سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher
سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher

ازدواج از نوع اجباری آن در بنگلادش ! عکس

 آخرین گزارش‌ها حاکی از آن است که ازدواج اجباری دختران در بنگلادش به معضلی جدی تبدیل شده و خانواده ها به دلیل مشکلات اقتصادی و فرهنگی دختران را زیر سن قانونی به خانه بخت می فرستند.

 به گزارش پایگاه خبری «تیک» (Tik.ir)، تازه ترین گزارش دیده‌بان حقوق بشر حاکی از آن است که حدود 30 درصد از دختران بنگلادشی پیش از رسیدن به سن 15 سالگی به ازدواج واداشته می‌شوند. اگر چه ازدواج کودکان در این کشور از لحاظ قانونی ممنوع است اما بسیاری‌ با پرداخت رشوه تاریخ تولد ذکرشده در شناسنامه این دختران را تغییر می‌دهند تا بتوانند قصد خود را محقق کنند.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود از بنگلادش خواسته، پیش‌نویس قانونی که سن ازدواج را به 16 سال کاهش می‌دهد، لغو کند و گام‌هایی جدی در راه مقابله با معضل ازدواج کودکان بردارد. 

بنگلادش از جمله کشورهایی است که با توجه به فاجعه‌ها و سانحه‌های طبیعی پیاپی با معضل فقر دست‌ به ‌گریبان است و از آنجایی که دختران در خانواده‌های فقیر باری اقتصادی تلقی می‌شوند در سنین کم آنها را شوهر می‌دهند.

بر اساس تجربیات کارشناسان، قانون تحصیل اجباری در دوره‌های ابتدایی و متوسطه، دختران نوجوان را از خطر ازدواج زودهنگام در امان نگاه می‌دارد. "آلیسون جویس" عکاس گتی ایمیج در گزارشی مصور ازدواج کودکان بنگلادشی را مورد توجه قرار داده است. تصاویر از فرادید.



عکس "مسمت اخی اختر" (نفر بالا سمت چپ) دختر 13 ساله بنگلادشی که تازه کلاس 6 را تمام کرده است.



"مسمت اختر" در کنار عکس نخست وزیران پیشین بنگلادش؛ «شیخ حسینه»، نخست‌وزیر بنگلادش سال گذشته وعده داد تا سال 2021 میلادی ازدواج دختران زیر 15 سال را متوقف کند.



"شیما اختر" 14 ساله و همسر 18 ساله اش، محمد سلیمان



"ناسوین اختر" دختر 15 ساله در روز ازدواجش با مردی 32 ساله


"ناسوین اختر" در صبح روز عروسی



"ناسوین اختر" برای مراسم عروسی آماده می‌شود.



"ناسوین اختر" در اتاق آرایش عروس



آرایش "ناسوین اختر" برای مراسم عروسی




عکس یادگاری "ناسوین اختر" در لباس عروس 



آرایش "ناسوین اختر" برای مراسم عروسی



"ناسوین اختر" با چهره ای غمگین در مقابل دوربین عکاسی و فیلمبرداری  



ورود "محمد رحمان" داماد 32 ساله به مراسم عروسی



بدرقه "ناسوین اختر" از خانه پدری به سمت خانه شوهر



عکس یادگاری "ناسوین اختر" و خانواده اش در روز عروسی



مراسم رسمی ازدواج "ناسوین" و "محمد رحمان"



چهره غمگین "ناسوین" در  لحظه ازدواج



عروس و داماد در روز عروسی



"مسمت اختر" در خانه خود؛ او سال قبل در حالیکه کلاس ششم را تمام کرده بود و قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد مجبور به ازدواج شد.



"محمد سجون میا" 27 ساله و همسرش "مسمت اختر"



"مسمت" با لباس عروسی خود در برابر دوربین قرار گرفته است.



"مسمت اختر پس از ازدواج در خانه خود در "مانیک گانج"



شیما اختر، 14 ساله در خانه خود در "مانیک گانج"



عکس روز عروسی "شیما" و همسرش بر دیوار خانه



"شیما اختر" در مسیر خانه خود

میلاد امام رضا ع بر همگان مبارک و شادباش باد + زندگینامه آن حضرت


 

باسمه تعالی

 

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

 

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

 

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی(علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

 

پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

 

تولد امام:

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."(2)

 نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3)

 

زندگی امام در مدینه:

حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

 امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

 

امامت حضرت رضا (علیه السلام):

امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.

 یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد."

 

اوضاع سیاسی:

 مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

 ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.

1-      پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.

2-      پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

 مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.

 او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

 

سفر به سوی خراسان:

مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.

 

حدیث سلسلة الذهب:

در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."

 این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.

 

ولایت عهدی:

باری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."

 

جنبه علمی امام:

مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که  شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم:

 "برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظرهبنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: "دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسر عموی امام می‌باشد.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید." صبح روز بعد مجلس آراسته‌ای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: "آیا می‌خواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان می‌شود." او گفت: "بلی فدایت شوم." امام فرمودند: "وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتش‌پرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومی‌شان بشنود و ببیند که سخنان تک ‌تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون می‌فهمد که توانایی کاری را که می‌خواهد انجام دهد ندارد و پشیمان می‌شود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم." سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: "اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند." عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید.

 رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، می‌گوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمی‌شد مگر اینکه مردم از هر سو به او روی می‌آوردند و مسائل دینی خود را از امام می‌پرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ می‌گفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و حضرت علی (علیه السلام) بیان می‌فرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: "آری، ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است."»

 

اخلاق و منش امام:

خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود.

 یکی از یاران امام می‌گوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌فرمود. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شبها کم می‌خوابید و بسیاری از شبها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد."(5) یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباسهای خوب و متعارف می‌پوشید).(6) شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم."(7)

 شخصی به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد." امام فرمودند:" تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."(8)

 مردی از اهالی بلخ می‌گوید: "در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدایت شوم بهتر است اینان بر سفره‌ای جداگانه بنشینند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است."(9)

 یاسر، خادم حضرت می‌گوید: «امام رضا (علیه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کرد و در پاسخ او می‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامی می‌فرمود: "بگذارید غذایشان تمام شود."»(10)

 یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجی راه را تمام کرده‌ام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‌ام." امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: "این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی."

 آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: "چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟" فرمود: "تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم."(11)

 امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمی‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول می‌داشتند.

 یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) می‌گوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبه‌ای دید و پرسید: "این کیست؟" عرض کردند: "به ما کمک می‌کند و به او دستمزدی خواهیم داد." امام فرمود: "مزدش را تعیین کرده‌اید؟" گفتند: "نه هر چه بدهیم می‌پذیرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اینها گفته‌ام که هیچکس را نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام می‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان می‌کند مزدش را کم داده‌ای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌ای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ می‌فهمد که بیشتر پرداخته‌ای و سپاسگزار خواهد بود."»(12)

 خادم حضرت می‌گوید: «روزی خدمتکاران میوه‌ای می‌خوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آنرا دور ریختند. حضرت رضا (علیه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بی‌نیاز هستید، آنرا به کسانی که بدان نیازمندند بدهید."»

 

مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:

امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."

امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."

امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."

امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."

امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."

 

شهادت امام:

 در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند.

 

تدفین امام:

به قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.

--

منبع: رشد

آیینه چون نقش تو بنمود راست _ خود شکن، آیینه شکستن خطاست! اندر حکایت چرایی عقب ماندگی شهر و دیار !



خوبی روزگار به آنست که میگذرد، عوام  بنقل از قائم مقام فراهانی  بزرگ چه گل نقل میکنند که :




روزگار، است آنکه گه عزت دهد گه خواردارد....چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد - قائم مقام فراهانی 


---


گاه می شود که بازیگران ریز و درشت و صاحب قدرت در یک روستا و یا یک شهر و حتی بالاتر، سناریوی را برای فرد و افرادی که صاحب فکر و اندیشه و عاقبت اندیشی اند ، مینویسند و بوسیله سوی استفاده از موقعیتهای اداری خود، اجرای سناریو را با چنان مهارتی پوشش شرعی و قانونی میدهند که گاه شیطان عرق شرم بر پیشانیش می نشیند، که ای خالق هستی ، آیا من را شیطان آفریدی یا این افراد را ؟!


----


  با اجرای موفقیت آمیز سناریو قند در دل طراحان و مجریان آن آب میشود ، چرا که از دید آنها مانع بزرگ کسب رانت و زمینخواری و قدرت بیشتر را از سر راه خود با حیله و مکر برداشته اند!.


----

آدم حیران میماند که این جماعت یعنی آنقدر درک حتی یک فرد معمولی را هم ندارند که بدانند دشمن هر کس جهل و قدرت طلبی و طمع بی حد و حصر برای کسب ثروت و شهرت و لذت اوست و نه آن افرادی را که با اندیشه و فکر و توان بالای خود با پیشبرد درست و علمی کارها ، سبب رونق در زندگی و پیشرفت جامعه و در نتیجه امنیت بیشتر برای همه و منجمله همین افرادند!.


 افراد بزرگ حتی دربند هم کارهای بزرگ میکنند! افراد بزرگ، شیطنت و صدمات افراد کوچک که با توهم خود را بزرگ می بینند، را بسیار ریز و کوچک می بیند، به همین دلیل است که از آزار و اذیت و پرونده سازیهای اینها نه تنها ناراحت نمی شود که با خوشحالی و از صمیم قلب آنها را می بخشد ، چرا  که بخوبی میدانند چنین افرادی بیمارند و حرص و طمع، فکر و درک و آینده نگری آنها را بسیار کاهش داده است! اما تاریخ حیات بشر و تاریخ ولایت و دیار ما نشان داده است که :


---


مگر می شود کارهای بزرگ بدست آدمهای کوچک سپرده شود و نتیجه کار درست از آب در آید!


مگر می شود تا ابد دیگران را با سوی استفاده از ارتباطات و موقعیتهای گذشته و حال  غیر موجه جلوه داد !


مگر می شود تا ابد با حمایت این و آن ترک تازی کرد و لجن و گند کاری خود را بر چهره پاک و منزه دیگران مالید!.



مگر می شود برای همیشه ماه را پشت ابر قرار داد !. مگر می شود برای همیشه همه را فریب داد !


مگر می شود امور را بخوبی پیش برد ولی کارها را بدست افراد پست و بی سواد و بی انگیزه و بی طرح و برنامه سازنده و بدرد بخور سپرد!.


-----


معلوم است که نمی شود که اگر می شد وضع همه جانبه شهر و دیر ما این چنین اسفناک و حشتناک و آشفته نبود !. پس


 بزرگان و تصمیم سازان شهر و دیار ما تا دیر نشده  و بیشتر از این دیار بزرگ به عقب ماندگی و فساد و رانت و سوی مدیریت


 دچار نشده، باید کاری کنند کارستان و با تجدید نظر در سیاستهای شهر امور را بسمت و سوی بایسته رهنمون سازند، چرا


 که بنظر می رسد آش بقدری در این شهر و دیار شور شده است که صدای همه میهمان و صاحب مجلس را در آورده است ! والسلام.  


  



 گر آینه رخ تو بنمود کج ......خود شکن آینه شکستن خطا ست


یا 


آیینه چون نقش تو بنمود راست _ خود شکن، آیینه شکستن خطاست!


سایتهای سکسی و رابطه اش با طلاق و بالارفتن سن ازدواج و تشدید اعمال مجرمانه و ایجاد مشکل در شخصیت افراد و جوانان در کشور

پژوهشی های چند سال اخیر بنده بعنوان یک  پژوهشگر و فعالبین المللی  فرهنگی  در اینترنت نشان دا دکه حدود 60 درصد کل سایتها و بلاگهای  مستهجن مجانی و  یا پولی  برای سرویس دهی به کاربران کشورهای عربی  هدف گذاری و راه اندازی  شده اند و 90 درصد این 60 درصد فقط عربستان  سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را در اولویت کاری خود قرارداده اند. حالا با این مقدمه برویم سراغ مطلبی که بنقل از سایت شهروند تقدیم شما نموده ام. 



 بسیار پیش آمده است که از خود پرسیده‌ایم گستره روابط زناشویی در جامعه امروزی تا چه حد قابل تأمل بوده و تا چه میزان می‌تواند بر مناسبات حاکم اجتماعی و گفتمان خانواده سالم موثر باشد؟ شاید برای آسیب شناسی خطراتی که منجر به از هم گسیختگی خانوادگی می‌شوند، باید در گام اول به مناسبات زن و شوهر پرداخته شود. این‌که این مناسبات چگونه می‌تواند پرورش یابد یا چه خطراتی را پیش رو دارد. چندی پیش دومین نشست از سلسله‌ نشست‌های سه‌گانه «تحکیم خانواده و سازمان‌های مردم‌نهاد» با عنوان «روابط فرا زناشویی، علل و پیامدها و نقش شبکه‌های مجازی در بحران خانواده» به همت سازمان مردم‌نهاد خانواده سلامت‌بنیان در اداره کل ورزش و جوانان استان تهران برگزار شد.

در ابتدای این نشست دکتر علی شیخ‌الاسلامی؛ مدیرعامل سمن خانواده سلامت‌بنیان، طی سخنانی با اشاره به اهمیت شبکه‌های اجتماعی گفت: در سال‌های گذشته مسئولان تلاش داشتند در مقابل شبکه‌های‌اجتماعی فضای مجازی بایستند، اما در این کار موفق نبودند. با وجود محدودیت‌ها و فیلترینگ درحال حاضر حدود ٥‌میلیون نفر از مردم کشور ما عضو فیس‌بوک هستند. همچنین، طبق آمارهایی که اعلام شده است، حدود ٤٠‌درصد کاربران تلگرام را ایرانی‌ها تشکیل می‌دهند. چرا مردم و مقامات دولتی عضو فیس‌بوک و توییتر شدند؟ چون این شبکه‌های اجتماعی راه‌های جدید ارتباطی هستند.

شرایط گذر از سنت به مدرنیته، خانواده‌ها را دچار بحران کرده است
مدیرعامل سمن خانواده سلامت‌بنیان ضمن بیان این مطلب که شبکه‌های مجازی هم تهدید هستند و هم فرصت، عنوان داشت:   اگر برنامه و آگاهی داشته باشیم، می‌توانیم از فرصت آنها برای هدایت جامعه در مسیر درست استفاده کنیم تا به حل مشکلات کشور کمک کنیم. توان ما NGOها چندان بالا نیست، اما تلاش داریم به حد وسع‌مان برای حل معضلات خانواده تلاش کنیم و امیدواریم در این راستا مقامات دولتی هم از ما حمایت معنوی داشته باشند. مردم دوست دارند خانواده‌های گرم و صمیمی داشته باشند، اما شرایط گذار از سنت به مدرنیته این وضع را به‌هم ریخته است. دولت می‌تواند کمک کند تا حرکت به سمت حل این معضلات تسریع و مشکلات کمتر شود.

شیخ‌الاسلامی درخصوص سیاست‌‌گذاری‌های لازم برای طلاق گفت: سیاست‌های پیشگیری از وقوع بحران و کاهش آمار طلاق و همچنین، سیاست‌های پیشگیری از آسیب‌های بعد از بحران طلاق، باید مورد توجه قرار گیرد.

آمریکایی‌ها فواید  ازدواج را پررنگ کردند
وی در رابطه با روابط فرا زناشویی بیان داشت: روابط فرا زناشویی رابطه مستقیم و دوطرفه با طلاق دارد و اگر بتوانیم بحران طلاق را کنترل کنیم، می‌توانیم روابط فرا زناشویی را هم کنترل کنیم، اما نباید بحران را انکار کنیم؛ زیرا این معضلات ربطی به مذهب و سیاست ندارد، بلکه مشکلات دوران گذار است، اما می‌شود تبعات آن را کاهش داد و آن را کنترل کرد. آمریکا از دهه ١٩٨٠ تاکنون ٣٣‌درصد طلاق را کاهش داده است، ما هم می‌توانیم این کار را انجام دهیم. با این تفاوت که باید راهکارهای آنها را بومی و باتوجه‌به شرایط فرهنگی خودمان در جامعه اجرا کنیم.

شیخ‌الاسلامی ضمن بیان این مطلب که ازدواج امری فرهنگی است و با‌توجه‌به شرایط فرهنگی جوامع مختلف اقسام گوناگونی دارد، خاطرنشان کرد: فرهنگ، بخشنامه‌ای و دستوری نیست و ماندگار هم نیست. ما در گذشته فرهنگی غنی داشتیم، اما آیا امروز هم فرهنگ ما به غنای گذشته است؟ فرهنگ همه جنبه‌های زندگی را دربرمی‌گیرد و باید از نگاه فرهنگی به موضوع ازدواج و طلاق نگاه و معضلات فرهنگی آن را شناسایی کنیم. یکی از دلایلی که اجازه نمی‌دهد ما مشکلاتمان را بشناسیم و حل کنیم، تعصب است. تا وقتی باور تبدیل به نگرش نشود، حرکت ایجاد نمی‌کند. ما باید در مردم نگرش مثبت ایجاد کنیم تا به سمت آن موضوع حرکت کنند. امروز نگرش مردم و جوانان به ازدواج منفی شده که بسیار ناراحت‌کننده است. وقتی چنین نگرشی شکل گرفت، نمی‌توان انتظار داشت آمار ازدواج بالا برود. آمریکا فواید ازدواج را پررنگ کرد و وقتی نگرش به ازدواج مثبت شد، آمار ازدواج هم بالا رفت.

خانواده مظهر روابط عاطفی
مدیرعامل سمن خانواده سلامت‌بنیان با اشاره به این‌که خانواده که مظهر ارتباطات عاطفی بود. امروز به‌عنوان یک امر دست‌وپاگیر شناخته می‌شود، اظهار داشت: جنسیت در جامعه ما بسیار پررنگ است و زنان برای خودشان یک جبهه و مردان هم جبهه دیگری دارند. تا این نگرش‌ها تغییر نکند، مشکلات ازدواج و طلاق حل نمی‌شود.  باید تلاش کنیم نگرش جامعه را نسبت به ازدواج و خانواده مثبت کنیم تا افراد حس کنند همسرشان پناه و پشتیبان‌شان است. زن و مرد نباید احساس کنند قرار است در دو جبهه بجنگند. متاسفانه همه وقتی وارد روابط زناشویی می‌شوند، از طرف مقابل انتظار دارند؛ درحالی‌که باید از خودمان انتظار داشته باشیم که برای همسرمان تلاش کنیم.

سیاست‌گذاری‌های ناموفق در زمینه ازدواج و طلاق
به‌گزارش مهرخانه، در ادامه این نشست بنیامین نعیمایی، نایب‌رئیس هیات‌مدیره موسسه مردم‌نهاد خانواده سلامت‌بنیان و رئیس کارگروه جامعه‌شناسی این موسسه در رابطه با نقد سیاست‌ها و برنامه‌های اجرا شده در سال‌های‌گذشته در زمینه ازدواج و طلاق، بیان داشت: در سال‌های گذشته تغییر نگرش‌ها و مبانی نظری در حوزه ازدواج و طلاق اتفاق افتاده که به معنای تغییر نگاه سیاست‌گذاران، جامعه و سمن‌ها به ازدواج و طلاق است. به دنبال این تغییر نگرش‌ها و مبانی نظری، چرخش سیاست‌ها را داشتیم. در همه اسناد ما آمده است که باید به ازدواج و طلاق به‌صورت مقوله‌های فرهنگی نگریسته شود.

وی افزود: از ‌سال ٨٤ در دولت‌های نهم و دهم سیاست‌ها تغییر کرد و احساس خطر بیشتری شد و طرح‌هایی مانند سند ساماندهی ازدواج، قانون تسهیل ازدواج و... مطرح شد. از زمانی‌که برنامه‌های توسعه تدوین شد، این برنامه‌ها نگاهی فرهنگی داشتند که مقداری ایده‌آلیستی بود. برنامه چهارم در دولت هشتم تدوین و در دولت نهم اجرا شد، اما در پایان اجرای آن، ٥‌درصد افزایش طلاق و ٥‌درصد کاهش ازدواج داشتیم و به‌طورکلی برنامه چهارم ٧٠‌درصد انحراف از اجرا داشت. در این دوره سیاست‌هایی مانند قانون تسهیل ازدواج، الگوسازی برای ازدواج و ساده‌سازی آن، تبلیغ ازدواج‌های دانشجویی بدون سنجش مشکلات آنها و ... انجام شد که همگی ناموفق بودند.

رئیس کارگروه جامعه‌شناسی موسسه خانواده سلامت‌بنیان با اشاره به طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده اظهار داشت: پس از سرشماری ‌سال ٩٠ اعلام شد که کشور از نظر جمعیتی در معرض خطر قرار دارد و سیاست‌هایی برای تغییر قوانین مطرح شد که یکی از آنها ارایه طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده بود که البته این طرح هنوز به تصویب نرسیده است. اصل توجه به مسأله افزایش جمعیت خوب است، اما قانونی که قرار است تصویب شود، معضلات فراوانی دارد. از نکات شگفتی‌آور این طرح تعیین سن مناسب برای ازدواج است که برای مردان ٢٠ تا ٢٥‌سال و برای زنان ١٨ تا ٢٢‌سال درنظر گرفته شده و عنوان شده است که امکانات ویژه این طرح به افرادی داده می‌شود که در این سن ازدواج کرده‌اند. یکی دیگر از مشکلات این طرح این است که پدران و مادران را در اولویت استخدام قرار می‌دهد و منع قانونی استخدام برای مجردها به‌وجود می‌آورد؛ مگر جایی‌که متأهل شایسته‌ای حضور نداشته باشد. این درحالی است که در فرهنگ جامعه ما جوان سعی می‌کند کار و پس‌انداز داشته باشد و سپس ازدواج کند، اما با این قانون می‌گویند اول متأهل شو بعد ازدواج کن.

٦٠‌درصد ازدواج‌های دانشجویی در سه‌سال اول به جدایی منجر می‌شود
نعیمایی در رابطه با ضعف‌هایی که منجر به شکست سیاست‌گذاری‌ها می‌شود، گفت: یکی از این ضعف‌ها متفاوت‌بودن داده‌های آماری و تعدد آمارها در موضوعات مشترک است. این درحالی است که سیاست‌گذاری باید مبتنی‌بر داده‌های واقعی باشد تا اثربخش. اگر آمار غلط باشد، سیاست‌گذاری هم غلط خواهد بود. مسأله دیگر این است که نباید داده‌های غیرامنیتی را امنیتی کنیم؛ زیرا این کار منجر به سیاست‌گذاری غلط می‌شود. مورد دیگر حقوقی و اداری‌کردن خانواده است؛ درصورتی‌که مسأله خانواده یک مسأله فرهنگی است نه اداری و حقوقی. یکی دیگر از ضعف‌های سیاست‌گذاری‌های مربوط به ازدواج به ازدواج‌سازی و استانداردسازی ازدواج برمی‌گردد.

مثلا صداوسیما ازدواج‌های دانشجویی را تبلیغ می‌کند، اما نزدیک به ٩٥‌درصد کسانی‌که در این مراسم شرکت می‌کنند قبل از مراسم عقد کرده‌اند، ٨٠‌درصد از آنها بعد از مراسم دانشجویی مراسم خودشان را می‌گیرند و ٦٠ درصدشان هم در ٣‌سال اول زندگی مشترک جدا می‌شوند. البته، آمارهای متفاوتی در این خصوص مطرح می‌شود. در واقع، ما یک الگوی ازدواج را مطرح می‌کنیم اما واقعیت در جامعه چیز دیگری است.

ضعف‌های سیاست‌گذاری‌ها
وی دخالت در جامعه‌پذیری را از دیگر ضعف‌های سیاست‌گذاری‌ها دانست و بیان داشت: در گذشته خانواده‌ها وظیفه پرورش بچه‌ها را برعهده داشتند که پس از آن آموزش‌وپرورش هم وارد این ماجرا شد، اما تنها کاری که آموزش‌وپرورش انجام نمی‌دهد، پرورش است. خانواده‌ها هم خود را کنار کشیده‌اند و توجهی به پرورش بچه‌ها ندارند. ضعف دیگر سیاست‌گذاری‌ها، مدیریت اقتصادی خانواده است. به این شکل که دولت با اعطای وام ازدواج و حمایت‌های این‌چنینی مسأله ازدواج را اقتصادی و پولی می‌کند. البته من مخالف حمایت نیستم، اما این حمایت‌ها باید هدفمند و با روش‌های دیگر باشد. مسأله دیگری که در این رابطه باید به آن توجه داشت، سنت‌زدایی و فرهنگ‌زدایی است. ما می‌توانیم در رابطه با امر ازدواج، آداب‌ورسوم شهرهای مختلف را تبلیغ کنیم و موارد مثبتی که در فرهنگ‌های مختلف در زمینه ازدواج وجود دارد را برای مردم بگوییم. مسأله دیگر، رسانه‌‌ای‌سازی خانواده است که امروزه همه مشغول فضای مجازی هستند و با هم حرف نمی‌زنند.

اثرات اجتماعی  و فرهنگی سیاست‌گذاری‌های غلط
رئیس کارگروه جامعه‌شناسی موسسه خانواده سلامت‌بنیان درخصوص اثرات اجتماعی و فرهنگی سیاست‌های موجود بر نهاد خانواده گفت: مواردی مانند کاهش جاذبه فرهنگی ازدواج، کاهش کارکردهای خانواده، افزایش اختلاف و خشونت خانگی، کاهش اقتدار والدین، گسترش فرار از خانه، فرسایش اعتماد اجتماعی در خانواده که بعد از آن نسبت به حاکمیت اتفاق می‌افتد، تقدس‌زدایی از نهاد خانواده، تضعیف اخلاق اجتماعی، کاهش کنترل اجتماعی خانواده، هسته‌ای‌شدن خانواده، تغییر در بعد خانوار، افزایش میانگین سن ازدواج ازجمله این موارد هستند.

ایجاد شرایط اقتصادی بهتر به‌جای وام ازدواج
وی افزود: یکی دیگر از اثرات اجتماعی فرهنگی سیاست‌ها بر خانواده مسأله مضیقه ازدواج است که این‌گونه وانمود می‌شود که تعداد زنان از مردان بیشتر است و به اصطلاح کمبود شوهر وجود دارد، اما نسبت جنسیتی جامعه ما ٥١‌درصد مرد و ٤٩‌درصد زن است. البته، مردان در سن ازدواج متناسب با زنان در سن ازدواج نیستند. موضوع دیگر، افزایش فرزندآوری خارج از حریم خانواده است که بهزیستی اعلام کرده سالانه‌هزار کودک متولدشده خارج از حریم خانواده داریم. ما نباید اجازه دهیم طبقه متوسط دچار این مسأله شود؛ زیرا در این صورت در میان طبقه پایین هم شیوع پیدا خواهد کرد.

نعیمایی با بیان این‌که دولت نباید در مسأله خانواده دخالت کند، بلکه باید تسهیل‌گری و هدایت‌گری انجام دهد، خاطرنشان کرد:   حاکمیت به جای‌دادن وام ازدواج باید شرایط اقتصادی را بهبود ببخشد؛ زیرا اگر ١٠‌میلیون بیکار در کشور نداشته باشیم، دغدغه مسائل حاشیه‌ای را هم نخواهیم داشت. الان قشر گسترده‌ای از تحصیلکردگان وجود دارند که نمی‌توانند ازدواج کنند. سازمان‌های مردم‌نهاد باید نقش خود را در این مسأله ایفا کنند. از سوی دیگر، باید توسعه و ترویج اخلاق اجتماعی صورت گیرد؛ زیرا اخلاق صدمه خورده و باید جبران شود و در این مسأله هم هر کسی باید از خودش شروع کند تا جامعه اصلاح شود. همچنین، باید تقویت سرمایه اجتماعی را مدنظر داشته باشیم؛ چون تا زمانی که این سرمایه کم است، دچار این مشکلات خواهیم بود.
در ادامه این نشست، ایوبی، کارشناس‌ارشد روانشناسی و مشاور و کارشناس روانشناسی موسسه خانواده سلامت‌بنیان در سخنانی پیرامون روابط فرا زناشویی، علل و تبعات آن گفت:  فرانک و پیتمن، چهار علت برای بی‌وفایی برشمرده‌اند که عبارت‌اند از: عهدشکنی‌های تصادفی، دل‌بردن که اشاره به بحث کشش جنسی دارد و عمدا اتفاق می‌افتد، کشش‌های رمانتیک و سازش و قرارهای زناشویی به این معنا که با توافق دو طرف، زوج‌ها را به هم قرض می‌دهند. در تهران که من کار کرده‌ام، خیلی این اتفاق را ندیدم، اما به‌هرحال وجود دارد. حتما حریم‌ها با دوستان باید رعایت شود، اما متاسفانه این حریم‌ها رعایت نمی‌شود؛ خانواده‌ها خیلی باز یا خیلی بسته هستند که هر دو مورد ایجاد مشکل می‌کند.

٧٠‌درصد زنان و مردان در آمریکا پیمان‌شکنی زناشویی داشته‌اند
ایوبی افزود: در آمریکا در ‌سال ٢٠٠٧ مردان ٢١‌درصد و زنان ١١ درصد، در ‌سال ٢٠٠٨ مردان ٣٣ تا ٧٥‌درصد و زنان ٢٦ تا ٧٠ درصد، ‌سال ٢٠٠٩ مردان ٢٦ تا ٧٥‌درصد و ٢١ تا ٧٠‌درصد زنان روابط فرا زناشویی داشته‌اند. این درحالی است که طبق آمار‌ سال ١٩٩٤، ٢٥‌درصد مردان و ١٥‌درصد زنان درگیر روابط فرا زناشویی بوده‌اند. از ١٩٩٤ تا ٢٠١٥ به‌طور میانگین حدود ٧٠‌درصد زنان و مردان در آمریکا پیمان‌شکنی زناشویی داشته‌اند. این آمار مربوط به جامعه کلیسامدار و مذهبی آمریکاست، اما در اروپا که چندان مذهب‌مدار نیست، آمارها بسیار بیشتر است. در آفریقا و آسیا به دلیل تابو بودن این مسأله آمار آن را بیان نمی‌کنند، اما از آماری که برای ایدز و بیماری‌های مقاربتی بیان می‌شود، می‌توان حدس زد که آمار روابط فرا زناشویی نیز باید بالا باشد. ما در کشورمان به دلیل تابو بودن این مسأله و این‌که کشورمان کاملا سنتی است، آماری در این رابطه نداریم.

از مقابله به مثل در بی‌وفایی بپرهیزید
وی بیان‌داشت: در یکی از دسته‌بندی‌ها فیشر علل روابط فرا زناشویی را برمی‌شمرد و می‌گوید، عده‌ای برای جلب توجه، جست‌وجوی استقلال، احساس خاص‌بودن یا ثابت‌کردن مردانگی و زنانگی خود به سمت این روابط کشیده می‌شوند. بعضی از زنان هم برای انتقام از شوهرشان که رابطه فرا زناشویی داشته‌اند، این کار را انجام می‌دهند و می‌گویند می‌خواستم ثابت کنم من هم می‌توانم این کار را بکنم، اما ما توصیه می‌کنیم اکیدا از مقابله به مثل پرهیز کنید. از سوی دیگر، برخی از مردانی که سنشان بالا رفته است، با این روابط می‌خواهند به دیگران ثابت کنند من هنوز جوانم و می‌توانم مانند گذشته روابطی داشته باشم.

کارشناس روانشناسی موسسه خانواده سلامت‌بنیان در دسته‌بندی دیگری از علل روابط فرا زناشویی اظهار داشت: یکی از این دلایل، اجتناب از تعارض است. به این معنا که زن و شوهر چون نمی‌توانند جنگ داخل خانه را حل کنند، درگیر روابطی خارج از خانه می‌شوند که این رابطه برایشان ایجاد امنیت می‌کند. علت دیگر، آشیانه خالی است. به این معنا که زن و شوهر پس از ازدواج فرزندان خود، احساس تنهایی می‌کنند و برای تسکین تنهایی خود به سمت بی‌وفایی کشیده می‌شوند.  مورد دیگر به دلیل اجتناب زن و شوهر از صمیمی‌شدن با هم است که می‌ترسند با هم صمیمی شوند و مسائلی را به هم بگویند که طرف مقابل بعدها علیه‌شان از آن مسأله استفاده کند، اما ما باید بتوانیم بدون قضاوت با همسرمان درددل کنیم. ایوبی در رابطه با نظریات موجود درباره روابط فرا زناشویی گفت: یکی از نظریه‌ها، نظریه کنترل است و به این مسأله اشاره دارد که اوایل ازدواج هیجان‌جنسی وجود دارد و حال همه خوب است، اما گفته می‌شود که عمر شور جنسی یک‌سال و شش ماه است و بعد از آن زوجین برای هم عادی می‌شوند و دوست دارند این صمیمیت را جای دیگری تجربه کنند. ازسوی دیگر، هیجان دوستی به صورت مخفی بالاست، اما ما باید توجه داشته باشیم که اگر زندگی برایمان عادی شد، به دنبال روابط جدید نباشیم و مشکلات رابطه خودمان را حل کنیم. همچنین، رفتارهای هم را کنترل نکنیم و به همسرمان اجازه دهیم نیازهای خود را بگوید. متاسفانه بسیاری از زنان جرأت ابراز نیازهای جنسی خود را ندارند و می‌گویند اگر من نیازم را بگویم، غرورم شکسته می‌شود.

تلاش برای جبران خلأهای عاطفی با ورود در روابط فرا زناشویی
وی افزود: نظریه نقص و کمبود هم می‌گوید افراد به دلیل کمبودهای زندگی خود به سمت روابط فرا زناشویی می‌روند، اما باید دانست که هیچ خانواده‌ای کامل نیست و باید کمبودهای یکدیگر را پذیرفت. نظریه بعدی نظریه ارضای نیاز است که می‌گوید افراد غیر از روابط جنسی نیاز به ارضای امنیت، صمیمیت، رفاقت و روابط عاطفی دارند و برای ارضای این نیازها ممکن است به سمت روابط فرا زناشویی کشیده شوند. نظریه دلبستگی هم اشاره دارد که بچه‌هایی که در کودکی نیاز دلبستگی آنها تأمین نشده است، در بزرگسالی دچار خلأهای عاطفی زیادی می‌شوند که از طریق روابط فرا زناشویی سعی در جبران این خلأ عاطفی دارند.

تبعات بی‌وفایی
کارشناس روانشناسی موسسه خانواده سلامت‌بنیان با اشاره به تبعات بی‌وفایی عنوان داشت: کسی که مورد بی‌وفایی قرار گرفته است، مدام گوش به زنگ است که نکند دوباره این بی‌وفایی اتفاق بیفتد. همچنین، کسانی‌که مورد آسیب قرار گرفته‌اند، بی‌قراری شدید دارند. عده‌ای از آنها نیز دیگر انگیزه‌ای برای زندگی ندارند. احساساتی مانند خشم، افسردگی، احساس گناه، مشکلات تمرکز، وسواس فکری، ضرب و جرح و قتل همسر و اقدام به خودکشی نیز از دیگر مشکلات این افراد است. معمولا بعد از روابط فرا زناشویی روابط زناشویی پاشیده می‌شود و بسیاری از مادرها با بچه‌ها درددل می‌کنند که این مسأله نوعی صدمه به بچه است. کسانی هم که خودشان خیانت کرده‌اند، دچار احساساتی مانند شرم، احساس گناه، تردید و ناامیدی می‌شوند.

راهکارهای کاهش روابط فرا زناشویی
ایوبی در رابطه با راهکارهای کاهش روابط فرا زناشویی تصریح کرد: برگزاری دوره‌های آموزشی مهارت‌های جنسی زناشویی برای جوانان و میانسالان، نقش موثری در کاهش این روابط دارد. شیوه‌هایی مانند کتاب‌درمانی و فیلم‌درمانی نیز در این زمینه موثر است؛ فیلم‌هایی که از آغاز خیانت تا تمام‌شدن آن را نشان می‌دهند مثل فیلم‌های بی‌وفا، ماری آنتوانت، مادام بوآری و...  مورد دیگر، آموزش تخصصی مشاوران است که بدانند چگونه زوج‌درمانی کنند. پیش‌نیاز کردن مشاوره قبل از ازدواج، تدوین پرسشنامه‌ای جهت سنجش طبع جنسی زوجین، برنامه‌ریزی برای فرهنگ‌سازی جدی در مورد استفاده از ماهواره و اینترنت و برگزاری کارگاه تفاوت‌های روانشناختی زن و مرد از دیگر راهکارهای کاهش روابط فرا زناشویی است.

وی درخصوص راهکارهای پیشگیری از روابط فرا زناشویی گفت:   انتخاب آگاهانه و مشاوره قبل از ازدواج، تغییر رویه استفاده نادرست از ماهواره و اینترنت، تهیه لیستی از نیازهای خود و مطرح‌کردن آنها با همسر به صورت ماهانه یا هفتگی، گذاشتن وقت بیشتر برای همسر، حفظ حریم‌ها با دوستان و خودداری از ارتباط با جنس مخالف بدون اطلاع همسر، می‌تواند در پیشگیری از روابط فرا زناشویی موثر باشد.

کارشناس روانشناسی موسسه خانواده سلامت‌بنیان در خاتمه گفت: اگر روابط فرا زناشویی اتفاق افتاد، به جای صحبت با دوستتان، با مشاور صحبت کنید. همچنین، از تجسس در حریم خصوصی همسرتان خودداری کنید. با افرادی که خودشان مورد بی‌وفایی قرار گرفته‌اند، صحبت نکنید. همچنین، یک لیست از نقاط ضعف خود تهیه کنید و به فکر اصلاح آن نقاط ضعف باشید. رعایت این موارد، می‌تواند باعث کاهش اثرات روابط فرا زناشویی شود.

گسترش اعتیاد اینترنتی در کشور
 در ادامه این نشست، ‌هادیان، کارشناس‌ارشد روانشناسی و مشاور، در سخنانی پیرامون تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر ایجاد بحران در خانواده گفت: در سال‌های اخیر در کشور ما اعتیاد اینترنتی بسیار زیاد شده است. یک بعد اصلی اعتیاد، بحث رفتاری است که عادت می‌کنیم به کرات از چیزی استفاده کنیم. اینترنت بسیار ما را وابسته کرده است؛ چراکه به دلایل مختلفی مانند در دسترس‌بودن، تنوع بالا و بی‌زمان‌بودن، استفاده از آن محبوبیت پیدا کرده است. مزیت دیگر اینترنت، ناشناس‌بودن در آن است؛ زیرا بسیاری از افراد در تعامل در دنیای واقعی دچار مشکل هستند، اما در اینترنت هر زمانی بخواهند ارتباط برقرار می‌کنند. این مزایا باعث شده است حس وابستگی به اینترنت برای ما به‌وجود ‌آید که این حس معضل اعتیاد اینترنتی را ایجاد کرده است.

مشخصه‌های اعتیاد اینترنتی
وی ٦ مشخصه برای تشخیص اعتیاد اینترنتی برشمرد و عنوان داشت: یکی از این مشخصه‌ها برجستگی است؛ به این معنا که اینترنت تم غالب زندگی می‌شود. از سوی دیگر، کسی که اعتیاد اینترنتی دارد، خلق‌وخوی او تغییر می‌کند و قبل از دسترسی به اینترنت، حس نگرانی و بعد از دسترسی به آن، احساس آرامش دارد. مشخصه دیگر اعتیاد اینترنتی، تحمل است؛ یعنی ساعت استفاده از اینترنت افزایش پیدا می‌کند. مورد بعدی این است که در کسی که اعتیاد اینترنتی دارد، علایم ترک دیده می‌شود؛ یعنی اگر فرد استفاده از اینترنت را متوقف کند، به علایمی مانند افسردگی و پرخاش دچار می‌شود. کشمکش نیز از دیگر مشخصه‌هاست. به این معنا که استفاده از اینترنت باعث درگیری با دیگر افراد و دروغگویی می‌شود. همچنین، کسانی‌که از اینترنت فاصله گرفته‌اند هم ممکن است دوباره به اعتیاد خود برگردند.

علل ابتلا به اعتیاد اینترنتی
هادیان درخصوص علل ابتلا به اعتیاد اینترنتی خاطرنشان کرد:   نظریه جبران می‌گوید، وقتی افراد در دنیای واقعی نمی‌توانند نیازهایشان را برطرف کنند، به سمت راه‌هایی می‌روند که کمبودهایشان را جبران کند و یکی از این راه‌ها اعتیاد اینترنتی است. نظریه فرار روانشناختی نیز می‌گوید در زندگی واقعی دچار مشکلاتی هستم که چون آستانه تحملم پایین است، دنبال اشتغال ذهنی می‌گردم که به آن مشکلات فکر نکنم و به همین دلیل به اینترنت رو می‌آورم. تیپ‌های شخصیتی هم می‌توانند از عوامل اعتیاد به اینترنت باشند؛ زیرا برخی تیپ‌های شخصیتی خاص احتمال بیشتری برای وابستگی به فضای مجازی دارند.

این روانشناس و مشاور در رابطه با علل اعتیاد اینترنتی در ایران گفت: نبود نگاهی جامع درخصوص استفاده از اینترنت و وجود مشکلات و خلأهای روحی و روانی از اصلی‌ترین علل اعتیاد اینترنتی در ایران هستند. استیو جابز یا بیل‌گیتس که رؤسای کمپانی‌های بزرگ اینترنتی هستند، دسترسی خانواده و فرزندان خود را به این تکنولوژی‌ها محدود می‌کنند. آنها همچنین، قبل از ورود تکنولوژی به بازار، در مورد نحوه صحیح استفاده از آن فرهنگ‌سازی می‌کنند، اما ما مصرف‌کننده هستیم و تکنولوژی وارد کشورمان می‌شود بدون این‌که در رابطه با آن فرهنگ‌سازی صورت گیرد. باید از ریشه روی بحث فرهنگ‌سازی کار کنیم و خلأهای روحی و روانی افراد را بررسی کنیم.

در ایران از چت‌کردن و رفتارهای جنسی مجازی بیشترین ضربه را می‌خوریم
وی تصریح کرد: چهار حیطه کلی اعتیاد اینترنتی، گفت‌وگوی آنلاین (چت‌کردن)، بازی‌های آنلاین، رفتارهای جنسی مجازی و قماربازی اینترنتی است که ما در ایران از چت‌کردن و رفتارهای جنسی مجازی، بیشترین ضربه را می‌خوریم.‌  هادیان خاطرنشان کرد: شبکه‌های مجازی بستری نو برای ایجاد روابط اجتماعی فراهم کرده و به ما فرصت اظهارنظرهای شخصی می‌دهد؛ چون کسی ما را نمی‌بیند. همچنین، می‌توانیم با استفاده از شبکه‌های مجازی خصوصیات ظاهری خود را کتمان کنیم. کیفیت ارتباط در شبکه‌های مجازی به مهارت نوشتاری افراد بستگی دارد؛ چون هنوز روش غالب برقراری ارتباط در این شبکه‌ها از طریق تایپ است و هرکس در این حیطه بهتر عمل کند، می‌تواند ارتباط بهتری برقرار کند.

آسیب‌های اعتیاد اینترنتی
این روانشناس و مشاور درخصوص آسیب‌هایی که اعتیاد اینترنتی برای خانواده‌ها دارد، گفت: ملموس‌ترین آسیب این نوع اعتیاد، آسیب‌های جسمی و روانی است. کسی که در شبانه‌روز ٨ ساعت از اینترنت استفاده می‌کند، مشکلاتی برای گردن و کمر او به‌وجود می‌آید و دچار مشکلات روحی مانند بی‌قراری و اضطراب می‌شود. آسیب دیگری که وجود دارد تقابل نادرست فرهنگ و ارزش‌های سنتی و مدرن است. فرهنگ گذشته ما درون‌گرا بود و حریم‌هایی وجود داشت، اما اینترنت مقداری ما را برون‌گراتر کرده است. دیگر کمتر فضاهای خصوصی وجود دارد و افراد خصوصی‌ترین لحظه‌های زندگیشان را به اشتراک می‌گذارند. این مسأله باعث شده است دلمان بخواهد از درون‌گرایی وارد برون‌گرایی شویم، اما به‌قدری سریع این اتفاق افتاده که احتمال تصادف‌مان بالاست.

وی افزود: کاهش توجه زوجین به هم، شکاف نسلی و تغییر شیوه همسرگزینی بدون شناخت و بررسی، از دیگر آسیب‌های اعتیاد اینترنتی است. مسأله دیگر، پدیده کودک مجازی است. نسل‌های قبلی بازی‌های اجتماعی داشتند و از این طریق تعاملات اجتماعی را یاد می‌گرفتند، اما بچه‌های امروز به راحتی با تبلت کار می‌کنند، ولی بازی‌های اجتماعی ندارند. این نسل ٢٠‌سال دیگر چگونه می‌توانند با دیگران تعامل داشته باشند؟ بازداری‌‌زدایی یکی دیگر از آسیب‌های اعتیاد اینترنتی است. به این معنا که در تعامل‌های محیط واقعی، خط قرمزهایی وجود دارد، اما این محدوده‌ها در فضای مجازی درحال از بین رفتن است که در این صورت این اتفاق به‌تدریج برای افراد درونی می‌شود و در زندگی واقعی نیز این خط‌قرمزها کم‌رنگ می‌شود.

امروزه اپلیکیشن‌هااصلی‌ترین ابزار برای خیانت هستند
هادیان در رابطه با خیانت زناشویی دیجیتال عنوان داشت:  امروزه اصلی‌ترین ابزار برای خیانت همین اپلیکیشن‌ها هستند؛ چون در آنها حاشیه امنی وجود دارد. در این فضا خیانت به صورت خزنده و نامحسوس اتفاق می‌افتد و بسیاری از اوقات دو طرف قصد خیانت ندارند، اما به‌تدریج به سمت پنهان‌کاری در روابط زناشویی کشیده می‌شوند.

رفتارهای جنسی مجازی و اثرات مخرب آن
این روانشناس و مشاور با اشاره به رفتارهای جنسی مجازی بیان داشت: در ایران بیشتری معضل ما در این خصوص است و بسیاری از مراجعان ما از این ناحیه آسیب دیده‌اند. پورنوگرافی تأثیرات منفی زیادی دارد که از آن میان می‌توان به تضعیف عملکرد یادگیری و حافظه، مقایسه منفی و افزایش توقعات زناشویی، کاهش اعتماد به نفس، و ... و تأثیر منفی در گرایش‌های جنسی مثل تمایلات هم‌جنس‌گرایانه اشاره کرد.

راه‌های درمان اعتیاد به رفتارهای جنسی مجازی
وی با اشاره به راه‌هایی برای درمان اعتیاد به رفتارهای جنسی گفت: باید در همان ابتدای استفاده از اینترنت افراد را با آسیب‌های ناشی از آن آشنا کرد. همچنین، آشنایی با ماهیت ویدیوها و نوع ساخته‌شدن آنها ضرورت دارد چراکه زمان بسیاری برای ساخته‌شدن این ویدیوها گذاشته می‌شود و از ترفندهای مختلفی برای ساختن آنها استفاده می‌شود که با دنیای واقعی متفاوت است. راه دیگر کاهش دسترسی به اینترنت و همچنین فاصله‌گرفتن از موقعیت‌های تحریک‌کننده است. مثلا اگر عادت داریم در خلوت از اینترنت استفاده می‌کنیم، در جای عمومی‌تری از آن استفاده کنیم. مورد بعدی پیدا کردن یک عادت جایگزین است که به ما در این زمینه کمک می‌کند.

راهکارهایی برای کاهش اعتیاد اینترنتی
هادیان راهکارهایی برای کاهش اعتیاد اینترنتی برشمرد و اظهار داشت: اولین راهکار، فعالیت‌های متمرکز بر آموزش و آگاه‌سازی است که در این زمینه گذراندن وقت بیشتر با فرزندان، آموزش اطلاعات لازم درباره اینترنت، افزایش مهارت برای ساختن پیوند‌های قوی خانوادگی و تشویق فعالیت‌های سالم باید مورد توجه قرار گیرد. راهکار دوم، پیشگیری در محله و جامعه است که در این زمینه باید به آگاه‌سازی مدیران و مسئولان، ایجاد امکانات مشاوره و درمان، ایجاد مراکز فرهنگی و هنری، طراحی بخشی از کتاب‌های درسی برای آشنایی دانش‌آموزان با فناوری‌های جدید و خطرات آنها توجه داشت. راهکار سوم، پیشگیری با استفاده از رسانه‌هاست که باید با نویسندگان و کارگردانان ارتباط داشت و آگهی‌های مرتبط با موضوع را پخش کرد. راهکار بعدی درمان است که آموزش مدیریت زمان و کاهش وابستگی به اینترنت را مدنظر قرار می‌دهد.

هیچ دینی مبلغ روابط فرا زناشویی نیست
به‌گزارش مهرخانه، در ادامه این نشست، محمد معصوم‌زاده، عضو هیات‌مدیره و رئیس کارگروه دین و معرفت موسسه خانواده سلامت‌بنیان، ضمن بیان این مطلب که هیچ دین آسمانی مبلغ روابط فرا زناشویی نبوده است، بیان داشت: عمر تاریخچه‌ای روابط فرا زناشویی به درازای عمر تاریخ است. حتی مجازات‌هایی هم برای روابط فرا زناشویی به‌عنوان حکم دادگاه یا قضاوت مردم وجود داشته است که در تاریخ آمده و حتی سنگ‌نوشته‌هایی هم دلالت بر این موضوع دارد. وی در پاسخ به این سوال که آیا می‌توانیم از دین برای کنترل روابط فرا زناشویی استفاده کنیم، اظهار داشت: پاسخ من این است که بله.

رئیس کارگروه دین و معرفت موسسه خانواده سلامت‌بنیان خاطرنشان کرد: در دوران جاهلیت یک سلسله روابط فرا زناشویی وجود داشت که اسلام روی آنها خط بطلان کشید. این خط بطلان نشان می‌دهد هیچ دین آسمانی ازجمله اسلام، روابط فرا زناشویی را تبلیغ نمی‌کند. پس اگر کسی دیندار بود، از روابط فرا زناشویی فاصله گرفته است. ما باید این فرضیه را اثبات کنیم تا باعث شود مردم به دین با دید مثبتی نگاه کنند.

روابط فرا زناشویی که در دوران جاهلیت وجود داشت
معصوم‌زاده تصریح کرد: نکاح استبضاع رابطه‌ای فرا زناشویی بود که برای تقویت نسل در دوران جاهلیت انجام می‌شد. نکاح شرکت هم تقریبا معادل همین موضوعی است که در جامعه فعلی داریم. رابطه دیگری قبل از ظهور اسلام وجود داشت که طی آن افرادی با چسباندن برچسبی به خودشان هر رابطه‌ای را انجام می‌دادند و گویا دیگر قانونی شده بود. یعنی اگر کسی چنین نامی روی خود می‌گذاشت، این حق را داشت که رابطه فرا زناشویی داشته باشد.

نکاح دیگر، نکاح شغار بود. نکاح مقت هم بدترین و تکان‌دهنده‌ترین شکل نکاح در دوران قبل از اسلام و کاملا هم مرسوم بود. در این نکاح مرد، زنان دیگر پدرش را به ارث می‌برد و برادر ناتنی هم مادر او را به ارث می‌برد.

نکاح بدل هم در گذشته وجود داشت که حالا به آن روابط ضرب‌دری می‌گویند. این نکاح ظاهرا طبق قوانین امروزی خیانت هم محسوب نمی‌شود؛ چون با رضایت هر چهار نفر انجام می‌شود. نکاح خدن هم یک رابطه پنهانی بود که دختر و پسر با هم داشتند. گویی در دوران جاهلیت این شکل رابطه کاملا پذیرفته‌ شده بود؛ یعنی اگر زن و مرد یا پسر و دختری پنهانی رابطه‌ای داشتند، حرجی به آنها نبود و مهم این بود که آبروریزی نشود.

منبع: شهروند

هشدار به حجاج ایرانی !

هشدار به حجاج ایرانی بیت الله  الحرام امسال  



بعد از حوادث سالهای اخیر سوریه و عراق و لیبی ... و بروز جنگهای داخلی و تصرف بخشهای از سرزمنیهای این کشورها توسط گروههای تکفیری و صدور فتواهای حلال بودن جان و مال و زن و فرزندان شیعیان و ایزدی ها از طرف علمای تکفیری و وهابی عربستانی و غیر عربستانی ، و نیز مسئله تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده عربستان توسط دو افسر عربستانی و همچنین با توجه به تهدیدات مکرر دولت عربستان نسبت به آنچه که دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در امور



 کشورهای عربی می نامد ! ، و با توجه به کشتار هموطنان حجاج ایرانی در سال 13666 توسط دولت عربستان سعودی ، گمان میرفت امسال حجاج ایرانی به عربستان اعزام نشوند، اما اکنون که دولت جمهوری ایلامی برای بهبود فضای سیاسی بین دو کشور و نشان دادن حسن نیت خود حجاج ایرانی را به عربستان اعزام نموده است باید دولت عربستان سعودی نهایت احترام همه جانبه ممکن را در مورد هموطنان ما اعمال نماید و جان و مال و ناموس آنها را در امنیت کامل حفظ نماید.

---

هموطنان ما نیز لازم است بشدت مراقب ناموس و جان و مال خودشان باشند چرا که هر لحظه خدای ناکرده امکان دارد ماجرای فروردین امسال و یا کشتار سال 1366 در عربستان بصورت رسمی ولی با نام و پوشش داعش و دیگران در مورد همه شیعیان حاضر در حج امسال و بویژه حجاج ایرانی اعمال شود. دولت فعلی عربستان با دولت کنونی نتانیاهو در اسراییل



 شریک سده است تا نه تنها به بهانه مسئله هسته ای ایران که با هر دست آویز دیگری جلو ایران اسلامی در منطقه

 بایستد،  پس به شما حجاج هموطن پیشنهاد می کنم در عربستان از خرید کردن پرهیز کنید و گروهی به زیارت و یا نماز و یا دیگر مراسم بروید زنان و کودکان خود را در داخل گروه قرار دهید و در رفت و برگشتهایتان حتما دورتا دور آنها  را پوشش دهید.




 زنان و کودکان خود را به غار حرا نبرید و اگر هم می روید گروهی به آنجا و سایر آثار صدر اسلام مثل مساجد و کوه احد و مانند آنها بروید. تجربه سفر بنده نشان داد، در هنگام بروز مشکل ، اگر نیروهای امنیتی و فروشندگان و دیگران احساس کنند، شما ترسیده اید بشدت پرو شده وبه شما تعرض مضاعف میکنند ، به شما توصیه می کنم از فیلم برداری جاهای که ممنوع کرده اند، فیلم برداری نکنید و بهانه بدست ماموران عربستانی ندهید،  بنده و خانواده بهنگام زیارت قبور اهل بیت در قبرستان بقیه اقدام به فیلم برداری نمودیم که ماموران عربستانی دوربین را از دستم کشیدند ! اما وقتی به انگلیسی و با



 لحنی کاملا محکم به او فهماندم که از آنها نترسیده ام ، و توضیح دادم که تابلو ممنوعیت فیلم برداری را ندیدم ، هم دوربین را پس دادند و هم مرا آزاد کردند، این در حالی بود که ظاهرا چندین نفر از هموطنانمان را به این بهانه و با هر بهانه واهی دیگر مانند عبور از نرده های دور قبور ائمه مدفون در قبرستان بقیه ، را قبلا دستگیر و با ماشین به مراکز امنیتیشان برده بودند.

--

در پایان سفری توام با امنیت و سلامتی و آرامش توام با حفظ کرامت برایتان آرزومندم 

کسانی که بدون توجه به خطرات بسیار وحشتناکی که در اطراف ما ایران را تهدید می کند بر طبل اختلاف و تفرقه میکوبند بخوانند !


۰۴
تعداد نظرات:
۲ نظر
گروه تروریستی داعش در ادامه جنایات دهشتناک خود، اخیرا با انتشار بیانیه ای رسما از ساکنان موصل خواسته است که دختران خود را برای جهاد نکاح تسلیم داعش کنند.
کد خبر: ۵۲۵۸۴۹
تاریخ انتشار:۳۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۳۱-21 August 2015
گروه تروریستی داعش در ادامه جنایات دهشتناک خود، اخیرا با انتشار بیانیه ای رسما از ساکنان موصل خواسته است که دختران خود را برای جهاد نکاح تسلیم داعش کنند.

به گزارش مهر گروه تروریستی داعش در نهمین روز اشغال موصل، دومین شهر بزرگ عراق با انتشار بیانیه ای از ساکنان این شهر خواست که دختران خود را به منظور جهاد نکاح (اشاعه فساد و فحشا به اسم نکاح) تسلیم داعش کنند.

در این بیانیه آمده است که هر کس از این فرمان سرپیچی کند، طبق قوانین این گروه تروریستی مجازات خواهد شد.

پیشتر نیز منابع محلی و شاهدان عینی از اجبار زنان موصلی به جهاد نکاح از سوی داعش خبر دادند.
در این میان چندین نفر از زنان موصل که مجبور به این کار شده بودند دست به خودکشی زدند.

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
در انتظار بررسی: 18
انتشار یافته: 2
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
16:17 - 1394/05/30
0
2
 مرگ بر شبکه مرگ وحامیان ان عربستان ترکیه واسراییل.
مجید
|
Iran, Islamic Republic of
|
16:50 - 1394/05/30
0
2
 من نمیدونم تعداد داعش چند نفره ولی برام سواله جامعه جهانی نمیتونه در عرض 10 دقیقه همشونو نابود کنه؟



در این رابطه بیشتر بخوانید: http://www.tabnak.ir/fa/news/525849/

© www.tabnak.ir

خیال همه راحت ! تمدن و فرهنگ ایرانی و شریعت اسلام ناب محمدی که همان اسلام علوی و مکتب جعفری است ، در ایران تا ابدپایدار است



بدون کمترین تردیدی  ارزشهای  ایرانی و اسلامی در ایران باقی مانده و باقی هم خواهند ماند. چه آنها یی که در طول نزدیک به 1400 سال ورود اسلام علوی به ایران سعی کردند، اسلام را دین قوم عرب معرفی کنند ، و جنایات بسیار شنیع و تجاوزات جنسی به زنان و کودکان و کشتار وسیع و وحشیانه اعراب بدوی و تازه مسلمان شده،  درزمان حمله به  ایران و نیز بهنگام  فتح ایران در زمان یزدگرد سوم  ساسانی را به پای اسلام گذارند( بمانند دوران پهلوی پدر و پسر)، و چه آنهایی که بنام  شریعت اسلام در این 1400 سال خواستند ریشه فرهنگ و تمدن ملی و ارزشهایی ایرانی  که حدود 6000 سال قبل از



 اسلام و 1400 سال بعد ازورود اسلام  به ایران  سابقه داشته و دارد، را از بین برده و فرهنگ قوم عرب  را بنان شریعت اسلامی در ایران پیاده کنند(بویژه در دوران منحوس ساسله خائن و بی کفایت و فاسد قاجار)   راه بجایی نبرده و در آینده قابل پیش بینی هم بسیار بعید است ، راه بجایی ببرند.


--

بنابراین نه ملی گراها میتوانند اسلام ناب محمدی و مذهب جعفری را از توده های مردم جدا سازند و نه آنها که سعی دارند ریشه تفکرات و آداب و سلوک ملی  را در ایران بخشکانند ، موفق به اینکار خواهند شد.


--

در واقع حتی فکر کردن به حذف یکی از این دو در ایران فکری بیهوده ، هزینه بر و سوزاندن فرصتهای بیشمار ملی و مذهبی برای پیشرفت و توسعه ارزشهای ملی و مذهبی  و رشد و توسعه همه جانبه در ایران است.


قدرتهای استعمار گر غربی و شرقی همیشه خواسته اند تا یکی از این دو تفکر را مقابل دیگری قرار دهند و آب را گل آلود نموده و از آن ماهی درشت بگیرند.



دیندار واقعی و روشنفکر واقعی و نیز وطن پرست واقعی در ایران کسی  است که نگذارد بیگانگان از اعتقادات آنها برای نابودی ایران و ایرانی و مسلمان و اسلامگرایی در ایران ، سوی استفاده کنند.


خوشبختانه در جمهوری اسلامی ایران شاهد آنیم که برغم برخی شعارهای افراد و احیانا تشکلهای کوچک متعصب و خشک مقدس ، چه دردوران امام خمینی ره  و چه در دوران رهبری حضرت آیه الله خامنه ای  نه تنها به ارزشهای ملی کم توجه ای نشد که بیشترین رشد و پیشرفت و توسعه ارزشهای ملی و فرهنگی  ایران در طول تاریخش را در دوران پس از انقلاب اسلامی شاهد بوده ایم. بنده اگر دعوت شوم حاضرم  در هر مناظره و همایش و سمینار و مانند آن موارد گفته شد را به بحث و تبادل نظر بگذارم .



نتیجه این مطلب آن که :



 ایران و شریعت محمدی و علوی و جعفری با ملیت و ارزشهای فرهنگی ما مثل شکر و آب  در هم تنیده و جدا نشدنی است. پس بهتر است با اتحاد کامل همه بفکر پیشرفت و توسعه همه جانبه ایران عزیز باشیم  و با درایت خود نگذاریم ایران به عراق و افغانستان و سوریه و یمن و لیبی دیگر خدای ناکرده  تبدیل شود و زنان و دختران ایرانی بمانند زنان و دختران این کشورها بین اعضای بسیار وحشی گروههای متجاوز و کشتارگر و ویرانگر تکفیری و حامیان شرقی و غربی آنها دست بدست گردند هر روز و هر ساعت شاهد کشتار و ترور و بمب و عملیات انتحاری در ایران عزیز باشیم که در این صورت



 همه موجودیت ایران و ایرانی و شریعت اسلامی به نابودی ابدی کشانده می شود که انشالله ایم آرزو را دشمنان ایران و ایرانی و اسلام علوی بگور خواهند برد چرا که یکبار دیگر همه اقشار ملت بزرگ و سر فراز  ایران و  دولتمردان جمهوری اسلامی ، اجازه نخواهند داد تا بیگانه آنها را بازی دهند و با سوی استفاده از دو تفکر فوق الذکر در ایران جنگ و کشتار و ویرانی و تجاوزات جنسی  وحشیانه راه بیندازد. انشالله که چنین خواهد شد.آمین یا رب العالمین 





زمانی که بیگانه پرستی و جهل نماد پیشرفت ایران را سرنگون می کند-اشاره به کودتای امریکایی و اسراییلی 28 مرداد1332 ضد دکتر مصدق

کودتا ضد دولت مردمی دکتر محمد مصدق در 28 مرداد 1332 
62 سال پیش در چنین روزی سازمان مخفی اطلاعات انگلیس و آژانس اطلاعات مرکزی امریکا با کمک عوامل داخلی طرفدار محمدرضا پهلوی کودتایی علیه نخست وزیر وقت ایران برنامه ریزی و اجرا کردند که برای چند دهه جنبش عدالت و استقلال خواهی در ایران را به تعویق انداخت.

 در 28 مرداد سال 1332 "کیم روزولت" مامور مخفی اداره اطلاعات امریکا سیا نقشه کودتایی که با همکاری اداره اطلاعات مخفی انگلیس و جمعی از افسران مخالف دولت و عوامل محمدرضا پهلوی طرح ریزی کرده بود را به اجرا در آورد و دولت مصدق که برای ملی کردن صنعت نفت حاضر به سازش با انگلیس نشده بود را از قدرت ساقط کرد.

در این تاریخ مصدق که به دنبال تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت، بیش از دو سال پیش به نخست وزیری رسیده بود در مذاکرات پی در پی با دولت بریتانیا حاضر به سازش نشد و حتی شکایت انگلیس به دیوان لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد را نیز بی نتیجه گذاشت؛ پس از آن دولت انگلیس چاره را در برکناری نخست وزیر از سمت خود دید.

گرچه مصدق تا مدتی توانست در مقابل فشارهای عوامل داخلی و خارجی مقاومت کند اما انجام رفراندوم برای انحلال مجلس و تلاش برای تضعیف شاه باعث شد مخالفان داخلی و خارجی او برای برداشتنش متحد شوند.

در 25 مرداد و سه روز قبل از کودتا شاه در فرمانی که ارتشبد زاهدی را به عنوان نخست وزیر معرفی می کرد اولین گام عملی برای عزل مصدق و کودتا را برداشت. مصدق پس از دیدن دستخط شاه آن را نپذیرفت؛ شاه در این زمان از کشور فرار کرد و منتظر به نتیجه رسیدن کودتا شد.  

سه روز پس از گام اول مرحله دوم عملیات آغاز شد و کیم روزولت فرمانده عملیات در صبح این روز با دادن پول به ارتشیان، ولگردان و اوباش تهران آنها را علیه دولت به خیابان ها کشاند.

مرحله نهایی عملیات با انتقال ارتشیان وفادار به شاه توسط تانک ها و ماشین های مستشاران امریکایی به درب خانه مصدق و تصرف آن انجام شد؛ مصدق ساعاتی بعد بدون مقاومت تسلیم شد و ارتشبد زاهدی قدرت را در دست گرفت. گزارش زیر که یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران را به تصویر می کشد در برگیرنده تصاویری از به قدرت رسیدن مصدق تا تنش‌های داخلی منجر به کودتای 28 مرداد است. تصاویر از فرادید.



تظاهرات کارگران شرکت نفت ایران و انگلیس در اعتراض به پایین بودن دستمزد علیه دولت بریتانیا. تاریخ نامعلوم



سخنرانی مصدق در مقابل مجلس شورای ملی درباره لزوم ملی شدن صنعت نفت. شهریور سال 1330



تظاهرات حامیان دکتر مصدق در برابر مجلس شورای ملی پس از اعلام شکایت دولت بریتانیا از ایران. مهر 1330



طرفداران دکتر مصدق پس از به خشونت کشیده شدن تظاهرات در حمایت از وی. 30 تیر 1331



تجمع حامیان دکتر مصدق پس از قیام 30 تیر و بازگشت وی به قدرت. اسفند 1331



گفتگوی مصدق با "آریل هریمن" فرستاده ویژه ترومن رئیس جمهور امریکا برای میانجی گری در قضیه ملی شدن نفت. 24 تیرماه 1330



مصدق، هریمن و مترجم او در مذاکرات بی نتیجه برای میانجی گری در اختلاف مصدق و دولت انگلیس در قضیه ملی شدن نفت. 24 تیرماه 1330



تظاهرات هواردان شاه و مخالف مصدق در خیابان های تهران. اسفند 1331



تجمع هوادارن شاه و مخالفان مصدق در مقابل مجلس شورای ملی. اسفند 1331



تجمع هوادارن ملی شدن صنعت نفت در تهران. تاریخ نامعلوم



آتش زدن کیوسک روزنامه فروشی در خیابان‌های تهران به دست هوادارن شاه. 28 مرداد 1332



حمله چماق داران به حامیان نخست وزیر در روز کودتا. 28 مرداد 1332



هواداران شاه سوار بر تانک ارتش در خیابان های تهران. 28 مرداد 1332



استقرار صفی از تانک های ارتش پیش از ورود شاه به ایران. 1 شهریور 1332



ساعات اولیه پس از انجام کودتا؛ زاهدی در دفتر شهربانی تلگراف موفقیت عملیات را برای شاه می نویسد. 28 مرداد 1332



ساعات اولیه پس از انجام کودتا؛ زاهدی در دفتر شهربانی تلگراف موفقیت عملیات را برای شاه می نویسد. 28 مرداد 1332



فرمان شاه مبنی بر انتصاب فضل‌اله زاهدی به مقام نخست وزیری (دستور شاه برای کودتا)



استقبال افسران ارتش از شاه پس از بازگشت به ایران. 1شهریور 1332



ژنرال "مک کلور" (سمت چپ) مستشار نظامی امریکا در هیات استقبال از محمدرضاشاه در فرودگاه. 1 شهریور 1332



قربانی کردن گاو در جریان استقبال از محمدرضاشاه پس از بازگشت به ایران. 1شهریور 1332



مصدق پس از کودتای 28 مرداد و در دادگاه نظامی؛ او در این دادگاه به سه سال حبس مجرد (انفرادی) محکوم شد.

تر جمه فارسی اولین منشور کورش کبیر که غربیان مفاد آن را بنام خود نموده اند !


از ویکی‌نبشته

ترجمهٔ استوانهٔ کوروش بزرگ  (دههٔ ۵۳۰ پیش از میلاد) 
توسط کوروش بزرگ مترجم: شاهرخ رزمجو
کشف‌شده توسط هرمزد رسام
استوانهٔ کوروش، کشف‌شده در سال ۱۸۷۹
متن استخراج شده از استوانه کورش


ترجمهٔ متن استوانهٔ کورش بزرگ

۱) [آن هنگام که مر]دوک، پادشاه همهٔ آسمان و زمین، [......، ... (که) در ...یَش [ ...ِ دشمنانش (؟) را] ویران می‌کند.
۲) [...............................................] با داناییِ گسترده (؟)، [ ... که گو]شه‌های جهان [را نظاره (؟) می‌کند]،
۳) [.....................................................بزر]گزاده اش (=بِلشَزَر)، فرومایه‌ای به سروری سرزمینش گمارده شد.
۴) [..........................................................................................] (نبونئید) [فرمانروایی (؟) سا]ختگی بر آنان گمارد،
۵) نمونه‌ای (ساختگی) از اِسَگیل سا[خت و .............................] برای (شهر) اور و دیگر جایگاه‌های مقدس [........]
۶) آیین‌هایی که شایستهٔ آنان (خدایان/پرستشگاه‌ها) نبود. پیشکشی[هایی ناپاک] ........................................... بی پروا [...] هر روز یاوه سرایی می‌کرد و (به شیوه‌ای) [اها]نت آمیز
۷) پیشکشی‌های روزانه را بازداشت. او در [آیین‌ها دست برد و] ................................ درون پرستشگاه‌ها برقرار [کرد]. در دلش به ترس از مردوک –شاه خدایان- پایان [داد].
۸) هر روز به شهرش (=شهر مردوک) بدی روا می‌داشت [................................... همهٔ مردما]نش (=مردمان مردوک) را با یوغی رها نشدنی به نابودی کشاند.
۹) اِنلیل خدایان (=مردوک)، از شِکوِهٔ ایشان بسیار خشمگین شد، و [..........................] قلمرو آنان (را ؟) ..............................)خدایانی که درون آنها می‌زیستند محراب هایشان را رها کردند،
۱۰) خشمگین از اینکه او (=نبونئید) (آنان را) (=خدایان غیر بابلی) به (شهر) شواَنّهَ (=بابل) وارد کرده بود. مردوکِ بلند[پایه، انلیلِ خدایان] برحم آمد. (او) به همهٔ زیستگاه‌هایی که جایگاه‌های (مقدس) شان ویران گشته بود
۱۱) و مردم سرزمین سومر و اَکد که همچون کالبد مردگان شده بودند، اندیشه[اش] را بگردانید (و) بر آنان رحم آورد. او همهٔ سرزمین‌ها را جست و بررسی کرد،
۱۲) شاهی دادگر را جستجو کرد که دلخواهش باشد. او کورش، شاه (شهر) انشان را به دستانش گرفت و او را به نام خواند، (و) شهریاری او را بر همگان به آوای بلند بَرخواند.
۱۳) او (=مردوک) سرزمین گوتی (و) همهٔ سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=کورش) به کرنش درآورد و همهٔ مردمان سرسیاه (=عامهٔ مردم) را که (مردوک) به دستان او (=کورش) سپرده بود،
۱۴) به دادگری و راستی شبانی کرد. مردوک، سرور بزرگ، که پرورندهٔ مردمانش است، به کارهای نیک او (=کورش) و دل راستینش به شادی نگریست
۱۵) (و) او را فرمان داد تا بسوی شهرش (=شهر مردوک)، بابل، برود. او را واداشت (تا) راه (شهر) تینتیر (=بابل) را در پیش گیرد و همچون دوست و همراهی در کنارش گام برداشت.
۱۶) سپاهیان گسترده اش که شمارشان همچون آب یک رودخانه شمردنی نبود، پوشیده در جنگ‌افزارهایشان در کنارش روان بودند.
۱۷) (مردوک) او (=کورش) را بدون جنگ و نبرد، به درون (شهرِ) شواَنّهَ (=بابل) وارد کرد (و) شهرش، بابل را از سختی رهانید. او (=مردوک) نبونئید، شاهی را که از او نمی‌هراسید، در دستش (=دست کورش) نهاد.
۱۸) همهٔ مردم بابل، تمامی سرزمین سومر و اَکد، بزرگان و فرمانبرداران در برابرش کرنش کردند (و) بر پاهایش بوسه زدند، از پادشاهی او شادمان گشتند (و) چهره هایشان درخشان شد.
۱۹) آنان (مردوک)، سروری را که با یاری اش به مردگان زندگی بخشید (و) آنکه همه را از سختی و دشواری رهانید، شادمانه ستایش کردند و نامش را ستودند.
۲۰) منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اَکد، شاه چهارگوشهٔ جهان.
۲۱) پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، نوهٔ کورش، شاه بزرگ، شا[ه شهر] انشان، نوادهٔ چیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان،
۲۲) دودمان جاودانهٔ پادشاهی، که خدایان بِل و نَبو فرمانرواییش را دوست می‌دارند (و) پاد[شا]هی او را با دلی شاد یاد می‌کنند. آنگاه که با آشتی به در[ون] بابل در آمدم،
۲۳) جایگاه سروری (خود) را با جشن و شادمانی در کاخ شاهی برپا کردم. مردوک، سرور بزرگ، قلب گشادهٔ کسی که بابل را دوست دارد، همچون سرنوشتم به من [بخشید] (و) من هر روز ترسان در پی نیایش اش بودم.
۲۴) سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابل گام برمی داشتند. نگذاشتم کسی در همهٔ [سومر و] اَکد هراس آفرین باشد.
۲۵) در پیِ امنیت ┐شهرِ┌ بابل و همهٔ جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابل [............] که بر خلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته شان نبود،
۲۶) خستگی هایشان را تسکین دادم (و) از بندها (؟) رهایشان کردم. مردوک، سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت (و)
۲۷) به من کورش، شاهی که از او می‌ترسد و کمبوجیه پسر تنی[ام و به] همهٔ سپاهیانم،
۲۸) برکتی نیکو ارزانی داشت، تا با آرامش، شادمانه در حضورش باشیم. به [فرمان] والایش، همهٔ شاهانی که بر تخت‌ها نشسته‌اند،
۲۹) از هر گوشهٔ (جهان)، از دریای بالا تا دریای پایین، آنانکه در [سرزمین‌های دور دست] می‌زیند، (و) شاهان سرزمین اَمورّو که در چادرها زندگی می‌کنند، همهٔ آنان،
۳۰) باج سنگینشان را به بابل آوردند و بر پاهایم بوسه زدند. از [شواَنّهَ] (=بابل) تا شهر آشور و شوش،
۳۱) اَکد، سرزمین اِشنونهَ، شهر زَمبَن، شهر مِتورنو، دِر، تا مرز گوتی، جایگاه[های مقدس آنسو]ی دجله که از دیرباز محراب هایشان ویران شده بود،
۳۲) خدایانی را که درون آنها ساکن بودند، به جایگاه هایشان بازگرداندم و (آنان را) در جایگاه‌های ابدی خودشان نهادم. همهٔ مردمانِ آنان (=آن خدایان) را گرد آوردم و به سکونتگاه هایشان بازگرداندم
۳۳) و خدایانِ سرزمین سومر و اَکد را که نبونئید –در میان خشم سرور خدایان- به بابل آورده بود، به فرمان مردوک، سرور بزرگ، به سلامت
۳۴) به جایگاه هایشان بازگرداندم، جایگاهی که دلشادشان می‌سازد. باشد تا همهٔ خدایانی که به درون نیایشگاه هایشان بازگرداندم،
۳۵) هر روز در برابر (خدایان) بِل و نَبو، روزگاری دراز (=عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) کارهای نیکم را یادآور شوند و به مردوک، سرورم، چنین گویند که ”کورش، شاهی که از تو می‌هراسد و کمبوجیه پسرش
۳۶) ... [... (باشد که) آنان تا روزگاران دراز(؟)، سهمیه دهندگان نیایشگاه هایمان باشند“ و (؟)] (باشد که) مردمان بابل شاهیِ مرا ┐بستایند┌. من همهٔ سرزمین‌ها را در صلح (امنیت) نشاندم.
۳۷) ................................................. [غا]ز، دو مرغابی و ده کبوتر، بیشتر از [پیشکشی پیشینِ] غازها و مرغابی‌ها و کبوترهایی که
۳۸) ............................................... [روزا]نه افزودم. در پی استوار کردن بارویِ دیوار ایمگور-انلیل، دیوار بزرگ بابل برآمدم
۳۹) [.................................] دیواری از آجر پخته، بر کنارهٔ خندقی که شاهی پیشین ساخته بود، ولی سا[ختش را به پایان نبرده بود] ... کار آن را [... به پایان بردم.]
۴۰) ... که [شهر را] از بیرون [در بر نگرفته بود]، که (هیچ) شاهی پیش از من (با) کارگرانِ به بیگاری [گرفته شدهٔ سرزمینش در] بابل نساخته بود.
۴۱) [..............................................] (آن را) [با قیر] و آجر پخته از نو برپا کردم و [ساختش را به پایان رساندم].
۴۲) [.................................. دروازه‌های بزرگ از چوب‌های سِدر] با روکش مفرغین. من همهٔ آن درها را با آستانه [ها و قطعات مسی] کار گذاردم.
۴۳) [..................................... کتیبه‌ای از] آشوربانیپال، شاهی پیش از من، [(بر آن) نو]شته شده بود، [درون آن دید]م.
۴۴) [.......................... در جای خود [نهادم (؟)] ............... . (باشد که) مردوک، سرور بزرگ، همچون هدیه‌ای به من عطا کند زندگانی دراز، [(و) عمری کامل،]
۴۵) [ تختی ایمن و سلطنتی پایدار، و باشد که من ......................................................... در قلبت تا به] جاودان.