سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher
سعید شجاعی سعدی،  Saeed Shojaei saadi

سعید شجاعی سعدی، Saeed Shojaei saadi

شاعر، نویسنده و پژوهشگر، Poet, Writer and Researcher

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل -




پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

در ادامه مذاکرات محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان وی شب گذشته در بروکسل با وزرای خارجه فرانسه، انگلیس و آلمان با حضور مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا دیدار کرد.

در این دیدار که حضور وزرای خارجه برگزار شده است، معاونان وزیر امور خارجه نیز حضور داشتند. ظریف پیش از این دیدار با فدریکا موگرینی و فیلیپ هاموند، وزیر خارجه انگلیس دیدارهای جداگانه ای داشت.

در دیدار دوجانبه وزرای خارجه ایران و انگلیس آخرین تحولات منطقه ای و روند مذاکرات هسته ای مورد بررسی قرار گرفت. همچنین طرفین بر تلاش مشترک کشورهای مذاکره کننده در جهت نزدیک کردن فاصله به منظور دست یابی به توافق جامع تأکید کردند. ظریف پس از این دیدار دوباره عازم لوزان سوئیس شد تا مذاکرات خود را با جان کری وزیرخارجه امریکا دنبال کند. عکس های منتشر شده در گتی ایمیج از این مذاکرات را در زیر می بینید.

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

تصاویر : مذاکرات ظریف در بروکسل

آینده ایران و ایرانی -مقاله ای بسیار مهم - لطف فرموده با دقت و تفکر ویژه مطالعه فرمایید.


بنام خداوندجان و خرد---- که ازاین برتراندیشه بر نگذرد


نویسنده-سعید شجاعی  سعدی


نویسنده این مقاله درنهایت بی ادعایی و بدون دارا بودن کمترین منافع مالی یا سیاسی ویا خدای ناکرده جاه طلبی در حدود 10 ساله گذشته همه توان تخصصی و تجربی خودرا بکار گرفته تا با استفاده از اینترنت  بعنوان یک شهروند ساده ایرانی و یک فعال عرصه فرهنگ وصلح ایران و جهان به وظیفه ملی - انسانی خود بی آنکه شخص ویا اشخاص حقیقی ویا حقوقی از آن خواسته باشند ویا ریالی برای این همه فعالیت خود دریافت کرده باشد درجهت گسترش صلح

  تلاش کند واز حملات  احتمالی بیگانگان به کشور جلوگیری نماید.تعداد استقبال کنندگان در گستره داخلی وجهانی بویژه که بخش عمده ای از آنها هنرمندان و روشنفکران و نویسندگان و ارباب جراید ورسانه های گفتاری وشنیداری  وحتی مسئولان بین المللی بوده است را نشان از موفقیت این تلاشهای بشر دوستانه سالهای قبل تا امروز خود دارد.

در این راستا سختیها و مشکلات و تبعیض و ظلم بر خود و ... را شاهدبودم که همه را به عشق گسترش صلح و دوستی و



فرهنگ در منطقه وجهان تحمل نموده  وکنندگان آشکار و پنهان آنها را بخشیدم.با جستجوی  نام کامل بنده "سعید شجاعی سعدی" به انگلیسی یا فارسی شما می توانیدباهمه این فعالیتها در اینترنت آشنا گردید.خیلی اراده وانگیزه وایمان وتقوا وشجاعت ومردانگی میخواهد اینهمه از خارج از کشور برای ادامه کار علمی وفرهنگی وصلح طلبانه و پژوهشی شما از تان دعوت کنند و در داخل شما تحت شدیدترین فشارها و محدودیت ها وتبعیض وپرونده سازیهای ناجوانمردانه باشیداما بمانید همه راببخشید و تحمل کنید و صدایتان هم در نیاید تا بیگانه سوی استفاده نکند.بگذریم.        

  ----
امروز نه روز تندروی است و نه روز کندروی .نه روز جناح بازی است و نه روز باند بازی.امروز من ها باید ما شود.خرد حکم میکند امروزهمه ما مردم ایران (چه در داخل وچه خارج)و نیز همه گروههای سیاسی(داخل وخارج) و در راس آنها طیفهای اصولگرا و اصلاح طلب و هر عنوان دیگر به گذشته ایران و ایرانی چه قبل از اسلام وچه بعد از ورود اسلام به ایران بخوبی و عمیق بیندیشیم .

چرا روزی ایران وسعتش از غرب چین تا میانه اروپای امروزی بود وحالا این شده است ؟.چرا ایران در حمله اسکندر و اعراب ومغولها با وجود دارا بودن ارتش وتجهیزات پیشرفته زمان خود تاب نیاورد شکست خورد و هزاران  که میلیونها نفر از مردم و منجمله حاکمان وقت ایران قتل عام شدند و نوامیس واموال و سرزمین ایرانی مورد تعرض شدید و بی رحمانه و وحشیانه متجاوزین قرار گرفت؟.چرا وسعت ایران از آنهمه گستردگی به این وسعت کنونی در آمد؟.   
 -----
خوب که تاریخ را کندو کاو کنیم می بینیم چند عامل زیر از جمله مهمترین عوامل دچارشدن کشور به وضع فوق بوده است:

- حکومتهای وقت دچار بحران درونی (آشکار وپنهان )گشته و بیشتر وقتشان به درگیریهای کلامی و یا عملیاتی و رقابتهای جناحی بی حاصل مصرف می شده که همین مطلب ضمن انداختن فاصله بین اکثریت مردم و حکومت همچنین سبب گستاخ شدن دشمنان و جرات حمله به ایران گردیده است.



- فساد مالی و اداری برخی از ارکان های حکومتی و نیز مسئولین بتدریج بنیه حکومت و ملت را فرسوده نموده و شرایط را برای رخنه بیگانه و عواملش و نهایتا حمله نظامی فراهم ساخت.

- دستگاهای مذهبی بجای رفع  نیازهای معنوی وپاسخگویی به  شبهات و نیازهای روز اکثرا حکم تکفیر ومجازات صادرمی کردند وهمین مطلب در کنار روی آوردن برخی از روحانیون وقت به ثروت اندوزی و اشرافی گری و کسب لذایذ دنیایی آنهم بیش



از حد معمول  در گذر زمان موجب بروز اختلاف در دستگاهی مذهبی و کاهش اعتماد مردم به آنها گردید. دشمنان با آگاهی از این وضع به ایران حمله ور شدند ودر نهایت بیرحمی همه چه روحانی وچه مسئول و چه مردم عادی را قتل و عام نمودند.

بدلیل سوی مدیریت و فساد مالی مقامات درجه دو و پایین تر فقر وبیکاری ومشکلات اجتماعی جامعه را فرا گرفته بود.تبعیض



در همه چیز مردم را کلافه و سبب کینه دردرون آنها گردیده بود تا آنجا که در نهایت درماندگی حمله بیگانه به کشور را حرکت نجات بخش تصور نموده واز حمایت از حکومتهای وقت در مقابل بیگانه متجاوز خوداری نمودند که اگر غیر از آن بود نه اسکندر ونه اعراب ونه مغلولها در اندازه  ای نبودند که بر جان ومال و ناموس وسرزمین ایران مسلط شوند و آنهمه جنایت و کشتارو تجاوز جنسی را در ایران مرتکب شوند.

----

شرایط امروز ایران اسلامی بویژه با وضعیت وخیم منطقه مسئله گروههای تکفیری وبلاهایی که بر سر کشورههای چون افغانستان وعراق ولیبیومصر وپاکستان وسوریه و غیره آورده اند میطلبد که همه ما مردم اهم از مسئولان سیاسی وغیر سیاسی و روحانیون و دستگاهای امنیتی و نظامی گذشته تاریخی خودرا مرور نموده ودر قرن 21 خود وکشور را در معرض تهاجم وحشیانه و بیرحمانه دشمنان قرار ندهیم.امروز مذاکرات هسته ای در جریان است و کمترین معضل داخلی جسارت



بیگانه گان را برای باج خواهی همه جانبه صد چندان می کند.امروز رسما پادشاه عربستان بعد از دیدار بااردوغان رییس جمهور ترکیه و در هماهنگی کامل با دولت کثیف و تندروی نتانیاهو در اسراییل در خواست تشکیل یک اتحاد نظامی برای مقابله ونهایتا حمله به ایران را میدهند. امروز داعش ریختن خون شیعه را مباح وزنان و فرزندان آنها را جزء غنایم جنگی بحساب می آورد.


امروز اگر میخواهیم ایران ایران بماند وایرانی قتل وعام  نشود باید با هم متحد بمانیم باند وجناح بازی کنار رود. باید با هم مهربان باشیم و بدانیم اگر امروز از یکدیگر بگذریم فردا لازم نیست از بیگانه وحشی وبیرحم طلب رحم نماییم.ما ملتی فرهنگی وتمدن ساز بوده وهستیم.سلاح اصلی مادرمقابله با دشمنان حتی آنها که بویی از انسانیت ومنطق نبرده اند فرهنگ است وتمدن بزرگ حدود 8000 ساله که نزدیک به 1400 سال از آن با نور اسلام منورتر گشته است.



با فرهنگ و تمدن خود باید جهان را اول آگاه ساخته وبعد ارزشهای انسانی و آسمانی خود را به آنها بشناسانیم.در جهان اولین منشور حقوق بشر را ما توسط کورش کبیر نوشتیم و بجهان ارایه کردیم.اولین کاشت چشم مصنوعی را ما در 5000 سال قبل ما انجام دادیم.اولین شهر های مدرن را ما ایجاد کردیم.اولین کارتن جهان را ما تهیه کردیم. این ما بودیم که  برای



آزادی بیان و دین سه بار یهودیان را از دست حکومتهای بیرحم که قصد قتل وعام آنها را داشت نجات دادیم پس باید  کاری کنیم کارستان تا دشمنان بجای تشکیل اتحاد نظامی برای حمله و مقابله با ما !

 صف کشیده  تا به  تقاضای دوستی  آنها با خود با تکیه بر تاریخ و فرهنگ وتمدن بزرگمان رسیدگی کنیم ! این  شدنی است اما به شرط محقق شدن نکات فوق .

  
                     

تصاویر : دومین پیروزی بزرگ کردها برابر داعش -منبع تیک

۷۶۷۵۵
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۱:۲۱


 طی روزهای اخیر یگانهای حمایت مردمی کرد در سوریه توانستند "تل حمیس" شاهراه داعش در استان "حسکه" در شمال شرق سوریه را از دست نیروهای داعشی آزاد کنند.

بر اساس اخبار رسیده از مرکز فرماندهی نیروهای حمایت مردمی کرد، نیروهای نظامی کرد بعد از روزها عملیات در منطقه تل حمیس از توابع شهر القامشلی (شمال شرق سوریه) توانستند وارد مرکز این شهر شده و نیروهای داعش را از این شهر بیرون کنند.

عملیات نیروهای نظامی کرد در تل حمیس یکی از مقرهای اصلی و استراتژیک داعش که به صورت گسترده، روزها بود ادامه داشت در نهایت با موفقیت به انجام رسید و نیروهای کُرد وارد مرکز شهرشدند.

بر اساس اخبار منتشر شده، شهر به صورت کامل از وجود نظامیان دولت اسلامی عراق و شام پاکسازی شده است ولی در اطراف شهر درگیری ها هنوز ادامه دارد. بعد از پیروزی در کوبانی، آزادسازی تل حمیس دومین موفقیت بزرگ نیروهای نظامی کرد در جنگ با داعش به حساب می آید. عکس های تل حمیس پس از آزادی از دست عناصر داعش در خبرگزاری فرانسه منتشر شده است.















































نام:

ایمیل:

* نظر:

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)-منبع-http://www.roshd.org/per/beliefs/?bel_code=88


 

باسمه تعالی

 

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

 نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

 

مادر و پدر

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ زنان قریش می‌نامیدند.

 

ولادت

 فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

مکارم اخلاق

 سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1-   از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2-   رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3-   امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

 صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر امامان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

 فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."

 

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

 فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

 

مقام عصمت

 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد. 

 

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

فاطمه (علیها السلام) پس از پیامبر

 با وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا امام علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که امام علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او شکسته شد. اما همچنان امیر مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهای گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و امام خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

 

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

 سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

 

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.

 

سخنان فاطمه

 از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

1-      قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته"

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد."

2-   قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء."

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."

 
 

ازدواج بسبک بلغارستان - نقل از تیک- دعا و آرزوی همیشگی من ازدواج جوانان میهن بزرگ اسلامی خودمان و البته بعد هم جهان است


خدایاعنایتی فرما تا حتی یک دختر و پسر ایرانی دم بخت نمانند.

تصاویر : «بازار عروس» در بلغارستان



گروهی از دختران دم بخت در سال چندین بار در گردهمایی "کالادژی"ها که در پارک موسوم به "بازار عروس" بلغارستان برای یافتن همسر برگزار می‌شود حضور می‌یابند تا از میان پسرانی که آنها هم به دنبال همسر هستند زوج مناسب خود را پیدا کنند.

 "بازار عروس" در "استارا زاگورای" بلغارستان پارکی است که دختران دم بخت چهار مرتبه در سال که معمولا در مناسبت های مذهبی بهار و تابستان است در گردهمایی "کالادژی"ها حضور پیدا می‌کنند تا همسر آینده خود را انتخاب کنند. این دختران که معمولا از خانواده های ضعیف هستند همراه با والدین یا دوستان خود در این پارک به دنبال زوج مناسب برای خود می گردند. دختر و پسرانی که در این پارک همدیگر را پیدا می‌کنند همینجا نیز جشن ازدواج خود را برگزار می‌کنند.

پسرانی که به گردهمایی"کالادژی" می‌آیند معمولا به کسانی که همسر آینده‌شان را به آنها معرفی می‌کنند رقمی نزدیک به 7 هزار دلار پرداخت می‌کنند که این مبلغ بسته به سن و مطلقه بودن یا نبودن دختر تغییر می‌کند.

مردم این منطقه از شهروندان رومانی الاصل و مسیحیان ارتودوکسی هستند که روابط دختر و پسر پیش از ازدواج را محدود می‌کنند. "کلادژی"ها از قدیم مسگر بوده اند. آنها اجازه نمی دهند دخترانشان بعد از 15 سالگی به مدرسه بروند و آنها را خیلی زود به خانه بخت می‌فرستند.

"یوردانوف دینکو" 23 ساله یکی از کسانی است که در یک روز سرد و ابری در بلغارستان به گردهمایی "کالای دژی"ها می‌رود. اگر همه چیز خوب پیش برود، او با پدر دختر بر سر مخارج صحبت خواهد کرد.

"دینکو" با تلفن با "واسلینا پتروفا" صحبت کرده است. او می‌گوید: «ما با تلفن آشنا شدیم و او می‌داند که من به او علاقه دارم. ما دنبال یک رابطه جدی هستیم.»

میتکو کوستادینوف هم 33 سال دارد. او پس از ازدواج ناموفق خود به دنبال همسر می‌گردد اما از این گردهمایی سالانه چندان راضی نیست. او می‌گوید: «من این سنت را دوس ندارم. چرا باید برای همسرم هزینه‌ای بپردازم؟ این احمقانه است. او که حیوان نیست.» با این حال او حاضر است 1400 دلار هزینه کند. عکاس شبکه خبری فرانسه از این گردهمایی عکاسی کرده است که در زیر می‌بینید. تصاویر زیر از سایت فرادید بازنشر شده است.































خدا قوت به مدافعان سرزمین نور و معرفت و فرهنگ





پایان رزمایش پیامبر اعظم(ص) 9 سپاه با به کارگیری یک سلاح جدید راهبردی
سپاه نیوز: نهمین رزمایش بزرگ پیامبر اعظم(ص) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با به کارگیری یک سلاح جدید راهبردی پایان یافت.
به گزارش خبرنگار اعزامی سپاه نیوز به منطقه رزمایش؛ در آخرین روز از نهمین رزمایش بزرگ پیامبر اعظم(ص)که با شرکت بخشی از یگان‌های نیروهای دریایی، زمینی و هوافضای سپاه در تنگه هرمز و خلیج فارس برگزار شد؛ یک سلاح جدید راهبردی به کارگیری و به سازمان دفاع دریایی سپاه افزوده شد.

دریادار پاسدار علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی پیرامون قابلیت‌ها و توانمندی‌های این سلاح جدید صرفا به گفتن این جمله اکتفا کرد: "ورود این سلاح جدید نقش بسیار تعیین کننده‌ای در افزایش قدرت دریایی ما برای مقابله با تهدیدات علیه انقلاب اسلامی و به طور مشخص شیطان بزرگ امریکا دارد."

گفتنی است نهمین رزمایش پیامبر اعظم(ص) سپاه به مدت 3 روز در تنگه هرمز و آب‌های نیلگون خلیج همیشه فارس برگزار و طی آن بخشی از تجهیزات و تاکتیک‌های نوین عملیاتی در حوزه دریا، زمین، ساحل و موشکی توسط رزمندگان سپاه اسلام به کارگیری و مورد اجرا قرار گرفت.

انتهای خبر/03
  

خداقوت رهبر انقلاب به فرماندهان رزمایش


 رییس دفتر فرماندهی کل قوا در پیامی سلام مقام معظم رهبری خطاب به فرماندهان و رزمندگان شرکت کننده در رزمایش پیامبر اعظم (ص)9 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را ابلاغ کرد.

  سردار سرتیپ بسیجی محمد شیرازی رییس دفتر فرماندهی کل قوا ضمن ابلاغ سلام مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) پیامی خطاب به فرماندهان و رزمندگان شرکت کننده در رزمایش پیامبر اعظم (ص)9 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارائه کردند.


متن کامل این پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

بی تردید برگزاری نهمین رزمایش بزرگ پیامبر اعظم (ص) که با حضور قدرتمندانه و با صلابت بخشی از توان نیروهای دریایی، زمینی و هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام شد عرصه‌ای سترگ و ماندگار برای نمایش اقتدار و امنیت پایدار در سایه عزم ملی و مدیریت جهادی و برجسته سازی اراده و ظرفیت‌های سرشار ملت ایران و نیروهای مسلح مقتدر و دلاور جمهوری اسلامی در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی، صیانت ار ازرش‌ها و آرمان‌های انقلاب و رویارویی با تهدیدات و تعرضات بیگانگان به شمار می‌رود.

این رزمایش اقتدار آمیز با ابعاد الهام بخش و معنا‌دار خود، استیصال، ناتوانی و هراس قدرت‌های مستکبر و خیره سر فرا منطقه‌ای برابر عظمت بی‌انتهای ملت نستوه و مقاوم ایران را نمایان و توانمندی‌های ملی برای مقابله با توطئه‌ها و نقشه‌های شوم دشمنان اسلام ناب محمدی(ص) و بدخواهان نظام مقدس اسلامی را آشکارتر از همیشه در معرض حق طلبان عالم قرار داد.

اینجانب ضمن ابلاغ سلام مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا امام خامنه‌ای عزیز (مد‌ظله‌العالی) و عرض خدا قوت به فرماندهان و رزمندگان مومن، انقلابی و بی‌ادعای شرکت کننده در این رزمایش بزرگ و افتخار‌آمیز، همت بلند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را ارج می‌نهم و موفقیت بیش از پیش آنان در تقویت قدرت دفاعی و بازدارنده کشور را از درگاه خداوند متعال مسئلت می جویم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سرتیپ بسیجی محمد شیرازی

رییس دفتر فرماندهی معظم کل قوا

نام:

ایمیل:

* نظر:

تصاویر : کلوپ نوجوانان هوادار پوتین ! امپراطوری های مرده در حال زنده شدن در قرن 21!! آیا جنگ جهانی سوم را آنها شروع خواهند کرد؟




  گروهی از نوجوانان روسی کلوپ هواداری عجیبی تشکیل داده‌اند که با جدیت و علاقه کم نظیری آن را دنبال می‌کنند؛ کلوپ هواداری ولادیمیر پوتین.

 کلوپ‌های هواداران پدیده‌ای هستند که در سراسر جهان قابل مشاهده‌اند. وقتی که بحث علاقۀ جمعی به فرد یا فیلم یا تیم و امثالهم مطرح باشد، خیلی از هواداران حاضرند برای خرید محصولات و غیره خرج کنند، تا هواداری خود را ثابت کنند.

اما در حومۀ مسکو، گروهی از دانش‌آموزان جوان که تیشرتهای نارنجی روشن بر تن می‌توانند، می‌توانند ادعا کنند که یکی از عجیبترین گروههای هواداری دنیا را تشکیل داده‌اند.

از آنجایی که سن اعضای این کلوپ به طور میانگین 18 سال است، ممکن است خیال کنید که سوژۀ هواداریشان یک گروه موسیقی با یک ستارۀ خوش تیپ سینما است. اما نه! هزار و پانصد عضو "کلوپ هواداران VV" طرفدار چهره‌ای وزینتر هستند: رییس جمهور روسیه، ولادیمیر ولایمیرویچ پوتین!

اعضای نوجوان کلوپ هواداران ولادیمیر پوتین به او به چشم یک منجی نگاه می‌کنند. آنها، حرف کسانی که در داخل و خارج پوتین را تهدیدی برای دموکراسی و صلح جهانی می‌دانند را مزخرف می‌دانند.

بسیاری از دختران عضو این کلوپ به این رییس جمهور قوی، تر و تمیز و خوش تیپ به دید پدر نگاه می‌کنند و حتی او را همسری ایدآل می‌دانند. دانش‌آموزان پوسترهای پوتین را بالای تخت می‌چسبانند و نشانهایی منقش به چهرۀ او را به سینه می‌زنند.

ویکا موتورینا، 18 ساله و از اعضای کلوپ می‌گوید: "او یک سیاستمدار، ورزشکار و مردخانوادۀ به تمام معناست."

آنها ساعت‌ها در اینترنت راجع به قهرمانشان چت می‌کنند و حتی با تیشرتهایی با عکس پوتین به دانشگاه می‌روند. "بلا دوکا" گزارش مصور از این کلوپ هواداری را تهیه کرده است.





























قدرت دفاعی ایران در دنیا و بخصوص غرب توجهات را بخود جلب نموده است .به امید پیشرفت همه جانبه بیشتر ایران اسلامی

کد خبر: ۱۹۱۸۶۹

تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۳:۴۵
گزارش نیویورک تایمز از
آن عملیات شبیه سازی با نام پیامبر اعظم 9، محور رزمایش نیروی دریایی سپاه پاسداران در نزدیکی تنگه هرمز بود که یک آبراه راهبردی است که بیش از بیست درصد محموله های نفت جهان از آنجا عبور می کند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
نابودی ماکت ناو هواپیمابر آمریکا بدست نیروهای ایران

نیویورک تایمز نوشت:‌ به نظر نمیرسد آمریکا علنا درباره رزمایش ایران و تهدید بالقوه آن برای ناو هواپیمابر خود نگران باشد.

به گزارش «انتخاب»، نیروی دریایی ایران ممکن است در مقایسه با نیروی دریایی آمریکا از سبقه ی کمتری برخوردار باشد، اما روز چهارشنبه خسارت جدی به یک ناو هواپیمابر آمریکاوارد ساخت.فرماندهان ایرانی با افتخار از وارد شدن ضربات سنگین به آن ماکت با شبیه سازی شرایط یک جنگ واقعی سخن گفتند.

آن عملیات شبیه سازی با نام پیامبر اعظم 9، محور رزمایش نیروی دریایی سپاه پاسداران در نزدیکی تنگه هرمز بود که یک آبراه راهبردی است که بیش از بیست درصد محموله های نفت جهان از آنجا عبور می کند.

در این گزارش با اشاره به تصاویر پخش شده از تلویزیون دولتی ایران درباره آن رزمایش و شرکت قایق های تندرو در حمله به ناو آمریکایی نوشت: گرچه ایران و آمریکا درگیر گفتگوهای هسته ای اند، ایران اغلب تهدید کرده است به تلافی هر حمله ای به مراکز هسته ای اش تنگه هرمز را مسدود خواهد کرد. حمله روز چهارشنبه بخشی از راهبرد ایران برای نشان دادن توان نظامی خود با وجود مذاکرات مستقیم با آمریکا دشمن دیرینه خود بود.

حضور آمریکا در خلیج فارس از دیرباز برای مقامات ایران آزاردهنده بوده است و آنها گفته اند هیچ دلیلی برای فرافکنی قدرت توسط نیروی دریایی آمریکا در چنین فاصله دوری از مرزهای آن وجود ندارد. بعلاوه افسران ایرانی می گویند صِرف حضور آمریکا برای منطقه خطرناک است.

ماکت ساخته شده شباهت چشمگیری با نمونه ای داشت که ارتش آمریکا آنرا سال گذشته در زمان ساخت در یک کارگاه کشتی سازی در بندر عباس رصد کرده بود و به سرعت به «کشتی هدف» معروف شد.