بدهم تا بگذارند بروم ان طرفها "زندگی " و " حال " کنم !. انوقت این بابا را دعوت می کنند ناز می کنه و احمق ! انها را تحویل نمی گیرد.
- تازه اگر میگذاشتیم که همه ایمیلها وپیامک و تلفنها ارسالی برای او بدستش برسد و از همه دعوتها و اظهار نظرها اگاه می شد ! اونوقت دیگه چی می شد! . ای بابا باز میگه در پوشش قانون دارم کینه و غرض و مرض شخصی و محدودیت های غیر قانونی و غیر شرعی و ناجوانمردانه در موردش اعمال می کنیم ! .باز میگه او خادم مردم و نظام و صلح و امنیت ملی ما و منطق و جهان است و به هیچ گروه حقوقی و سیاسی و یا شخص حقیقی بجز به خدا و نظام و خودش وابسته نیست!. او یک فیلسوف و دانشمند بی ادعا است ! اخه احمق جان
معلوم که وابسته نیست معلومه که با سواد و مجرب است نه ما که همه دنیا بخوبی می داند ! تمام کارهای خداپسندانه و خادمانه و صلح طلبانه او خود جوش و بدون ریالی سود شخصی برای اوست. اما چرا نمی فهمی منافع مالی و سیاسی و غیره ما حکم می کند که حتما به یک جا وابسته اش کنیم و گرنه فردا و یا پس فردا فلان مسئول کشوری و یا سازمانهای علمی و هنری و فرهنگی جهانی امدیم شد و خواستند از توان و اخلاص و مدیریت و دانش او استفاده کنند و فهمیدند این اقا مورد کینه و غرض و مرض شخصی ما قرار گرفته و با همه توان با پرونده سازی دروغ برایش مسئله نداشته افریدیم انوقت نان ما که اجرمی شود و همه لذایذ و ثروت وامکانات باداورده و "هردم بیلی " که بنا حق مال خود کرده ایم ول می شود.! مردک تو ای ! که برای او دلسوزی میکنی یادت رفته در روستا و شهر خودمان اه در بساط نداشتیم و با همین کارها و حق کشی ها و از میدان به در کردن نخبه گان دلسوز و توانمند با سواد بوده است که به چنین جایگاه و ثروت و لذتی رسیده ایم ! حالا می خواهی با دلسوزی الکی همه چیز را از دست بدهیم ! هی میگه اخرش خدای است باید از انتقام خدا بترسیم!
- اخه احمق جان اگر این کارها را نکنیم و خدای ناکرده روزی او جای من و تو را گرفت اون وقت می دانی وقتی بفهمد چه ناکرده ها و چه چیزهای که خودش روحش هم خبر نداشته به ریش نداشته اش بسته ایم چه می کند! ای بابا چرا حرف حالیت نمی شه هی میگه او همه را بخشیده و مرد پاک و باخدا است و اصلا اهل انتقام و کینه ورزی نیست تازه هر چه برایش بافته ایم را پنبه کرده و با وجود همه محدویتها و ضلم ما توانسته از حداقل امکانات موجود حداکثر رشد و پیشرفت را برای خود و خانواده و فامیل و نظام و مردم و کشور و تحکیم صلح و امنیت منطقه ای و جهانی استفاده کند ! باز میگه که اگر کارهای زشت ما برایش اثر گزار و مهم بود. حداقل برای خلاصی از اعمال زشت و ناجوانمردانه ما مهاجرت می کرد چرا که هم زبان بلد بود هم سه مهارت تخصصی روز دنیا با تجربه فراوان کار و مدیریت لازم را هم دارد. ان طرفها هم که برای چنین فردی با این توانمدیها جان می دهند و انجا هم امثال من و تو شاید پیدا نشود که با این شیطنتها و رفتار زشت و ناجوانمردانه زیراب هموطن مخلص و خادم و کار بلد خود را بزنند!.
- بابا جان همین که ما این همه بلا سر ش اوردیم نرفته است هم مشکوک است! ببخشیدا: شما یا نمی فهمید یا خودتان را به نفهمی زده اید ! اقاجان این بابا را هزار غل و زنجیر ناپیدا به دست وپایش بستیم و همه چیزش را کنترل می کنیم ببین لاکردار ! خود و خانوداه اش را به کجا رسانیده تا سال 67 که او به دانشگاه رفت فقط سه دیپلمه در خانواده اشان بود و با تشویق مستقیم و غیر مستقیم او هم اینک دو استاد دانشگاه و دهها دانشجو و یا فارغ التحصیل رشته های مختلف در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا و بالاتر دارند .حالا فکر کن اگر ازاد بود و محدویت تحمیلی ما نبود دیگه چه می کرد . انوقت میگه او خطرناک نیست! هی میگه اینها که گفتی بد نیست !.
باز میگه فعالیتهای اینترنتی او برای تحکیم پایه های صلح و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و منطقه و جهان است و برای جلوگیری از جنگ غیر لازم و تلفات شدید در دو طرف است !. باز دلسوزی می کند و میگه حیف همچین شخصیتی ! کم پیدا میشه کسی که بدون داشتن منافع مالی و جناحی و سیاسی خودش را به هر اب و اتشی بزند تا به نظام و مردم و صلح و امنیت جهان خدمت کند تازه به جای تشکر و پاداش از طرف ما مورد شدیدترین ظلم و ستم هم قرار گیرد و تازه دم هم نزند ! بنظر من همه کارهایش مثبت است حیف همچون فردی است که ما این همه بلا سرش می اوریم !.
- کارهاش مثبت است که هست سرش را بخورد ما چیکار تاثیرات مثبت برای مردم و نظام و منطقه و دنیا داریم !ما باید فکر تاثیرات منفی فعالیت های او برای منافع شخصی خودمان باشیم .مردک ! اگر روزی همه بفهمند که ما چنین شخصیتی را با این توانمدی بالا را با کینه و غرض شخصی منزوی و گوشه نشین کردیم انوقت نان و ماشین های رنگ و وارنگ و خانه های بسیار و صیغه های خانمهای خوشکل و تنگل و منگل و دسته گل ! همه پر می کشند انوقت باید برگردیم به کارهای یدی و حمالیهای قبل در روستا و اطراف شهر! احمق جان ! دلت می خواهد اینجوری بشه و با اوج گرفتن او و امثال او همه این امتیازات و رانت ها و امکانات و رفاه باداورده ای را که در روستا و جنوب شهر خودمان حتی خواب ان را هم نمی دیدیم ! یکجا از دست بدهیم ! .
-کور بودی هرچه گشتیم و هرچه خواستیم حتی ریالی خلاف از سوابق اداری او گیر بیاریم پیدا نشد که نشد تازه معلوم شد او خود دزدگیر است و به احدی اجازه دست اندازی به بیت المال را نداده است.باز میگه اگر او و امثال او اوج نگیرند و مسئولیت نداشته باشند مثل ملا نصیرالدین است که شاخه زیر پای خود را اره می کرد و مثل سوراخ کردن و شکستن قایقی است که در دریای طوفانی روی ان ایستاده ایم!.
- برو بابا ! هر بلای سر همه اومد سرما هم می اید فقط مهم این که او و امثال او نباشد! بجان خود من حاضرم بیگانه به اینجا حمله کند اما امثال او در راس امور نباشد چرا که زود با بیگانه رفیق می شویم می گویم بابا ما ازاول هم با شما بودیم فقط از روی ناچاری با نظام همراه شدیم! درست همان کاری که بعضی از افغانها و عراقیها کردندچه ثروت و مقامی هم که نگرفتند!
- باز حرف زد بابا اسم اینکار اصلا خیانت نیست ! برعکس دانستن قدر شانس و اقبال و موقعیت مناسب است! .باز میگه اگر جنگ غیر ضروری بشه ممکن است نظام و کشور و تمامیت ارضی و امنیت ملی و جان و مال و ... مردم و نیز امنیت منطقه و جهان بخطر بیفتد و جنگ جهانی سوم شروع گردد ! بابا بخطر افتاد که افتاد جنگ جهانی شد که شد ! اتفاقا منافع ما در این است که همه چیز بخطر بیفتد اخه مردک ! در اوضاع ارام کی می تونه ثروت یک شبه بهم بزند فقط در اوضاع نا ارام و شیر تو شیر است که ما برای کسب ثروت (حرام ) ولی فراوان قادر به انجام هر کاری هستیم !.
هر چند اینها که میگی همه نوشته ها و حرفهای اون باباست که الکی در تحلیل ها ی وبلاگ هایش شلوغش کرده اصلا جنگی در کار نیست تازه اگر قرار بود که جنگی هم بشود با تحلیل های هشدار گونه او و نامه پراکنی هایش و فعالیتهای دیگر صلح طلبان داخلی و خارجی ! متاسفانه در عمل هم توانسته اند همه مسئولین و صلح طلبان داخل و خارج را با تحلیل هایشان بیدارتر نمود ه اند و جلو جنگ غیر ضروری را بگیرند ! پس خاک برسرت ! که بجای فکر اساسی برای نابودی او تحت تاثیر مطالبش هم قرار گرفته ای ! مارا باش با کی کارمیکنیم انوقت میگه بهش نگم مشکوکی!
-باز میگه ما با این کارهایمان عملا قصد جان او را کرد ه ا یم ! بابا چرا نمی فهمی ! فرض کن قصد جانش را کرده ایم .خوب کردیم ! کسی که مانع منافع شخصی ما باشد سر انجامش همین است می بینی که اول منزوی و گوشه نشینش کردیم تا ببینیم نتیجه چه می شود ایا خفه می شود و مزاحم امورات ( شیطانی) ما نمی شود و دیگر دم از مدیریت و منافع ملی و تمامیت ارضی نظام و کشور نمی زند . بعد اگر لازم باشد برای حفظ پست و ثروت و خانه و رفاه ظاهری و کیف با خانمهای خوشکل صیغه ای ! هزاران مثل او را نابکار هم می کنیم ! اما تا حالا که سیاست مسئله دار کردن او خوب جواب داده به کور ی چشمش بازهم جواب خواهد داد.
اما اگر خواست غلط زیادی کند و انوقت فورا نفله اش می کنیم و تا ان روز در توالت و حمام و خانه و مغازه و خیابان و اینترنت و تلفن و سواری و اتوبوس خواب و بیداری مواظبش هستیم تا غفلتا زنجیرهای دست و پایش را خودش و یا دیگری پاره نکند و نهایتا با مهاجرت گورش را گم کند و یا در کنج مغازه و منزل اجاره ایش در گمنامی بمیرد! این بنفع همه است چرا که اگر با این همه بلایی که سرش اورده ایم بیگناه باشد که می رود بهشت! و اگر گناهکار باشد می رود جهنم و ما به نفعش کار کردیم چرا که نگذاشتیم زنده بماند تا گناهاش زیادتر گردد ! باز میگه این طرز فکر شیطانی و ضد بشر و دین و حیوانی است چرا که خدا فرموده کشتن یکنفر یعنی کشتن یک ملت ! .
-باز حرف زیادی زد ! اصلا بتوچه که جواب منو می دهی تو نباید در مقابل من استدلال کنی تو باید فقط اطاعت کنی هر چه گفتم چشم بگویی ! معنی نداره زیر دست از بالا دست ایراد و اشکال فنی بگیرد! .بار اخرت باشه از این حرفها می زنی ! مگه می خواهی برای خودت هم یک پرونده بسازم ! اصلا تو هم یک نمه مشکوک می زنی نکنه با خواندن مطالب او در سایتهایش گمراه شده ای ! مبینی که دست بساختنم خیلی خوب و خلق الساعه است ! غریبه و اشنا و همکار هم نمی شناسد فهمیدی !.
- باز میگه بیا تمومش کنیم و راحتش بگذاریم اخه نادان ! اگه ازادش بگذاریم همه چیز را دگرگون می کند ! نه دیدی چه زود او مشکلات را با قوه هوش استعداد و تجربه و سه مهارت تخصصی اش دور زند مگه ندیدی ! سیاست بی پول نگه داشتن و تحمیل سنگین هزینه های همه جانبه اش را که برای خورد کردن کمرش طراحی و اجرا کردیم را چطور دور زد دیدی رفت مغازه خرید بی مرام !
اگر راحتش بگذاریم زود همه چیز را تغییر میدهد ! دیدی چطور ده میلیون از دوازده میلیونی را که برای رهن خانه به صاحب خانه قبلی اش داده بود گرفت و یک مغازه کوچک در یک محله مستضعف نشین و در یک محل مسئله دار ! شهر شیراز خرید و با دو میلیون باقی هم در همان محله خانه ای را اجاره کرد .تازه می خواست مغازه را به دفتر جهانگردی تبدیل کند و صنعت جهانگردی کشور و استان را جانی دیگر بخشد که تا حالا با روی زمین کشاندنش خوب برجکش را زده ایم و در خماری نگه اش داشته ایم تا ضمن منصرف کردنش به او بفهمانیم با کی طرف است و یک من ماست چقدر کره می دهد !
لعنتی با کارهای بزرگ در این صنعت می خواست هم ما را برای همه موانعی که برایش بافتیم بیشتر زیر سئوال ببرد و هم نشان بده که تاکنون بیشتر مجوز های صادره شده غیر اصولی و در اغلب موارد به کسانی داده شده که جایگاه این صنعت در ایران و منطقه و جهان را درست و بطور کامل و شایسته و بایسته تشخیص نمی دهند که اگر می دادند وضع جهانگردی ما اینقدر اسفناک نبود و دهها میلیارد دلار درامد سهم نظام و مردم و کشور ما از صنعت جهانگردی جهان براحتی اب خوردن به جیب کشورهای چون ترکیه و امارات و غیره نمی رفت انهم با وجودی که تمدن و فرهنگ کهن ما و اثار تاریخی ثبت نشده و ثبت شده جهانی ما اگر نگوییم منحصر بفرد است می توان گفت یکی از شناخته شده ترین و مهمترین ان در تاریخ و تمدن نوع بشر است.
- این چه حرفی که می زنی! یعنی چه که چرا پرونده های را که برایش ساختیم به دادگاه نمی بریم !بابا چرا نمی فهمی هر که ندونه من و تو بهترمی دونیم ! همه محتویات ان پروندها خالی بندی و پاپوشی است که برایش درست کردیم خب اگر پرونده برود دادگاه ! قاضی و همه مقامات کشوری که او در 5 سال گذشته مقالات تحلیلی و اینترنتی خودش را برایشان فرستاده می فهمند که ما بدون دلیل و مدرک شرعی و قانونی و فقط برای کینه و غرض ورزی شخصی و با سوی استفاده از قانون و موقعیت خود چه جنایت و بلای سر او اورده ایم و دستمان رو می شود. انوقت باید هم تاوان و خسارت کارهایمان را بدهیم و هم احتمالا محاکمه و یا بیکار شویم و هم این همه ثروت و کیف و تفریح و لذتی که در روستا و محله فقیر شهرمان به خواب هم نمی دیدیم ! را یکجا از دست بدهیم .
تازه کی حریف زبان و منطق او می شود و از همه مهمتر کدام قاضی را می توانیم پیدا کنیم که با زیر پا گذاشتن قانون و دین و شرف و وجدان کاریش هر چه ما بگوییم حکم دهد ! . متاسفانه دیدی که هر چه گشتیم ریگی هم توی کفشش پیدا نکردیم که انرا در بیاوریم و به قاضی نشان دهیم تا برا اساس ان حکم صادر شود ! پس دادن پرونده به دادگاه همانا و روسیاه شدن و سنگ روی یخ شدن و صد البته کنف شدن ما و نیز رو شدن جرم و جنایت ما هم همانا.
- از همه اینها گذشته مگر نمی بینی عملا مدافع و سخنگوی غیر رسمی و خود خوانده مسایل سیاسی خارجی نظام و کشور از طریق ارایه تحلیل و پیشنهاد و نظریه های خودش شده است و از قضا کارهایش اثرات بسیار مثبتی هم برای امنیت ملی و منافع مردم و نظام داشته است و احتمالا حساسیت زیادی در باره او و کارهایش ایجاد شده که متاسفانه تا حد زیادی دست ما را برای نفله کردن یک جایش بسته است فعلا صلاح اینکه برای مقابله با چنین فردی که حساسیت در باره اش نسبتا زیاد است همین شیوه یعنی منزوی کردن و تنگدست نگه داشتن و پاییدن همه وقت و همه جوره و 24 ساعته او و دور نگه داشتنش از مسئولیت و مدیریت اداری بخصوص کشوری و بین المللی ! و البته جلوگیری از تاسیس دفتر جهانگردیش کافی است تا وقتش برسد و کارش را یکسره کنیم.
- البته با رد صلاحیت او در اکثر انتخاباتی که او کاندید شده ! و همچنین با مقابله مستقیم و یا غیر مستقیم با تبعات و رفتار و اعمال دلسوزانه و مدبرانه اش برای کمک به مردم و نظام و صلح و امنیت ملی ایران و منطقه و جهان سعی کردیم تا دستمان در ظلم و جنایتی که سالهاست بر او و نظام و جامعه ای که می توانست بیشتر و بهتر از انچه تاکنون از کارهای او بهره گرفته است استفاده نماید رو نشود و گرنه کارمان خیلی مشکل می شد . ضمنا شانس اوردیم که همه را بخشیده و اهل شکایت هم نیست چرا که از طریق بازرسی خودمان و یا دادگاه نظامی می توانست نه تنها حق خودش را اثبات کند که ما را هم رسوا و محکوم کند .
اما چون بر خلاف من و تو دلسوز با تقواست هرگز حاضر نیست حتی برای احقاق حق خود" امنیت و کلیت ما " را زیر سئوال ببرد!پس می بینی کسی جلودار مانیست باید تا می توانیم بر او بتازیم تا امورات (شیطانی )ما بگذرد . فکر عاقبت کار عقوبت دنیا و اخرت و انتقام و خشم خدا را هم نکن ! با خدا هم یک جوری سر این مسئله کنار می ایم که اگه با ما کنار نیاید یک پرونده هم برای او درست می کنیم (استغفرلله) ! ما اینیم دیگه ! کی می توانه مچ ما را بگیره ! اصلا مگر کسی جرات می کنه در باره ما حرف بزند چه برسد به اینکه کارهای ناجوانمردانه و غیر قانونی امثال من تو را رو کند ! پس می بینی که جان و مال و اینده و ابروی همه دست من و تو است و هر طور که منافع ما ایجاد کند با انها بازی می کنیم ! کسی جرات دارد حرف بزند تا ناکار و نفله اش نماییم ! حالا باید دیگه خوب خوب شیرفهم شده باشی !.
- بله حاج اقا ! شیر فهم !شیرفهم شدم!
- پس پاشو بریم که دو تا تیکه مامانی برای صیغه امشب سراغ دارم ! فقط یادت باشد به خانه ما زنگ بزنی و بگی حاج اقا امشب به ماموریت فوری رفته و فردا برمی گردد به خونه خودت هم زنگ بزن .
- چشم حاج اقا حتما زنگ می زنم.
همینجا بود که زنگ ساعت مرا برای خوردن سحری اولین روز ماه مبارک رمضان 1389 مرا از خواب بیدار نمود.
---------------
شیراز -سعید شجاعی سعدی - 5شنبه بیست و یک مرداد 1389برابر با اول رمضان 1431 و مصادف با 12 اگوست 20
--------------------------------------------------
اصل مقاله مورد اشاره مطلب اول این پست.
HAARETZ.COM
Sun, August 29, 2010 Elul 19, 5770
NEWSOPINIONJEWISH WORLD
A needless war
Like the public in Israel or India, the Iranians want a "strong state" that can "confront all challenges."
By Zvi Bar'el
"It is impossible to separate Iran's nuclear plans from the nature of its regime," President Shimon Peres tactfully explained to the director general of the International Atomic Energy Agency, Yukiya Amano. Amano, who was received in Israel as a persona non grata because he came to consider ways to monitor nuclear matters here, did not need a lesson. His five years of work at the IAEA have taught him everything one needs to know about the Iranian regime.
As for the link between a regime and a threat, he knows what every Japanese citizen knows. Amano once declared that he opposes the proliferation of nuclear weapons because he comes from a country that experienced Hiroshima and Nagasaki. In those days, it wasn't Iran, but rather the Japanese emperor against the U.S. government. Regimes mired in trouble, like those afflicted by hubris, pose threats. These facts apply today to the Iranian regime.
But the connection Peres made between a regime and nuclear activities should arouse interest. Let's say Iran had a different regime - that it chose as president Mohammad Khatami or Mir Hossein Mousavi, both "reformists" disposed toward dialogue with the West, and also supporters of their country's nuclear program. In such a scenario, would Iran's nuclear program become tolerable, just as India's or (according to foreign sources ) Israel's? If the answer to that question is yes, the most effective solution regarding Iran would be political and diplomatic, not military.
The carrot-and-stick steamroller that has hit Iran - the sanctions and incentives regarding oil and enriched uranium - reflects a perception that Iran remains susceptible to pressure. Unlike North Korea, and like Pakistan, Iran is not a lunatic state.
The frustration stemming from Iran's lack of compliancy is understandable, but this shouldn't automatically produce the conclusion that military action is the only solution, especially since limitations and implications render a military operation more of a threat than a solution. In fact, a key consideration should be the damage Tehran would cause to Israel and/or its pro-Western neighbors in retaliation for an attack. True, some people believe that the death of thousands of Israelis is an acceptable price for an attack, but that's a demagogic claim based on the fallacious assumption that Israel could sustain so many casualties.
The common denominator in American and Israeli military assumptions is that the attack under consideration is not akin to the Iraqi or Afghani model, nor is the occupation of Iran being considered. Experts are speaking in terms of "a strike" or "a series of precise strikes" on a scale comparable to the attack on Syria or the destruction of the Iraqi reactor in 1981. Nor is there an intention to destroy the entire Iranian nuclear infrastructure; the idea is that a slap in the face would make clear to the Iranian regime that the West is not afraid of taking military action.
This is where the military option's paradox is to be found: the planners might know where to strike, but they don't know what would really effect change in Iran. What percentage of Iran's nuclear industry needs to be wiped out so Tehran forgoes its dreams of nuclear weapons? Would pulverizing centrifuges suffice? Should the Russian reactor at Bushehr be attacked? Or perhaps university laboratories? Since a military strike creates opportunities, perhaps Iran's government should be wiped out to sever the connection between the regime and nuclear activities?
The experiences in Iraq and Afghanistan, as well as Israel's experience in the territories, suggest that not even direct occupation guarantees victory, or deterrence. Proponents of an attack on Iran, who have yet to put together a plausible "day after" scenario, should heed the lesson of these occupations. Their strategic horizon goes no farther than the journey by the planes that would drop the bombs, or the flight of sea-launched missiles that would hit a "target bank."
These observers have trouble understanding that there are a number of political currents in Iran and a lively public debate. Like the public in Israel or India, the Iranians want a "strong state" that can "confront all challenges." Regarding the nuclear program, there is no difference between the regime and Iran's citizens. Firing missiles at Iran is not the way to return that country to the family of nations.
"بنام خداوند بخشنده و مهربان"
ضمن تبریک هفته دولت خدمتگزار - احتمالاشما هم در این شبهای ماه مبارک رمضان سریال "ملکوت" را از سیمای جمهوری اسلامی ایران تماشا می کنید. بنظر من تا امروز این سریال یکی از زیباترین و اموزنده ترین سریالهای است که بعد از انقلاب از سیما پخش شده است.بعنوان یک شهروند ساده بنده به سهم خود از مسئولین صدا و سیما و پدیداورندگان این اثر زیبا و اخلاقی نهایت سپاسگزاری و تشکر را بعمل می اورم . اما پارسال حدود یک ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری بنده طنز سیاسی رابا عنوان "محاکمه سیاسی سعید شجاعی سعدی " را در وبلاگهایم قرار دادم که این سریال شباهت بسیاری با کلیت طنز بنده دارد . احتمالا این یک تصادف است و نه من از روی دست انها و نه انها از روی دست من نوشته اند! شما چه فکر می کنید ؟!.
در اینجا برای روشن شدن موضوع ان طنز را بار دیگر تقدیمتان می کنم . هر چند اگر انها هم از روی دست من نوشته باشند! نه گله و نه ادعای دارم! که مهم اثار مفید و سازنده یک اثر هنری و ادبی در اخلاق و فرهنگ و پیشرفت جامعه است و نه چیزی دیگر ! . اگر انها ازروی دست من با عوض کردن بخشی از موضوع و شخصیت پردازی داستان نوشته اند . شاید ذکر منبع اصلی اثر! کاری سخت و هزینه داری برای ان عزیزان زحمتکش و هنرمند نبود .
ضمنا اگر علاقمند به طنز و بخصوص طنز سیاسی هستید می توانیددر پایان طنز حاضر طنز زیبای دیگری را از نویسنده این وبلاگ با نام "خواب سحر اولین روز ماه مبارک رمضان "مطالعه فرمایید.
سعید شجاعی سعدی -شنبه -89/6/6
---------------------
محاکمه سیاسی و باور نکردنی سعیدشجاعی سعدی!!!
یکشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1388
خواننده عزیز! اگر با حوصله و تفکر و دقت و تا اخر محتویات این محاکمه را بخوانید !چند صد سال بر تجربه مفید شما افزوده خواهد شد! باور نمی کنید ! امتحان کنید!
"بسم الله الرحمن الرحیم"
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست""
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست""
"شکر ایزد را که انچه اسباب بلاست"
"ما را زه کس دگر نمیباید خواست"
(خیام)
یاداوری مهم : بعرض خوانندگان محترم این وبلاگ می رسانم که کلیه مطالب این وبلاگ نظر شخصی نویسنده است که یا درست است و یا غلط! اگر درست است گوارای وجودتان و اگر نادرست از قبل پوزش مرا پذیرا باشید!
سعید شجاعی سعدی - شیراز- جمعه - ساعت ۴صبح ۱۱/۲/۸۸
===================
محشر است؟! روز قیامت است؟! اصلا کی من مرده ام که خودم نفهمیدم؟!چرا زمان و زمین تیره و تار شده است چرا همه چیز با خاک یکسان شده است؟! خدایا من کجا هستم! اما این حرفها بیمورد است ! واقعیت این است که قیامت شده است و الان من در این صحرای برهوت قرار دارم و یک دادگاه هم در حال محاکمه من؟!
قاضی : متهم خودش را معرفی کند.
متهم :( از اینجا به بعد کلمه "متهم " یعنی من سعید شجاعی سعدی ) من سعید شجاعی سعدی هستم.
قاضی: شما متهمید که بعنوان یک انسان و بنده و مخلوق خدا به وظایفت در زمان حیاتت درست عمل نکردی ؟
جناب قاضی : اشتباه بعرضتان رساندند خدا وکیلی نه از نماز و روزه و نه از هیچ یک از واجبات دیگرم تا حد توان دریغ نکردم و از قضا نه تنها به کسی ظلم نکرده ام و ریالی مال غیر و بیت المال را نخورده ام بلکه تا توانستند حقم را خوردند و مورد ستم هم واقع شده ام! اما برای مصلحت دین و مردم و کشور و نظام دم هم نزدم!در زندگی اهل ریا و خیانت و تزویر نبودم ! و چه انگاه که ثروت داشتیم و چه انگاه که فقیر بقول حافظ "در فقر کار اهل دولت "می کردم.
قاضی : اتفاقا برای همین دم نزدنت در حال محاکمه شما هستیم ! مگر اقای سعید شجاعی سعدی! نمی دانید اگر کسی زیر بار زور و ظلم وستم رود گناهش بر اساس حکم الهی کمتر ظالم نیست؟!
منهم: جناب قاضی من پاک گیج شد ه ام یعنی شما مرا بخاطر کاری که نکرده ام محاکمه می کنید؟!
قاضی :دقیقا !
متهم: جناب قاضی خیلی معذرت می خواهم حالا که اینجوری است و منهم چاره ای جز اطاعت ندارم فکر نمی کنید دادستان باید کیفر خواست و تفهیم اتهامات احتمالی بنده را اعلام کند نه جنابعالی که قاضی هستید؟!
قاضی :بار اخرت باشد که در کار محاکمه دخالت می کنی! هر چند برای روشن شدنت! بدان که در اینجا قاضی همه کاره است و دادگاه اینجا محکمه عدل الهی است و نه زمینی!.
متهم :چشم ببخشید که دخالت کردم. دیگه فضولی (اصطلاح حقوقی) نمی کنم!
قاضی : اقای سعید شجاعی شما متهمید که در زندگیتان بیش از حد بخشنده بودید و در مقابل نامردی و دوز و کلک سو ار کردن دیگران و از پشت خنجر زدنها و پرونده سازی ها خیلی کوتاه می امدید! توضیح بده چرا ؟! همچنین بگویید چرا شما اجازه دادید نا ان شیاطین مردم و نظام و کشور را از خدمات هر چه بیشتر فردی دلسوز و متخصص و کارامدی چون شما محروم سازند ! هر چند با همه محدودیت های تحمیلی بر شما موفق شدید در خدمت به مردم گل بکارید ! لطفا کامل توضیح دهید؟!.
متهم: بسم الله الرحمن الرحیم
بله جناب قاضی بعرض شریفتان می رسانم که گذشته از اعمال بسیار نیک و خداپسندانه پدر بزرگوارم(مرحوم حاج علی قاسم شجاعی سعدی) در انجام هزاران کار نیک و خیرانه و حصنه برای خیل عظیمی از درماندگان و نیازمندان در دو بعد مالی و غیر مالی که حتما جنابعالی از ان اطلاع کامل دارید - در پاسخ به سئوال شما باید عرض کنم - من در خانواده مذهبی زاده و در فقر و ثروت هم بزرگ شدم .
در تمام عمرم سعی کردم تا پرهیزکارانه زندگی کنم و قناعت را سر لوحه زندگی خود و خانواده قرار دهم و هر انچه که در توان داشته ام را برای دیگران چه اشنا و چه غریب انجام دهم! به کسی ظلم نکردم و برای کسی درد سر قانونی و غیره درست نکردم و نان کسی را هم نبریدم به ناموس مردم چپ نگاه نکردم و دهها نفر را هم تشویق گر ازدواج و کسب تحصیلات عالی بودم و هزاران نفر را هم با سخترین شرایط اموزش زبان و کامپیوتر دادم.بر دوستان نااگاه و دشمنان نامهربان همیشه با گذشت و مدارا رفتار می کردم تا انجا که امر بر انها مشتبه شده بود که اقای شجاعی یا از انها می ترسد و یا حتما ریگی بر کفش دارد!!!
همچنین به جان و مال مردم و بیت المال تجاوز نکردم و بخیل و حسود و کینه ورز هم نبودم!در را کسب علم با همه مانع تراشی های گروه شیاطین - در سه رشته تخصصی صاحب مهارت شدم و با وجودی که می توانستم در خارج از کشور و یا در داخل کشور با این سه مهارت تخصصی خود به ثروت از دست رفته امان باز گردم اما حسب تکلیف شرعی و ملی ماندم و قید جمع اوری ثروت زا زدم و به مردم و بویژه جوانان مستعد ولی کم بضاعتم کمک کردم تا به مهارتهای تخصصی بالا مسلط شوند! و بلاخره بچه های مومن و خوب و بروز (حسب فرمایش مولا علی"ع" ) تربیت کردم وبویژه برای صلح جهانی و منطقه ای و پیشرفت و امنیت و تمامیت ارضی و نظام مقدس کشورم در حد وسع و توانم و نیز تکلیفم سخت تلاش کردم و الان هم که در این محشر در خدمت شما هستم جناب قاضی !
قاضی : گفتم که تورا برای کارهای که نکرده ای محاکمه می کنیم نه کارهای کرده شما!
خوب ظاهرا تا به عینه به شما نشان ندهم متوجه گناهان نابخشوده خودت نمی شوی!
متهم : شما را بخدا راست بروید سر اصل مطلب تا من هم کمتر گیج شوم!
قاضی خطاب به ملازمین دوربرش: ان گروهها را بیاورید!
ملازمین : چشم
-----------------------------------------
لحظه ای نمی گذرد که گروههای متعدد از اشنا و غریب را جلو خود نشسته می بینم! می خواهم با انها سلام و احوال پرسی کنم می بینم حرفهای مرا نمی شنوند ! در واقع من انها را می دیدم اما انها مرا نمی دیدند و من حرفهای انها را می شنیدم اما انها حرفهای مرا نمی شنیدند!اما انها هم قاضی را می دیدند و هم حرف ان را می شنیدند!
-----------------------------------------
قاضی خطاب به من: اینها اینجا هستند تا تو بفهمی چقدر گناه کار بودی و خودت خبر نداری! من از تک تک نمایندگان گروه انها سئوال می کنم و انها جواب خواهند داد!و چون اینجا روز محشر و دادگاه هم دادگاه الهی است دروغ وجود ندارد! در مدت سئوال و جواب من با نمایندگان انها سعی نکن که با انها حرف بزنی چرا که انها نه صدایت رامی شنوند و نه تورا می بینند! در واقع هنگامی که روبه شما و باشما (مثل الان) سخن می گویم انها سخنان من راهم نخواهند شنید ! و فقط وقتی رو به انها و با انها صحبت کنم مرا خواهند دید و صحبتم را خواهند شنید متوجه شدید اقای شجاعی؟!
متهم: بله عالیجناب! چشم من ساکت می نشینم و گوش خواهم داد!
قاضی خطاب به نماینده گروه اول: خوب خودت را معرفی کن و بگو چه بلای سر اقای سعید شجاعی سعدی
اوردید؟!
نماینده گروه اول(که از اینجا به بعد ان را نگا مخفف نماینده گروه اول می خوانیم):
من نماینده گروهی از هم ولایتی های اقای سعید شجاعی سعدی هستم که از صداقت و خلوص نیت او و نیز از شرم و حیای او من و دوستانم سوئ استفاده فراوان و مکرر نمودیم و برای منافع مالی و اداری خود تا توانستیم گزارشات سر تا پا دروغ ارسال نمودیم تا انقدر او مشکوک و مشکل دار بنظر برسد که تا پانصد سال بعد ان نیز کسی بفکر استفاده از توان اقای شجاعی برای کمک به اعتلای نظام و مردم نیفتاد !و همواره یک علامت سئوال بزرگ روی اقای شجاعی بماند! و نیز تا جواب همه استعلامها بشود"به مصلحت نمی باشد! دیدید چطور مثل اب خوردن صلاحیت ایشان را با همکاری گروه دو برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی از شیراز رد نمودیم ! بله جناب قاضی ! چه خوب گفته اند که دروغ هرچقدر بزرگتر باورکردنش اسان تر!!!
اقای قاضی الحق اقای سعید شجاعی سعدی فردی متفکر و اندیشمند و با سواد و یک مدیر واقعی بود ما فقط حراف و خالی بند و نوطئه گر .! او در ایمان و ادعای خود صادق و استوار بود ما مصلحتی و برای فرار از فقر و نداری فاحش - خود را بازمانه وقف داده بودیم !. جناب قاضی اگر چند ماه فقط چند ماه حقوق و مزایا و رانت خوری ما راقطع می کردند از زمین و زمان بد می گفتیم به همه پشت می کردیم و خلاصه انکه وجود اقای شجاعی برای ما یک مانع و عامل بازدارنده بخور بخور و پیشرفت هردم بیلی بود! بهمین دلیل هرانچه که نوانستیم برعلیه ایشان انجام دادیم تا او صحنه را ترک کند ! و ما فرصت ابراز وجود پیدا کنیم! اما اقای قاضی حالا پولدار شده بودیم اما نفرین خدا و خلقش را بدنبال خود داشنیم !
پول و مقام را چون به حرام و ناحق بدست اورده بودیم نه برایمان ابرو اورد و نه ارامش و اسایش! هنوز به سن پیری نرسیده ! همه پیر و فرتوت و بیمار سخت شدیم و بارها می خواستیم نزد اقای شجاعی برویم عذر خواهی کنیم جبران مافات کنیم اما رویمان نشد که نشد چون بدلیل کارهای ناجوانمردانه خود از ایشان خجالت می کشیدیم ضمنا با اقرار به اشتباه و گناه نمی خواستیم موقعیت ناحق کسب کرده مالی و اداری خود را بخطر اندازیم!!!
قاضی: ایا فکر نکردید اول خداو روز قیامتی است و دوم ممکن است اقای شجاعی از طریق بازرسی همان جای که شما ان گزارشات نامردانه و سرتا پا دروغ را می فرستادید مدعی شود و پیگیری کند و رسوایتان کند؟!
نگا: چرا قربان به این هم فکر کرده بودیم ولی اول کاملا می دانستیم که اقای شجاعی حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی و استقلال و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران انقدر برایش اهمیت دارد که اگر احساس کند حتی یک در میلیارد ممکن است پیگیری های او نظام و کشور را بخطر اندازد حاضر نبود حتی با نابودی و نفله شدن خودش به اینکار دست بزند که دیدیم هم نزد!
و دوم ما هم بی پشتیبان نبودیم که امثال ایشان برایمان موی دماغ بشود ! و سوم بلطف همین کارهایمان از فقر و فلاکت انقدر به ثروت و قدرت اداری رسیدبودیم که هر پیگیری احتمالی ایشان را کاملا خنثی نماییم! و چهارم توبه می کردیم تا از عذاب خدا هم در امان بمانیم !بماند که اقای شجاعی هم بارها گفته و نوشته بودند که همه انهایی را که برایش توطئه و نامردی کرده اند را بخشیده اند - پس چرا حالا باید خدا ما را قصاص نماید جناب قاضی!
---------------------------------------
قاضی خطاب به نماینده گروه دو: شما بگویید چه بلای بر سر اقای سعید شجاعی سعدی اوردید؟
نماینده گروه دو : ما با توجه به همکاری و حمایت گروه یک و با اگاهی کامل از شخصیت اقای شجاعی که صبور و بخشنده و عیب پوش بودند در سه دوره ی نسبتا کوناهی که ایشان در خدمت نظام ادرای بودند الحق برایش سنگ تمام گذاشتیم ! هر چه سعی کردیم از اعمال و سابقه گذشته ایشان مویی بیابیم تا از ان کوهی بسازیم تا انرا بر سرش بکوبیم ! نشد که نشد!
اما بلطف گروه یک و نفراتی از همکارانی که فعالیت های شبانه روزی اقای شجاعی پاک منافع نامشروع مالی و اداری انها را بخطر انداخته بود برایش نکرده! تراشیدیم!مثلا در دوران خدمتش در بهداری و حمل و نقل و هواشناسی که در نهایت صداقت و شایستگی در خدمت به مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کار می کرد در حالی که خودش دست خیانت به بیت المال ما را افشا کرده بود
برایش در این مورد تا توانستیم درست کردیم!و بعد از انکه عملا شرایطی زا در هز سه اداره برایش پدید اوردیم تا راهی بجز استعفا نداشته باشد ! و نیز بعد از رفتن ایشان خلافهای خودمان را بر گردن ایشان انداختیم ! موارد خلاف اخلاقی و درگیری با مدیران را هم برایش ساختیم تا حسابی وزن کلاسه اش سنگین گردد بویژه که همه این اعمال در خفا و در نبود ایشان انجام می گردید لذا دستمان برای پر بار کردن پرونده سازی باز باز بود! ضمنا باید اضافه کنیم که الحق !
در دوران خدمت ایشان در سه اداره فوق نه تنها امور اداری و مالی که روحیه همه همکاران بشدت بهبود یافته و یک دنیا شادی و انرژی مثبت ادارات فوق را فرا گرفته بود اما چه کنیم که بدلیل فاسد نبودن اقای شجاعی او مانع منافع نامشروع و غیر قانونی همه جانبه ما بود به همین دلیل درست مثل قلتک و اسفالت کوب همه با بی شرمی و خدا ناترسی نمام دست بدست هم دادیم تا ایشان را برغم همه شایستگی و سواد و صداقت و اخلاق نیکش له و لورده نماییم که خدا ما را ببخشد ! بله ! جناب قاضی اینها گوشه ای از کارهای ما در مورد ایشان بود!
قاضی خطاب به نماینده گروه دو :چرا این کارها را کردید مگر اقای شجاعی جایتان را تنگ کرده بود؟!
نماینده گروه دو : بله اقای قاضی معلوم است که جایمان را تنگ کرده بود ! اخه شما ببیند! هنوز دو ماه از خدمتش در حمل و نقل نگذشته بود که بدلیل شایسته گی به ریاست اداره امار و برنامه ریزی منصوب گردیدو کمی بعد رسما با حکم کارگزینی و بعد از گزینش رسمی کشوری به استحدام رسمی در امد و بدتر از همه بعنوان نماینده سازمان حمل و نقل و پاپایانه های استان در سمینار اهواز شرکت نموده و در جمع مسئولین کشوری وقت سخنرانی نمود! و چه کرد ان سخنرانی و ارایه راهکار برای حمل و نقل کشور و استان فارس!
او هنوز جوهر قراردادش خشک نشده و هنوز نیامده در هواشناسی ! کتاب اتم جو را ترجمه کرد و پی در پی برای اصلاح امور اداره طرح می داد و کارش بجایی رسیده بود که عملا مترجم هیات های علمی و فنی خارجی به هنگام بازدید از اثار تاریخی فارس در هواشناسی درامده بود!پس پر واضح بود که با وجود ایشان و سه مهارت تخصصی بالایش و روابط عمومی و قدرت بیان و قلمش عملا جایی برای رشد و کسب موقعیت مالی و اداری حرام و "هردم بیلی "ما" نبود دیدید که بعد از توطئه شیطانی بر علیه ایشان و بمحض خلاص شدن از شرش هم خودمان و هم فرزندانمان تا مدیرکلی!هم رسیدیم!در پاسخ به بحث مدعیان شایشته سالاری که توسط امثال اقای سعید شجاعی طرح می گردید میگفتیم ! گور پدر شایسته سالاری!!! کی گفته برای مدیرشدن سواد می خواهد!هوش می خواهد! قوه و قدرت تجزیه و تحلیل لازم است و مدیریت
شناخت می خواهد! برای مدیریت جناب قاصی از دید مکارانه و ریاکارانه ما(ینا به مصلحت زمانه ) سمبل یک مدیر فقط و فقط ریش و تسبیح و دکمه بسته پیزاهن بود و صف اول نماز جماعت مصلحتی ! یعنی همان کاری که معاویه و یزید و انصار و پیروانشان می کردند و بمحض تثبیت موقعیت هم کم توجه ای به همه انها و یا کنار گذاشتن یکجا انها و بس !!!
به این می گفتیم روش درست مدیریت و لاغیر ضمنا ما همیشه در دنیا که بودیم از ته دل می گفتیم که : الهی امثال اقای شجاعی سه سکته را باهم بزنند که می خواستند با طرح مباحثی مانند شایسته سالاری دوباره بجای غرق در شهرت و ثروت و شهوت و صدالبته مدیریت خوش خوشانه و الکی کنونی !!! مارا به کارهای سخت کشاورزی و دامداری و کارگری و یا نقاشی ماشین و منزل و یا امثالهم قبلی برگردانند! کورخواندند ! جناب قاصی به عدل مبارک قسم !
اگر هزاران مثل اقای شجاعی را زیر گل می کردیم اجازه نمی دادیم تا به دوران سخت و طاقت فرسای کارهای یدی با درامد ناچیز در شهر و روستایمان برگردیم! و دیدید هم که برنگشتیم!و برعکس این ما بودیم که اقای شجاعی را تبعید و محکوم اعلام نشده کردیم به سکونت در خانه و مغازه اجاره ای و چنان عرصه را از لحاظ مالی و سیاسی بر او تنگ کردیم !!!
که هنوز هم متحیر و مبهوتیم چطور این مرد بر ایمان و تقوا و پاکی و صداقت و پیوند خود با خدا و مردم و خون شهدا ماند!!!؟ اگر او یک هزارم بلایی را که ما به سرش اورده بودیم بر سر ما می اورد !!!! یک کافر و یک دیوانه کامل می شدیم الحق ! مرحبا و افرین بر ایمان و استقامت و صبر اقای سعید شجاعی سعدی!!!
قاضی خطاب به نماینده گروه سه:
اقا چرا شما که شرعا و قانونا و اخلاقا مسئولیت جذب و حمایت از شایستگان خدمت به مردم و نظام را داشتید اجازه دادید تا گروه اول و دوم در مورد اقای سعید شجاعی سعدی ان کنند که نباید؟!و چرا سعی نکردید برای ایشان جبران مافات نمایید؟!
جناب قاضی : اول ما ماموریم و معزول! دوم که اقای شجاعی هیچ وقت گله و شکایتی رسمی از گروه اول و دوم بعمل نیاورد!سوم خود ایشان بارها گروههای اول و دوم را بخشیده بود! چهارم چطور ما می توانستیم منابع خود را گرفتار کنیم حتی اگر بدانیم که انها بر اساس غرض و مرض و کینه شخصی و به دروغ خواسته باشند زیراب اقای شجاعی را بزنند!
پنجم اگر اقای شجاعی نتوانسته و یا نخواسته که با زدو بند و یا از راه عادی مدیر کل و غیره بشه این تقصیر خوده اوست نه ما!البته خدایی قبول داریم ایشان فردی صادق و با سواد و بدرد بخور بود اما چطور می شد گروه یک و دو را نادیده بگیریم و به انها بگوییم شما دروغگویید! انوقت دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد! هرچند که اقای شجاعی نشان داده بود که فردی تواتمند و صادق و عاشق بی مزد و مواجب ایران ومردم و نظام است!اما نمی توانستیم گروه یک و دو را نادیده بگیریم!پس راحت تر ان بود که یک نقر را (هرچند ناحق)فدای ان دوگروه نماییم که نمودیم!
ضمنا اینجا نه اداره کاریابی است که برای ایشان بجبران گذشته کار و مدیریت درست کنیم و نه بنگاه خیریه که باز برای جبران گذشته رقمی به ایشان پرداخت گردد!وششم دو بار ما از ایشان دعوت کردیم تا توصیحات خودشان را در مورد افاضات و مکتوبات گروه اول و دوم بدهد و ایشان هم امد و توضیح داد و رفت و ما هم ایشان را مفتخر به کار در مغازه کوچک اجاریشان نمودیم تا استعداد و سه مهارتش هم نابودنگردد!و تازه هم گذاشتیم نفس هم بکشد! چرا که با حجم گزارشان گروهای یک و دو ایشان قطعا باید ممنوع النفس و معدوم دم می شد!!!
دیگر چه کار دیگری می نوانستیم و برای او نکردیم البته درست است خیلی مراقب بودیم نا خدای ناکرده ایشان بیش از این باسواد و یا چاق و چله نشود چرا که به "مصلحتش " نبود دلیلش هم روشن بود اعضائ محترم گروه یک و دو سخت از ما می رنجیدند ! ضمنا ما کاملا مراقب بودیم تا ریالی بر درامد اقای شجاعی افزایش اضاف نشود ! و همواره در ضعف شدید مالی و در حال اجاره نشینی باقی بماند تا مبادا رویش زیاد گردد و مدعی گردد و بازهم دو گروه فوق از ما برنجند !!!.
اما قبول داریم شاید اگر از ایشان در وزارت امورخارجه و دفتر نمایندگهای جمهوری اسلامی در خارج و در سازمان ملل و یا هز جایی دیگر در داخل استفاده می شدبا توجه به تجربه و سه مهارت تخصصی و شخصیت و تقوا و توان بالای اقای سعید شجاعی سعدی می توانست برای کشور و نظام بسیار مفید باشد و استثنائا به مصلحت هم باشد! چرا که در دید اعضائ دو گروه یک و دو قرار نداشت و هزاران کیلومنر از اینجا دور می شد ! اما با کلاسه های ساخت گروه یک دو و مخالفتهای شدید انها چه باید می کردیم! هرچند که همه ما می دانستیم که همه محنویات این دو کلاسه کذب محض بود!!!
قاضی خطاب به گروه چهارم:
شما دیگه چرا در حق اقای شجاعی جفا نمودید؟!
نماینده گروه چهار:
جناب قاصی :
اقای سعدی شجاعی سعدی شخصی فضول! دهن لق! کله شق و صد البته مغرور و در عین حال متاسفانه صادق و درست کار و صاحب زبان و کلام و قلم نافض و اثر گزار و ذهنی خلاق و نحلیلگرا و از همه بدتر تملق ناگو و خدا ترس بود!!! .
ما پدرمان در امد تا بتوانیم جمهوری اسلامی ایران را یک کشور تروریست؟! و درحال ساخت بمب اتم نشان دهیم؟! تا هر چه زودنر غرب و ناتو و بویژه امریکا و اسراییل به ایران اسلامی حمله کنند و اگر شد ایران اسلامی تجزیه گردد؟! و اگر نشد دهها سال از زندگی و پیشرفت و رشد و نوسعه همه جانبه عقب بیفتد و سران عرب و اسراییل و غرب و امریکا در عوض ما را در " شهرت و شهوت و ثروت و قدرت کامل " غرق کنند!!! مهم هم نبود چند میلیون کشته می شد و جنگ جهانی سوم شروع می شد یا نه؟! بلکه مهم این بود که صلح و ثبات منطقه و جهان از بین برود تا از اب گل الود ما ماهی های چند ده و بلکه چند صد میلیاردی صید کنیم و همین و بس؟!
اما مناسفانه ایشان با ارسال نحلیل برای مقامات ذی صلاح و نیز گذاشتن تحلیلهای راه گشا و مستند و البنه افشاگرانه در کنار سایر عوامل بازدارنده مانع این کار شد! تو گویی یک تنه کار یک وزارتخانه ای چون وزارت خارجه را بی مزد و مواجب با تاسیس و راه اندازی ده وبلاگ بفارسی و انگلیسی در شبکه اینترنت انجام می داد !
هنوز توطئه جنگ طلبان و زورگویان تندرو درون دو دولت پرزیدنت بوش و المرت برعلیه نظام و تمامیت ارضی و استقلال ایزان عزیز شروع نشده بود و تنها در رسانه های جمعی فقط نشانه هایی از ان بصورت غیر رسمی ظاهر شده بود که ایشان فورا با گذاشتن مقالات هشدارگونه و افشاگرانه در وبلاگ های دهگانه خود به فارسی و انگلیسی همه را از ان توطئه ها اگاه می نمود و در واقع توطئه هنوز اغاز نشده - تمام می شد ! جناب قاصی کاخ سفید و کاخ نحست وزیری اسراییل درمدت روی کاربودن المرت و بوش از دست اقای سعید شجاعی سعدی دل پرخونی داشتند ! حتی چند بار همه تصمیم گرفتن تا به عوامل موساد و سیا دستور دهند تا کارش را بسازند!!!
اما متاسفانه او همانقدر که جنگ طلبان را در ایران و امریکا و اسراییل عصبانی کرده بود در این سه کشور دل صلح طلبان را نیز شاد کرده بود لذا متاسفانه این دو کاخ از ترس واکنش شدید صلح طلبان از انجام ان منصرف شدند !!!بهر حال جناب قاضی این چنین بود که او با تلاشهای خود تا حد زیادی از تشدید بحران و شروع جنگ جلوگیری بعمل اورد! حتی چند بار دعوت کردیم تابه غرب برود و دختر هایی از غرب را وا داشتیم تا نامه فدایت شوم برایش ارسال کنند تا بلکه وجود مزاحمش از ما دور گردد اما او پرهیزکارانه و مومنانه در پاسخ انها می نوشت:
"عوضی گرفتید و من ریشه ده هزار ساله در ایران دارم " !!! بجان خودمان اقای قاضی! اگر یکی از این پیشنهادات را به اعضای محترم گروه یک و دو می دادیم با سر و کله قید همه چیز را می زدند و با پشت کردن به همه کس و همه چیز و سرازیر شدن اب از لب و لوچه اشان فورا عازم سرزمینهای فخیمه می گردیدند .
بعلاوه تا امدیم برای از بین بردن اخلاق در خانواده ها فحشا و سکس بدون ازدواج و شرع را بین جوانان رواج دهیم با مقالات علمی و نحقیقی و دانشگاهی خود بخشی از فعالیت های ما را خنثی نمود که باز هم نفرین می کردیم که الهی ! سه تا غده سه کیلویی توکله اش سبز شود !!!. که مناسفانه سبز نشد که هیچ با انهمه فشار و محدویت که ما و اعضای دو گروهای فوق برسرش می اوریم ! سرحال و با انرژی مثل کوه سربلند ماند! و روی همه ما را هم جانانه کم کرد!
----------------------------------------------------------------------
در اینجا قاضی با اشاره به مطالب این چهار گروه رو به متهم سعید شجاعی سعدی نمود فرمود:
اقای شجاعی حالا به گناه خودن اعنراف می کنی؟!
و من متهم هم خطاب به ایشان عرض کردم :بله اقای قاضی حالا فهمیدم ! گناه نداشته و نکرده ام در دنیا چه بوده ! اما جناب قاضی !من اگر باز هم زنده شوم و به دنیا برگردم حاضر نیستم یک ثانیه ارامش وجدان و حفظ دین و شرافت و کرامت انسانی را بعنوان جانشین خدا بروی زمین برای بدست اوردن پست و مقام و ثروت و شهرت و شهوت ندید بگیرم!
و یقینا همانگونه زندگی می کنم که کردم تا ریالی حق مردم و نظام و بیت المال بردوشم نباشد و تاسر سوزنی به کسی ستم و نامردی روا نکرده باشم! و نا اسوده بخوابم ! و اسوده بمیرم ! و مرد باشم و یک انسان "ادم"!!!
--------------------------------------
قاضی نگاهی بمن کرد و فرمود این هم یکی از ازمایشات خداوند و افریدگار تو بود !بشارن باد تورا ! که از انهم سربلند بیرون امدی! اقا ! که ناگهان با صدای موذن مسجد محل از خواب بیدار شدم تا فریضه نماز صبح را بجا اورم.
ای بابا !!! پس همه این محاکمه خواب بود! جلل الخالق! این خوابی بود که خیلی خیلی راست و عبرت امیز بنظر می رسد!پس الله اکبر! و الحمدولله رب العالمین!
----------------------------
"صلاح کار کجا و من خراب کجا"
"ببین تفاوت ره کزکجا ست تا به کجا"
"دلم زه صومعه بگرفت وخرغه سالوس"
"کجاست دیرمغان و شراب ناب کجاست"
"چه نسبت است به رندی صلاح و نقوا را"
"سماع وعظ کجا و نغمعه رباب کجا"
"زروی دوست دل دشمنان چه در یابد"
"چراغ مرده کجا شمع افتاب کجا"
"چو کحل بینش ما خاک استان شماست"
"کجا روییم بفرما از این جناب کجا"
"مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است"
"کجا همی روی ای دل بدین شتاب کجا"
"بشد که یاد خوشش باد روزگار وصل"
"خود ان کرشمه کجارفت و ان عتاب کجا"
"قرار و خواب زه حافظ طمع مدار ای دوست"
"قرار چیست صبوری کدام و خواب کدام"
(حافظ)
نوشته شده توسط سعید شجاعی سعدی در ساعت 12:31
بنام خداوند بخشنده مهربان قرارشان بود که نگذارند نظام و ایران و ایرانی با نزدیک به ده هزار سال هنر نمایی در صحنه علم و فرهنگ و تمدن سازی جهان به دانش های روز و منجمله دانش هسته ای دست یابد . تهدید و تحریم فراوان کردند و تا توانستند زور گفتند! .اما دریغشان که این دولت و ملت و رهبری قدر ! نه به تهدید و نه به تحریم انها ارزشی دادند و نه به مانع تراشی فراوانشان بهایی! . به لطف خدا دیروز بله همین دیروز ! اولین نیروگاه هسته ای ایران با شروع روند بارگذاری میله های سوخت هسته ای رسما اغاز به کار نمود که این موفقیت دیگر را (در کنار سایر دستاوردهای علمی و صنعتی روز) به همه ملت ایران و ملل دوستدار فرهنگ و تمدن ایران و به همه جهانیان به عنوان یک شهروند ساده ایرانی و نیز یک وبلاگ نویس طنز پرداز و تحلیلگر مسایل اجتماعی و نیز سیاست خارجی ایران اسلامی شادباش می گویم. لطفا مطلب زیر با عنوان "خواب سیاسی مهم " را نیز مطالعه فرمایید!. سعید شجاعی سعدی - شیراز - یکشنبه 89/5/31 ------------------------------ "خواب سیاسی اولین سحر ماه مبارک رمضان" A POLITICAL DREAM OF ME ایا شما تا حالا خواب سیاسی دید ه اید .انهم در باره خودتان و از سوی کسانی که بر علیه شماناجوانمردانه و بدور از هر توجیه شرعی و قانونی" مسئله افرینی" و توطئه بر اساس کینه و بخل و حسادت شخصی نمایند ؟ من که سحر اولین روز ماه مبارک رمضان(که همینجا حلول ان را بر همه مسلمانان و بخصوص شیعیان جهان تبریک عرض می کنم ) ان را تجربه نمودم و هم اینک این خواب را برایتان تعریف می کنم . الف - یاداوری - این خواب کاملا طنز و تخیلی است . اما ریشه حقیقی و واقعی ان در درد و ظلم های است که بر نویسنده وارد ساختند و هر دقیقه و ساعت او به جبر زمانه باید تبعات اعمال شیطانی و غرض و مرض مابانه دیگران را باید تحمل کند.در این خواب شما با مباحث و گفته های دو هویتی روبرو هستید که اولی شخصیتی شیطانی و دنیا طلب دارد (با سوی استفاده از قانون و حفظ ظاهری شعائر ) و دیگری شخصیتی که خدا ترس و قانون مدار است و دلش می خواهد امور حکومت و مردم درست پیش روند اما از چنان جایگاه و قدرتی برخوردارنیست تا به خواست خود جامعه عمل بپوشاند لذا نهایتا تسلیم نظر نفر اول می شود. این دو شخصیت را می توان بعنوان نماینده و سمبل دو قشری که در رد ه های میانی و یا پایینی هر جامعه و یا هر دستگاه حکومتی در دنیا و منجمله در نظام مردم سالاری دینی و بین اقشار مردمی ما در راس کار هستند و یا به هر صورت دست بالا رادارند بحساب اورد . در این خواب سیاسی از جفا و ظلمهای فراونی می خوانید که توسط افراد انگشت شماری با سوی استفاده از قانون و قدرت و موقعیت خود بر من (و یا دیگری) روا داشته اند . شاید در نگاه اول هر ساده اندیشی! من باید به همه چیز بدبین و از ظلم و جور بی حد و حساب این عده بدبخت و بیمار به عناد بیافتم ! اما بر عکس با افتخار اعلام می کنم یک ایرانی خدمتگزار مردم و نظام بوده و هستم و رفتار چند نفری که بنظر می رسد از لحاظ شخصیتی و روانی مشکل اساسی دارند (و از فقر نداری و با سوی استفاده از ابزارهای قانونی در اختیار خود خود را به زر و زور تزویر و ریا مسلح کرده اند ) هرگز سبب نخواهد شد تا ذره ای از عشق و علاقه عمیق بنده به نظام و کشور و تاریخ و تمدن بزرگ ایران عزیز کم نمایند . به همین دلیل برای صدمین بار رسما اعلام می کنم همه انها را هم بخشیدم ولی واگذارشان را بخدا و خودشان می نمایم و به این کوردلان شیطان صفت می گویم که اگر از اسمان شهاب سنگ هم بجای رفتار پست و ناجوانمردانه کنونی اتان بر سرم ببارید ! لحظه ای حاضر نیستم به نظام و کشورم پشت نمایم ! و مجدا می گویم همه انها را بخشیدم و تاکید می کنم برسم جوانمردان و مردان خدا و اخرت بین ! اگر شما چنین ناجوانمردانه و شیطانی تازیده و می تازید من حاضر نیستم حتی خاری به کف پای شما بنشیند که هیچ ! بلکه برایتان از خدا ی عادل و بزرگ شفای کامل و بازگشت سلامتی روح و روان که بعلت کیف و سرمستی وصف ناپذیر کسب هر دم بیلی" زر و زور و شهوت " به عدم تعادل شخصیتی و عقده شدید دچار شده اید خواستار و نیز برایتان یک زندگی سالم و با عزت (و نه ذلتمند کنونی) مسئلت می نمایم . ----------------------------------- ب: اما خواب سیاسی من! -ای بابا کی به کیه ! انچه من می گم درسته و وای به حال کسی که زاویه اش با من یک میلی متر نخواند . -مهم نیست توانش چقدر است و اصل و نسب دار و متعهد و دلسوز و سه مهارت تخصصی جهانی و روز دارد . -مهم اینست که من تشخیص می دهم او مسئله دار ! و ناباب است . -چی گفتی کل زندگیش را زیرو رو کردید چیز مهم منفی پیدا نشد ! غلط کردید !مورد ندارد بتراشید! مثلا ببین زمان دانشجویی و در خوابگاه مردانه که کولر و پنکه بدرد بخورهم نبود با شرت در تخت خود نخوابیده ! حتما خوابیده مگه در ترم تابستانه و در هوای گرم جهرم با حرارت حدود 50 درجه انهم 22سال قبل دانشگاه نبوده ! پس حتما اینکار را کرده خوب پسر خوب همین می شود یک مسئله غیر اخلاقی و یک برگ اضافی دیگر بر پرونده ای که برایش ساخته ایم ! . تازه چشماش هم سبز است پس حتما پارسال با سبزها رابطه داشته! این هم یک جرم دیگه ! خاک بر سر ! مگه ندیدی چطور به بهانه هک شدن وبلاگها ش حدود ده ماهی مطلب تو سایتهایش نگذاشت که اگر گذاشته بود در ان قیل و قال و شلوغی بعد از انتخابات خوب می شد ناکارش کرد و برای همیشه از شرش خلاص شویم که نشد !. هی میگه اگر می خواهیم نابودش کنیم با این بهانه و دلایل مسخره این کارشدنی نیست باید فکر دیگه ای بکنیم ! هی میگه او برای پیروزی انقلاب و بعد هم جبهه و کمک رسانی به اسیب دیده گان زلزله در قالب امدادگر هلال احمر و نیز اموزش مجانی زبان انگلیسی و کامپیوتر به مددجویان و افراد معلول تحت حمایت بهزیستی و دختران و پسران دبیرستانی و دانشگاهی مشمول طرح تابستانه مساجد محل زندگی خود و نیز دختران و پسران بسیجی محل خود با تحمل مشقت فراوان خدمت فراوان نموده است . باز میگه پدر او (مرحوم حاج علی قاسم شجاعی سعدی "ره" )کسی است که همه دار و ندار و ثروت فراوان خود را صرف امور خدمت به خدا و مردم ندار و گرفتار نمود. در این کار انقدر اصرار نمود تا به ورشکستگی رسید تازه انوقت هم دست از خدمت به خدا و مردم با وجود فقر و نداری شدیدی که دچارش گردید! برنداشت. - چقدر بگم ما کار به خدمت او و یا پدرش به خدا و مردم و نظام و کشور نداریم ما فقط به اثار منفی کار و تلاش او بر منافع شخصی و ثروت و موقعیت ( هردم بیلی ) خود داریم که از همه چیز مهم تر است!.پس کارها و خدمات فراوان مثبتش را فراموش کن و بگرد نقطه ضعف هایش را پیدا کن !. - باز که گفتی گشتیم چیزی پیدا نشده ! بابا مگر سال 60 به زبان انگلیسی مسلط نشده اخه توی ان هنگام کی فکرش به این کار می رفت بجز یک ادم مشکوک ! مگه وقتی تو اداره کارمی کرد وا نداشتیم کارمندش با او انگلیسی حرف بزند تا بگوییم قرار و مدار در در ! می گذارند ! مگه با مدیری که اهل یکی از روستاهای شمال کشور بود بر سر کارهای غیر اصولی که هم هزینه فراوان به بیت المال تحمیل می نمود و هم انقدر ان مدیر باسواد بود که وقتی این شجاعی ! کتاب "اتمسفر " را ترجمه نمود و مورد تایید کارشناسان هم قرار گرفت او به شجاعی گفت: اخه کتاب اتمسفر (لایه های هوای جو اسمان) چه ربطی به هواشناسی و تو دارد! و کتاب را گرفت به گوشه ای پرت نمود و بعدها همین شجاعی با نگارش چند مقاله علمی و ارسال انها برای سمینارهای هواشناسی و اداری و بعد هم با پذیرش علمی ان مقاله ها توسط هیئت متخصصین داوری لج مدیرکل و باند خیلی دست پاک ! و با سواد ! و صد البته خیلی توانمند وقت را دراورد ! خوب همین می شود تمرد از دستور مدیر کل و مقابله با اعضای محترم باند جناب مدیرکل وقت ! و دیدی که بعد از استعفای شجاعی و در نبود او همین باند هر چه خود کرده بودند و هر چه گند بالا اورده بودند را به پای شجاعی گذاشتند و ما هم چشم خود را بستیم تا برادرا ! حساب این اقا را برسند دیدی که احمق جان ! اب از اب هم تکان نخورد ! مرد ناحسابی مسئله ای مشکوک و غیر اخلاقی تر از این موارد چی می خواهی که او مرتکب شده است !!!. -ای بابا این چه حرفی که می زنی چرا میگی ما داریم مسائل را توی روز روشن 180درجه برعکس نشان میدهم و اتفاقی نمی افتد!!!. باز میگه اینا که گفتی حسن تقوا و درستی مدیریت و توان و شخصیت و سواد و تعهد شجاعی را می رساند نه عیب و ایراد او را بابا جان ! من و تو این قدرت(!!!؟) را داریم که هر خوبی را بد و هر بدی را خوب نشان دهیم ! خوب حالا همه این کارهای شجاعی را بد نشان بده و ببند به پرونده اش ! کی می خواهد در حال و اینده من و تو را باز خواست کند . هان بگو کی می خواهد؟!. - هی میگه وظیفه اخلاقی و قانونی یک انسان و یک ایرانی ازاده (چه برسد به ایرانی مسلمان )ان است که به هنگام مسئولیت باید همانگونه رفتار و عمل کنند که شجاعی عمل کرده است! تا هم مردم و هم خدا راضی باشند و هم به بیت المال خیانت نشود و هم کارها درست و صحیح و قانونمند و علمی و شرعی پیش روند.باز میگه هر ادم شرافتمندی را هم که جای شجاعی می گذاشتند همانگونه عمل می کرد که شجاعی عمل نموده است!. - بابا اگر افراد پاک دیگر هم همین کارها را می کنند که دیگر مزاحم بخور بخور و خار چشم ما که نبوده اند ! همه که نمی خواستند کاندید نماینده گی مجلس و غیره شوند همه که در اینترنت این همه مقاله نویسی و خود نمایی که نمی کنند همه که مدعی و ندای صلح طلبی و تحلیل مسایل خارجی جمهوری اسلامی را سر نمی دهند ! مگر یادت رفته دوسال قبل می خواست سازمانیNGO"" را بنام "پاسداران صلح و امنیت ملل " درست کند و خودش رییس ان گردد و در منطقه و جهان با محوریت جمهوری اسلامی ایران صلح و امنیت را گسترش و ان را تعمیق و نهادینه گرداند ! که از شانس خوب ما موفق به انجام این کار نشد !. باز میگه اگر شده بود که بد نبود هم منافع جمهوری اسلامی بیشتر و بهتر تامین می شد و هم منطقه و جهان ارامش و همکاری بیشتری را تجربه می نمود و تازه می شد با این کار جلوی هر جنگی نا خواسته و غیر ضروری را گرفت و نهایتا علاوه بر منافع و امنیت نظام و مردم ! همچنین منافع شخصی من و تو هم بیشتر تامین می گردید. ای بابا ! یادت رفته در جنگ 8 ساله چقدر پول از احتکار و دلالی جنس مورد نیاز نظام و مردم به جیب زدیم .نمی بینی این اقا می خواهد با جلو گیری از یک جنگ مجدد هزاران برابر کسب و کاری که در جنگ هشت ساله داشتیم را ازبین ببرد !ای لعنت بر این حسود بخیل!. - بابا جان !این لعنتی همچین پرو شده که نظریه پردازی سیاسی برای اینده روابط خارجی نظام و منطقه و جهان هم می کند! خبر داریم چند مرتبه به سمینارهای معتبر جهان دعوت شده و دو بار هم توسط وزارت کشور شیطان بزرگ از طریق اعلام اینترنتی برای گرین کارت و اقامت دایم در امریکا دعوت شده اما این لعنتی حتی جوابشان را هم نداد که اگر داده بود با یک انگ خلق الساعه امریکایی تا ابد او را زمین گیر و یا به زیر خاک می فرستادیم و همانگونه که وزیر وقت انگلیس بعد از سرنگونی دکتر مصدق گفت "حالا می توانم یک خواب راحت بکنم " ما هم بعد از زیر خاک کردن این اقا خواب راحت می کردیم! الهی شجاعی مردشور ببرت! که خواب و اسایش( شیطانی )ما را بر هم زدی !.البته بین خودمان بماند ! یک جور هایی به همت و اراده و شخصیت والا ی شجاعی هم حسادت دارم و هم در حیرتم که چطور این مرد چشم بر همه خوشیها و لذایز دنیا بسته ! به جان خودم من حاضرم همه چیزم را بدهم تا بگذارند بروم ان طرفها "زندگی " و " حال " کنم !. انوقت این بابا را دعوت می کنند ناز می کنه و احمق ! انها را تحویل نمی گیرد. - تازه اگر میگذاشتیم که همه ایمیلها وپیامک و تلفنها ارسالی برای او بدستش برسد و از همه دعوتها و اظهار نظرها اگاه می شد ! اونوقت دیگه چی می شد! . ای بابا باز میگه در پوشش قانون دارم کینه و غرض و مرض شخصی و محدودیت های غیر قانونی و غیر شرعی و ناجوانمردانه در موردش اعمال می کنیم ! .باز میگه او خادم مردم و نظام و صلح و امنیت ملی ما و منطق و جهان است و به هیچ گروه حقوقی و سیاسی و یا شخص حقیقی بجز به خدا و نظام و خودش وابسته نیست!. او یک فیلسوف و دانشمند بی ادعا است ! اخه احمق جان معلوم که وابسته نیست معلومه که با سواد و مجرب است نه ما که همه دنیا بخوبی می داند ! تمام کارهای خداپسندانه و خادمانه و صلح طلبانه او خود جوش و بدون ریالی سود شخصی برای اوست. اما چرا نمی فهمی منافع مالی و سیاسی و غیره ما حکم می کند که حتما به یک جا وابسته اش کنیم و گرنه فردا و یا پس فردا فلان مسئول کشوری و یا سازمانهای علمی و هنری و فرهنگی جهانی امدیم شد و خواستند از توان و اخلاص و مدیریت و دانش او استفاده کنند و فهمیدند این اقا مورد کینه و غرض و مرض شخصی ما قرار گرفته و با همه توان با پرونده سازی دروغ برایش مسئله نداشته افریدیم انوقت نان ما که اجرمی شود و همه لذایذ و ثروت وامکانات باداورده و "هردم بیلی " که بنا حق مال خود کرده ایم ول می شود.! مردک تو ای ! که برای او دلسوزی میکنی یادت رفته در روستا و شهر خودمان اه در بساط نداشتیم و با همین کارها و حق کشی ها و از میدان به در کردن نخبه گان دلسوز و توانمند با سواد بوده است که به چنین جایگاه و ثروت و لذتی رسیده ایم ! حالا می خواهی با دلسوزی الکی همه چیز را از دست بدهیم ! هی میگه اخرش خدای است باید از انتقام خدا بترسیم! - اخه احمق جان اگر این کارها را نکنیم و خدای ناکرده روزی او جای من و تو را گرفت اون وقت می دانی وقتی بفهمد چه ناکرده ها و چه چیزهای که خودش روحش هم خبر نداشته به ریش نداشته اش بسته ایم چه می کند! ای بابا چرا حرف حالیت نمی شه هی میگه او همه را بخشیده و مرد پاک و باخدا است و اصلا اهل انتقام و کینه ورزی نیست تازه هر چه برایش بافته ایم را پنبه کرده و با وجود همه محدویتها و ضلم ما توانسته از حداقل امکانات موجود حداکثر رشد و پیشرفت را برای خود و خانواده و فامیل و نظام و مردم و کشور و تحکیم صلح و امنیت منطقه ای و جهانی استفاده کند ! باز میگه که اگر کارهای زشت ما برایش اثر گزار و مهم بود. حداقل برای خلاصی از اعمال زشت و ناجوانمردانه ما مهاجرت می کرد چرا که هم زبان بلد بود هم سه مهارت تخصصی روز دنیا با تجربه فراوان کار و مدیریت لازم را هم دارد. ان طرفها هم که برای چنین فردی با این توانمدیها جان می دهند و انجا هم امثال من و تو شاید پیدا نشود که با این شیطنتها و رفتار زشت و ناجوانمردانه زیراب هموطن مخلص و خادم و کار بلد خود را بزنند!. - بابا جان همین که ما این همه بلا سر ش اوردیم نرفته است هم مشکوک است! ببخشیدا: شما یا نمی فهمید یا خودتان را به نفهمی زده اید ! اقاجان این بابا را هزار غل و زنجیر ناپیدا به دست وپایش بستیم و همه چیزش را کنترل می کنیم ببین لاکردار ! خود و خانوداه اش را به کجا رسانیده تا سال 67 که او به دانشگاه رفت فقط سه دیپلمه در خانواده اشان بود و با تشویق مستقیم و غیر مستقیم او هم اینک دو استاد دانشگاه و دهها دانشجو و یا فارغ التحصیل رشته های مختلف در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا و بالاتر دارند .حالا فکر کن اگر ازاد بود و محدویت تحمیلی ما نبود دیگه چه می کرد . انوقت میگه او خطرناک نیست! هی میگه اینها که گفتی بد نیست !. باز میگه فعالیتهای اینترنتی او برای تحکیم پایه های صلح و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و منطقه و جهان است و برای جلوگیری از جنگ غیر لازم و تلفات شدید در دو طرف است !. باز دلسوزی می کند و میگه حیف همچین شخصیتی ! کم پیدا میشه کسی که بدون داشتن منافع مالی و جناحی و سیاسی خودش را به هر اب و اتشی بزند تا به نظام و مردم و صلح و امنیت جهان خدمت کند تازه به جای تشکر و پاداش از طرف ما مورد شدیدترین ظلم و ستم هم قرار گیرد و تازه دم هم نزند ! بنظر من همه کارهایش مثبت است حیف همچون فردی است که ما این همه بلا سرش می اوریم !. - کارهاش مثبت است که هست سرش را بخورد ما چیکار تاثیرات مثبت برای مردم و نظام و منطقه و دنیا داریم !ما باید فکر تاثیرات منفی فعالیت های او برای منافع شخصی خودمان باشیم .مردک ! اگر روزی همه بفهمند که ما چنین شخصیتی را با این توانمدی بالا را با کینه و غرض شخصی منزوی و گوشه نشین کردیم انوقت نان و ماشین های رنگ و وارنگ و خانه های بسیار و صیغه های خانمهای خوشکل و تنگل و منگل و دسته گل ! همه پر می کشند انوقت باید برگردیم به کارهای یدی و حمالیهای قبل در روستا و اطراف شهر! احمق جان ! دلت می خواهد اینجوری بشه و با اوج گرفتن او و امثال او همه این امتیازات و رانت ها و امکانات و رفاه باداورده ای را که در روستا و جنوب شهر خودمان حتی خواب ان را هم نمی دیدیم ! یکجا از دست بدهیم ! . -کور بودی هرچه گشتیم و هرچه خواستیم حتی ریالی خلاف از سوابق اداری او گیر بیاریم پیدا نشد که نشد تازه معلوم شد او خود دزدگیر است و به احدی اجازه دست اندازی به بیت المال را نداده است.باز میگه اگر او و امثال او اوج نگیرند و مسئولیت نداشته باشند مثل ملا نصیرالدین است که شاخه زیر پای خود را اره می کرد و مثل سوراخ کردن و شکستن قایقی است که در دریای طوفانی روی ان ایستاده ایم!. - برو بابا ! هر بلای سر همه اومد سرما هم می اید فقط مهم این که او و امثال او نباشد! بجان خود من حاضرم بیگانه به اینجا حمله کند اما امثال او در راس امور نباشد چرا که زود با بیگانه رفیق می شویم می گویم بابا ما ازاول هم با شما بودیم فقط از روی ناچاری با نظام همراه شدیم! درست همان کاری که بعضی از افغانها و عراقیها کردندچه ثروت و مقامی هم که نگرفتند! - باز حرف زد بابا اسم اینکار اصلا خیانت نیست ! برعکس دانستن قدر شانس و اقبال و موقعیت مناسب است! .باز میگه اگر جنگ غیر ضروری بشه ممکن است نظام و کشور و تمامیت ارضی و امنیت ملی و جان و مال و ... مردم و نیز امنیت منطقه و جهان بخطر بیفتد و جنگ جهانی سوم شروع گردد ! بابا بخطر افتاد که افتاد جنگ جهانی شد که شد ! اتفاقا منافع ما در این است که همه چیز بخطر بیفتد اخه مردک ! در اوضاع ارام کی می تونه ثروت یک شبه بهم بزند فقط در اوضاع نا ارام و شیر تو شیر است که ما برای کسب ثروت (حرام ) ولی فراوان قادر به انجام هر کاری هستیم !. هر چند اینها که میگی همه نوشته ها و حرفهای اون باباست که الکی در تحلیل ها ی وبلاگ هایش شلوغش کرده اصلا جنگی در کار نیست تازه اگر قرار بود که جنگی هم بشود با تحلیل های هشدار گونه او و نامه پراکنی هایش و فعالیتهای دیگر صلح طلبان داخلی و خارجی ! متاسفانه در عمل هم توانسته اند همه مسئولین و صلح طلبان داخل و خارج را با تحلیل هایشان بیدارتر نمود ه اند و جلو جنگ غیر ضروری را بگیرند ! پس خاک برسرت ! که بجای فکر اساسی برای نابودی او تحت تاثیر مطالبش هم قرار گرفته ای ! مارا باش با کی کارمیکنیم انوقت میگه بهش نگم مشکوکی! -باز میگه ما با این کارهایمان عملا قصد جان او را کرد ه ا یم ! بابا چرا نمی فهمی ! فرض کن قصد جانش را کرده ایم .خوب کردیم ! کسی که مانع منافع شخصی ما باشد سر انجامش همین است می بینی که اول منزوی و گوشه نشینش کردیم تا ببینیم نتیجه چه می شود ایا خفه می شود و مزاحم امورات ( شیطانی) ما نمی شود و دیگر دم از مدیریت و منافع ملی و تمامیت ارضی نظام و کشور نمی زند . بعد اگر لازم باشد برای حفظ پست و ثروت و خانه و رفاه ظاهری و کیف با خانمهای خوشکل صیغه ای ! هزاران مثل او را نابکار هم می کنیم ! اما تا حالا که سیاست مسئله دار کردن او خوب جواب داده به کور ی چشمش بازهم جواب خواهد داد. اما اگر خواست غلط زیادی کند و انوقت فورا نفله اش می کنیم و تا ان روز در توالت و حمام و خانه و مغازه و خیابان و اینترنت و تلفن و سواری و اتوبوس خواب و بیداری مواظبش هستیم تا غفلتا زنجیرهای دست و پایش را خودش و یا دیگری پاره نکند و نهایتا با مهاجرت گورش را گم کند و یا در کنج مغازه و منزل اجاره ایش در گمنامی بمیرد! این بنفع همه است چرا که اگر با این همه بلایی که سرش اورده ایم بیگناه باشد که می رود بهشت! و اگر گناهکار باشد می رود جهنم و ما به نفعش کار کردیم چرا که نگذاشتیم زنده بماند تا گناهاش زیادتر گردد ! باز میگه این طرز فکر شیطانی و ضد بشر و دین و حیوانی است چرا که خدا فرموده کشتن یکنفر یعنی کشتن یک ملت ! . -باز حرف زیادی زد ! اصلا بتوچه که جواب منو می دهی تو نباید در مقابل من استدلال کنی تو باید فقط اطاعت کنی هر چه گفتم چشم بگویی ! معنی نداره زیر دست از بالا دست ایراد و اشکال فنی بگیرد! .بار اخرت باشه از این حرفها می زنی ! مگه می خواهی برای خودت هم یک پرونده بسازم ! اصلا تو هم یک نمه مشکوک می زنی نکنه با خواندن مطالب او در سایتهایش گمراه شده ای ! مبینی که دست بساختنم خیلی خوب و خلق الساعه است ! غریبه و اشنا و همکار هم نمی شناسد فهمیدی !. - باز میگه بیا تمومش کنیم و راحتش بگذاریم اخه نادان ! اگه ازادش بگذاریم همه چیز را دگرگون می کند ! نه دیدی چه زود او مشکلات را با قوه هوش استعداد و تجربه و سه مهارت تخصصی اش دور زند مگه ندیدی ! سیاست بی پول نگه داشتن و تحمیل سنگین هزینه های همه جانبه اش را که برای خورد کردن کمرش طراحی و اجرا کردیم را چطور دور زد دیدی رفت مغازه خرید بی مرام ! اگر راحتش بگذاریم زود همه چیز را تغییر میدهد ! دیدی چطور ده میلیون از دوازده میلیونی را که برای رهن خانه به صاحب خانه قبلی اش داده بود گرفت و یک مغازه کوچک در یک محله مستضعف نشین و در یک محل مسئله دار ! شهر شیراز خرید و با دو میلیون باقی هم در همان محله خانه ای را اجاره کرد .تازه می خواست مغازه را به دفتر جهانگردی تبدیل کند و صنعت جهانگردی کشور و استان را جانی دیگر بخشد که تا حالا با روی زمین کشاندنش خوب برجکش را زده ایم و در خماری نگه اش داشته ایم تا ضمن منصرف کردنش به او بفهمانیم با کی طرف است و یک من ماست چقدر کره می دهد ! لعنتی با کارهای بزرگ در این صنعت می خواست هم ما را برای همه موانعی که برایش بافتیم بیشتر زیر سئوال ببرد و هم نشان بده که تاکنون بیشتر مجوز های صادره شده غیر اصولی و در اغلب موارد به کسانی داده شده که جایگاه این صنعت در ایران و منطقه و جهان را درست و بطور کامل و شایسته و بایسته تشخیص نمی دهند که اگر می دادند وضع جهانگردی ما اینقدر اسفناک نبود و دهها میلیارد دلار درامد سهم نظام و مردم و کشور ما از صنعت جهانگردی جهان براحتی اب خوردن به جیب کشورهای چون ترکیه و امارات و غیره نمی رفت انهم با وجودی که تمدن و فرهنگ کهن ما و اثار تاریخی ثبت نشده و ثبت شده جهانی ما اگر نگوییم منحصر بفرد است می توان گفت یکی از شناخته شده ترین و مهمترین ان در تاریخ و تمدن نوع بشر است. - این چه حرفی که می زنی! یعنی چه که چرا پرونده های را که برایش ساختیم به دادگاه نمی بریم !بابا چرا نمی فهمی هر که ندونه من و تو بهترمی دونیم ! همه محتویات ان پروندها خالی بندی و پاپوشی است که برایش درست کردیم خب اگر پرونده برود دادگاه ! قاضی و همه مقامات کشوری که او در 5 سال گذشته مقالات تحلیلی و اینترنتی خودش را برایشان فرستاده می فهمند که ما بدون دلیل و مدرک شرعی و قانونی و فقط برای کینه و غرض ورزی شخصی و با سوی استفاده از قانون و موقعیت خود چه جنایت و بلای سر او اورده ایم و دستمان رو می شود. انوقت باید هم تاوان و خسارت کارهایمان را بدهیم و هم احتمالا محاکمه و یا بیکار شویم و هم این همه ثروت و کیف و تفریح و لذتی که در روستا و محله فقیر شهرمان به خواب هم نمی دیدیم ! را یکجا از دست بدهیم . تازه کی حریف زبان و منطق او می شود و از همه مهمتر کدام قاضی را می توانیم پیدا کنیم که با زیر پا گذاشتن قانون و دین و شرف و وجدان کاریش هر چه ما بگوییم حکم دهد ! . متاسفانه دیدی که هر چه گشتیم ریگی هم توی کفشش پیدا نکردیم که انرا در بیاوریم و به قاضی نشان دهیم تا برا اساس ان حکم صادر شود ! پس دادن پرونده به دادگاه همانا و روسیاه شدن و سنگ روی یخ شدن و صد البته کنف شدن ما و نیز رو شدن جرم و جنایت ما هم همانا. - از همه اینها گذشته مگر نمی بینی عملا مدافع و سخنگوی غیر رسمی و خود خوانده مسایل سیاسی خارجی نظام و کشور از طریق ارایه تحلیل و پیشنهاد و نظریه های خودش شده است و از قضا کارهایش اثرات بسیار مثبتی هم برای امنیت ملی و منافع مردم و نظام داشته است و احتمالا حساسیت زیادی در باره او و کارهایش ایجاد شده که متاسفانه تا حد زیادی دست ما را برای نفله کردن یک جایش بسته است فعلا صلاح اینکه برای مقابله با چنین فردی که حساسیت در باره اش نسبتا زیاد است همین شیوه یعنی منزوی کردن و تنگدست نگه داشتن و پاییدن همه وقت و همه جوره و 24 ساعته او و دور نگه داشتنش از مسئولیت و مدیریت اداری بخصوص کشوری و بین المللی ! و البته جلوگیری از تاسیس دفتر جهانگردیش کافی است تا وقتش برسد و کارش را یکسره کنیم. - البته با رد صلاحیت او در اکثر انتخاباتی که او کاندید شده ! و همچنین با مقابله مستقیم و یا غیر مستقیم با تبعات و رفتار و اعمال دلسوزانه و مدبرانه اش برای کمک به مردم و نظام و صلح و امنیت ملی ایران و منطقه و جهان سعی کردیم تا دستمان در ظلم و جنایتی که سالهاست بر او و نظام و جامعه ای که می توانست بیشتر و بهتر از انچه تاکنون از کارهای او بهره گرفته است استفاده نماید رو نشود و گرنه کارمان خیلی مشکل می شد . ضمنا شانس اوردیم که همه را بخشیده و اهل شکایت هم نیست چرا که از طریق بازرسی خودمان و یا دادگاه نظامی می توانست نه تنها حق خودش را اثبات کند که ما را هم رسوا و محکوم کند . اما چون بر خلاف من و تو دلسوز با تقواست هرگز حاضر نیست حتی برای احقاق حق خود" امنیت و کلیت ما " را زیر سئوال ببرد!پس می بینی کسی جلودار مانیست باید تا می توانیم بر او بتازیم تا امورات (شیطانی )ما بگذرد . فکر عاقبت کار عقوبت دنیا و اخرت و انتقام و خشم خدا را هم نکن ! با خدا هم یک جوری سر این مسئله کنار می ایم که اگه با ما کنار نیاید یک پرونده هم برای او درست می کنیم (استغفرلله) ! ما اینیم دیگه ! کی می توانه مچ ما را بگیره ! اصلا مگر کسی جرات می کنه در باره ما حرف بزند چه برسد به اینکه کارهای ناجوانمردانه و غیر قانونی امثال من تو را رو کند ! پس می بینی که جان و مال و اینده و ابروی همه دست من و تو است و هر طور که منافع ما ایجاد کند با انها بازی می کنیم ! کسی جرات دارد حرف بزند تا ناکار و نفله اش نماییم ! حالا باید دیگه خوب خوب شیرفهم شده باشی !. - بله حاج اقا ! شیر فهم !شیرفهم شدم! - پس پاشو بریم که دو تا تیکه مامانی برای صیغه امشب سراغ دارم ! فقط یادت باشد به خانه ما زنگ بزنی و بگی حاج اقا امشب به ماموریت فوری رفته و فردا برمی گردد به خونه خودت هم زنگ بزن . - چشم حاج اقا حتما زنگ می زنم. ---------------------------- همینجا بود که زنگ ساعت مرا برای خوردن سحری اولین روز ماه مبارک رمضان 1389 مرا از خواب بیدار نمود. ------------------------ شیراز -سعید شجاعی سعدی - 5شنبه بیست و یک مرداد 1389برابر با اول رمضان 1431 و مصادف با 12 اگوست 2010
DOSE ISRAEL ATTACK ATOMIC SITE OF BUSHER IN SOUTH OF IRAN UNTILL THE ENDWEEK?!
I SHOW ITS IMPOSIBLE BECUASE FOR THE THREE FOLLOWING REASONS :
READ THE REST IN PERSIAN PLEASE.
ایا این هفته به نیروگاه بوشهر حمله خواهد شد؟ !
یاداوری:از کلیه خوانندگانی که مایلند مطلب "خواب سیاسی اولین سحر ماه مبارک رمضان" را که حاوی یک طنز سیاسی نویسنده این وبلاگ سعید شجاعی سعدی است را در مطلب پایین این نوشته مطالعه فرمایید.
سایت خبری "فاکس نیوز " امریکا و نیز "ها ارتز" اسراییل در روز سه شنبه مورخ 89/5/26 برابر با 17 اگوست 2010 خبری را بنقل از "جان بلتون" نماینده سابق امریکا در شورای امنیت " منتشر کردند که حاکی از ان بود که اسراییل تا اخر هفته جاری و قبل از سوخت گذاری نیروگاه بوشهر به این نیروگاه حمله خواهد نمود تقریبا هنوز از انتشار این خبر دقایقی نگذشته بود که همه خبرگزاریها و رسانه های دیگر شروع به انتشار و تحلیل این خبر کردند ( شما متن گزارش دو سایت خبر رسانی فوق را در ذیل بزبان انگلیسی می توانید مطالعه فرمایید) اما بنظر من این کار به سه دلیل مهم انجام نشدنی است:
1- اقتصاد منطقه خاورمیانه و اسیا و غرب و اسراییل و در کل جهان تحمل فرو پاشی و نابسامانی بسیار عظیم و ناگهانی مالی و تجاری و صنعتی را که از ابتدایی ترین پیامدهای اولیه چنین تهاجمی است را ندارند بخصوص که بحرانهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی هم اکنون غرب را در بر گرفته و حمله به نیروگاه بوشهر و واکنش بسیار شدید و نابودگر ایران اسلامی عملا این بحرانها را هزاران برابر می گرداند لذا بدلیل هزینه غیر قابل تحمل بنظر نمیرد چنین حمله ای حداقل در هفته جاری صورت پذیرد .
2- اسراییل و نیروهای امریکایی و غیره در غرب و منطقه بنظر نمی رسد چنین ساده اندیش باشند که ندانند و نفهمند چنین عملی می تواند به یک جنگ تمام عیار و دامنه دار و طولانی تبدیل گردد که نهایتا به جنگ جهانی سوم منجر خواهد شد که طی ان نه تنها تلفات چند صد میلیونی و بلکه احتمالاچند میلیاردی از نتایج ملموس اولیه چنین جنگی می تواند باشد که همچنین نابودی کامل و یا در حد کامل محیط زیست کره زمین نیز از دیگر پیامدهای چنین جنگی خواهد بود .
3- چنین جنگی در نهایت اگر نفعی داشته باشد قطعا بنفع روسیه و هند و چین خواهد بود و این سه شیر خفته ! بمحض مشاهده ضعف شدید و کاهش توان امریکا و غرب قطعا بر علیه منافع و حتی موجودیت امریکا و اروپا قد علم خواهند کرد و امریکای ضعیف شده توسط جنگ با ایران را از پا در خواهند اورد بعلاوه هم اسراییل و هم غرب و امریکا بخوبی می دانند هزینه کنار امدن با ایران بسیار کمتر از جنگ و مقابله با ان است بخصوص که ایران تمایل دارد تا در حل و فصل مشکلات و مسایل منطقه و جهان از راههای صلح امیز مشارکت فعال داشته باشد.
پس بنظر نمی رسد اظهارات جان بلتون بیشتر از یک جنگ روانی و یک موج خبری باشد که جهت ابراز وجود و عرض اندام سیاسی در رقابت با رقبای دمکرات حاکم بر کاخ سفید انهم در نزدیکی انتخابات میاندوره ی کنگره امریکا صورت گرفته باشد . تنها در صورتی چنین اتفاقی (حمله به نیروگاه بوشهر ) خواهد افتاد که باور کنیم همه قصد خودکشی و نابودی منطقه و جهان را کرده باشند که انهم بسیار بعید و ناممکن بنظر می رسد.
سعید شجاعی سعدی - شیراز- ایران چهارشنبه 89/5/27
-------------------------------------------
Israel Has Until Week's End to Strike Iran Nuclear Facility, Bolton Says
Published August 17, 2010 | FoxNews.com
AP2009
In this November 2009 photo released by the semi-official Iranian Students News Agency (ISNA), the reactor building of Iran's Bushehr Nuclear Power Plant is seen. (AP Photo)
Israel has until the weekend to launch a military strike on Iran's first nuclear plant before the humanitarian risk of an attack becomes too great, former U.S. Ambassador to the United Nations John Bolton said Tuesday.
A Russian company is expected to help Iran start loading nuclear fuel into its plant starting on Saturday, after which an attack on the Bushehr reactor could trigger harmful radiation, which Israel wants to avoid, Bolton said. So unless the Israelis act immediately to shut down the facility, it will be too late.
"Once it's close to the reactor ... the risk is when the reactor is attacked, there will be a release of radiation into the air," Bolton told FoxNews.com. "It's most unlikely that they would act militarily after fuel rods are loaded."
Earlier Tuesday, Bolton told Fox Business Network the Israelis will have to move in the "next eight days" if they want to attack the Bushehr facility -- a reference to the window between when the start-up was announced last week and the loading date. Bolton said Tuesday that the date has fluctuated, but he described the start-up as the ultimate deadline.
Though Iranian officials insist the reactor is for peaceful purposes, Bolton warned about the danger of the up-and-running reactor.
"What this does is give Iran a second route to nuclear weapons in addition to enriched uranium," Bolton said. "It's a very, very huge victory for Iran."
Bolton, who was U.S. ambassador during the Bush administration, expressed doubt that Israel was planning a military strike but suggested it's an open question.
"If they were going to do anything, they certainly wouldn't be talking about it," he said.
He noted that the reactor gives Iran something that both Iraq and Syria were never able to achieve because their facilities were destroyed.
"Iran will have achieved something that no other opponent of Israel, no other enemy of the United States really in the Middle East has, and that is a functioning nuclear reactor," he said on Fox Business Network.
Iranian officials on Tuesday warned Israel not to take military action. Iranian media quoted Ahmad Vahidi, Iran's defense minister, as saying Israel would be taking a huge risk with such an attack.
"We may lose a power plant, but the whole existence of the Zionist regime will be jeopardized," Vahidi was quoted as saying.
The reactor project has been in existence for decades, but the Russians have helped push it to the finish line. Russian state firm Rosatom announced last week that the Bushehr facility would be starting up on Aug. 21. According to the Iranian state Mehr news agency, the head of that company, Sergey Novikov, says the plant "just generates electricity."
----------------------------------
Published 14:29 17.08.10Latest update 14:29 17.08.10
Ex-U.S. diplomat: Israel unlikely to strike Iran nuclear plant
John Bolton tells U.S. television that Iran on verge of establishing second route for developing nuclear weapons, says Bushehr reactor was 'significant victory' for Tehran.
By Haaretz Service
Israel is unlikely to attack Iran's nuclear reactor in Bushehr, which will soon be online, former U.S. envoy to the United Nations John Bolton told the Fox Business Network on Monday, adding that the Russian-built facility represents a major step forward for Iran's nuclear weapons aspirations.
Satellite image of the Iranian nuclear reactor at Bushehr, January 3, 2002
Photo by: Getty
Russia said Friday that it will begin loading nuclear fuel into the Bushehr reactor, Iran's first atomic power station, on August 21; this is an irreversible step toward the launch of the Bushehr plant after years of delays.
Russia agreed in 1995 to build the Bushehr plant on the site of a project begun in the 1970s by German company Siemens, but delays have haunted the $1 billion project and diplomats say Moscow has used it as a lever in relations with Tehran.
The United States has criticized Moscow for pushing ahead with the Bushehr project at a time when major powers including Russia are pressing Tehran to allay fears that its nuclear energy program may be geared to develop weapons.
But Western fears that the Bushehr project could help Iran develop a nuclear weapon were lessened when Moscow reached an agreement with Tehran obliging it to return spent fuel to Russia. Weapons-grade plutonium can be derived from spent fuel rods.
Speaking to Fox on Monday, Bolton said that Israel was unlikely to attack the Bushehr reactor, saying that "Israel's got a problem."
"Once the fuel rods are inserted into the reactor and attack on the reactor would almost certainly release radiation into the atmosphere, given where Bushehr is located right on the Persian Gulf possibly into the water as well," Bolton said, adding that "from Israel's point of view if they were going to do anything militarily about Bushehr you got a few days until the fuel rods are inserted."
The former UN envoy also said Israel would not attack the reactor since it was interested in the bigger picture of Iran's nuclear aspirations, saying that Israel has "the rest of Iran's nuclear program, the Iranian enrichment facility and so on to worry about too and I don't think Israel has the luxury to attack in the next few days, wait a few months and attack again."
In the interview, Bolton also said that the completion of the reactor was a "significant victory for Iran."
"They will be beginning the process of brining online a 1000 megawatt reactor. When it becomes fully operational the spent fuel coming out of the reactor will be plutonium which could be reprocessed chemically and used for nuclear weapons," Bolton said.
The former ambassador to the UN added that Iran was "on the verge of achieving something that Saddam Hussein was not ale to achieve, Bashar al-Assad in Syria was not able to achieve and that's getting a second route to nuclear weapons."
"It’s a very very significant step forward for the Iranian nuclear program," Bolton said.
TO ALL PEOPLE AND GOVERMENTS OF THE WORLDS AND TO YOU MY GOOD READERS, IN GENRAL, TO ALL PEOPLE OF THE WORLD WHICH THEY LOOKING FOR THE PEACE AND FREEDOM AND ALSO FOR SECURITY AND WELFARE AND ALSO FOR A MORE JUSTICIOUS AND MODERN LIFE,AT THIS ARTICLE I SHOW YOU A POSSIBLE WAR MAY BEING BEGUN IN NEAR FUTURE AGINST I.R. OF IRAN BY ISRAEL OR BOTH ISRAEL AND USA . THIS POSSIBLE WAR CAN EASILY CHANGE TO THE "3RD WORLD WAR" WITH HUNDERED MILLIONS KILLS AND INJURDS AND A" WORLD DESTORYED ENVIROMENT" INDEED, THE
REAL EVIL, AT THIS ARTICLE I RATIONALLY SHOW THE IRAN I NOT A EVIL AND BAD STATE BECAUSE IRAN HAS SEVEN THOUSANDS YEAR CIVALIZATION AND CULTURE, A COUNTRY THAT NEVER ATTCKED ANY OTHER STATES JUST WHEN OTHER ATTACK HIM. IN MY OPINION, ALL MAY FORGET THE PASTS, AND ALSO MUST CHANGE THEIR VIEWS ABOUT IRAN AND HIS GOVERMENT,INDEED, YOU WILL NOT FIND ANY MORE FRIENDSHIP RELATION WITH ANY COUNTRY THAN IRAN WHEN YOU HONESTLY LAY YOUR HANDS TO
HIM WITHOUT TRICK,IF YOU DONT AGREE WITH ME YOU CAN JUST TRY IT FOR VERIFYING.BY THE WAY, AS A SIMPLE CITIZEN AND A MEMBER OF IRAN PEPOLE, I EXPRESS MY READINESS TO ATTEND AT ANY PRESS CONFERENCE OR ACADOMIC AND GOVERMENT MEETINGS AT ANY WHERE IN THE WORLD TO SAY AND SHOW THE ABOVE REALITIES. SAID SHOGAIEE SAADI ,IRAN,SHIRAZ,AUG,4,2010,
نکته مهم اول :
انطور که رسما اعلام گردید امروز چهارشنبه مورخ 13/5/89 برابر با 4 اگوست 2010 بهنگام عبور رییس جمهور محترم اسلامی ایران از فرودگاه همدان بسمت محل سخنرانی و استقبال با شکوه مردم از ایشان یک ترقه میترکد و ناگهان و همزمان اکثرا رادیو تلوزیونهای منطقه و جهان و نیز سایتهای خبری دقایقی پس از این حادثه ان را به عنوان یک خبر بسیار مهم به جهان مخابره می کنند و از ان داستانهای ترور و حمله امثال ان می سازند! سئوال من از خانمها و اقایان مسئول در دول امریکا و اسراییل و غرب و روسیه و چین و غیره این است وقتی ترکیدن یک ترقه معمولی مربوط به بازی کودکان در اطراف رییس جمهور ایران میتواند بعنوان یک خبر جهانی تکان دهنده تبدیل شود ! حالا شما تصور کنید خدای ناکرده اگر به ایران اسلامی حمله شود و ایران قدرتمند نیز بشدت پاسخ تجاوز متجاوز را بدهد چه انفجار خبری و رسانه ای جهان را فرا خواهد گرفت و سبب طغیان ملل و بسیج اکثر دول بر علیه متجاوزان خواهد شد چرا که در کنار سایر دلایل انسانی و حس علاقه و احترامی که برای تاریخ و تمدن و فرهنگ و مردم کشور ایران دارند همچنین انها ترس ان پیدا خواهند که کشور و دولت بعدی که توسط متجاوزین به ایران مورد حمله قرار خواهند گرفت انها خواهند بود.
نکته مهم دوم :
تقریبا بیشتر روزها و یا شبها در اخبار می بینیم و می شنویم که یک یا چند انفجار بزرگ و یا کوچک یک یا چند کشور جهان را لرزاند.اما می بینیم که کمتر مقامات و یا نها های مهم سازمان ملل مثل شورای امنیت و یا دول جهان ان را موردی و مشخصا(و نه کلی در قالب محکوم کردن اعمال تروریستی ) رسما محکوم نمایند اما با کمترین انفجار و یا اعمال تروریستی در ایران تقریبا همه نهادهاو دول جهان انرا محکوم می نمایند.
ایا بجز اهمیت و نقش و موقعیت جغرافیایی و سیاسی ایران است که انها را وادار به چنین موضعگیری رسمی می نماید. چرا که انها بخوبی می دانند عملا ثبات ایران یعنی ثبات منطقه و بی ثباتی ایران یعنی بی ثباتی منطقه و نهایتا جهان!. ایا در جنگ جهانی دوم خود شما ایران را پل پیروزی نخواندید؟!.
پس از فکر شیطانی حمله غافلگیرانه احتمالی (انچنان که این روزها همه رسانه های جهان از ان حرف می زنند و سه ماه اینده را ! برای اجرای این عمل شیطانی پیش بینی می نمایند ) بیرون بیایید .من امیدوارم این گزارشات ادامه جنگ روانی چند سال اخیر بر علیه ایران اسلامی باشد و فکر نکنید که ایران مثل کشورهای مورد حمله واقع شده قبلی شما غافلگیر می شود ! واقعا خوب به عواقب کار بدور از غرور و تکبر و خود بزرگ بینی فکر کنید و اگر قسمت پر لیوان را ببینید انوقت خواهید دید که ایران نه یک دشمن که یک شریک برابر و یک همکار موثر و کار امد در حل و فصل مسایل منطقه و جهان است. همان مسایلی که شما دهها سال است از حل و فصل انها عاجز بوده اید پس نکنید کاری را که سبب نابودی خود و منطقه ما دیگران گردید!.
من بعنوان یک شهروند ساده ایرانی که نه ادعایی دارد و نه قدرت و ثروتی و همه سرمایه اش (سه مهارت تخصصی و یک عمر تجربه در زمینه های مختلف و)دل و فکر پاک برای حفظ صلح و امنیت و منافع ملی کشورو منطقه و جهانش است و در در جه دوم کمک به صلح و دوستی و امنیت و همکاری بین المللی بین دول و ملل منطقه و جهان می باشد حاضرم تا در هر رسانه و هر دانشگاه و مراکز علمی و یا در جلسه هر هیئت دولتی که دعوتم نمایند مستندا و منطقا ثابت نمایم که منافع همه (از ما گرفته تا روسیه و چین و غرب و حتی اسراییل و کشورهای عربی و غیر عربی منطقه ) در صلح و دوستی با ایران و یاری گرفتن از ایران است ! در نکته سوم موردی تر مطلب را شرح داده و اثبات خواهم نمود.
نکته مهم سوم :
نگرانی از بروز یک جنگ ویرانگر منطقه ای که بسرعت می تواند به یک جنگ جهانی تبدیل شود نه تنها مردم و دولتهای منطقه خاورمیانه بلکه دنیا را در بر گرفته است! .در این بین بنده سعید شجاعی سعدی که از حدود 5 سال پیش با دایر کردن وبلاگهای 14 گانه خود در محیطهای مختلف اینترنتی و قرار دادن صدها مقاله و تحلیل و مطلب هشدار گونه شاید یکی از اولین کسانی (اگر نگویم اولین نفر در منطقه و جهان )بوده ام که این نگرانی و هشدار را به جهانیان دادم که ایران عراق و افغانستان نیست که امریکا و اسراییل راسا و یا با کمک و همراهی متحدان غربی و منطقه ای خود به ان حمله نمایند و مانند انجا کشتار و اشغال و تجاوز نمایند و اب هم از اب تکان نخورد !. بدون تردید همانگونه که در مطلب قبل از این مقاله نشان دادم( شما می توانید این مطلب را در همین وبلاگ و پایین همین مطلب بخوانید) اگر خدای ناکرده به رغم همه هشدارها و شواهد و قرائن مستند مسئولین کنونی دول غربی و اسراییل دست به کاری جنون امیز بزنند و به بهانه مسئله هسته ای ایران و یا هر بهانه ای دیگر به ایران اسلامی حمله کنند بدون تردید منطقه و جهان نهایتا وارد یک جنگ جهانی خواهند شد که حداقل ان کشته و مجروح شدن صدها میلیون نفر و ویرانی بخش عمده ای از توان و تمدن کشورهای درگیر خواهد بود و حداکثر ان هم نابودی کره زمین و حیات روی ان خواهد بود.بنا براین استدلال است که در این 5 سال با همه توان علمی و تحلیلی خود سعی کردم نشان دهم و به قدرتهای غربی بفهمانم که برای منطقه و جهان بهتر
است تا همه دول غربی و اسراییل و بخصوص امریکا واقعیت ایران هسته ای را بپذیرند و از تمدن و نفوذ و قدرت ایران برای بهبودی صلح و امنیت جهانی و حل و فصل بحرانهای لاینحل منطقه ای و جهانی نظیر مسئله فلسطین و عراق و افغانستان و غیره استفاده نمایند.ما ایرانیان مردم جنگ طلب و خشونت طلبی نیستیم و خدمات و نقش سازنده تمدن ساز و فرهنگ انسانی هفت هزار ساله ما گواه متقن این ادعا است . تاریخ چند هزار ساله ایران گواهی می دهد مگر برای دفع حمله و تجاوز بیگانه به هیچ کجا حمله نکردیم و اولین منشور ازادی و حقوق بشر و لغو برده داری را ما نوشتیم و بفرمان کورش کبیر (که همان ذالقرنیین قران مجید است) ما در سرزمینهای ایران که از شرق از حدود مرز چین امروزی شروع و تا کرواسی امروزی در قلب اروپا ادامه می یافت این ما ایرانیان بودیم که درحدود دوهزار و پانصد سال قبل زن را مدیر و فرمانروا قرار دادیم و به اسرای جنگی که در ساخت و ساز مجموعه های عظیم تخت جمشید و پاسارگارد و شوش همدان و
بیشاپور و فیروز اباد و... کارمی کردند درست مانند کارگران ایرانی حقوق می دادیم و این ما بودیم که اولین جراحی بسیار حیرت انگیز کاشت چشم مصنوعی را در کاسه سر انسان در شهرسوخته سیستان انجام دادیم و اولین انیمشین جهان را نیز هم. ادبیات جهان غنی از اشعار سخنوران و شاعران ما است و امروز فقط ما می خواهیم به پشتوانه همین تمدن و فرهنگ بزرگ انسانی و اسمانی برده و اسیر و بازیچه قدرتهای مسلط بر جهان نباشیم و مثل هفت هزار سال گذشته به نقش مثبت و سازنده خود در صلح و امنیت و پیشرفت جهان شرکت فعال داشته باشیم و بدیهی و طبیعی است که برای جلوگیری از طمع قدرتهای و بمنظور جلوگیری از دست اندازی به سرزمین و استقلال خود تا انجا که توان داداشته ایم در کسب مهارتهای مشروح و قانونی دفاعی نیز همت کرده ایم .بهر حال در زیر شما دو مطلب یکی از گروه "کهنه سربازان حرفه ای برای عقلانیت" و
دیگری از سوی گروه "دمکراتهای محافظه کار سیاتل امریکا" می خوانید که در اولی خطاب به رییس جمهور امریکا هشدار داده اند که چون اسراییل در اینده نزدیک قصد حمله به ایران را دارد! اوباما باید ضمن جلوگیری از این عمل احتمالی هرگز امریکا به خود و اسراییل اجازه حمله به ایران را بدلیل تبعات فاجعه بار ان برای منطقه و جهان را ندهد و در مطلب دوم اورده اند که چون هر دو جنگ جهانی اول و دوم در تابستان و در ماه کنونی اگوست و سپتامبر شروع شده است هر گونه حمله توسط اسراییل و امریکا به ایران نهایتا می تواند به شروع جنگ جهانی با تبعات و پیامدهای ویرانگر روبرو شود و در مطلب سوم پاسخ سخنگوی وزارت خارجه را به اظهارات اخیر فرمانده
نیروهای امریکا در منطقه خاورمیانه را می خوانید که در ان ایشان به اظهارات تهدیدگرانه ان فرمانده پاسخ داده است. در اینجا بیایید همه با هم دعا کنیم و امید وار باشیم تا عقل و منطق و حقیقت و واقعیت بر ذهن و فکر تصمیم سازان اسراییلی و غربی حاکم گردد تا برادری و صلح و امنیت و انساندوستی جای کینه و دشمنی و جنگ و ویرانی را بگیرد و تا حیات و زندگی نوع بشر ادامه و استمرار یابد . امین یا رب العالمین- سعید شجاعی سعدی - شیراز چهار شنبه 89/5/13
Obama Warned Israel May Bomb Iran
By Veteran Intelligence Professionals for Sanity
August 3, 2010
MEMORANDUM FOR: The President
FROM: Veteran Intelligence Professionals for Sanity (VIPS)
SUBJECT: War With Iran
We write to alert you to the likelihood that Israel will attack Iran as early as this month. This would likely lead to a wider war.
Israel’s leaders would calculate that once the battle is joined, it will be politically untenable for you to give anything less than unstinting support to Israel, no matter how the war started, and that U.S. troops and weaponry would flow freely. Wider war could eventually result in destruction of the state of Israel.
This can be stopped, but only if you move quickly to pre-empt an Israeli attack by publicly condemning such a move before it happens.
We believe that comments by senior American officials, you included, reflect misplaced trust in Israeli Prime Minister [Benjamin] Netanyahu.
Actually, the phrasing itself can be revealing, as when CIA Director Panetta implied cavalierly that Washington leaves it up to the Israelis to decide whether and when to attack Iran, and how much “room” to give to the diplomatic effort.
On June 27, Panetta casually told ABC’s Jake Tapper, “I think they are willing to give us the room to be able to try to change Iran diplomatically … as opposed to changing them militarily.”
Similarly, the tone you struck referring to Netanyahu and yourself in your July 7 interview with Israeli TV was distinctly out of tune with decades of unfortunate history with Israeli leaders.
“Neither of us try to surprise each other,” you said, “and that approach is one that I think Prime Minister Netanyahu is committed to.” You may wish to ask Vice President Biden to remind you of the kind of surprises he has encountered in Israel.
Blindsiding has long been an arrow in Israel’s quiver. During the emerging Middle East crisis in the spring of 1967, some of us witnessed closely a flood of Israeli surprises and deception, as Netanyahu’s predecessors feigned fear of an imminent Arab attack as justification for starting a war to seize and occupy Arab territories.
We had long since concluded that Israel had been exaggerating the Arab “threat” — well before 1982 when former Israeli Prime Minister Menachem Begin publicly confessed:
“In June 1967, we had a choice. The Egyptian army concentrations in the Sinai approaches do not prove that [Egyptian President] Nasser was really about to attack us. We must be honest with ourselves. We decided to attack him.”
Israel had, in fact, prepared well militarily and also mounted provocations against its neighbors, in order to provoke a response that could be used to justify expansion of its borders.
Given this record, one would be well advised to greet with appropriate skepticism any private assurances Netanyahu may have given you that Israel would not surprise you with an attack on Iran.
Netanyahu’s Calculations
Netanyahu believes he holds the high cards, largely because of the strong support he enjoys in our Congress and our strongly pro-Israel media. He reads your reluctance even to mention in controversial bilateral issues publicly during his recent visit as affirmation that he is in the catbird seat in the relationship.
During election years in the U.S. (including mid-terms), Israeli leaders are particularly confident of the power they and the Likud Lobby enjoy on the American political scene.
This prime minister learned well from Menachem Begin and Ariel Sharon.
Netanyahu’s attitude comes through in a video taped nine years ago and shown on Israeli TV, in which he bragged about how he deceived President Clinton into believing he (Netanyahu) was helping implement the Oslo accords when he was actually destroying them.
The tape displays a contemptuous attitude toward — and wonderment at — an America so easily influenced by Israel. Netanyahu says:
“America is something that can be easily moved. Moved in the right direction. … They won’t get in our way … Eighty percent of the Americans support us. It’s absurd.”
Israeli columnist Gideon Levy wrote that the video shows Netanyahu to be “a con artist … who thinks that Washington is in his pocket and that he can pull the wool over its eyes,” adding that such behavior “does not change over the years.”
As mentioned above, Netanyahu has had instructive role models.
None other than Gen. Brent Scowcroft told the Financial Times that former Israeli Prime Minister Ariel Sharon had George W. Bush “mesmerized;” that “Sharon just has him “wrapped around his little finger.”
(Scowcroft was promptly relieved of his duties as chair of the prestigious President’s Foreign Intelligence Advisory Board and told never again to darken the White House doorstep.)
If further proof of American political support for Netanyahu were needed, it was manifest when Senators McCain, Lieberman, and Graham visited Israel during the second week of July.
Lieberman asserted that there is wide support in Congress for using all means to keep Iran from becoming a nuclear power, including “through military actions if we must.” Graham was equally explicit: “The Congress has Israel’s back,” he said.
More recently, 47 House Republicans have signed onto H.R. 1553 declaring “support for Israel’s right to use all means necessary to confront and eliminate nuclear threats posed by Iran … including the use of military force.”
The power of the Likud Lobby, especially in an election year, facilitates Netanyahu’s attempts to convince those few of his colleagues who need convincing that there may never be a more auspicious time to bring about “regime change” in Tehran.
And, as we hope your advisers have told you, regime change, not Iranian nuclear weapons, is Israel’s primary concern.
If Israel’s professed fear that one or two nuclear weapons in Iran’s arsenal would be a game changer, one would have expected Israeli leaders to jump up and down with glee at the possibility of seeing half of Iran’s low enriched uranium shipped abroad.
Instead, they dismissed as a “trick” the tripartite deal, brokered by Turkey and Brazil with your personal encouragement, that would ship half of Iran’s low enriched uranium outside Tehran’s control.
The National Intelligence Estimate
The Israelis have been looking on intently as the U.S. intelligence community attempts to update, in a “Memorandum to Holders,” the NIE of November 2007 on Iran’s nuclear program. It is worth recalling a couple of that Estimate’s key judgments:
“We judge with high confidence that in fall of 2003 Tehran halted its nuclear weapons program. … We assess with moderate confidence Tehran has not restarted its nuclear program as of mid-2007, but we do not know whether it currently intends to develop nuclear weapons …”
Earlier this year, public congressional testimony by former Director of National Intelligence Dennis Blair (February 1 & 2) and Defense Intelligence Agency Director Gen. Ronald Burgess with Vice Chairman of the Joint Chiefs Gen. James Cartwright (April 14) did not alter those key judgments.
Blair and others continued to underscore the intelligence community’s agnosticism on one key point: as Blair put it earlier this year, “We do not know if Iran will eventually decide to build a nuclear weapon.”
The media have reported off-the-cuff comments by Panetta and by you, with a darker appraisal — with you telling Israeli TV “… all indicators are that they [the Iranians] are in fact pursuing a nuclear weapon;” and Panetta telling ABC, “I think they continue to work on designs in that area [of weaponization].”
Panetta hastened to add, though, that in Tehran, “There is a continuing debate right now as to whether or not they ought to proceed with the bomb.”
Israel probably believes it must give more weight to the official testimony of Blair, Burgess, and Cartwright, which dovetail with the earlier NIE, and the Israelis are afraid that the long-delayed Memorandum to Holders of the 2007 NIE will essentially affirm that Estimate’s key judgments.
Our sources tell us that an honest Memorandum to Holders is likely to do precisely that, and that they suspect that the several-months-long delay means intelligence judgments are being “fixed” around the policy — as was the case before the attack on Iraq.
One War Prevented
The key judgments of the November 2007 NIE shoved an iron rod into the wheel spokes of the Dick Cheney-led juggernaut rolling toward war on Iran. The NIE infuriated Israel leaders eager to attack before President Bush and Vice President Cheney left office. This time, Netanyahu fears that issuance of an honest Memorandum might have similar effect.
Bottom line: more incentive for Israel to pre-empt such an Estimate by striking Iran sooner rather than later.
Last week’s announcement that U.S. officials will meet next month with Iranian counterparts to resume talks on ways to arrange higher enrichment of Iranian low enriched uranium for Tehran’s medical research reactor was welcome news to all but the Israeli leaders.
In addition, Iran reportedly has said it would be prepared to halt enrichment to 20 percent (the level needed for the medical research reactor), and has made it clear that it looks forward to the resumption of talks.
Again, an agreement that would send a large portion of Iran’s LEU abroad would, at a minimum, hinder progress toward nuclear weapons, should Iran decide to develop them. But it would also greatly weaken Israel’s scariest rationale for an attack on Iran.
Bottom line: with the talks on what Israel’s leaders earlier labeled a “trick” now scheduled to resume in September, incentive builds in Tel Aviv for the Israelis to attack before any such agreement can be reached.
We’ll say it again: the objective is regime change. Creating synthetic fear of Iranian nuclear weapons is simply the best way to “justify” bringing about regime change. Worked well for Iraq, no?
Another War in Need of Prevention
A strong public statement by you, personally warning Israel not to attack Iran would most probably head off such an Israeli move. Follow-up might include dispatching Adm. Mullen to Tel Aviv with military-to-military instructions to Israel: Don’t Even Think of It.
In the wake of the 2007 NIE, President Bush overruled Vice President Cheney and sent Adm. Mullen to Israel to impart that hard message. A much-relieved Mullen arrived home that spring sure of step and grateful that he had dodged the likelihood of being on the end of a Cheney-inspired order for him to send U.S. forces into war with Iran.
This time around, Mullen returned with sweaty palms from a visit to Israel in February 2010. Ever since, he has been worrying aloud that Israel might mousetrap the U.S. into war with Iran, while adding the obligatory assurance that the Pentagon does have an attack plan for Iran, if needed.
In contrast to his experience in 2008, though, Mullen seemed troubled that Israel’s leaders did not take his warnings seriously.
While in Israel, Mullen insisted publicly that an attack on Iran would be “a big, big, big problem for all of us, and I worry a great deal about the unintended consequences.”
After his return, at a Pentagon press conference on Feb. 22 Mullen drove home the same point. After reciting the usual boilerplate about Iran being “on the path to achieve nuclear weaponization” and its “desire to dominate its neighbors,” he included the following in his prepared remarks:
“For now, the diplomatic and the economic levers of international power are and ought to be the levers first pulled. Indeed, I would hope they are always and consistently pulled. No strike, however effective, will be, in and of itself, decisive.”
Unlike younger generals — David Petraeus, for example — Adm. Mullen served in the Vietnam War. That experience is probably what prompts asides like this: “I would remind everyone of an essential truth: War is bloody and uneven. It’s messy and ugly and incredibly wasteful …”
Although the immediate context for that remark was Afghanistan, Mullen has underscored time and again that war with Iran would be a far larger disaster. Those with a modicum of familiarity with the military, strategic and economic equities at stake know he is right.
Other Steps
In 2008, after Mullen read the Israelis the riot act, they put their pre-emptive plans for Iran aside. With that mission accomplished, Mullen gave serious thought to ways to prevent any unintended (or, for that matter, deliberately provoked) incidents in the crowded Persian Gulf that could lead to wider hostilities.
Mullen sent up an interesting trial balloon at a July 2, 2008, press conference, when he indicated that military-to-military dialogue could “add to a better understanding” between the U.S. and Iran. But nothing more was heard of this overture, probably because Cheney ordered him to drop it.
It was a good idea — still is. The danger of a U.S.-Iranian confrontation in the crowded Persian Gulf has not been addressed, and should be. Establishment of a direct communications link between top military officials in Washington and Tehran would reduce the danger of an accident, miscalculation, or covert, false-flag attack.
In our view, that should be done immediately — particularly since recently introduced sanctions assert a right to inspect Iranian ships. The naval commander of the Iranian Revolutionary Guards reportedly has threatened “a response in the Persian Gulf and the Strait of Hormuz,” if anyone tries to inspect Iranian ships in international waters.
Another safety valve would result from successful negotiation of the kind of bilateral “incidents-at-sea” protocol that was concluded with the Russians in 1972 during a period of relatively high tension.
With only interim nobodies at the helm of the intelligence community, you may wish to consider knocking some heads together yourself and insisting that it finish an honest Memorandum to Holders of the 2007 NIE by mid-August — recording any dissents, as necessary.
Sadly, our former colleagues tell us that politicization of intelligence analysis did not end with the departure of Bush and Cheney…and that the problem is acute even at the State Department’s Bureau of Intelligence and Research, which in the past has done some of the best professional, objective, tell-it-like-it-is analysis.
Pundits, Think Tanks: Missing the Point
As you may have noticed, most of page one of Sunday’s Washington Post Outlook section was given to an article titled, “A Nuclear Iran: Would America Strike to Prevent It? — Imagining Obama’s Response to an Iranian Missile Crisis.”
Page five was dominated by the rest of the article, under the title “Who will blink first when Iran is on the brink?”
A page-wide photo of a missile rolling past Iranian dignitaries on a reviewing stand (reminiscent of the familiar parades on Red Square) is aimed at the centerfold of the Outlook section, as if poised to blow it to smithereens.
Typically, the authors address the Iranian “threat” as though it endangers the U.S., even though Secretary Clinton has stated publicly that this is not the case. They write that one option for the U.S. is “the lonely, unpopular path of taking military action lacking allied consensus.” O Tempora, O Mores!
In less than a decade, wars of aggression have become nothing more than lonely, unpopular paths.
What is perhaps most remarkable, though, is that the word Israel is nowhere to be found in this very long article. Similar think pieces, including some from relatively progressive think tanks, also address these issues as though they were simply bilateral U.S.-Iranian problems, with little or no attention to Israel.
Guns of August?
The stakes could hardly be higher. Letting slip the dogs of war would have immense repercussions. Again, we hope that Adm. Mullen and others have given you comprehensive briefings on them.
Netanyahu would be taking a fateful gamble by attacking Iran, with high risk to everyone involved. The worst, but conceivable case, has Netanyahu playing — unintentionally — Dr. Kevorkian to the state of Israel.
Even if the U.S. were to be sucked into a war provoked by Israel, there is absolutely no guarantee that the war would come out well.
Were the U.S. to suffer significant casualties, and were Americans to become aware that such losses came about because of exaggerated Israeli claims of a nuclear threat from Iran, Israel could lose much of its high standing in the United States.
There could even be an upsurge in anti-Semitism, as Americans conclude that officials with dual loyalties in Congress and the executive branch threw our troops into a war provoked, on false pretenses, by Likudniks for their own narrow purposes.
We do not have a sense that major players in Tel Aviv or in Washington are sufficiently sensitive to these critical factors.
You are in position to prevent this unfortunate, but likely chain reaction. We allow for the possibility that Israeli military action might not lead to a major regional war, but we consider the chances of that much less than even.
Footnote: VIPS Experience
We VIPS have found ourselves in this position before. We prepared our first Memorandum for the President on the afternoon of February 5, 2003 after Colin Powell’s speech at the UN.
We had been watching how our profession was being corrupted into serving up faux intelligence that was later criticized (correctly) as “uncorroborated, contradicted, and nonexistent” — adjectives used by former Senate Intelligence Committee chair Jay Rockefeller after a five-year investigation by his committee.
As Powell spoke, we decided collectively that the responsible thing to do was to try to warn the President before he acted on misguided advice to attack Iraq. Unlike Powell, we did not claim that our analysis was “irrefutable and undeniable.” We did conclude with this warning:
“After watching Secretary Powell today, we are convinced that you would be well served if you widened the discussion … beyond the circle of those advisers clearly bent on a war for which we see no compelling reason and from which we believe the unintended consequences are likely to be catastrophic.”
http://www.afterdowningstreet.org/downloads/vipstwelve.pdf
We take no satisfaction at having gotten it right on Iraq. Others with claim to more immediate expertise on Iraq were issuing similar warnings. But we were kept well away from the wagons circled by Bush and Cheney.
Sadly, your own Vice President, who was then chair of the Senate Foreign Affairs Committee, was among the most assiduous in blocking opportunities for dissenting voices to be heard. This is part of what brought on the worst foreign policy disaster in our nation’s history.
We now believe that we may also be right on (and right on the cusp of) another impending catastrophe of even wider scope — Iran — on which another President, you, are not getting good advice from your closed circle of advisers.
They are probably telling you that, since you have privately counseled Prime Minister Netanyahu against attacking Iran, he will not do it. This could simply be the familiar syndrome of telling the President what they believe he wants to hear.
Quiz them; tell them others believe them to be dead wrong on Netanyahu. The only positive here is that you — only you — can prevent an Israeli attack on Iran.
Steering Group, Veteran Intelligence Professionals for Sanity (VIPS)
Ray Close, Directorate of Operations, Near East Division, CIA (26 years)
Phil Giraldi, Directorate of Operations, CIA (20 years)
Larry Johnson, Directorate of Intelligence, CIA; Department of State, Department of Defense consultant (24 years)
W. Patrick Lang, Col., USA, Special Forces (ret.); Senior Executive Service: Defense Intelligence Officer for Middle East/South Asia, Director of HUMINT Collection, Defense Intelligence Agency (30 years)
Ray McGovern, US Army Intelligence Officer, Directorate of Intelligence, CIA (30 years)
Coleen Rowley, Special Agent and Minneapolis Division Counsel, FBI (24 years)
Ann Wright, Col., US Army Reserve (ret.), (29 years); Foreign Service Officer, Department of State (16 years)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
politics democrat sconservatism debatere form Seattle
« Been Away | Main
The Guns of August 2010
August is a slow news month. Between the heat and the vacations, not much happens. Still, world wars have a habit of starting in August. WWI kicked off in this month back in 1914, and ever since Barbara Tuchman's book of that title, The Guns of August has stood for miscalculation leading to disaster.
World War II began in Europe on 1 September 1939 when Hitler invaded Poland. But the actual trigger came on 23 August, with the signing of the Nazi-Soviet pact that divided Poland, gave Hitler a free hand against France and England, and ultimately proved something of a miscalculation for both parties.
Might World War III – a set of cascading conflicts with truly global consequences – begin even before Lindsay Lohan finishes rehab? And what might be the results? Catastrophe is one possibility. But only one.
The obvious first act would be an Israeli strike on Iran's nuclear program. The mission would not be to destroy that program, but to set it back a few years. Think of it as a kind of "surge." Militarily, it's quite doable, especially if other delay measures, from economic sanctions to clandestine special operations, remain active. The world would react, as it did after Israel bombed Iraq's Osirak facility in 1981, with "universal condemnation and relief" (Bill Cohen's apt phrase). But think on it. What might the world be like today if Saddam had gotten the Bomb?
The Israeli action would have the active support and tacit consent of the United States, the Saudis, the other Gulf states, except perhaps Iran's newest client, Iraq. Pakistan and Afghanistan will be unhappy, but Pakistan and Afghanistan are always unhappy. Russia, Russia's near abroad, Europe and most everybody else, would experience a heightened sense of well-being.
You object? And what are your top five reasons for believing that the world will be a better place if Iran gets nuclear warheads, or even a device to be loaded on a small boat and sailed into the Straits of Hormuz?
Be honest. The Iranian nuclear threat isn't against Israel, despite Iranian President Heeby-Jeeby's motor-mouth tirades. Israel hits back. Iran's threat is more local. The Arab oil states, whose military forces serve mostly to oppress the citizenry and provide jobs for the well-born and well-connected, expect to be protected by others. America and Israel especially. And let us try to remember. Arabs and Persians don't always play well together.
So if Israel ends up once again a shabbos goy for its former Arab enemies, worse things can happen.
Former enemies?
Again, be honest. Israel poses no threat, existential or otherwise, to the established governments of the Arab world. Islamism does.
Which brings us to the Palestinians, about whom, at least if you believe a recent Gallup Poll (New York Times op-ed, 3 August), the Arab world no longer cares.
In truth, they never really have, save when it suited their purposes. But in the strange way of intimate enemies whose fates are inextricably intertwined, Israel nowadays does.
In the Middle East, the things that matter are done quietly, usually behind smoke screens – and sound and fury screens – of obfuscation and denial. Despite all the everybody-knows-their-lines high-decibel posturing over relief ships, settlements, Jerusalem and Mr. Obama's proclivities, a joint Israeli-American effort, funded by both, continues. The goal is to create a Palestinian Authority capable, not just of governing an independent Palestine, but of defending itself against those sub and transnational groups that don't much like the idea: the folks for whom Saudi Arabia is no more legitimate than Israel, and for whom Jerusalem is just one stop on the way to Madrid and beyond.
A Palestine capable of defending itself against other Palestinians.
If Israel attacks Iran, it is very likely that Hamas and Hezbollah would have no choice but to crank off some rockets in the direction of Israel. Even if they don't, this "teachable moment" would provide Israel with a splendid opportunity to do some serious teaching in tacit alliance with Syria . . .which, by the by, is getting ready to make peace with Israel in exchange for the Golan and considers Lebanon its own protectorate, not to be shared with Iran's local surrogates or uppity Palestinians. As for Hamas: After events of the last few years, the Palestinian Authority would probably not rush to its defense. Certainly, not in Gaza, should Israel act.
Neither would Egypt.
With Iran chastened, Egypt and Syria on board, Jordan benign, Hezbollah shattered for a while, and Hamas meeting whatever fate it meets, an independent Palestine could well emerge. Not just as an Israeli/American military and economic dependency, but as a genuine state in genuine alliance, on its way to genuine independence.
And a Palestinian people on their way to the justice and the lives they have so long been denied by everyone.
Of course, all this tummel would have global implications. It might even make Despicable Leader over there in North Korea a bit more nervous than usual. Especially since Despicable Leader and the rest of the power structure of that monstrous place know that China would love nothing better than to be rid of them. It is more than likely that, given his personal health and the state of his country, Despicable Leader might succumb to the urge to do something really, really dumb. Like threaten to use whatever nukes he might or might not possess on somebody or other. The North Korean Army's in no condition to invade anybody. Still, Despicable Leader might couple his nuclear threats with conventional mobilization.
Which would present a lovely opportunity for an American, call it a community-service pre-emption.
Much of North Korea's military equipment is stored underground or in mountainsides. If you want to get it out, the doors have to work. These doors can be sealed very easily by American precision-guided weapons, especially small bombs with special penetrating capabilities. What gets out of those bunkers and caves can also be dealt with. And one can easily imagine a situation in which, with much of that army's equipment suddenly unavailable, and much of the rest useless due to lack of fuel and parts, and the troops somewhat sullen, somebody in North Korea decides that the moment has come for regime change and quietly requests the assistance of the South Korean Army. And a few days later, American and Chinese "advisers" are shaking hands on the banks of the River Yalu.
In short:
In a few weeks, less time than it takes for Lindsay Lohan to finish rehab, Iran doesn't get its Bomb. Syria makes peace. An independent Palestine begins to emerge. And the people of North Korea, who have suffered far, far more than the Palestinians, begin their long march to the civilized world.
Possible? Perhaps. A genuine plan? Probably not. We're neither that bright nor that ruthless, and even if we were, things never go as planned. As the poet Robert Burns once put it, "There's many a slip/twixt the zipper and the zip." Still, such an outcome, whether by design or opportunism or both, would be a splendid climacteric for the World's Sole Remaining Superpower as we shrug off the last few decades, rebuild our own economy and democracy, and take up tasks more worthy of us than pretending to run the world.
Prophecy? Perhaps. In any event, if it does come to pass, remember:
You heard it here first.
Share
Do you like this story?
Posted by Philip Gold at August 3, 2010 11:12 p.m.
ADVERTISING
Comments
#560648
Posted by unregistered user at 8/4/2010 12:17 a.m.
This is the dumbest, most ignorant blog post I've seen on the Seattle PI.
Israel attacking Iran would not cause peace, it would start WWIII. China, Russia would not stand by idly. Iran would attack the US in Iraq and Afghanistan, etc.
Report violation
------------------------
یاداوری : ضمن انکه بعرض می رسانم برای رعایت ادب است که کلمه پرزیدنت "رییس جمهور" را همیشه در مورد سران و روسای کشورهای مورد بحث در مقالات خود بکار می برم همچنین به اطلاع می رسانم همانگونه که در مطلب 13 خرداد 89 سال جاری در همین وبلاگ عرض کردم به دلایلی که انجا گفته شد و شما خواننده محترم می توانید انها را بخوانید نوشتم مگر در صورت احساس خطر برای کشور و نظام وبنگاری سیاسی و تحلیلی خود را ادامه نخواهم داد و هم
اکنون با احساس خطر جدی با توجه به تحولات مشکوک شورای امنیت بر علیه ایران اسلامی و همدست شدن غرب و برخی از کشورهای عرب و غیر عرب منطقه و دور شدن نسبی چین و روسیه و نزدیک شدن ناگهانی این دو به غرب بر سر پرونده هسته ای و بخصوص نقشی که این روزها روسیه در خطرناک جلوه دادن فعالیت های هسته ای ایران بازی می کند بنده را بر ان داشت تا بعنوان یک تحلیلگر اینترنتی و یک وبنگار سیاسی و اجتماعی و صد البته بعنوان یک شهروند ساده و بی ادعا ی ایرانی ( که در این احساس خطر نه ثروت و نه منافع و رانت و نیز قدرتی دارد که از بخطر افتادن انها نگران باشد و نه عزیز و گمارده کس و یا جناحی است که برای
منافع انها سینه سرایی نماید ) اول برای ادای دین و وظیفه ملی و دینی خود نسبت به مردم و کشور و نظام و دوم برای حفظ و کمک به صلح و امنیت منطقه ای و جهانی مجددا دست به قلم گردیده و مطالبی را که خواهید خواند تقدیم نمایم . امید ان دارم تا با لطف خدا این نوشتار ضمن حفظ منافع و امنیت ملی نظام و کشور سربلندمان همچنین گامی باشد در جهت گسترش و تعمیم و تعمیق صلح و دوستی ایران اسلامی با همه کشورها و نیز حسن همجواری باهمسایه گان و رابطه همه جانبه با همه دول و ملل جهان بر مبنای عقلانیت و مصلحت اندیشی و منافع ملی تام و کمال باشد! بمانند همیشه باید یاداور گردم که کلیه مطالب این وبلاگ و سایر وبلاگهای بنده نظر شخصی ولی تخصصی اینجانب است که یا درست اند و یا غلط اگر درستند گوارای وجود و اگر نادرست از پیش پوزش بنده را بپذیرید!.
----------------
الف : پیشگفتار
بعد از فرو پاشی شوروی سابق و ویرانی دیوار برلین (بعنوان نماد جنگ سرددر سال 1990 )رابطه روسیه با غرب و بخصوص با امریکا با فراز و فرودهای بسیاری روبرو بوده است اما بنظر می رسد در یکسال گذشته روسیه تحت ریاست پرزیدنت مدودوف با مدیریت احتمالی پشت صحنه پرزیدنت پوتین (رییس جمهور پیشین و نخست وزیر قدرتمند و زیرک فعلی ) نه بعنوان یک رقیب امریکا که
بعنوان یک یار با وفا در سطح منطقه و سازمان ملل در زمینه های مختلف سیاسی و امنیتی و اقتصادی ایفای نقش می کند (و یا دستکم می خواهد امریکا و غرب و اسراییل را تشویق کند تا او را در قالب این شخصیت قبول و باور کنند!). بارزترین نمونه این همکاری و وفاداری را می توان در مسئله پرونده هسته ای ایران پیدا کرد انجا که روسیه بعد از بده بستان های اشکار همه جانبه با غرب و امریکا (برخلاف مخالفت های ظاهری اولیه ) نه تنها به قعطنامه چهارم تحریم ایران در کنار چین رای مثبت داد که پرزیدنت مدودوف با اظهارات شدید ا همسو با اتهامات غرب و امریکا بر علیه جمهوری اسلامی ایران (مانند این گفته اخیر ایشان که ایران را در استانه ساخت بمب اتمی اعلام
کرد و ...) عملا نشان داد که در هر نوع حمله و بر خورد احتمالی غرب و یا اسراییل به ایران اسلامی دیگر ظاهرا یک ناظر بی طرف نخواهد بود و احتمالا بمانند هر دو جنگ جهانی اول و دوم و جنگهای روسیه تزاری مستقیما بر علیه ایران وارد عمل خواهد شد و یا غیر مستقیم ولی موثر در کنار سایر عوامل منطقه ای عرب و غیر عرب به تهاجم احتمالی غرب به ایران کمک خواهد رسانید.اگر چنین باشد و این واقعیت فرضی ! را بپذیریم . ایا نهایتا واقعا غرب و امریکا و اسراییل به
روسیه اعتماد خواهند کرد و روسیه را در منافع و معادلات منطقه ای و جهانی شریک خواهند نمود و یا انها هم سعی خواهند کرد روسیه را سرکار گذارند و بعد از سوی استفاده از ان او را رها نمایند و همه روزه تلاش کنند تا قدرت و اقتدار ان را در هم شکنند و مثل پارسال کشورهای چون گرجستان را با ادعای حق و یا ناحق به جان روسیه بیاندازند تا اگر شد انرا تجزیه نمایند؟ و از همه مهمتر چین و روسیه از بازی که در پیش گرفته اند انتظار چه دست اوردی را دارند؟در بخش بعد سعی خواهم کرد به این پرسشها پاسخ دهم .
-----------------------------------
چین و روسیه و نتایج بازی برای غرب در زمین ایران اسلامی !
نقش چین در بازی گفته شده به دو دلیل نقشی کوتاه و نسبتا کم اثر و بیشتر برای کسب منافع اقتصادی و سیاسی محدود خلاصه می شود که ما را به این نتیجه مهم می رساند که عملا چین در این بازی یک بازیگر نه چندان قوی می باشد . این دو دلیل مهم عبارتند از :
اول -فاصله جغرافیایی نسبتا زیاد چین با خاورمیانه و خلیج فارس
دوم - مشکلات اساسی چین با غرب بر سر دو کشور تایوان و کره شمالی .
بنظر نمی رسد غرب حاضر باشد به خاطر همکاری ان کشور در هر نوع دخالت نظامی احتمالی بر علیه ایران اسلامی دو کشور فوق را به چین هدیه نماید
اما نقش روسیه بدلیل انکه فکر می کند همزمان می تواند با گل الوده شدن اب و شروع جنگ احتمالی در منطقه منافع سیاسی و اقتصادی و نقش و جایگاه بسیار بیشتر از وضع کنونی را بدست اورد می تواند یک نقش مهم و قابل توجه باشد.
چنین می نماید که روسیه تحت ریاست اقایان پوتین و مدودف بر این باور است که بروز جنگ بین غرب و اسراییل با ایران اسلامی در جهت منافع کامل روسیه است چرا که هردو کشور مهم ایران و امریکا و نیز بیشتر کشورهای غربی در این جنگ احتمالی بسیاری ازنیروهای انسانی و داراییهای مالی و توان صنعتی و نظامی و امنیتی خود را از دست خواهند داد انها ضعیف می شوند و روسیه دست نخورده و قوی باقی خواهد ماند و امریکا و غرب به زیر سلطه نظامی و سیاسی روسیه خواهندرفت و از سوی دیگر از انجا که روسیه یکی از تولید و صادر کننده بزرگ گاز و نفت جهان است در صورت بروز جنگ انها فکر می کنند با نابودی سکوها و چاههای نفت
ایرانی و عربی منطقه نفت و گاز بشدت کمیاب و قیمت ان نجومی بالا خواهد رفت و از این جهت هم انها سود سرشار خواهند برد.بعلاوه انها بدشان نمی اید در یک معامله و در جریان جنگ احتمالی تا شمال ایران را از ان خود نمایند! در پایان جنگ جهانی دوم انها فقط هنگامی حاضر به ترک شمال ایران شدند که پرزیدنت ایزنهاور با تهدید روسیه به حمله اتمی از انها خواست فورا خاک ایران را ترک کنند و چون در ان زمان هنوز روسیه بمب هسته ای نداشت ناچار حاضر به ترک ایران گردید!.پس می بینیم که علاقه روسیه به کسب ابهای گرم جنوبی ایران اسلامی (پیرو وصیت پتر کبیر برای گسترش مرز جنوبی روسیه تا ابهای گرم خلیج فارس ) نه تنها کم نشده که ظاهرا هم بیشتر شده است!.
در چنین شرایطی این پرسش پیش می اید که ایا اساسا در صورت بروز جنگ منافعی وجود خواهد داشت تا مثلا روسیه از ان در کمال ارامش ! بهره برداری نماید؟ ایا جمهوری اسلامی ایران امریکا و غرب و اسراییل در باتلاق و تور کاخ کرملین خواهند افتاد؟ ایا برنامه هسته ای صلح امیز ایران انقدر خطرناک (!؟)است که غرب و اسراییل به قیمت نابودی و تضعیف همه توان خود با ان مقابله نظامی نمایند و با دست خود قدرتهایی همچون روسیه و چین و هند و غیره را بر خود مسلط نمایند؟ از همه مهمتر ایا انها انقدر بی فکر هستند که بدون در نظر گرفتن اثار شدید و ویرانگر و فاجعه بار منطقه ای و جهانی فقط به این دلیل که انها فکر می کنند جمهوری اسلامی ایران به نزدیکی ساخت بمب اتم رسیده است! خود و منطقه و جهان را در استانه فاجعه (اگر نگوییم نابودی) قرار دهند؟
پاسخ پر اشکار است که منفی می باشد چرا که خدای ناکرده در صورت بروز جنگ عملا بنظر می رسد جنگ جهانی سوم در خواهد گرفت و بسیاری از حکومتهای حامی غرب منطقه توسط دول و یا مردم خود این کشورها سرنگون خواهند شد و تروریسم و جنبش های افراط گرایی شدیدا مذهبی(بسیار خطرناک تر از طالبان و القاعده ) در کنار ناسیونالیسم کور و نابودکننده و انارشیست و کمونیسم بسیار افراطی و ویرانگر منطقه ای و جهانی بروز خواهند نمود و بی تردید جغرافیای سیاسی منطقه و جهانی دگرگون خواهد شد. پر واضح است در چنین شرایطی نه چندان محیط زیست سالم و قابل زندگی در منطقه و جهان باقی خواهد ماند و نه جمعیت سالم و
بدور مانده از جنگ و کشتار . بعلاوه درگیر شدن توان غرب در هر نوع جنگ احتمالی عملا فرصت را در اختیار کشورهای محروم افریقا و یا کشورهایی چون زاپن (برای باز پس گیری جزیره اشغال شده توسط روسیه در روزهای اخر جنگ دوم جهانی ) و چین (برای پس گرفتن تایوان) و کره شمالی (برای بدستن اوردن کره جنوبی) و ارزانتین (برای گرفتن جزایر خود از انگلیس) و ... می گذارد تا سرزمینهایی را که متعلق به خود می دانند و هم اکنون مستقیم و یا غیر مستقیم در تسلط غرب است را باز پس گیرند.
نتیجگیری:
بنا به دلایل فوق است که بنظر می رسد هم برای روسیه و چین و هم ما (ایران اسلامی)و هم امریکا و غرب و کشورهای منطقه و حتی اسراییل که همه تلاتش کنیم تا در منطقه و به دلیل واهی جنگی" جهان ویرانکن" در نگیرد و امریکا نه خود و نه به اسراییل اجازده دهد تا بازی قدرتهایی چون چین و روسیه را خورده و جو گیر شده و دست به کاری بزنند که نهایتا همه در ان بازنده خواهند شد. بنظر می رسد پرزیدنت پوتین و مدودف فراموش کرده اند همین پارسال بود که غرب گرجستان را به جان روسیه انداخت و یا نه ! فراموش نکرده اند بلکه انها می خواهند با بازی دادن اسراییل و امریکا و غرب و تحریک انها برای حمله به ایران اسلامی در واقع مقابله به مثل
نموده و انتقام عمل پارسال انها را بگیرند! در هر حال بنظر می رسد همه باید این حقیقت غیر قابل انکار را باور کنیم که منافع همه در گسترش صلح و امنیت همه جانبه و تعمیق روابط دوستانه و حسن نظر و اعتماد به یگدیگر است و نه ایجاد دشمنی و اعمال کینه توزانه و نقشه های شیطانی که همه را با هم نابود و یا تا نزدیکی نابودی سوق دهد در پایان ارزو دارم تا بهترین روابط ممکن را جمهوری اسلامی ایران با همه ملل و دول جهان داشته باشد قطعا و تحقیقا اگر روسیه و امریکا و غرب با جمهوری اسلامی ایران صادق باشند از فشار و پرونده سازی و ایراد و اعلام اتهامات واهی و بزرگ نمایی فعالیت های صلح امیز ایران دست بردارند و ایران را باور کنند خواهند
دید که صمیمی تر و دوست داشتنی تر از ایران دوستی نخواهند یافت بسیاری از مشکلات منطقه ای و جهانی با کمک ایران حل و فصل خواهد شد همانگونه که اگر با ایران اسلامی درشتی کنند همان خواهند شنید که از طرف رییس جمهور محترم ایران اسلامی تا کنون شنیده اند و در این شب تولد منجی عالم بشریت مهدی موعود "عج" ارزو و دعا می نمایم تا صلح و دوستی بر منطقه و جهان بطور کامل اعاده گردد و جهل و نادانی و نفرت و دشمنی و کشتار و ظلم و تبعیض و استثمار و استعمار برای همیشه نابودگردد و عشق ودوستی محبت بین همه ملل و دول منطقه و جهان بهمراه ازادی و کرامت انسانی برای همه بشریت به برکت این شب عزیز دایر گردد .امین یا رب العالمین .سعید شجاعی سعدی- شیراز- دوشنبه شب- 89/5/4
برابر با شب تولد حضرت مهدی"عج"
---------------------
"بنام انکه جان را فکرت اموخت ..........چراغ دل بنور جان بر افروخت"
ایا به بازی نگرفتن شما دلیل کنار گذاشتن فعالیتهای اینترنتی وب نگاری سیاسی و تحلیلی و اجتماعی و فرهنگی شما نبوده است؟
الف- مقدمه
این پرسشی است که بسیاری از کسانی که مرا می شناسند به طرق مختلف و با ادبیات مختلف در 9 ماه گذشنه از من می پرسند و گاه از سر محبت خواستار تجدید فعالیتهای وب نگاری بنده شده و می شوند.
در پاسخ خدا را شاهد می گیرم و صادقانه عرض می کنم هیچگاه و در هیچ لحظه ای به این مسایل نه تنها فکر نکرده و نمی کنم که اصلا برایم چنین مقولی ارزش و اهمیت خاص و معنا داری نداشته و ندارد البته هیچ انسان دلسوز و مدیر و مدبر و متعهدی را نمی توانید بیابید که برای مردم و کشور و نظام خود (اگر کار و مسئولیتی به او پیشنهاد گردد) نپذیرد اما اگر هم با وجود دارا بودن سه توان تخصصی 1- برنامه ریزی 2- نرم افزار و سخت افزار کامپیوتر و شبکه 3- صنعت جهانگردی
و با دارا بودن صدها مقاله علمی و تحلیلی و سیاسی در اینترنت و غیر ان مجبور باشد هزاران نفر از جوانان محروم ولی مستعد را بصورت تک نفری در مغازه خود (که تا همین یک ماه گذشته اجاره ای بود) اموزش زبان و کامپیوتر و حسابداری کامپیوتری بدهد و مدعیان بی سواد و یا کم سواد او با ریا و نیرنگ و باند بازی - خود را در جایگاههایی قرار دهند که خودشان هم می دانند انها حتی یک دهم توان و شایستگی و شرایط همه جانبه لازم را برای اشغال ان جایگاه نداشته و ندارند که هیچ بلکه بنظر می رسد اکثرا برای نظام و مردم و بیت المال هم بجز دردسر و خسارت نتیجه ای ببار نمی اورند.جالب تر انکه این افراد برای انکه پوششی هر چند نخ نما به ندانم کاریها و بی عرضه گی های خود دهند(بدنبال کسب مدارک تحصیلی و یا جعل ان بر
می ایند و ) ضمن انکه به هر طریق غیر قانونی و غیر اخلاقی و ناجوانمردانه ممکن از ادامه تحصیل افراد شایسته (از ترس اینکه نکند این افراد منافع مالی و اداری و رانت حواری شیطانی انها را بخطر اندازند) جلوگیری می کنند اما خود در حالی که رسما کارمند دولتند و مثلا چشم شیطان کور باید تمام وقت مفید و موثر!!!؟
خود را در اختیار نظام مقدس و مردم بگذارند ! با فریبکاری و نیرنگ و زد و بند هم حقوق کلان می گیرندو هم انجام وظیفه ! می کنند و هم چهار دست و پا سفت و سخت پست و موقعیت اداری و غیر اداری خود را حفظ می کنند!.اما دریغ از درک ناقص و فهم کجشان که این عده همه را نادان و خود را علامه خدعه و نیرنگ می بینند و سر در برف نموده و خیال می کنند این ثروت و
موقعیتی شیطانی که با پایمال کردن حق و ابروی خبرگان و مخلصان چند روزی بدست اورنده اند ماندنی است و نمی دانند و یا نمی فهمند که "ومکرو مکرالله والاالخیرالماکرین"و نیز این ضرب المثل عوامانه "که خدا نکند که گدا معتبر شود ...که اگر معتبر شود از خدا بی خبر شود".
- بله با وجود همه موارد ذکر شده فوق چون منی ! نه تنها دلگیر نمی شود و به این دلیل فعالیتهای اینترنتی خود را قطع نمی کند که بسیار خوشحال هم می شود که در این روزگار مکار و حیلگر ی که تلاش می کنند با له کردن حق و حقیقت ولگد کردن افراد توانمند نان و اب نامشروع خود را صد چندان کنند ! چون منی با توان حتی بالا ! در گوشی پرت بدور از جار و جنجال
کر کننده زمانه به انتقال علم روز دنیا به جوانان مستعد ولی تهیدست شهر و استان زادگاه خود می پردازد. بعلاوه اگر قرار بود با این دلایل واهی سر خورده و کنارگیری نمایم انگاه که در سال 86 و بهنگام کاندید شدن بنده برای هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از شیراز داوطلب شده بودم و با تنگ نظری و با زورگویی کامل و برغم انکه در هیئت اجرایی تایید صلاحیت شده بودم به ناگاه در شورای نظارت نگهبان وقت شیراز(انهم بدلیل نداشتن 5سال سابقه کار در حالی که 18 سال سابقه مستند و متقن ارایه نموده بودم !) رد صلاحیت شدم - بطور طبیعی با ان ظلم اشکار باید بنده ان فعالیت اینترنتی خود را کنار می گذاشتم !
دیدید که نه تنها چنین نکردم بلکه تا 16 مهر 88 با تلاش و جدیت چند برابر ! به فعالیت فوق ادامه دادم .خوب حالا که معلوم شد غیبت 9 ماهه من دلیل دلگیری و دلخوری نداشته است پس شاید این سئوال دیگر در ذهن شما خواننده محترم پیش اید که دلیل واقعی این غیبت چه بوده است ؟ در اینجا دلایل واقعی غیبت 9 ماهه خود را در زیر تقدیم حضور شما عزیزان می نمایم .
سعید شجاعی سعدی - شیراز- چهارشنبه 89/3/12
ایمیل-saadiman2006@yahoo.com و shogaiee@gmail.com
---------------
ب- دلیل عدم فعالیت وب نگاری بنده:
همانگونه که شما خواننده گرانسنگ و عزیز اگاهید:
بنده سعید شجاعی سعدی با توکل به خدا و در نهایت فروتنی و بی ادعایی ! و بی انکه کسی از من خواسته باشد و یا خدای ناکرده ریالی مواج و رانت ! از هیچ شخص حقیقی و یا حقوقی دریافت نموده باشم و یا نعوذ بالله ! قصد کسب "شهرت " و ثروت " و "قدرت" را داشته باشم و مهم تر از همه به گروه و یا جناحی خاص تعلق داشته باشم - وبلاگهای 11گانه ای(1) را از سال 1385 راه اندازی نمودم (2)
تا اول:
در دورانی که امریکای تحت ریاست جمهوری پرزیدنت بوش پسر و نیز حکومت جمهوری خواهان بسیار تند رو و زورگو که با همکاری و همراهی برخی دول غربی وبویژه دولت اسراییل قانون شکن! (3)
هر روز وهر ساعت با بهانه و ترفند جدیدی نظام و امنیت ملی و تمامیت ارضی میهن اسلامی ما را به چالش می کشیدند
ودوم:
دستگاه تبلیغاتی ما یکی از ضعیف ترین دوران کاری خود را می گذرانید (تو گویی منفعلانه در خواب خوش ! فرو رفته باشد) حس احساس تکلیف ملی و شرعی بنده را وا داشت تا در ابتکاری خود جوش وبلاگهای اجتماعی و سیاسی و تحلیلی خود را راه اندازی نموده و اگر تعداد بازدیدکننده و کامنت ها را بتوان بعنوان یک شاخص موفقیت و اثر گذاری یک سایت بحساب اورد شاید بتوان گفت بنده در انجام این وظیفه تا حدود زیادی (و نه کامل ) موفق بوده ام .
اما در نه ماه گذشته بنده به این دلیل مطلبی نداشتم که در مهر 88 پر بیننده ترین وبلاگ بنده saadman.mihanblog.com احتمالا مورد هک واقع شد و با احتمال ضعیفتری بدلیل پر شدن فضای که شبکه mihanblog برای کاربران یک وبلاگ قرار داده به یکباره حذف گردید!در چنین شرایطی هیچ بعید نبود تا سایر وبلاگهای بنده نیز به همین سرنوشت دچار شوند ! که این پیش بینی هم تا حدی درست از اب در امد !چرا که در همین لحظه ای که این سطور را می نویسم عملا هیچگونه امکانی برای وارد کردن مطلب جدید به سه وبلاگ دیگرم(saadiman.blogfa.com-saadiman2.blogfa.com-shogaiee.blogspot.com )میسر نمی باشد هر چند انها در اینترنت وجود دارند و دسترسی به انها برای همه امکان پذیر است و این در حالی است که دو وبلاگ دیگر (یعنی shirman.blogfa.comو نیزsaadiman.mihanblog.com هم) در عمل امکان بروز رسانی را ندارند .
پس می بینیم که 6وبلاگ بنده در اختیار بنده نیستند . مکاتبات لازم از طریق ارسال نامه های اینترنتی به مدیریت شبکه های blogfaوmihanblog و blogger را انجام داده ام و منتظر پاسخ انها هستم . حالا شما خواننده محترم و هم همه عزیزانی که مصرانه خواستار تجدید فعالیت وب نگاری بنده بوده اند هم از دلایل بنده اطلاع کامل کسب نمودید حالا اگر چند ماه و یا چند سال دیگر هم وبلاگهایم را بروز نکردم فکر کنم احتمالا شما هم به بنده حق بدهید .البته بودند و هستند دوستانی که ایجاد یک سایت را به من بجای وبلاگهای که مدیریت ان تمام و کمال دست صاحبان شبکه است را پیشنهاد داد ه اند که اگر تکلیف وبلاگهای فوق مشخص شود شاید با اخذ مجوز مربوطه قانونی در اینده چنین کنم.
احتمالا لازم به یاد اوری نباشد که یک وبلاگ نویس فقط برای حفظ امنیت وبلاگ خود می تواند با نصب برنامه های anti-virus و antihack و anti-malware وanti-spy و یک firewall قدر تا حدی از امنیت وبلاگ خود محافظت کند چرا که کنترل کننده و تصمیم ساز نهایی مدیران و سیستم امنیتی شبکه ای است که شما در محیط ان وبلاگ ایجاد کرده اید می باشند و شما عملا بجز انچه گفته شد هیچگونه کنترلی بر وبلاگهای خود ندارید و این مدیران و سیستم وبگردان مثلا blogfaو یا mihanblogو یا bloggerهستند که مدیریت و کنترل شبکه را بر عهده دارند.
پس طبیعی است بنده تا روشن شدن تکلیف شش وبلاگ فوق و کسب مجدد این اطمینان که حداقل امنیتی در وب نگاری وجود دارد وبلاگهای خود را بروز ننمایم و اصلا هم زمانی که طول خواهد کشید تا این اطمینان حاصل شود برایم اهمیت ندارد چرا که هم اکنون خطر فوری را برای امنیت ملی و تمامیت ارضی میهن بزرگ و پر افتخاراسلامیمان از ناحیه قدرتهای زورگو و متخاصم احساس نمی کنم که اگر هر ان چنین خطری را حس کنم سریعا در حد وسع و توان علمی و تجربی خود وبنگاری سیاسی و تحلیلی سابق خود را مجددا شروع خواهم نمود که هیچ ! بلکه با جان نا قابل خود از هویت و تمدن و اب و خاک و دین و شرف ایران دفاع خواهم نمود .
-------------------------------------
پ- پاورقی
(1)- این وبلاگهای یازدهگانه عبارتند از .:
-shogaiee.persianblog.ir-shogaiee.blog.com-saadiman.blogsky.com-shogaiee.blogspot.com
saadiman.blogpars.com-sadiman.blog.com-shirman.blogfa.com-saadiman.mihanblog.com-
saadiman.blogfa.com-saadiman2.blogfa.com-saadman.mihanblog.com
(2)-شاید شما خواننده محترم این سئوال طبیعی برایتان پیش امده باشد که چرا این همه وبلاگ انهم با محتوای مشترک ؟! پاسخ روشن است وقتی شما خود جوشانه و خالصانه و بر اساس احساس وظیفه و با بکار گیری تمام توان علمی و تجربی (در حد وسع و امکانات و مصلحت و شرایط ) می خواهید جلوی تهاجمات رسانه ای و تبلیغاتی بیگانگان بی رحم و زورگو را بگیرید ! طبیعی است سعی کنید از حد اکثر امکانات برای جلب مخاطب بیشتر در داخل و خارج استفاده نمایید که به لطف خدا بنظر می رسد بنده تا حد زیادی توانسته باشم در انجام این مهم موفق گردم
(3)- دولتی که همین دیروز با زشت ترین و ناجوانمردانه ترین روش به کاروان کشتیهای غیر مسلح حامل دارو و مواد غذایی از چهل کشور جهان که برای گرسنگان و محاصره شدگان غزه عازم انجا بود حمله نموده و شمار زیادی را با بی رحمی فراوان و مظلومانه به قتل برساند و شمار دیگری را مجروح نماید ) هر روز با بهانه و ترفند جدید ایران اسلامی و امنیت ملی و تمامیت ارضی ما را به چالش می کشیدند (بسیار بیشتر و شدید تر از انچه که در دوران پرزیدنت اوباما ی سیاه پوست بر علیه کشور عزیز ما هم اکنون صورت می گیرد).