شاید بهتر باشد رامبد جوان فقط به بازیگری بپردازد تا کارهای که از پس آنها بر نمی آید و بلوا بر علیه او ایجاد می کند.
---
بازیگر و مجری صدا و سیما با انتشار متنی در یکی از شبکههای اجتماعی از مردم سیستان و بلوچستان عذرخواهی کرد.

سایت رویکرد نوشت: در پی انتقادات شدید به رامبدجوان در فضای مجازی، این بازیگر و مجری صدا و سیما با انتشار متنی در یکی از شبکههای اجتماعی از مردم سیستان و بلوچستان عذرخواهی کرد.
وی در این متن نوشته است:
سلام به همه ى ایرونى هاى عزیز.
همونطور که قبل تر گفتم همه ى نظرات و کامنتها رو مى خونم و از دیشب چه جنجالى راه افتاده! همتون مى دونین که من هیچوقت در طول ٢٣ سال کار کردنم براى شاد کردن وخندوندن مردم،هیچ قوم و صنف و جناحى رو مسخره نکردم و باز همتون مى دونین که چقدر شاد بودن و خندیدنتون برام مهمه و براى همین خندوانه رو ساختم. خندوانه اى که در طول ١١٥ قسمتش باعث آزردگى هیچ کس نشد.
اگر مردم سیستان بابت خاطره ى من که به نظر خودم خیلى ساده و دوست داشتنى بود(خاطره ام) ناراحت و دلگیر شدن از تک تکشون عذر مى خوام. بابتش حتى مى تونم در جاى بزرگتر از اینجا هم اعلام کنم که همه رو دوست دارم و قصد تمسخر هیچ کس رو ندارم چه برسه به یه قوم باارزش از اقوام باارزش مملکتم که بهش مى بالم.
ولى رفقاى غیور و دلگیرِمن تا حدود ٢٤ ساعت قبل همه با هم دوست بودیم و من از مهرتون لبریز ،چطور مى شه که ناگهان بابت یک شوخى که فقط یک روایت بود و نه هیچ چیز طراحى شده، همتون این همه خشمگین مى شین و من تبدیل مى شم به دشمن سیستان و سیستانى، تبدیل مى شم به دشمن فرهنگ، تبدیل مى شم به دشمن فقر و زجر و غیرت و استوارى و خشکسالى ملتى که براى همه واضح و آشکارِ که چه بودن و چه هستن.؟؟؟ واقعاً این همه حس توهین از من ؟؟؟ این همه حس تمسخر از من؟؟؟
یا شما منو نمى شناسین یا من شمارو تا به حال نشناختم که این همه بى مهرى و متاسفانه این همه بى ادبى رو باور ندارم ... که با فحشها و ناسزاهایى مواجه شدم که لحظه اى تصور کردم دشمن سر سخت ایران و ایرانى هستم.
من شمایى که عشق و مهر و ادب سالیانم رو به باد فحش و ناسزا و قضاوتهاى بى اساس گرفتین مى بخشم. از شمایى هم که از شوخىِ لحظه اى من آزرده شدین عذر خواهى مى کنم. یادمون باشه ما هموطنیم و خواهر و برادر. در یک خانواده مطمئن ترین چیز عشق و مهر و بخششه. باز هم دوستتون دارم. و خواهش مى کنم به این بى مهرى و متاسفانه بى حرمتى پایان بدین. مخلص رامبد جوان.

گفتنی است رامبد جوان یکشنبه شب میهمان برنامه بعضیا (با اجرای علی ضیا) بو که وی در بخشی از این برنامه خاطرهای از مردم زابل را تعریف کرد. این خاطره با واکنش های شدیدی علیه رامبد جوان در شبکههای اجتماعی رو به برو شد.
همچنین حسینعلی شهریاری نماینده مردم زاهدان در مجلس در گفت و گویی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران از قومیتهای مختلف تشکیل شده است، عنوان کرد: اینکه در برنامه زنده تلویزیونی مردم سیستان را به سخره بگیرند و گویش سیستانی را مسخره کنند کار ناپسندی است؛ در حالی که سوء مدیریت دولتها سبب شده تا مردم مجبور به مهاجرت شوند.
وی افزود: اینکه حرکاتی شبیه دلقک بازی درآورند به هیچ وجه قابل قبول نیست و ما میخواهیم که مسئولین شبکه 3 از مردم سیستان عذرخواهی کنند.
اگر رویداد 9 دی و حضور گسترده میلیونها ایرانی عاشق ایران و تمدن ایرانی اسلامی در خیابانهای شهرهای بزرک وکوچک و روستاها به طرفداری از نظام و رهبری هوشمند وساده زیست آن حضرت آیه الله خامنه ای را از زاویه امنیت ومنافع ملی بررسی کنیم در خواهیم یافت هزاران سال تجربه تلخ وشیرین ایران کهن چه در قبل و چه بعد از اسلام به ما ایرانیان یاد داد اگر می خواهیم بعنوان یک ملت با هویت ایرانی- اسلامی در نقشه جغرافیای سیاسی جهان باقی بمانیم و به حیات
اجتماعی خود ادامه دهیم هیچ راهی بجز عبور از چند دستگی و یا همان جناح بازی نداریم.در انتخابات خرداد 1388 نتیجه اعلام شده مورد پذیرش دوتن از کاندیداها (مهندس موسوی و حجت الاسلام کروبی قرار نگرفت) تدابیر قانونی وهمت و تلاش دستجمعی و یا فردی دلسوزان هم برای رفع سوی تفاهمات وحل شائبه تقلبل احتمالی در انتخابات اثر نکرد و حتی سخنرانی رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه که در نهایت احترام وتعریف از گذشته و خدمات آقایان فوق با بیانی دلسوزانه خواستند وضعیت کشور وخطراتی که در آن زمان از ناحیه ناتو و اسراییل و
حامیان عرب و غیر عرب منطقه ای و فرا منطقه ای برای امنیت ملی و منافع وهویت ایران اسلامی داشت مورد توجه قرار گیرد وهمه به اختلافات پایان دهند . اما به هر دلیلی این اتفاق نیفتاد و تظاهرات گسترده خیابانهای کشور را فرا گرفت . جامعه از لحاظ داخلی میرفت به یک جامعه دوقطبی تقسیم شود و غرب واسراییل هم طبیعی بود با بسیج امکانات رسانه ای وسیاسی و مالی و غیره خود (بر اساس یک اشتباه محاسبه بسیار فاحش والبته کودکانه)بدنبال خلق عراق و افغانستان در
میهن ما و یا سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران وتجزیه ایران به شیوه آنچه را که در باره شوروی و یوگسلاوی سابق انجام دادند بروند. اما بناگه مردم حتی مردمی که به طرفداری از معترضین به نتیجه اعلام شده به خیابان آمده بودند متوجه شدند بیگانگان به بهانه طرفداری از پایمال شدن حق دوکاندید در واقع قصد زدن ریشه ایران و ایرانی و هویت
وتمامیت ارضی ایران را دارند. بنده شخصا فکر میکنم حتی آقایان کروبی و موسوی هم قبل از رفتن به حصر خانگی متوجه این
حقیقت شده بودند .اما باز بنده بر این باورم که هجمه بسیار شدید تبلیغات خارجی در ماهواره و شبکه های اجتماعی ومطبوعات فارسی زبان و غیره خارجی و داخلی و اشتباهات رسانه ملی (از دید بنده)عملا فرصت تفکر همه جانبه نگر و با در نظر داشت منافع و امنیت ملی وتمامیت ارضی را بجز تعداد کمی و در راس آنها رهبر فرزانه انقلاب از دست اندر کاران دولتی و جناحی آن زمان گرفته بود. به معنای واقعی کلمه رویداهای جاری در آن ایام (بین اول تیر تا 8 دی 1388) یک فتنه تمام عیار بود چرا که ناتو واسراییل و برخی اعراب حامی آنها
فرصتی بدستشان آمده بود تا با یک حمله همه جانبه و در حالی که بخش قابل توجه ای از اعضای جناحها و افراد در کشور گیر اثبات یا رد مسئله تقلب در انتخابات بودند وهزاران تهمت و افترا به یکدیگر در این مدت نسبت داده بودند غرب و ناتو با ریختن بنزین بر این روند سعی می کردند تا اوضاع را ابتدا در این بر هم زنند و نهایتا با دخالت نظامی خود کار همه افراد و جناحها وتمامیت ارضی ایران را یکسره کنند.
----
شک ندارم که غرب و اسراییل اصلا برایشان برنده شدن این یا آن در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران اصلا مهم نبود
بلکه آنها فرصتی مفت ومجانی بدست آورده بودند تا ریشه همه چیز ایران و ایرانی را یکجا بزنند.گذشته ها گذشت خدا کند از این به بعد بزرگان جناحها در کشور به این نکته اساسی توجه کنند که اختلافات داخلی بخصوص اگر از نوع بخیابان کشاندن مردم و ایجاد بلوا و آشوب و غیره باشد (خدای ناکرده )بدنبالش بدون کمترین تردید ی باید انتظار حملات نظامی غرب و اسراییل و شرکای عربی و غیر عربی آنها و از بین رفتن جان ومال وناموس بخش عمده ای از ملت خود در کنار نابودی
زیرساختهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را هم داشته باشند. باز اینجا است که معنی بحث بصیرت مطرح شده توسط رهبر انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای بیشتر خودنمایی می کند.شکی نیست که ظلم بر افراد در این حادثه اعمال شده است و خون هایی از طرفین بناحق بر زمین ریخته است و زندانهایی بر افراد بر حسب قانون و یا غیر آن تحمیل شده است ویا مال و آبروی افرادیبا دلیل ویا بی دلیل لگد مال شده است . اما بنظر من می شود همه برای حفظ هویت و منافع و امنیت ملی و
برای بحال زار نیفتادن ایران اسلامی به وضع بسیار اسفبار لیبی واوکراین و افغانستان و پاکستان و عراق و سوریه یکدیگر را ببخشند.بنظر من با کمی از خود گذشتگی می شود تا حد بسیار زیادی شرایط را مطلوب نمود تا آنجا که با رفع کدورتها و اختلافات ضریب امنیت ملی ما چند برابر گردد.سه مسئله خطر همیشگی و احتمالی حمله غرب و متحدانش به ایران ونیز جولان داعش جنایت کار و بی رحم در کنار مرزهای ایران اسلامی ونیز مذاکرات هسته ای با گروه 1+5 می تواند همه دلهای دارای درد دین و امنیت وتمامیت ارضی و منافع ملی را به گذشت و وحدت برساند.در چنین صورتی دیگر نه حصر لزوم دارد و نه تبلیغات ضد یکدیگر وتبادل الفاظی که بجز ایجاد شک وبی اعتمادی بیشتر هیچ نتیجه دیگری ندارد.
دراین دنیای پر آشوب و در حالی که جنگ وکشتار و خونریزی و نیز بازیهای سیاسی با شدت و دامنه بیش یا کم چه بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم همه دنیا را در بر گرفته است و همه رسانه ها بیشترین توجه خود را بطور طبیعی به این حوادث و رویداهای نظامی و سیاسی جهان معطوف نموده اند . در اروپای متمدن وامریکای پیشرفته ! و از طریق اینترنت در همه دنیا و نیز در کشورهایی چون عراق و لیبی و افغانستان و سوریه و یمن و اوکراین بصورت آشکارتر جوانی و طراوت والبته عمر و سلامتی دختران و پسران خردسال ویا نوجوان وجوان برای کسب ثروت و قدرت بیشتر توسط گروه های سیاسی و یا باندهای مافیای خرید و فروش انسان و اعضای بدن او مورد استثمار و استعمار فردی و گروهی خیل عظیمی از انسانهای این کره خاکی قرار گرفته ومیگیرد.زنان و دختران وحتی پسران زیبا روی در این کشورها ربوده و یا به اسارت گرفته میشوند ویا با
پرداخت پولی نا چیز به خانواده هایشان آنها را مالک می شوند و یا ازجهالت و نادانی جوانان فریب خورده ای باید گفت که خانه و کاشانه امن خود در خانواده و کشورشان را رها نموده تا در غرب به زندگی مرفه برسند و در بین راه دچار باندهای مافیایی فوق می شوند و سر از فاحشه خانه ها و مراکز قمار و خلاف در می آورند و انسان دلسوز در برابر کرامت انسانی وآزادی و حقوق بشر را به سوز و گدازی عمیق فرو می برد.آنجا که داعشی ها بر سر قیمت فروش دختران و کودکان زیبای روی به اسارت گرفته از اقوام کرد و غیر کرد عراقی وسوری و غیره با دلالان خرید بردگان جنسی بصورت علنی و جلوی دوربینهای پخش زنده به چانه زنی برای دریافت دلار بیشتر میپردازند تا بدروغ تحت لوای اسلام من در اوری خود همه قوانین خدا و انسانیت را لگد مال نمایند درد انسان اندیشمند چند برابر میشود.تاسف انگاه بیشتر می شود که شهوترانان عرب در
کشورهای خلیج فارس وغیره و یا ثروتمندان شهوتران در کشورهای غربی و اسیایی و مانند آنها باوجودی که میدانند این زنان و کودکان به کثیف ترین و ضدانسانی ترین شیوه به اسارت ویا بردگی و یا استثمار قرار گرفته اند وبجای همدردی و کمک به رهایی آنها از بند این شیاطین انها را با پرداحت مبالغ سنگین میخرند تا از بدن زیبایی انها برای ارضایی شهوت بدنهای خر و گاو مانند خود در نهایت بی شرمی مورد سوی استفاده قرار دهند.تازه این سوای دختران و پسران فراوان اهل کشورهای اروپای شرقی است که علنا و رسما و در اکثر موارد با میل خانواده ها ودر مقابل دریافت مبلغی ناچیز یکجا و یا بصورت ماهیانه به استخدام باندهای خلاف و فساد و فحشایی در می ایند تا وجود انسانی انها به زشت ترین شیوه به لج کشیده شود.واقعا کدام سازمان و دول دنیا دلسوزانه به این خیل عظیم از جمعیت جهان توجه نموده و یا می نماید.
بسم الرحمن الرحیم
یاد حسین جاودانه است-------------پایان صفر آغاز راه است
حلول ماه ربیع الاول برشما خواننده گرام مبارک باد.
کینه و کینه ورزی
من کینه را به 4 قسم زیر تقسیم می کنم:
1- کینه شتری آنست که با منطق و بدون منطق فرد یا گروهی از فرد و یا گروه دیگر کینه بدل می گیرند و هرگز بصورت واقعی دل خود را از این کینه ورزی بی حاصل پاک نمی کنند.این دسته کینه ورزی جهل آلود را شتری می نامم چرا که مانند اخلاق شتر گاهی خوب و گاهی بد است اگر خوب باشد دنیا بهشت است و اگر حال بد باشد نتیجه کینه ورزی می تواند به جهنم تبدیل شود در این صورت بمرز کینه شیطانی نزدیک میشود.
2- کینه شیطانی : این کینه ورزی اصلا دلیل منطقی ندارد و اکثرا بدلیل عقده حقارت و منفعت طلبی و نداشتن چشم بهتر از خود و رو شدن دست دزدی و یا خیانت فرد و یا افراد رانتخوار توسط فرد و یا افراد پاک و مومن و مسئولیت شناس پدید می آید.کینه این افراد بشدت خطرناک هم برای خودشان و هم برای مغضوبان آنها است چرا که شیطان چشم و گوش چنین افرادی را کور و کر نموده و برای ضربه زدن به افراد پاک دست به هر جنایت و نقشه شرم آوری که به ذهن خامشان برسد می زنند و این یعنی فاجعه برای مرتکبین و مغضوبان و جامعه و دیگران.
3- کینه انسانی معمولا چنین کینه ای از سوی تفاهم جزی یا کلی پیش می آیند و با رفع آنها همه چیز بخیر و خوشی تمام می شود.این نوع کینه ورزی را بنده سرطان خوش خیم می دانم !.معمولا این نوع کینه ورزی کمترین تبعات و صدمات را از خود برجای می گذارد.
4-کینه ورزی ناشی لقمه حرام :
انسان وقتی به خوردن لقمه حرام عادت کرد دیگر قبح و زشتی کار کثیف رانتخواری و خیانت به بیت المال هم برایش عادی و بی اهمیت می شود.چنین فردی بسیار دروغگو و ریا کار میشود. آنجا که منافعش ایجاب کند خود را در کسوت یک مومن تمام قد نشان میدهد و جای دیگر که ضرورت باشد چهره شیطانی خود را بدون نقاب و حجاب نشان میدهد.
خدا بداد برسد از تبعات این نوع کینه ورزی چرا که شیطان هم در چنین صورتی اصطلاحا لنگ می اندازد و به کنندگان چنین اعمال بسیار شرم آور و ضد انسانی می گوید: من شاگرد شماهستم و شما با این اعمال و بی رحمی های خود روی من را سفید کردید چرا که به همه ثابت می شود شیطان واقعی شما هستید و نه من.این نوع کینه ورزی معمولا با خون و خونریزی و جنایت و نان بری و زیر آب زنی و آبروی مومنان را بدون دلیل بردن و ریا و تزویر و دغل کاری و هر چیز ممکن
دیگرهمراه است.
اما و اما از آنجا که خداوند این جهان زمینی و همه کهکشانها و حیات احتمالی روی آنها را بر اساس نظم و عدالت و قانون خدایی استوار نموده لذا کنندگان این چهار نوع کینه ورزی نهایتا به مقدار صدمات و خسارتهای که از کینه ورزی خود با بیرحمی در مورد دیگران بقصد انتقام و تخلیه عقده حقارت و یا خنک شدن دل کثیف خود مرتکب شده اند را مورد مجازات های مختلف قرار می هد.دزدان بیت المال معمولا جنایت خود ذر باره 80 میلیون ایرانی را با توجیه های ظاهرا شرعی و منطقی انجام میدهند.
درس اخلاقی : کینه ورز و ریاکار و دروغگو نباشیم تا عمر کوتاه خود را بجای امور ضد خدایی و ضد انسانی به نور ایمان و آرامش درونی و بیرونی منور سازیم در این صورت هم میتوانیم رفاه و خیر نسبی دنیا و هم , عاقبت بخیری و رستگاری و بهشت برین را در دنیای دیگر را نیز بدست آوریم.
خاطره ای از شهید دستغیب استاد تهذب و اخلاق اسلامی
ضمن تسلیت اربعین سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین "ع" و یارانش
این روزها که در شیراز و کشور یادواره شهید دستغیب برگزار میگردد بنده هم بجا دیدم تا خاطره شخصی خود از ایشان را بیان کنم.در پاییز سال 1357 شهید دستغیب از زندان آزاد و من هم که درسال سوم راهنمایی بودم و ضمنا مسئول برگزاری تظاهرات مدرسه حکمت در خیابان عبیر آمیز شیراز هم بودم به اتفاق چند نفر از هم مدرسه ایها و تعدادی دانشجو در حوالی شاه چراغ به منزل محقرولی با صفای ایشان رفتیم .اگر درست بیاد بیاورم حج الاسلام سید هاشم و سید مهدی دستغب هم آنجا بودند.ایشان با روی کشاده مارا پذیرفت کمی از حساسیت شرایط و وظیفه مردم برای حضور هرچه
گسترده تردر تظاهرات وهشیاری از تخریب اموال عمومی توسط ایادی ساواک و انداختن آن به گردن انقلابیون گفت. دراین بین یکی از دانشجویان حرف ایشان را قطع کرد و با شور خاصی گفت(نقل و قول این قسمت نقل به مضمون است) حاج آقا :ما باید با مشت آهنین توی دهن این نظام ستم شاهی و ایادی مزدورش بزنیم واز هیچ چیز نمی ترسیم و آماده شهادتیم و شهید دستغیب با تبسم و صبوری خاص خود و بعد از اتمام سخن آن جوان و بشوخی به این دانشجو گفت عزیز: من تازه
از زندان آزاد شدم و بگذار کمی خانواده و دوستان را ببینم و بعد دوباره به زندان برگردم.با بیان این این جمله جو جلسه تغییرکرد و تبسم هم بر لب آن جوان و هم همه حضار نشست و جلسه در نهایت صمیمیت و با دعای خیر ایشان برای حضارو همه مردم و رهبر فقید انقلاب امام خمینی "ره" و نیز طلب آمرزش برای شهدا و صبر برای خانواده هایشان بپایان
رسید. سعید شجاعی سعدی-20 آذر 1393-شیراز