سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher
سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher

بررسی نقش ویرانگرانه رهبران باهوش روسیه و چین در ایجاد نفرت و دوشمنی بین دو دولت جمهوری اسلامی ایران و امریکا


عید فطر بر شما مبارکباد!




                 عید فطر بر شما مبارکباد!

آیا وقت درمان بیماری فراگیر توسل به ریا و ترویز و تظاهر در جمهوری اسلامی ایران، نرسیده؟!


آیا اختلاسهای چند هزار میلیاردتومانی را در جمهوری اسلامی ایران ، افراد ریش و انگشتر و تسبیح دار انجام داده و می دهند یا افراد بی ریش و کراواتی ؟! 

--

متاسفانه در جمهوری اسلامی ایران  ، برخی یاد گرفته اند تا خود را به آرمان و کنش و منشی وفادار و پیرو نشان دهند که یا اصلا به آن اعتقاد ندارند و یا اگر دارند به آن حد و درجه ای که وانمود می کنند، نیست. به اصطلاح پیاز داغ آن را صد برابر می کنند . علت اینکار هم روشن است ، رسیدن به رانت و ثروت و شهرت و صد البته قدرت!. ظاهرا این



 پدیده  مشتریان فراوانی دارد و  بسیار کارآمد هم بوده و افرادی که نخواسته تن به این رذالت کاریها بدهند ، کلاه آنها پس معرکه بوده و گاه هم مغضوب واقع می شوند که مثلا چرا با جمع همراهی نمی کنی و برخلاف جهت آب شنا میکنی؟! بهر حال در اینجا کنکاش  بنده برای ریشه یابی علل تاریخی چنین رفتاری را تقدیم حضور می نمایم:

---

بنده سعید شجاعی سعدی، بعنوان یک پژوهشگر فرهنگ، و صلح و روابط بین الملل، بعد از بررسی های فراوان، یکی از عوامل اصلی و تاریخی چنین رفتاری را در ایران کشف کردم و آن چیزی نبود مگر رفتاری که برخی از ما ایرانیان (در مقابل هجم عظیم کشتار و تجاوزهای جنسی و ظلم و شکنجه بی حد و اندازه و وحشیانه ای که لشکریان



 اسکندرمقدونی و اعراب و مغولان و دول روسیه و انگلیس و عثمانی و غیره ) در هنگام حمله و تصرف تمام و یا بخشی از خاک ایران در طول تاریخ انجام داده ایم، بوده است. بدین معنی که برای حفظ جان و مال و خانواده خود و نیز بدست آوردن موقعیت و مقام و ثروت، تن به ریا و تزویر میدادند تا دل مقامات و لشکریان بیگانه را هرچه بهتر بدست آورند.


متاسفانه، امروزه و در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز، عده ای با توسل به ریا و تزویر و دروغ نه تنها رانتخوری، زمینخواری، و اختلاس های سبک و سنگین  و قاچاق های کوچک و یا بزرگ، و بیت المال خوری ناقابل ، فقط  در حد چند هزار میلیارد تومانی را رقم زده و میزنند ( تا برای خود و خانواده و بستگان و هم باندیهای نا شریف خود، ثروت و



 زندگی شاهانه  و اشرافی از خون اکثریت مردم بینوای ایران درست کنند! ) بلکه عملا ریشه اعتقادات مردم به دین و اخلاق و حتی امنیت ملی و  نهایتا موجودیت جمهوری اسلامی ایران را نیز هدف قرار داده و میدهند.صد البته از همه خطرناک تر آنست که مقامات بالاتر به احتمال زیاد ، با آنکه میدانند، این افراد چه موجوداتی ! هستند اما بدلایل ساختار جناحی قدرت در جمهوری اسلامی



 عملا حتی اگر بخواهند هم کارچندانی برای رفع این اعمال جنایتکارانه و فاجعه بار این افراد از دستشان برنمی آید. در چنین شرایطی افراد دلسوز و دست و چشم پاک و خادم و متخصص و باسواد و تجربه و بدردبخور و صاحب فکر و راه حل یا بیکار و خانه



 نشین گردیده و یا سکوت پیشه کرده و یا تن به مهاجرت داده و یا دق میکنند و می میرند و یا هر چند وقت یکبار ،(بجای افراد متظاهر و ریاکار و دروغگو !) باید پاسخگوی این و یا آن نهاد امنیتی و قضایی باشند ! ، پس در چنین وضعیتی تنها باید به خدا متوسل شویم تا با قدرت خدایی خود احتمالا کاری کند، کارستان !.



درباره نویسنده و فعالیتهایش:



تحصیلات : برنامه ریزی اجتماعی، صنعت جهانگردی، کامپیوتر با حدود 30 سال تجربه کاری،

پژوهشگر و فعال اینترت محور صلح و فرهنگ جهانی .

--

هدف: جلوگیری از جنگ و گسترش صلح و دوستی در منطقه و جهان با بکارگیری زبان فرهنگ و نیزشناساندن تاریخ و فرهنگ ایران زمین بعنوان ملتی که بیشترین تاثیرات مثبت را بر  تمدن انسانی و جهانی داشته است. 



خوشحالم که به اطلاع شما خواننده گان گرانسنگ برسانم :

هم اینک در شبکه اینترنت مطالب فرهنگی و صلح طلبانه و انتشار نتایج پژوهشهای بنده صدهها هزار بیننده و دنبال کننده داشته است.برای نمونه  در شبکه تویتر (که سیاسی ترین شبکه اجتماعی جهان است و تقریبا همه سران کشورها و روسای سازمانهای بین المللی، فعالان رسانه ، هنرمندان و نویسندگان دنیا حضور دارند ) تویت



 های بنده به زبان انگلیسی توانسته نزدیک به 22 هزار نویسنده ، پژوهشگر ، فعالان سیاسی ، فرهنگی ، رسانه ای و نیز مقامات و مسئولین کشوری و نیز سازمان های بین المللی از سرتاسر جهان  را به خود جلب نمایند، باشد تابدینوسیله بعنوان یک انسان و یک ایرانی ، دین خود را به انسانیت و ایران و نیز ادای دین به شهدای گرانقدر



 ایران از بدو تاکنون ، (بی آنکه ریالی دستمزد و یا رانت از هیچ مرجع ، نهاد و یا شخص حقیقی یا حقوقی داخلی و خارجی دریافت نموده باشم و یافعالیتهای پژوهشی، فرهنگی و صلح طلبانه خود را بخواست یا سفارش کسی و یا اشخاصی انجام داده باشم) ادا نمایم. در این راه تاکنون کم هزینه نداده و مشکلات همه جانبه طاقت فرسا را



 از طرف افراد مغرض و متزور و ریاکار و برخی نهادهای امنیتی پذیرا نشده ام که برای جلوگیری از جنگ و اشاعه فرهنگ صلح و دوستی بجای جنگ و کشتار و نابودی در منطفه و جهان ، همه را صبورانه تحمل نموده و می نمایم. بنده سعید شجاعی سعدی،



 در نهایت بی ادعایی از همه خوانندگان و فرهیختگان گرامی که احتمالا علاقمند باشند با همه فعالیتهای بنده آشنا گردند دعوت می نمایم تا با جستجوی نام کامل بنده "سعید شجاعی سعدی"  در مرورگر خویش اقدام فرمایند.با سپاس، سعید شجاعی سعدی-شیراز،

---

www.twitter.com/shogaiee

www.saadimn.blogsky.com

shogaiee@gmail.com


نگاه کارشناسانه به روابط بین اسراییل و ایران و چرایی اعلام روز قدس توسط جمهوری اسلامی ایران در ایران و جهان



در این تحلیل بنده سعید شجاعی سعدی ، بعنوان یک پژوهشگر و یک فعال اینترت محور صلح و فرهنگ جهانی ، روابط اسراییل و جمهوری اسلامی ایران و نیز اعلام روز قدس و تاثیر آن بر جنگ و یا صلح و موازنه قدرت در منطقه خاورمیانه را مورد کنکاش و بررسی قرار داده ام.


--


 تعیین راهپیمایی روز قدس نه تنها برای اعلام حمایت از مردم آواره و مظلوم فلسطین که همچنین برای نشان دادن  مخالفت با دشمنی کینه توزانه دولتهای مختلف تندرو چون دولت کنونی آقای نتانیاهو در اسراییل با عرض اندام ، رشد و پیشرفت ایران در منطقه و جهان نیز است ، متاسفانه از اول پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دولتهای تندرو در اسراییل همواره با تحریک آمریکا و اعضای اتحادیه اروپااز طریق لابی های بسیار پرنفوذ خود در آمریکا و اتحادیه اروپا زمینه ساز اعمال تحریمهای بسیار گسترده



 اقتصادی و سیاسی و امنیتی ضدجمهوری اسلامی ایران بوده و هستند و اتحاد با برخی دول کشورهای عربی و غیر عربی که بمانند دولت اسراییل با قدرت نمایی جمهوری اسلامی در منطقه و جهان مشکل دارند را می توان در همین رابطه تحلیل نمود . در واقع دولت تندرو ، متکبر و خودخواه در اسراییل فقط و فقط میخواهد دولت اسراییل حرف اول و آخر را در همه زمینه ها در منطقه بزند و لاغیر و دیگران سیاست هایشان را با آنها هماهنگ سازند و مشکلات اساسی بین دو کشور ، درست از همین



 جا به اوج خودمی رسد.در چنین شرایطی که دولت تندرو اسراییل عملا بدنبال نابودی دولت جمهوری اسلامی در ایران است،  طبیعی است دولت جمهوری اسلامی نیز خواستار نابودی دولت اسراییل باشد. از سوی دیگر ، متاسفانه بنظر می رسد دولتهای تندرو و متکبر در  اسراییل ، عمدا  تاریخ و فرهنگ انسانی و سازنده و صلح طلبانه 8000 ساله مردم ایران را نادیده گرفته و آنرا تاب نمی آورد، (این در حالی است که  در همین تاریخ طولانی، ایرانیان سه باریهودیان را از قتل و عام و نابودی حتمی نجات



 دادند، اما دریغ از درک و سپاس  و جبران دولتهای تندرو در اسراییل) ، پس قبل از آنکه ریشه مشکلات همه جانبه بین اسراییل  و جمهوری اسلامی ایران در تهران و ماهیت جمهوری اسلامی دانست ، باید آنرا در اسراییل و در نوع سیاستهای متکبرانه و خودخواهانه دولت های مختلف در اسراییل نسبت به جمهوری اسلامی ایران جستجو کرد. در اینجا بنده سعید شجاعی سعدی ، بعنوان یک پژوهشگر و یک فعال اینترت محور صلح و فرهنگ جهانی ، یادآورمی گردم تا سیاستهای متکبرانه و خودخواهانه دولتهای




 تندرو و متعصب در اسراییل دگرگون نشود عملا هیچ اتفاقی در روابط منسوخ شده بین دو کشور پدید نخواهد آمد و تا دولت زورگوی اسراییل حاضر نباشند، برابر قعطنامه های شورای امنیت سازمان ملل ،حق تعیین سرنوشت و بازگشت عزتمندانه فلسطینیان رابه وطن آبا و اجدادی خود بپذیرد ،متاسفانه، منطقه روی آرامش و صلح همه جانبه و پایدار را نخواهد دید .بعلاوه بنده بر این باورم حساب مردم اسراییل( که بخش عمده ای از آنها مهاجران فقیر و صلح طلب هستند) را باید  از دولت تندرو و متکبر و زورگوی اسراییل کنونی، جدا دانست،  چرا که بیشتر این مردم از کشورهای فقیر افریقایی و آسیایی و  غیره به امید زندگی بهتر و رسیدن به مدینه فاضله به اسراییل مهاجرت کرده اند که بعد از مهاجرت فهمیده اند بیشتر وعده ها تو خالی و فریب و خیالی خام، بیش نبوده  است. 

---

سعید شجاعی سعدی-شیراز، 2 تیر 1396   

--

www.saadiman.blogsky.com

www.twitter.com/shogaiee

shogaiee@gmail.com    

تغییر قدرت در عربستان و افزایش خطر جنگ و آنچه باید و نبایدهای که ایران برای حفظ استقلال و منافع و امنیت ملی خود باید انجام دهد


خبر بر کناری ولیعهد عربستان و جایگزینی محمد بن سلمان 32 ساله  و بسیار جاه طلب و بی تجربه (پسر پادشاه بشدت بیمار و پیر کنونی عربستان) خطر بروز یک جنگ تمام عیار نه تنها بین ایران و عربستان که نهایتا بین همه بازیگران جهانی و منطقه ای حاضر در منطفه خاورمیانه ،


نظیر روسیه و آمریکا را در پی خواهد داشت،مگر آنکه مذاکرات فوری بین ایران و عربستان و متحدان آنها انجام گیرد. در این بین متاسفانه دو عامل مهم دیگر نیز عمدا بر دامنه آتش کینه ورزی و اختلافات و دشمنی های پیداو پنهان کشورهای منطقه می افزاید، که عبارتند از :

--

1- مشاوران پرزیدنت ترامپ بویژه دختر بزرگ او "ایوانیکا" و شوهر یهودی بشدت طرفدار نتانیاهو نخست وزیر اسراییل او، برای انحراف افکار عمومی مردم و رسانه های آمریکا و غرب از مسئله دخالت روسیه در روند انتخابات



 ریاست جمهوری آمریکا( و دادن اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده به روسیه  که خطر جدی استیضاح و زندانی شدن ترامپ و همه مشاوران و دیگر اعضای تیم او را در آمریکا در پی خواهد داشت) بدنبال راه انداختن یک جنگ بزرگ در منطقه خاورمیانه هستند.


2- متاسفانه بنظر می رسد روسیه و چین به جمهوری اسلامی ایران ،اصطلاحا بعنوان "طعمه و  گوشت دم توپ " مینگرند، به این معنی که آنها می خواهند با درگیر کردن ایران با محور غربی-عربی اولا دو طرف را بشدت (از همه جهات ) تضعیف کنند، و نهایتا یا خود وارد عمل شده و اوضاع را 



بنفع میدانی خود ساماندهی کنند و یا در پشت صحنه با فروش جمهوری اسلامی ایران به غرب و محور عربی حامیان او ضمن زدن خنجر از پشت به جمهوری اسلامی ایران،همزمان بی آنکه کمترین صدمه ای به روسیه وچین وارد شده باشد همه را کیش و مات نمایند.


در این بین هم حواس مسئولین محترم  جمهوری اسلامی ایران باید جمع باشد و هم محور غربی و عربی باید در زمین روسیه و چین بازی نکنند که عاقبت آن نابودی همه چیز است.


البته رهبران چین و روسیه کار غیر عادی نمی کنند بلکه در نهایت هوش و ذکاوت در حال تامین منافع ملی خود هستند و ما نیز باید در نهایت هوش و ذکاوت فکر امنیت و منافع ملی خود باشیم و فریب آنها را نخوریم و با بند پوسیده آنها به چاه نرویم!.



برای نمونه در حالی که چین و روسیه بشدت دنبال جذب ایران به پیمان اقتصادی و امنیتی "شانگهای "هستند اما از دادن هواپیماهای جنگی و سیستم های دفاع هوایی پیشرفته به ایران خوداری کرده و می کنند و تنها اس 300 را آنهم بعد از ده سال تاخیر به ایران فروختند در حال که اس400 پیشرفته را به ترکیه که عضوی از پیمان ناتو و ضد آنها بود !



 فروختند و روسیه با هند قرار داد ساخت پیشرفته ترین هواپیماهای جنگی در هند را امضاء نمود و یا نیروگاه هسته بوشهر را با 20 سال تاخیر به ایران تحویل دادند در حالی که  بلافاصله با ترکیه و هند قرار داد ساخت چند نیروگاه هسته ای پیشرفته تر از نیروگاه بوشهر را عقد نمودند!. آیا در چنین شرایطی می توان به رهبران با هوش روسیه و چین تکیه کرد؟! بنظر بنده که ابدا!.


آرزو می کنم پرزیدنت ترامپ و مشاورانش به شرایط منطقه و خطر بروز جنگ جهانی سوم توجه کنند و منافع و امنیت ملی آمریکا و جهان را برای فرار از استیضاح به خطر نیندازند ،هر چند من مطمئنم نهادهای سیاسی و قضایی و امنیتی 


در آمریکا نهایتا اجازه نخواهند داد پرزیدنت ترامپ و تیم او آمریکا و جهان را با خطر نابودی مواجه کنند.

سعید شجاعی سعدی-31 خرداد 1396

www.twitter.com/shogaiee

www.saadiman.blogsky.com

shogaiee@gmail.com

        

آغاز فصلی جدید در موازنه قدرت در خاور میانه بعد از انتقام موشکی ایران از داعش و حامیان آن



آغاز فصلی جدید در موازنه قدرت در خاور میانه بعد از انتقام موشکی ایران از داعش و حامیان آن


--


بعنوان یک فعال و پژوهشگر اینترت محور صلح و فرهنگ جهانی که فعالیتهای فرهنگی او توانسته نظر دهها هزار اندیشمند و نویسنده و فعالان حوزهای سیاست و فرهنگ و اقتصاد و هنر و رسانه از سرتاسر جهان را به خود جلب نماید، بنده سعید شجاعی سعدی بر این باورم ، هنگامی که نخست وزیر اسراییل آقای نتانیاهو و شاه عربستان سلمان




 پرزیدنت ترامپ و دخترش ایوانیکا و داماد یهودی بشدت طرفدار نتانیاهو اش و دیگران مشاوران و اعضای کنگره آمریکا را تشویق کردند تا در مقابل دریافت هدایای چند میلیارد دلاری و عقد فراردادهای تجاری و نظامی به ارزش 480 میلیارد دلار بین آمریکا و عربستان سعودی، بشدت به جمهوری اسلامی ایران بتازند و بنا بر گزارشات مقامات رسمی جمهوری اسلامی و




 رسانه های ایران، شخص وزیر دفاع و ولیعهد، وزیر خارجه و نیز رئیس سازمان اطلاعاتی عربستان در مقابل پرداخت پول سنگین به داعش، حمله تروریستی و عملیات کشتار شنیع و وحشیانه مردم بیگناه در تهران و مرزبانان شرق و غرب ایران را انجام دهند، هرگز فکر نمی کردند ایران با حمله غافلگیر کننده موشکی مراکز اصلی و بسیاری از فرماندهان شاخص داعش و گروهای مرتبط با آنها را که عربستان و دیگران با صرف دهها میلیارد دلار ، سازماندهی کرده بودند را در کمتر از چند دقیقه نابود کند و عملا انتقامی سخت و کوبنده ای را از آنها رقم بزند.


--



حال پرسش اساسی اینجاست آیا آقایان نتانیاهو و شاه سلمان و همراهانشان پیام انتقام ایران از داعش را دریافت کرده اند و آیا پرزیدنت ترامپ و مشاورانش که ظاهرا برای فرار از استیضاح و تغییر افکار عمومی مردم و رسانه های آمریکا و غرب از مفاسد و مشکلاتش به مسئله خود ساخته ایران، تن به خواسته های شاه سلمان و نتانیاهو داده و برخلاف




 منافع و امنیت ملی مردم آمریکا روی بسوی دشمنی افسار گسیخته با جمهوری اسلامی ایران آورده بودند،تغییر سیاست خواهند داد و با درک واقعیت ایران و موازنه قدرت در منطقه خاورمیانه ، دست از فشار و تهدید و تحریم ضد ایران بر خواهند داشت و با آغاز گفتگوی سازنده با ایران به تامین امنیت در خاورمیانه و جهان و همچنین منافع دوجانبه اقدام خواهند کرد و یا مانند قبل به اشتباهات استراتزیک خود در رابطه با ایرن ادامه خواهند داد ؟



--


اگر مانند قبل عمل کنند احتمالا منجر به یک جنگ بزرگ در خاورمیانه که اولا نابودی همه چاههای نفت منطقه و در نتیجه افزایش قیمت نفت تا مرز 2000 دلار و بیشتر را در پی خواهد داشت، روبرو خواهند شد و ثانیا این روندحتما به افزایش درآمد افسانه ای چین و روسیه و دیگرانی منجر خواهد شد که عملا دشمن غرب و هم پیمانان آنها هستند و ثالثا در هرج




 و مرجی که پدید خواهد آمد بسیاری از رژیمهای طرفدار غرب در منطقه سقوط خواهند کرد و این احتمالا هم هست که نهایتا جنگ جهانی سوم شروع گردد که در چنین شرایطی بازنده اصلی همه این احتمالات آمریکا و غرب خواهدبوذ. اما اگر از گذشته درس گرفته شود روند گفتگو ی دوجانبه با ایران و باز گشایی سفارتخانه های دو کشور در پایتختهای یکدیگر آغاز



 گردد، حتما فصلی نو در روابط منطقه و گسترش صلح و امنیت و تجارت و نیز ثبات جهانی شروع خواهد گردید. این روند نه تنها پرزیدنت ترامپ را از استیضاح در آمریکا نجات خواهد داد بلکه منافع همه طرفها منجمله مردم آمریکا را نیز تامین خواهد کرد. قلباآرزو می کنم دوباره رابطه حسنه بین ایران و عربستان و دیگران برقرارشود و منظقه دوباره روی آرامش و برادری مانند گذشته را بخود ببیند. 

 سعید شجاعی سعدی 30 هرداد 1396-شیراز


--



WWW.TWITTER.COM/SHOGAIEE


WWW.SAADIMAN.BLOGSKY.COM


SHOGAIEE@GMAIL.COM

     

            

  

انتقام از تروریستهای تکفیری و هشداری فوی به عربستان و همه کشورهایی که قصد تجاوز به ایران قدرتمند را در سر می پرورانند.




روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه ای خبر داد:

حمله موشکی سپاه به مقرّ فرماندهی تروریست‌های تکفیری در دیرالزور سوریه/ مجازات عاملین جنایت تروریستی با هلاکت تعداد زیادی از تروریست‌ها

خبرگزاری فارس: حمله موشکی سپاه به مقرّ فرماندهی تروریست‌های تکفیری در دیرالزور سوریه/ مجازات عاملین جنایت تروریستی با هلاکت تعداد زیادی از تروریست‌ها

روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه‌ای از حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه به مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی تروریست‌های تکفیری در دیرالزور سوریه، با هدف مجازات عاملین جنایت تروریستی اخیر تهران خبر داد.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از سپاه نیوز، روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب  اسلامی در اطلاعیه ای از حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه به مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی تروریست های تکفیری در دیرالزور سوریه، با هدف مجازات عاملین جنایت تروریستی اخیر تهران خبر داد.

متن اطلاعیه روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که لحظاتی پیش صادر شد، به شرح زیر است: 

بسم الله الرحمن الرحیم 

در پی جنایت تروریستی 17 خردادماه 96 تروریست های تکفیری در تهران که به شهادت 18 تن از مردم مظلوم و روزه دار و مجروحیت جمعی دیگر از هموطنان عزیز منجر گردید، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد: "ریخته شدن هیچ خون پاکی را بدون پاسخ نمی گذارد."

بر این اساس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با استعانت از ذات اقدس الهی و به نیابت از ملّت قهرمان و دشمن ستیز ایران و خانواده معظم شهدا و آسیب دیدگان عملیات تروریستی در حرم مطهر حضرت امام (ره) و ساختمان اداری مجلس شورای اسلامی، لحظاتی پیش مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی و ساخت خودروهای انتحاری تروریست های تکفیری در منطقه دیرالزور در شرق سوریه را با هدف تنبیه تروریست های جنایتکار، مورد حمله موشکی قرار داد. 

در این عملیات تعدادی موشک میان برد زمین به زمین از پایگاههای موشکی نیروی هوافضای سپاه در استان های کرمانشاه و کردستان، تروریست های تکفیری را هدف ضربات مهلک و کوبنده قرار داد. 

گزارش های دریافتی حکایت از هلاکت تعداد زیادی از تروریست‌های تکفیری و انهدام تجهیزات، سامانه ها و سلاح های آنان دارد. 

پیام این اقدام انقلابی و مجازات گونه کاملا روشن است؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به تروریست های تکفیری و حامیان منطقه ای و فرامنطقه ای آنان هشدار می دهد، در صورت تکرار اقدامات پلید و شیطانی علیه ملت ایران، خشم انقلابی و شعله های آتش انتقام پاسداران انقلاب، عاملین و مسببان آن را در بر خواهد گرفت و جنایتکاران را به جهنم رهنمون می سازد. 

به ملّت عظیم الشأن ایران اسلامی اطمینان داده می شود، پاسداران انقلاب به فضل الهی و با همراهی و مشارکت سایر نیروهای نظامی، انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی کشور برای صیانت از امنیت ملی و شکست فتنه ها و پدیده های ضد امنیتی، از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و اقدامات متناسب را در دستور کار قرار خواهند داد. 

اخبار تکمیلی، متعاقباً به استحضار ملّت شریف ایران رسانده خواهد شد. 

روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 
28/3/96

چرا توجه لازم به پدیده ملی و ملی گرایی و فرهنگ و تمدن الهی و انسانی و باستانی قبل از اسلام در جمهوری اسلامی ایران نمی شود؟




چرا توجه کافی ولازم به پدیده ملی و ملی گرایی و فرهنگ و تمدن الهی و انسانی و



  باستانی قبل از اسلام در جمهوری اسلامی ایران نمی شود؟


---


بسیار جای پرسش دارد که چرا عده ای بصورت کاملا اشتباه در جمهوری اسلامی ایران فکر می کنند توجه به فرهنگ ملی و باستانی قبل از اسلام مساوی است با ریشه کن شدن اسلام و جمهوری اسلامی در  ایران و به همین دلیل در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از همه چیز و همه کس و همه پدیده های موجود بحث می شود، بجز تمدن انسان ساز و سرفراز ایران باستان؟!. چرا همه مردم




 دنیا هم اکنون می دانند که شهر سوخته در نزدیکی زابل در 5500 سال قبل مرکز تمدن بزرگ بشری بوده و در آنجا برای اولین بار ایرانیان عمل جراحی مغز و کاشت چشم مصنوعی را بر مغز و جمجمه انسان انجام داده اند و اولین کارتون و انیمشن جهان آنجا توسط نیاکان ماپدید آمد و بر اساس محاسبات ریاضی و آماری اولین تاس های جهان را ما ساختیم و اولین تمدن به معنای واقعی را ما ایرانیان در



 همین شهر بنا کردیم و نه آنطور که در کتابهای درسی میخوانیم در بینالنهرین عراق ، ولی دریغ از توجه کافی دستگاهای تبلیغاتی در جمهوری اسلامی ایران، چرا باید در دورانی که اغلب ساکنین سرزمینها در دنیا در وحشگیری و انسان خواری بسر می بردند، اولین منشور حقوق بشر را ما ایرانیان برای اجرای عدالت اجتماعی و تامین آزادیهای فردی و اجتماعی در جهان ، توسط کورش کبیر نوشته و در سرتاسر امپراتوری ایران (از دیوار چین تا کرواسی در قلب اروپا ) به اجرا گذاریم، و اکنون




 بدلیل عدم توجه کافی مسئولین در جمهوری اسلامی به این نکته اساسی ، هم اکنون جمهوری اسلامی ایران و به تبع آن مردم ایران باید درموضع ای انفعالی و دفاعی در  تحریمهای بی شمار حقوق بشری اعمال شده  توسط فرزندان همان آدمخواران بسر بریم چرا که عدهای در جمهوری اسلامی حاضر نیستند با صدای رسا منشور حقوق بشر کورش کبیر را مثل گرزی آهنین بر سر مدعان نقض


 حقوق بشر در دنیا بکوبند، 




کاری که بنده سعید شجاعی سعدی در شبکه اینترنت کردم و نزدیک به 22 هزار ادیب و دانشمندو نویسنده را و ارباب جراید جهان و بیشتر از اروپا و آمریکا را به منطق خود و تمدن انسانساز ایران چه قبل و چه بعد از اسلام جلب نمایم.


-- 



بنده سعید شجاعی سعدی ، بعنوان پژوهشگر و فعال اینترنت محور فرهنگ و صلح جهانی که توانسته با تکیه بر فرهنگ انسانی و الهی قبل و بعد از ورود اسلام به ایران توجه بسیاری را در جهان به منطق صلح طلبانه و انسانی و الهی بودن تمدن ایرانی جلب نماید، تحقیقا عرض می کنم ، بسیاری از مشکلات امنیتی و سیاسی و رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در دو بعد داخلی  جهانی را ناشی از وجود تفکر سرکوب هرگونه توجه به فرهنگ و تمدن بزرگ ایران اسلامی در قبل از ورود  اسلام به ایران




 می دانم و لاغیر. اگر امروزبرخی کشورهای عربی مطیع ما برایمان شاخ و شانه می کشند و تروریست به اصلی ترین ارگانهای نظام جمهوری اسلامی ایران اعزام می کنند و زنان و مردان بی گناه را در نهایت شقاوت و وحشیگری شهید می کنند و یا در مرزهای شرقی و غربی ما به مرزبانان شجاع و دلاور ما حمله می کنند و یا در سنوات قبل تحت نام



 حادثه صدهها حجاج بیگناه و مظلوم ما را قتل عام میکنند و عملا بجز وعده جبران و تلافی در آینده ی که ظاهرا هیچگاه قرار نیست وقتش برسد، کاری از دست مسئولان ما در جمهوری اسلامی ایران بر نمی آید.از دید بنده این  همه دلیل آن است که دستگاهای تبلیغاتی ما بجای مانور بر فرهنگ و تاریخ ایران و جایگاه ایران و ایرانی در تمدن قدیم و جدید دنیا ، گرفتار انفعال و درماندگی در مقابل هجمه




 بسیار گسترده دستگاهای تبلیغاتی غربی و اسراییلی و عربی بر علیه جمهوری اسلامی ایران گردیده و عملا خنثی و بلا استفاده گردیده است. پایان سخن آنکه تا تفکر کم توجه ای در دستگاهای فرهنگی و تبلیغاتی در جمهوری اسلامی ایران به فرهنگ و تمدن ایران قبل از اسلام ادامه داشته باشد ، متاسفانه هر روز باید شاهد برقراری تحریمهای حقوق بشری و شاخ و شانه کشیدن این یا آن کشور



 کوچک عربی و یا غیر عربی ضد جمهوری اسلامی و امنیت ملی و تمامیت ارضی خود باشیم.انشالله که خداوند فرجی کند و نور ی واقع بینانه به چشم و فکر مسئولان تبلیغاتی و فرهنگی ما بتابد و کشور و نظام و مردم بزرگ ما  بیش از این گرفتار شرایطی مهلک اقتصادی و فرهنگی ، تحمیلی از سوی مستکبرین و نوچه هایشان در منطقه و جهان نباشیم.سعید شجاعی سعدی 29 خرداد1935  

--

www.twitter.com/shogaiee

www.saadiman.blogsky.com

شهادت حضرت علی (ع) بر پیروانش که نه بلکه بر همه نسلها در همه عصرها تسلیت باد.

به خدا سوگند ستون‌هاى هدایت در هم شکست و نشانه‏هاى تقوى محو شد و دستاویز محکمى که میان خالق و مخلوق بود گسیخته گردید پسر عم مصطفى کشته شد، على مرتضى به شهادت رسید و بدبخت‏ترین اشقیاء او را شهید نمود.

باشگاه خبرنگاران- على علیه السلام پس  از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت به کوفه در صدد حمله به شام بر آمد و حکام ایالات نیز در اجراى فرمان آن حضرت تا حد امکان به بسیج پرداخته و گروه‌هاى تجهیز شده را به خدمت وى اعزام داشتند.

 

تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نیروهاى اعزامى از اطراف وارد کوفه شده و به اردوگاه نخیله پیوستند، على علیه‌السلام گروه‌هاى فراهم شده را سازمان رزمى داد و با کوشش شبانه روزى خود در مورد تأمین و تهیه کسرى ساز و برگ آنان اقدامات لازمه را به عمل آورد، فرماندهان و سرداران او هم که از رفتار و کردار معاویه و مخصوصا از نیرنگ‌هاى عمرو عاص دل پر کینه داشتند در این کار مهم حضرتش را یارى نمودند و بالاخره در نیمه دوم ماه مبارک رمضان از سال چهلم هجرى على علیه السلام پس از ایراد یک خطابه غراء تمام سپاهیان خود را به هیجان آورده و آنها را براى حرکت به سوى شام آماده نمود ولى در این هنگام تقدیر، سرنوشت دیگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقیم گردانید.

 

فراریان خوارج، مکه را مرکز عملیات خود قرار داده بودند و سه تن از آنان به اسامى عبدالرحمن بن ملجم و برک بن عبدالله و عمرو بن بکر در یکى از شب‌ها گرد هم آمده و از گذشته مسلمین صحبت می‌کردند، در ضمن گفتگو به این نتیجه رسیدند که باعث این همه خونریزى و برادر کشى، معاویه و عمرو عاص و على علیه السلام می‌باشند و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند مسلمین به کلى آسوده شده و تکلیف خود را معین مى‏کنند، این سه نفر با هم پیمان بستند و آن را به سوگند مؤکد کردند که هر یک از آنها داوطلب کشتن یکى از این سه نفر باشد. عبدالرحمن بن ملجم متعهد قتل على علیه السلام شد، عمرو بن بکر عهده‏دار کشتن عمرو عاص گردید، برک بن عبدالله نیز قتل معاویه را به گردن گرفت و هر یک شمشیر خود را با سم مهلک، زهر آلود نمودند تا ضربتشان مؤثر واقع گردد نقشه این قرار داد به طور محرمانه و سرى در مکه کشیده شد و براى این که هر سه نفر در یک موقع مقصود خود را انجام دهند شب نوزدهم ماه رمضان را که شب قدر بوده و مردم در مساجد تا صبح بیدار می‌مانند براى این منظور انتخاب کردند و هر یک از آنها براى انجام ماموریت خود به سوى مقصد روانه گردید، عمرو بن بکر براى کشتن عمرو عاص به مصر رفت و برک بن عبدالله جهت قتل معاویه رهسپار شام شد ابن ملجم نیز راه کوفه را پیش گرفت.

 

برک بن عبد الله در شام به مسجد رفت و در لیله نوزدهم در صف اول نماز ایستاد و چون معاویه سر بر سجده نهاد برک شمشیر خود را فرود آورد ولى در اثر دستپاچگى شمشیر او به جاى فرق معاویه بر ران وى اصابت نمود.

 

معاویه زخم شدید برداشت و فورا به خانه خود منتقل و بسترى گردید و ضارب را نیز نزد او حاضر ساختند، معاویه گفت تو چه جرأتى داشتى که چنین کارى کردى؟

 

برک گفت امیر مرا معاف دارد تا مژده دهم: معاویه گفت مقصودت چیست؟ برک گفت همین الان على را هم کشتند: معاویه او را تا تحقیق این خبر زندانى نمود و چون صحت آن معلوم گردید او را رها نمود و به روایت بعضى (مانند شیخ مفید) همان وقت دستور داد او را گردن زدند.

 

چون طبیب معالج زخم معاویه را معاینه کرد اظهار نمود که اگر امیر اولادى نخواهد می‌توان آن را با دوا معالجه نمود و الا باید محل زخم با آهن گداخته داغ گردد، معاویه گفت تحمل درد آهن گداخته را ندارم و دو پسر (یزید و عبدالله) براى من‏ کافى است. (1)

 

عمرو بن بکر نیز در همان شب در مصر به مسجد رفت و در صف اول به نماز ایستاد اتفاقا در آن شب عمرو عاص را تب شدیدى رخ داده بود که از التهاب و رنج آن نتوانسته بود به مسجد برود و به پیشنهاد پسرش قاضى شهر را براى اداى نماز جماعت به مسجد فرستاده بود!

 

پس از شروع نماز در رکعت اول که قاضى سر به سجده داشت عمرو بن بکر با یک ضربت شمشیر او را از پا در آورد، همهمه و جنجال در مسجد بلند شد و نماز نیمه تمام ماند و قاتل بدبخت دست بسته به چنگ مصریان افتاد، چون خواستند او را نزد عمرو عاص برند مردم وى را به عذابهاى هولناک عمرو عاص تهدیدش می‌کردند عمرو بن بکر گفت مگر عمرو عاص کشته نشد؟ شمشیرى که من بر او زده‏ام اگر وى از آهن هم باشد زنده نمى‏ماند مردم گفتند آن کس که تو او را کشتى قاضى شهر است نه عمرو عاص!!

 

بیچاره عمرو آن وقت فهمید که اشتباها قاضى بی‌گناه را به جاى عمرو عاص کشته است لذا از کثرت تأسف نسبت به مرگ قاضى و عدم اجراى مقصود خود شروع به گریه نمود و چون عمرو عاص علت گریه را پرسید عمرو گفت من به جان خود بیمناک نیستم بلکه تأسف و اندوه من از مرگ قاضى و زنده ماندن تست که نتوانستم مانند رفقاى خود مأموریتم را انجام دهم! عمرو عاص جریان امر را از او پرسید عمرو بن بکر مأموریت سرى خود و رفقایش را براى او شرح داد آنگاه به دستور عمرو عاص گردن او هم با شمشیر قطع گردید بدین ترتیب مأمورین قتل عمرو عاص و معاویه چنانکه باید و شاید نتوانستند مقصود خود را انجام دهند و خودشان نیز کشته شدند.

 

اما سرنوشت عبدالرحمن بن ملجم: این مرد نیز در اواخر ماه شعبان سال چهلم به کوفه رسید و بدون این که از تصمیم خود کسى را آگاه گرداند در منزل یکى از آشنایان خود مسکن گزید و منتظر رسیدن شب نوزدهم ماه مبارک رمضان شد، روزى به دیدن یکى از دوستان خود رفت و در آنجا زن زیباروئى به نام قطام را که پدر و برادرش در جنگ نهروان به دست على علیه السلام کشته شده بودند مشاهده کرد و در اولین برخورد دل از کف داد و فریفته زیبائى او گردید و از وى تقاضاى زناشوئى نمود.

 

قطام گفت براى مهریه من چه خواهى کرد؟ گفت هر چه تو بخواهى!

 

قطام گفت مهر من سه هزار درهم پول و یک کنیز و یک غلام و کشتن على بن ابیطالب است.

 

ابن ملجم که خود براى کشتن آن حضرت از مکه به کوفه آمده و نمی‌خواست کسى از مقصودش آگاه شود خواست قطام را آزمایش کند لذا به قطام گفت آنچه از پول و غلام و کنیز خواستى برایت فراهم می‌کنم اما کشتن على بن ابیطالب را من چگونه می‌توانم انجام دهم؟

 

قطام گفت البته در حال عادى کسى نمی‌تواند به او دست یابد باید او را غافل گیر کنى و به قتل رسانى تا درد دل مرا شفا بخشى و از وصالم کامیاب شوى و چنانچه در انجام این کار کشته گردى پاداش آخرتت بهتر از دنیا خواهد بود!! ابن ملجم که دید قطام نیز از خوارج بوده و هم عقیده اوست گفت به خدا سوگند من به کوفه نیامده‏ام مگر براى همین کار! قطام گفت من نیز در انجام این کار ترا یارى ‏می‌کنم و تنى چند به کمک تو می‌گمارم بدین جهت نزد وردان بن مجالد که با قطام از یک قبیله بوده و جزو خوارج بود فرستاد و او را در جریان امر گذاشت و از وى خواست که در این مورد به ابن ملجم کمک نماید وردان نیز (به جهت بغضى که با على علیه السلام داشت) تقاضاى او را پذیرفت.

 

خود ابن ملجم نیز مردى از قبیله اشجع را به نام شبیب که با خوارج هم عقیده بود همدست خود نمود و آنگاه اشعث بن قیس یعنى همان منافقى را که در صفین على علیه السلام را در آستانه پیروزى مجبور به متارکه جنگ نمود از اندیشه خود آگاه ساختند اشعث نیز به آنها قول داد که در موعد مقرره او نیز خود را در مسجد به آنها خواهد رسانید، بالاخره شب نوزدهم ماه مبارک رمضان فرارسید و ابن ملجم و یارانش به مسجد آمده و منتظر ورود على علیه السلام شدند.

 

مقارن ورود ابن ملجم به کوفه على علیه السلام نیز جسته و گریخته از شهادت خود خبر می‌داد حتى در یکى از روزهاى ماه رمضان که بالاى منبر بود دست به محاسن شریفش کشید و فرمود شقى‏ترین مردم این موی‌ها را با خون سر من رنگین خواهد نمود و به همین جهت روزهاى آخر عمر خود را هر شب در منزل یکى از فرزندان خویش مهمان می‌شد و در شب شهادت نیز در منزل دخترش ام کلثوم مهمان بود.

 

موقع افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت و از سر شب تا طلوع فجر در انقلاب و تشویش بود، گاهى به آسمان نگاه می‌کرد و حرکات ستارگان را در نظر می‌گرفت و هر چه طلوع فجر نزدیکتر می‌شد تشویش و ناراحتى آن حضرت بیشتر می‌گشت به طوری که ام کلثوم پرسید: پدر جان چرا امشب این قدر ناراحتى؟ فرمود دخترم من تمام عمرم را در معرکه‏ها و صحنه‏هاى کارزار گذرانیده و با پهلوانان و شجاعان نامى مبارزه‏ها کرده‏ام، چه بسیار یک تنه بر صفوف دشمن حمله‏ها برده و ابطال رزمجوى عرب را به خاک و خون افکنده‏ام ترسى از چنین اتفاقات ندارم ولى امشب احساس می‌کنم که لقاى حق فرارسیده است.

 

بالاخره آن شب تاریک و هولناک به پایان رسید و على علیه السلام عزم خروج از خانه را نمود در این موقع چند مرغابى که هر شب در آن خانه در آشیانه خود می‌خفتند پیش پاى امام جستند و در حال بال افشانى بانگ همى دادند و گویا می‌خواستند از رفتن وى جلوگیرى کنند!

 

على علیه السلام فرمود این مرغ‏ها آواز می‌دهند و پشت سر این آوازها نوحه و ناله‏ها بلند خواهد شد! ام‌کلثوم از گفتار آن حضرت پریشان شد و عرض کرد پس خوبست تنها نروى. على علیه السلام فرمود اگر بلاى زمینى باشد من به تنهائى بر دفع آن قادرم و اگر قضاى آسمانى باشد که باید جارى شود.

 

على علیه السلام رو به سوى مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار نمود و سپس به محراب رفت و به نماز نافله صبح ایستاد و چون به سجده رفت عبدالرحمن بن ملجم با شمشیر زهر آلود در حالی که فریاد می‌زد لله الحکم لا لک یا على ضربتى به سر مبارک آن حضرت فرود آورد (2) و شمشیر او بر محلى که سابقا شمشیر عمرو بن عبدود بر آن خورده بود اصابت نمود و فرق مبارکش را تا پیشانى شکافت و ابن ملجم و همراهانش فورا بگریختند.

 

خون از سر مبارک على علیه السلام جارى شد و محاسن شریفش را رنگین نمود و در آن حال فرمود:

 

بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الکعبة.

 

(سوگند به پروردگار کعبه که رستگار شدم) و سپس این آیه شریفه را تلاوت نمود:

 

منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارة اخرى. (3)

 

(شما را از خاک آفریدیم و به خاک بر می‌گردانیم و بار دیگر از خاک مبعوث‏تان می‌کنیم) و شنیده شد که در آن وقت جبرئیل میان زمین و آسمان ندا داد و گفت:

 

تهدمت و الله ارکان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقیاء؛ به خدا سوگند ستون‌هاى هدایت در هم شکست و نشانه‏هاى تقوى محو شد و دستاویز محکمى که میان خالق و مخلوق بود گسیخته گردید پسر عم مصطفى صلى الله علیه و آله کشته شد، على مرتضى به شهادت رسید و بدبخت‏ترین اشقیاء او را شهید نمود.

 

همهمه و هیاهو در مسجد بر پا شد حسنین علیهما السلام از خانه به مسجد دویدند عده‏اى هم به دنبال ابن ملجم رفته و دستگیرش کردند، حسنین به اتفاق بنى‏هاشم على علیه السلام را در گلیم گذاشته و به خانه بردند فورا دنبال طبیب فرستادند، طبیب بالاى سر آن حضرت حاضر شد و چون زخم را مشاهده کرد به معاینه و آزمایش پرداخت ولى با کمال تأسف اظهار نمود که این زخم قابل علاج نیست زیرا شمشیر زهر آلود بوده و به مغز صدمه رسانیده و امید بهبودى نمی‌رود .

 

على علیه السلام از شنیدن سخن طبیب بر خلاف سایر مردم که از مرگ می‌هراسند با کمال بردبارى به حسنین علیهماالسلام وصیت فرمود. زیرا على علیه السلام را هیچگاه ترس و وحشتى از مرگ نبود و چنانکه بارها فرموده بود او براى مرگ مشتاق‌تر از طفل براى پستان مادر بود!

 

حضرت علی علیه السلام

 

وصیت امام

 

على علیه السلام در سراسر عمر خود با مرگ دست به گریبان بود، او شب هجرت پیغمبر صلى الله علیه و آله در فراش آن حضرت که قرار بود شجاعان قبائل عرب آن را زیر شمشیرها بگیرند آرمیده بود، على علیه‌السلام در غزوات اسلامى همواره دم شمشیر بود و حریفان و مبارزان وى قهرمانان شجاع و مردان جنگ بودند، او می‌فرمود براى من فرق نمی‌کند که مرگ به سراغ من آید و یا من به سوى مرگ روم بنابر این براى او هیچگونه جاى ترس نبود، على علیه السلام وصیت خود را به حسنین علیهماالسلام چنین بیان فرمود:

 

"اوصیکما بتقوى الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتکما، و لا تأسفا على شى‏ء منها زوى عنکما..."(4) ؛ شما را به تقوى و ترس از خدا سفارش می‌کنم و این که دنیا را نطلبید اگر چه ‏دنیا شما را بخواهد و به آنچه از (زخارف دنیا) از دست شما رفته باشد تأسف مخورید و سخن راست و حق گوئید و براى پاداش (آخرت) کار کنید، ستمگر را دشمن باشید و ستمدیده را یارى نمائید.

 

شما و همه فرزندان و اهل بیتم و هر که را که نامه من به او برسد به تقوى و ترس از خدا و تنظیم امور زندگى و سازش میان خودتان سفارش می‌کنم زیرا از جد شما پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود سازش دادن میان دو تن (از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و روزه (مستحبى) است، از خدا درباره یتیمان بترسید و براى دهان آنها نوبت قرار مدهید (که گاهى سیر و گاهى گرسنه باشند) و در اثر بى‌توجهى شما در نزد شما ضایع نگردند، درباره همسایگان از خدا بترسید که آنها مورد وصیت پیغمبرتان هستند و آن حضرت درباره آنان همواره سفارش می‌کرد تا این که ما گمان کردیم براى آنها (از همسایه) میراث قرار خواهد داد. و بترسید از خدا درباره قرآن که دیگران با عمل کردن به آن بر شما پیشى نگیرند، درباره نماز از خدا بترسید که ستون دین شما است و درباره خانه پروردگار (کعبه) از خدا بترسید و تا زنده هستید آن را خالى نگذارید که اگر آن خالى بماند (از کیفر الهى) مهلت داده نمی‌شوید و بترسید از خدا درباره جهاد با مال و جا ن و زبانتان در راه خدا، و ملازم همبستگى و بخشش به یکدیگر باشید و از پشت کردن به هم و جدائى از یکدیگر دورى گزینید، امر به معروف و نهى از منکر را ترک نکنید (و الا) اشرارتان بر شما حکمرانى کنند و آنگاه شما (خدا را براى دفع آنها می‌خوانید) و او دعایتان را پاسخ نگوید.

 

اى فرزندان عبدالمطلب مبادا به بهانه این که بگوئید امیرالمؤمنین کشته شده ا ست در خون‌هاى مردم فرو روید و باید بدانید که به عوض من کشته نشود مگر کشنده من، بنگرید زمانی که من از ضربت او مردم شما هم به عوض آن، ضربتى به وى بزنید و او را مثله نکنید که من از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود از مثله کردن اجتناب کنید اگر چه نسبت به سگ آزار کننده باشد.

 

على علیه السلام پس از ضربت خوردن در سحرگاه شب 19 رمضان تا اواخر شب 21 در خانه بسترى بود و در این مدت علاوه بر خانواده آن حضرت بعضى از اصحابش ‏نیز جهت عیادت به حضور وى مشرف می‌شدند و در آخرین ساعات زندگى او از کلمات گهربارش بهره‏مند می‌گشتند از جمله پندهاى حکیمانه او این بود که فرمود: انا بالامس صاحبکم و الیوم عبرة لکم و غدا مفارقکم؛ من دیروز مصاحب شما بودم و امروز وضع و حال من مورد عبرت شما است و فردا از شما مفارقت می‌کنم.

 

مقدارى شیر براى على علیه السلام حاضر نمودند کمى میل کرد و فرمود به زندانى خود نیز از این شیر بدهید و او را اذیت و شکنجه نکنید اگر من زنده ماندم خود، دانم و او و اگر درگذشتم فقط یک ضربت به او بزنید زیرا او یک ضربت بیشتر به من نزده است و رو به فرزندش حسن علیه السلام نمود و فرمود:

 

یا بنى انت ولى الامر من بعدى و ولى الدم فان عفوت فلک و ان قتلت فضربة مکان ضربة؛ پسر جانم پس از من تو ولى امرى و صاحب خون من هستى اگر او را ببخشى خود دانى و اگر به قتل رسانى در برابر یک ضربتى که به من زده است یک ضربت به او بزن.

 

چون على علیه السلام در اثر سمى که به وسیله شمشیر از راه خون وارد بدن نازنینش شده بود بی‌حال و قادر به حرکت نبود لذا در این مدت نمازش را نشسته می‌خواند و دائم در ذکر خدا بود، شب 21 رمضان که رحلتش نزدیک شد دستور فرمود براى آخرین دیدار اعضاى خانواده او را حاضر نمایند تا در حضور همگى وصیتى دیگر کند.

 

اولاد على علیه السلام در اطراف وى گرد گشتند و در حالی که چشمان آنها از گریه سرخ شده بود به وصایاى آن جناب گوش می‌دادند، اما وصیت او تنها براى اولاد وى نبود بلکه براى تمام افراد بشر تا انقراض عالم است زیرا حاوى یک سلسله دستورات اخلاقى و فلسفه عملى است و اینک خلاصه آن:

 

ابتداى سخنم شهادت بیگانگى ذات لایزال خداوند است و بعد به رسالت محمدبن عبدالله صلى الله علیه و آله که پسر عم من و بنده و برگزیده خداست، بعثت او از جانب پروردگار است و دستوراتش احکام الهى است، مردم را که در بیابان جهل و نادانى سرگردان بودند به صراط مستقیم و طریق نجات هدایت فرموده ‏و به روز رستاخیز از کیفر اعمال ناشایست بیم داده است.

 

اى فرزندان من، شما را به تقوا و پرهیزکارى دعوت می‌کنم و به صبر و شکیبائى در برابر حوادث و ناملایمات توصیه می‌نمایم پاى بند دنیا نباشید و بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، شما را به اتحاد و اتفاق سفارش می‌کنم و از نفاق و پراکندگى بر حذر می‌دارم، حق و حقیقت را همیشه نصب العین قرار دهید و در همه حال چه هنگام غضب و اندوه و چه در موقع رضا و شادمانى از قانون ثابت عدالت پیروى کنید.

 

اى فرزندان من، هرگز خدا را فراموش مکنید و رضاى او را پیوسته در نظر بگیرید با اعمال عدل و داد نسبت به ستمدیدگان و ایثار و انفاق به یتیمان و درماندگان، او را خشنود سازید، در این باره از پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمود هر که یتیمان را مانند اطفال خود پرستارى کند بهشت خدا مشتاق لقاى او می‌شود و هر کس مال یتیم را بخورد آتش دوزخ در انتظار او می‌باشد.

 

در حق اقوام و خویشاوندان صله رحم و نیکى نمائید و از درویشان و مستمندان دستگیرى کرده و بیماران را عیادت کنید، چون دنیا محل حوادث است بنابر این خود را گرفتار آمال و آرزو مکنید و همیشه در فکر مرگ و جهان آخرت باشید، با همسایه‏هاى خود به رفق و ملاطفت رفتار کنید که از جمله توصیه‏هاى پیغمبر صلى الله علیه و آله نگهدارى حق همسایه است. احکام الهى و دستورات شرع را محترم شمارید و آنها را با کمال میل و رغبت انجام دهید، نماز و زکوة و امر به معروف و نهى از منکر را بجا آورید و رضایت خدا را در برابر اطاعت فرامین او حاصل کنید.

 

اى فرزندان من، از مصاحبت فرو مایگان و ناکسان دورى کنید و با مردم صالح و متقى همنشین باشید، اگر در زندگى امرى پیش آید که پاى دنیا و آخرت شما در میان باشد از دنیا بگذرید و آخرت را بپذیرید، در سختی‌ها و متاعب روزگار متکى به خدا باشید و در انجام هر کارى از او استعانت جوئید، با مردم به رأفت و مهربانى و خوشروئى و حسن نیت رفتار کنید و فضائل نفسانى مخصوصا تقوا و خدمت به نوع را شعار خود سازید، کودکان خود را نوازش کنید و بزرگان و سالخوردگان را محترم شمارید. اولاد على علیه السلام خاموش نشسته و در حالی که غم و اندوه گلوى آنها را فشار می‌داد به سخنان دلپذیر و جان پرور آن حضرت گوش می‌دادند، تا این قسمت از وصیت على علیه السلام درس اخلاق و تربیت بود که عمل بدان هر فردى را به حد نهائى کمال می‌رساند آن حضرت این قسمت از وصیت خود را با جمله لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم به پایان رسانید و آنگاه از هوش رفت و پس از لحظه‏اى چشمان خدابین خود را نیمه باز کرد و فرمود: اى حسن سخنى چند هم با تو دارم، امشب آخرین شب عمر من است چون در گذشتم مرا با دست خود غسل بده و کفن بپوشان و خودت مباشر اعمال کفن و دفن من باش و بر جنازه من نماز بخوان و در تاریکى شب دور از شهر کوفه جنازه مرا در محلى گمنام به خاک سپار تا کسى از آن آگاه نشود.

 

عموم بنى‏هاشم مخصوصا خاندان علوى در عین خاموشى گریه می‌کردند و قطرات اشگ از چشمان آنها بر گونه‏هایشان فرو می‌غلطید، حسن علیه السلام که از همه نزدیکتر نشسته بود از کثرت تأثر و اندوه، امام علیه السلام را متوجه حزن و اندوه خود نمود على علیه السلام فرمود اى پسرم صابر و شکیبا باش و تو و برادرانت را در این موقع حساس به صبر و بردبارى توصیه می‌کنم.

 

سپس فرمود از محمد هم مواظب باشید او هم برادر شما و هم پسر پدر شما است و من او را دوست دارم.

 

على علیه السلام مجددا از هوش رفت و پس از لحظه‏اى تکانى خورد و به حسین علیه السلام فرمود پسرم زندگى تو هم ماجرائى خواهد داشت فقط صابر و شکیبا باش که ان الله یحب الصابرین .


 

آخرین لحظات مولا

 

در این هنگام على علیه السلام در سکرات موت بود و پس از لحظاتى چشمان مبارکش بآهستگى فرو خفت و در آخرین نفس فرمود:

 

اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله.

 

پس از اداى شهادتین آن لب‌هاى نیمه باز و نازنین به هم بسته شد و طایر روحش به اوج ملکوت اعلا پرواز نمود و بدین ترتیب دوران زندگى مردى که در تمام مدت ‏عمر جز حق و حقیقت هدفى نداشت به پایان رسید. (1)

 

هنگام شهادت سن شریف على علیه السلام 63 سال و مدت امامتش نزدیک سى سال و دوران خلافت ظاهریش نیز در حدود پنج سال بود. امام حسن علیه السلام به اتفاق حسین علیه السلام و چند تن دیگر به تجهیز او پرداخته و پس از انجام تشریفات مذهبى جسد آن حضرت را در پشت کوفه در غرى که امروز به نجف معروف است دفن کردند و همچنان که خود حضرت امیر علیه السلام سفارش کرده بود براى این که دشمنان وى از بنى امیه و خوارج جسد آن جناب را از قبر خارج نسازند و بدان اهانت و جسارت ننمایند محل قبر را با زمین یکسان نمودند که معلوم نباشد و قبر على علیه السلام تا زمان حضرت صادق علیه السلام از انظار پوشیده و مخفى بود و موقعی که منصور دوانقى دومین خلیفه عباسى آن حضرت را از مدینه به عراق خواست هنگام رسیدن به کوفه به زیارت مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام رفته و محل آن را مشخص نمود.


 

آشکار شدن قبر مخفی حضرت علی علیه السلام

 

در مورد پیدایش قبر على علیه السلام شیخ مفید هم روایتى نقل می‌کند که عبدالله بن حازم گفت روزى با هارون الرشید براى شکار از کوفه بیرون رفتیم و در پشت کوفه به غریین رسیدیم، در آنجا آهوانى را دیدیم و براى شکار آنها سگ‌هاى شکارى و بازها را به سوى آنها رها نمودیم،آنها ساعتى دنبال آهوان دویدند اما نتوانستند کارى بکنند و آهوان به تپه‏اى که در آنجا بود پناه برده و بالاى آن ایستادند و ما دیدیم که بازها به کنار تپه فرود آمدند و سگها نیز برگشتند، هارون از این حادثه تعجب کرد و چون آهوان از تپه فرود آمدند دوباره بازها به سوى آنها پرواز کرده و سگها هم به طرف آنها دویدند آهوان مجددا به فراز تپه رفته و بازها و سگها نیز باز گشتند و این واقعه سه بار تکرار شد! هارون گفت زود بروید و هر که را در این حوالى پیدا کردید نزد من آورید، و ما رفتیم و پیرمردى از قبیله بنى‌اسد را پیدا کردیم و او را نزد هارون آوردیم، هارون گفت اى شیخ مرا خبر ده که این تپه چیست؟ آن مرد گفت اگر امانم دهى ترا از آن آگاه سازم! هارون گفت من با خدا عهد می‌کنم که ترا از مکانت بیرون ‏نکنم و به تو آزار نرسانم. شیخ گفت پدرم از پدرانش به من خبر داده است که قبر على بن ابیطالب در این تپه است و خداى تعالى آن را حرم امن قرار داده است چیزى آنجا پناهنده نشود جز این که ایمن گردد!

هارون که این را شنید پیاده شد و آبى خواست و وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و خود را به خاک آن مالید و گریست و سپس (به کوفه) برگشتیم.(6)

در مورد مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام حکایتى آمده است که نقل آن در اینجا خالى از لطف نیست:

سلطان سلیمان که از سلاطین آل عثمان و احداث کننده نهر حسینیه از شط فرات بود چون به کربلاى معلى می‌آمد به زیارت امیرالمؤمنین مشرف می‌شد، در نجف نزدیکى بارگاه شریف علوى از اسب پیاده شد و قصد نمود که محض احترام و تجلیل تا قبه منوره پیاده رود.

قاضى عسکر که مفتى جماعت هم بوده در این سفر همراه سلطان بود، چون از اراده سلطان با خبر گشت با حالت غضب به حضور سلطان آمد و گفت تو سلطان زنده هستى و على بن ابیطالب مرده است تو چگونه از جهت درک زیارت او پیاده رفتن را عزم نموده‏اى؟ (قاضى ناصبى بود و نسبت به حضرت شاه ولایت عناد و عداوت داشت) در این خصوص قاضى با سلطان مکالماتى نمود تا این که گفت اگر سلطان در گفته من که پیاده رفتن تا قبه منوره موجب کسر شأن و جلال سلطان است تردیدى دارد به قرآن شریف تفأل جوید تا حقیقت امر مکشوف گردد، سلطان سخن او را پذیرفت و قرآن مجید را در دست گرفته و تفال آن را باز نمود و این آیه در اول صفحه ظاهر بود: فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوى. سلطان رو به قاضى نمود و گفت سخن تو برهنگى پاى ما را مزید بر پیاده رفتن نمود پس کفش‌هاى خود را هم درآورده با پاى برهنه از نجف تا به روضه منوره راه را طى نمود به طوری که پایش در اثر ریگ‌ها زخم شده بود. پس از فراغت از زیارت، آن قاضى عنود پیش سلطان آمد و گفت در این شهر قبر یکى از مروجین رافضى‏ها است خوبست که قبر او را نبش نموده و به سوختن استخوان‌هاى پوسیده او حکم فرمائى!!

سلطان گفت نام آن عالم چیست؟ قاضى پاسخ داد نامش محمدبن حسن طوسى است.

سلطان گفت این مرد مرده است و خداوند هر چه را که آن عالم مستحق باشد از ثواب و عقاب به او می‌رساند قاضى در نبش قبر مرحوم شیخ طوسى مکالمه زیادى با سلطان نمود بالاخره سلطان دستور داد هیزم زیادى در خارج نجف جمع کردند و آنها را آتش زدند آنگاه فرمان داد خود قاضى را در میان آتش انداختند و خداوند تبارک و تعالى آن ملعون را در آتش دنیوى قبل از آتش اخروى معذب گردانید. (7)

همچنین صاحب منتخب التواریخ از کتاب انوار العلویه نقل می‌کند که وقتى نادرشاه گنبد حرم حضرت امیر علیه السلام را تذهیب نمود از وى پرسیدند که بالاى قبه مقدسه چه نقش کنیم؟ نادر فورا گفت: یدالله فوق ایدیهم. فرداى آن روز وزیر نادر میرزا مهدیخان گفت نادر سواد ندارد و این کلام به دلش الهام شده است اگر قبول ندارید بروید مجددا سؤال کنید لذا آمدند و پرسیدند که در فوق قبه مقدسه چه فرمودید نقش کنیم؟ گفت همان سخن که دیروز گفتم (8) !

بارى حسنین علیهماالسلام و همراهان پس از دفن جنازه على علیه السلام به کوفه برگشتند و ابن ملجم نیز همان روز (21 رمضان) به ضرب شمشیر امام حسن علیه السلام مقتول و راه جهنم را در پیش گرفت.


 

پى‏نوشت‌ها:

(1) طبیب بایستى به معاویه می‌گفت تو که چند لحظه تحمل یک قطعه آهن سرخ شده را ندارى پس در نتیجه طغیان و ریختن این همه خون مردم چگونه براى همیشه تحمل آتش سوزان دوزخ را خواهى نمود؟ این نیست جز این که تو به روز جزا ایمان نیاورده‏اى! مؤلف.

(2) بنا به روایت شیخ مفید ابن ملجم و همراهانش در داخل مسجد نزدیک در ورودى کمین کرده و به محض ورود على علیه السلام شمشیرهاى خود را غفلة بر آن حضرت فرود آوردند شمشیر شبیب به طاق مسجد گرفت ولى شمشیر عبدالرحمن به فرق مبارک وى اصابت نمود.

(3) سوره مبارکه طه آیه 55 .

(4) نهج البلاغه .

(5) مقاتل الطالبیین ارشاد مفید/ اعلام الورى/ کشف الغمه/ بحار الانوار جلد 42/ اثبات الوصیه مسعودى.

(6) ارشاد مفید جلد 1 باب 1 فصل 6 حدیث 4 .

(7) کتاب رنگارنگ جلد 1.

(8) منتخب التواریخ، ص 142.